برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سجاد مصلحی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 sleeping deeply; completely asleep.
There was a burglar in my house but I didn't hear him because I was sleeping soundly
١٣٩٩/٠٤/٠٦
|

2 bias ١٣٩٩/٠٣/٢٢
|

3 very careless, especially about something serious or important ١٣٩٩/٠٣/١٨
|

4 اِتن یا اِتیلن ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

5 اتین یا استیلن ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

6 طولانی شده ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

7 (نفت) مشبک کاری ١٣٩٩/٠٢/١٠
|

8 قابلیت انبساط ١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

9 not controlled by a government or law ١٣٩٩/٠١/٢١
|

10 به طور پی در پی
به طور متوالی
١٣٩٩/٠١/١٧
|

11 1- چشمگیر- شگرف- فوق العاده
2- نمایشی- (مربوط به) نمایش
١٣٩٩/٠١/١٧
|

12 a country that is ruled by a prince ١٣٩٩/٠١/١٥
|

13 ایستابی ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

14 عملگر ١٣٩٨/١٢/٢٩
|

15 means that they transmit from animals to people ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

16 (فعل) بستن دکمه های لباس
Button up your jacket
١٣٩٨/١٢/٢٦
|

17 (فعل) بالا کشیدن زیپ
Zip up your jacket
١٣٩٨/١٢/٢٦
|

18 to learn something by watching or listening to other people ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

19 مستمر- مداوم- بی وقفه- پیوسته ١٣٩٨/١٢/١٥
|

20 It is the plural of meniscus.
Meniscus is the curved upper surface of a liquid in a tube.
١٣٩٨/١٢/١٢
|

21 با اعتماد به نفس (صفت) ١٣٩٨/١١/١٧
|

22 توپر
solid sphere: کره توپر
١٣٩٨/٠٨/١٢
|

23 misbehave ١٣٩٨/٠٨/٠٢
|

24 انبارش ١٣٩٨/٠٦/٢٩
|

25 چکش خواری ١٣٩٨/٠٦/٠٨
|

26 زغال اخته ١٣٩٨/٠٦/٠٧
|

27 corruption ١٣٩٨/٠٦/٠٣
|

28 carelessness ١٣٩٨/٠٥/٣٠
|

29 You've missed three sessions so far:
در این جمله miss به معنی غيبت کردن هست.
١٣٩٨/٠٥/٢٩
|

30 make- up session :
extra session
کلاس جبرانی
١٣٩٨/٠٥/٢٩
|

31 (خاطره، نام) زنده ماندن- باقی ماندن
امرار معاش کردن
١٣٩٨/٠٥/٢٦
|

32 رویداد بزرگ- حادثه دوران ساز- نقطه عطف ١٣٩٨/٠٥/١٧
|

33 مزو متخلخل ١٣٩٨/٠٥/٠٤
|

34 دورهمی ١٣٩٨/٠٥/٠٣
|

35 گرما کافت ١٣٩٨/٠٥/٠١
|

36 (زمین شناسی) فرو رانش ١٣٩٨/٠٢/٢٥
|

37 پیشنهاد کردن- عرضه کردن- ارائه کردن- مطرح کردن ١٣٩٨/٠١/٢٨
|

38 discharge of a stream is the volume of flow passing a point per unit time. it's normally measured in cubic metres per second ١٣٩٨/٠١/٢٨
|

39 خط چین ١٣٩٨/٠١/٢٨
|

40 ۱- اتفاقی- تصادفی
۲- غیر رسمی- خودمانی
١٣٩٨/٠١/٢٢
|

41 If something snaps, or you snap it, it breaks with a short loud noise ١٣٩٨/٠١/١٣
|

42 abbreviation of posttraumatic stress disorder ١٣٩٨/٠١/١٢
|

43 هیجان زده-ذوق زده-خوشحال ١٣٩٧/١٢/٢٧
|

44 آرایه تشخیص-جان بخشی به اشیاء ١٣٩٧/١٢/١١
|

45 آرایه تشبیه ١٣٩٧/١٢/١١
|

46 abbreviation of miles per hour ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

47 an elementary particle ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

48 نوعی حیوان ١٣٩٧/١٢/٠٢
|

49 an old English measure for length ١٣٩٧/١٢/٠١
|

50 راس ١٣٩٧/١١/٣٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 stand up for
• Will you stand up for me?
• آیا شما از من دفاع ( پشتیبانی) خواهید کرد؟
١٣٩٨/١٢/٢٢
|

2 churn
• They churn out 000 identical toy trains every day.
• آنها روزانه 5000 قطار اسباب بازی مشابه تولید میکنند.
١٣٩٨/٠٦/١٤
|

