برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سایه مهاجر

سایه مهاجر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Hors before bros!
١٣٩٩/٠٣/١٧
|

2 It's babanas!احمقانه است،یه شوخیه ١٣٩٩/٠٣/١٣
|

3 پن کیک ،آشپزی کردن
Canadians pride themselves on their discretion, and Flapjack Fridays.
١٣٩٩/٠٣/١٣
|

4 سیریش، ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

5 چاپلوسی ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

6 کسی که از موی زبر وحشت یا ترش دارد ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

7 Fear of hair ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

8 فرزند شرور شیطان و فرشته ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

9 بت پرستی ١٣٩٩/٠٣/١٢
|

10 Expire date
تاریخ انقضا
١٣٩٩/٠٣/١١
|

11 In no time
در لحظه
١٣٩٩/٠٣/١١
|

12 هندز فری ١٣٩٩/٠٣/١١
|

13 از چی خوششون نیاد؟ ١٣٩٩/٠٣/١١
|

14 چیز(بجای کلمه ی فراموش شده در صحبتمون استفاده میکنیم) ١٣٩٩/٠٣/١٠
|

15 تصمیم هنگام گیر کردن سر دوراهی
موقعیت سخت در تصمیم گیری
He's recreating his own moral dilemma.
او داره موقعیت سخت دوراهی انتخاب اخلاقی خودش ...
١٣٩٩/٠٣/١٠
|

16 Dr's hand is her bread and butter
دست دکتر وسیله ی امرار معاش اوست.
١٣٩٩/٠٣/١٠
|

17 پلیس ١٣٩٩/٠٣/١٠
|

18 the meaning of ta vonlu:
the king is captured
١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

19 Joke:
A:It's raining cats and dogs
B: Don't step in a poodle.
١٣٩٩/٠٣/٠٩
|

20 Cool bananas!
خیلی باحاله-چه باحال!
١٣٩٩/٠٣/٠٧
|

21 طی الارض ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

22 گروگان گرفتن ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

23 you are killing my buzz
داری حوصلمو سر میبری
داری فازمو خراب میکنی
١٣٩٩/٠٣/٠٥
|

24 تکیه کلام ١٣٩٩/٠٣/٠٥
|

25 یالا،زود تند سریع ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

26 Stabbing at sth
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

27 ای ول،احسنت ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

28 Do not do or talk about
یک واژه با ریشه لاتینی به معنای انجام ندادن کاری یا بحث نکردن درمورد چیزی
Ex: ixnay on the unsgay
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

29 I braced behind the door.
من پشت در ماندم.
من پشت در قابم شدم.
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

30 To go off the shot
شروع به شلیک کردن
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

31 The more the merrier
هرچی بیشتر بهتر
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

32 عروسک روسی ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

33 مبادله،این در قبال اون،
١٣٩٩/٠٢/٣١
|

34 تکان دهنده،حیرت اور، ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

35 کودن ١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

36 Stop raining on the poor woman's parade
دست از سر زن بیچاره بردار
١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

37 تردستی، ١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

38 I call the shots
من میگم چیکار کنی،اختیارت دست منه
١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

39 زخم جزئی،خراش ١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

40 Please tell me I'm hallucinating
لطفا بمن بگو که (دارم تخیل میکنم) توهم زدم.
١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

41 متخصص �سرطان شناس �سرطان روده انکولوژیست ١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

42 موفقیت ١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

43 ولگردی ١٣٩٩/٠٢/٢٧
|

44 عواقب،تاثیرات،نتایج ١٣٩٩/٠٢/٢٧
|

45 Despite tremendous advances in software and equipment, things can and do malfunction.
علیرغم پیشرفتهای شگرف در خصوص نرم افزار،آنها ممکن است آنطور ...
١٣٩٩/٠٢/٢٧
|

46 آماده استفاده کردن بعد از چیزی که درحال حاضر استفاده میکنیم.
در صف انتظار
If something is queued up, that means it's ready to be used next.
١٣٩٩/٠٢/٢٣
|

47 Swallow
قورت دادن
١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

48 قشر آسیب پذیر،گروه در معرض آسیب ،قشر ی از مردم حیوانات یا هر موجود دیگر که در معرض آسیب یا خطر باشند. ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

49 It kind of means to stay in a safe place for some time until something is over, or danger passes.
١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

50 Shibari is an artistic kind of rope bondage that originated in Japan and consists of many special ties and bindings that allow the genitals to be sti ... ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

51 عمل بستن شخصی با طناب ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

52 Belt buckle
سگک کمربند
١٣٩٩/٠٢/١٧
|

53
باید برم دستشویی
I need to Squeeze the lemon
١٣٩٩/٠٢/١٧
|

54 وسیله جلوگیری از بارداری
Pregnancy protection
١٣٩٩/٠٢/١٤
|

55 ترشح ،خلط ١٣٩٩/٠٢/١٤
|

56 پاییدن ١٣٩٩/٠٢/١٤
|

57 Saye Mohajer
Odd smile
لبخند عجیب
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

58 Saye Mohajer
He was followed to the grave
جنازه اش تشییع شد.
١٣٩٩/٠٢/٠٦
|

59 Chihuahua
Sayemohajer
نوعی نژاد سگ
١٣٩٩/٠١/٣١
|

60 With my bare hands
Sayemohajer
با دستای خالی ام
١٣٩٩/٠١/٣١
|

61 دست خالی،بدون هیچ وسیله یا کمکی ١٣٩٩/٠١/٣١
|

62 A side of ranch fries
به معنی سیب زمینی سرخ کرده که رویشخوب سرخ شده باشه ،ترد باشه
١٣٩٩/٠١/٣١
|