برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Amir Mahdi Amiri

ای نام نکوی تو سر دفتر دیوان ها وی طلعت روی تو زینت ده عنوان ها مستوره ی کردستانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 تقسیم بندی ١٣٩٩/٠١/١٣
|

2 معرفی کردن ١٣٩٩/٠١/١٣
|

3 عموما ١٣٩٩/٠١/١٢
|

4 صدا کردن ١٣٩٩/٠١/١٢
|

5 واقعیتش ١٣٩٩/٠١/١٢
|

6 شعرها ١٣٩٩/٠١/١٢
|

7 گاهی ١٣٩٩/٠١/١٢
|

8 مجله ها ١٣٩٩/٠١/١٢
|

9 چیزها ١٣٩٩/٠١/١٢
|

10 چیز هایی را ١٣٩٩/٠١/١٢
|

11 واقعا؟ ١٣٩٩/٠١/١٢
|

12 مشغولی ١٣٩٩/٠١/١٢
|

13 کشوری در آسیا ١٣٩٨/١١/٠١
|

14 کشوری در آسیای شرقی ١٣٩٨/١١/٠١
|

15 مشکلwhats the problem ١٣٩٨/١١/٠١
|

16 موضوعwhat's the matter ١٣٩٨/١١/٠١
|

17 جاری ریزش دویدن ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

18 دویدن ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

19 آبریزش بینی ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

20 تعریف وخواندن داستان ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

21 رابطه جنسی ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

22 الت تناسلی مردان ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

23 هلو ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

24 فیتیله ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

25 دوچرخه سواری ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

26 نازیدن ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

27 بازی کردن والیبال ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

28 پادشاه هدایتگر ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

29 شب ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

30 مروارید آسمانی ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

31 ریشه تاریخیش لقبی بوده که موبدان به افرادی که به آتشکده کمک کردن می دادند خودم از یه جا خوندم ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

32 در اکثر گویش ها بختیاری لری کردی گیلکی مازنی به معنای باران است ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

33 هفتگی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

34 شروع ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

35 میان ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

36 همه هر ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

37 پاسخگویی برعهده گرفتن تلافی کردن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

38 محل نگه داری زوبین ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

39 پایتخت کشور فرانسه ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

40 مصر معروف به کشور فراعنه که بزرگترین رود دنیا رود نیل در آن قرار دارد ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

41 تیک صحیح ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

42 جدول معمایی ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

43 تشبیه کردن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

44 آشنا کردن ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

45 برتری نسبت به دیگران ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

46 پنجشنبه چطوره؟ ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

47 چگونه ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

48 آن را امروز انجام دهید ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

49 او مالکیت مونث ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

50 می دانی گاهی سوالی و گاهی خبری بستگی به کاربرد کلمه در جمله داره ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 between
• the wall between rooms
• دیوار میان دو اتاق
١٣٩٨/٠٩/١٧
|

2 swan
• The swan sings when death comes.
• قو وقتی آواز می خواند که مرگ فرا رسد
١٣٩٨/٠٦/٢٤
|

3 once upon a time
• Once upon a time there was a princess . . .
• در عهدی یک شاهزاده خانم زندگی می کرد
١٣٩٨/٠٦/٢٠
|

4 fast food
• It is not healthy to eat too much fast food.
• این غذای زود پز خیلی سالم نیست
١٣٩٨/٠٦/١٦
|

5 fast food
• "No fast food", she said emphatically.
• او با اطمینان گفت‌‌‌ غذای سریعی نیست
١٣٩٨/٠٦/١٦
|