3 list
• I always make a list of what I need to get at the store.
• من همیشه از چیز هایی که نیازه از مغازه بخرم، لیست تهیه می کنم.
١٣٩٨/٠٦/٠٥
|

4 hurt
• It hurts when I raise my arm.
• وقتی دستم را بالا میبرم، دستم درد میگیرد.
١٣٩٨/٠٦/٠٣
|

5 hurt
• I hurt my arm when I fell.
• وقتی افتادم دستم صدمه دید.
١٣٩٨/٠٦/٠٣
|

6 confide in
• There is no one here I can confide in.
• هیچ کس در اینجا نیست که بتوانم به او اعتماد کنم.
١٣٩٧/٠٧/٢٠
|

7 go out
• We can go out if you like.
• اگر تو دوست داری،مامی تونیم بریم بیرون.
١٣٩٧/٠٦/١٨
|

8 captivity
• The birds have been successfully reared in captivity.
• این پرنده ها با موفقیت در قفس تربیت شده اند.
١٣٩٧/٠٦/١٧
|

9 captivity
• These animals rarely thrive in captivity.
• این حیوانات در قفس(یا باغ وحش) کم رشد می کنند.
١٣٩٧/٠٦/١٧
|

10 kingdom
• In the kingdom of blind men the one-eyed man is king.
• در قلمرو افراد نابینا، یک فرد بینا پادشاه است.
١٣٩٧/٠٦/١٦
|

11 wool
• A lazy sheep thinks its wool heavy.
• یک گوسفند تنبل فکر می کند پشمش سنگین است.
١٣٩٧/٠٦/١٦
|

12 pool
• She dove straight into the pool.
• او به استخر مستقیماً شیرجه زد.
١٣٩٧/٠٦/١٤
|

13 mood
• I am not in the mood to argue.
• من حال و حوصله بحث کردن ندارم.
١٣٩٧/٠٦/١٤
|

14 disappoint
• I'm sorry to disappoint your expectation.
• متأسفم که ناامیدت کردم.
١٣٩٧/٠٦/١٤
|

15 sink
• Who swims in sin shall sink in sorrow.
• کسی که (در گناه شنا می کند) غرق در گناه است، در غم و اندوه غرق خواهد شد.
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

16 incredible
• The difference between internet and reality is so incredible.
• تفاوت بین اینترنت و واقعیت خیلی باور نکردنی است.
١٣٩٧/٠٦/١٣
|

17 loaf
• I went to the baker's to buy a loaf of fresh bread.
• من برای خریدن یک قرص نان تازه به نانوایی رفتم.
١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

18 preferred
• Egg pasta is certainly preferred by many chefs.
• پاستای تخم مرغ مطمئناً توسط بسیاری از سرآشپز ها ترجیح داده می شود.
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

19 preferred
• He preferred to stay at home rather than go with us.
• او ترجیح داد بماند در خانه به جای اینکه باما بیاید.
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

20 mantelpiece
• There was a clock on the mantelpiece.
• یک ساعت روی طاقچه بالای بخاری وجود داشت.
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

21 mantelpiece
• We have an antique clock on our mantelpiece.
• مایک ساعت عتیقه روی طاقچه بالای بخاری مان داریم.
١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

22 sundae
• I'd like to have a sundae.
• من دوست دارم یک ساندی بخورم.
١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

23 the
• the Prime Minister
• نخست وزیر - صدر اعظم
١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

24 certain
• You shouldn't be so certain about winning; there is still a chance you will lose.
• تو نباید در مورد برنده شدن خیلی مطمئن باشی. هنوز یک احتمال وجود دارد که تو شکست بخوری.
١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

25 once
• She was once a teacher.
• او قبلاً یک معلم بود.
١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

26 once
• He calls his mother once a month.
• او به مادرش ماهی یک بار زنگ میزند.
١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

27 escalator
• I'll meet you by the up/down escalator on the second floor.
• من تو را در طبقه دوم کنار پله برقی (رو به بالا/ روبه پایین) ملاقات خواهم کرد.
١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

28 escalator
• I don't like escalator — I'll climb the stairs.
• من پله برقی دوست ندارم. من با پله ها بالا خواهم رفت.
١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

29 james
• I sold my car to James for £800.
• من ماشینم را به جیمز 800 پوند فروختم.
١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

30 garbage
• We put garbage in this container and take it outside when it is full.
• ما زباله را در این محفظه قرار می دهیم و وقتی پر شد آنرا بیرون می بریم.
١٣٩٧/٠٥/٣١
|