مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

شاهین حسینی راد

شاهین حسینی راد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Constraint معیار ١٣٩٦/٠٨/٢٩

2 manuscript حیطه-زمینه ١٣٩٦/٠٨/٢٩

3 Capability توانمندی ١٣٩٦/٠٨/٢٩

4 Normalize همپایه سازی کردن ١٣٩٦/٠٨/٢٩

5 utility منفعت ١٣٩٦/٠٨/٢٩

6 preferable ترجیحی ١٣٩٦/٠٨/٢٩

7 Methodology روش کار ١٣٩٦/٠٨/٢٨

8 Competitive Environment بازار رقابتی ١٣٩٦/٠٨/٢٨

9 real time به موقع ١٣٩٦/٠٨/٢٨

10 appropriate متناسب ١٣٩٦/٠٨/٢٨

11 purchase environment بازار خرید ١٣٩٦/٠٨/٢٨

12 effectively کارگشا-کارآمد ١٣٩٦/٠٨/٢٧

13 decision مصمم ١٣٩٦/٠٨/٢٧

14 profit سوداور ١٣٩٦/٠٨/٢٧

15 fixing نهایی کردن ١٣٩٦/٠٨/٢٣

16 work out به کار گرفتن ١٣٩٦/٠٨/٢٣

17 collectively افزایشی-فزاینده ١٣٩٦/٠٨/٢٢

18 margin ناخواسته ١٣٩٦/٠٨/٢٢

19 basis بستر ١٣٩٦/٠٨/٢٢

20 underutilize دست کم گرفتن ١٣٩٦/٠٨/٢٢

21 objective هدفمند ١٣٩٦/٠٨/٢٢

22 inhibit مختل کردن ١٣٩٦/٠٨/٢٢

23 Consequently در پی ان ١٣٩٦/٠٨/٢٢

24 Failure نا فرجامی ١٣٩٦/٠٨/٢٢

25 questionable بحث برانگیز ١٣٩٦/٠٨/٢٢

26 outcome برایند ١٣٩٦/٠٨/٢٢

27 comprised متشکل از ١٣٩٦/٠٨/٢٠

28 outcome خروجی ١٣٩٦/٠٨/٢٠

29 top up اهمیت دادن ١٣٩٦/٠٨/٢٠

30 project سوق دادن ١٣٩٦/٠٨/٢٠

31 deal دست و پنجه نرم کردن ١٣٩٦/٠٨/٢٠

32 deal مقابله کردن ١٣٩٦/٠٨/٢٠

33 adapted منطبق ١٣٩٦/٠٨/٢٠

34 axis خط مشی ١٣٩٦/٠٨/٢٠

35 cross cutting چند جانبه ١٣٩٦/٠٨/٢٠

36 deal مقابله کردن ١٣٩٦/٠٨/٢٠

37 add on افزونه ١٣٩٦/٠٨/٢٠

38 involved دخیل ١٣٩٦/٠٨/١٩

39 All in all در هر حال ١٣٩٦/٠٨/١٩

40 consciously عمدی ١٣٩٦/٠٨/١٨

41 concerned دست اندر کار ١٣٩٦/٠٨/١٨

42 overview پیشینه ١٣٩٦/٠٨/١٨

43 holder دارنده ١٣٩٦/٠٨/١٧

44 significant بسزایی ١٣٩٦/٠٨/١٧

45 violate تخطی از قانون ١٣٩٦/٠٨/١٧

46 culpable مسبب ١٣٩٦/٠٨/١٧

47 self rating مقام خود ١٣٩٦/٠٨/١٧

48 merit مزیت ١٣٩٦/٠٨/١٦

49 As such بر این اساس ١٣٩٦/٠٨/١٦

50 diluted پیش پا افتاده ١٣٩٦/٠٨/١٦

51 Therefore به همین منظور-- به همین دلیل ١٣٩٦/٠٨/١٦

52 imposed اجباری ١٣٩٦/٠٨/١٦

53 prevalently غالباً ١٣٩٦/٠٨/١٦

54 prevalently متداول ١٣٩٦/٠٨/١٦

55 prevalently اخیراً ١٣٩٦/٠٨/١٦

56 emission پساب ١٣٩٦/٠٨/١٢

57 respect ضمن ١٣٩٦/٠٨/١٢

58 In terms of از منظر ١٣٩٦/٠٨/١٢

59 redistribution باز توزیع ١٣٩٦/٠٨/١١

60 availability موجودیت ١٣٩٦/٠٨/١١

61 more especially باالخص ١٣٩٦/٠٨/٠٩

62 meet براورده کردن ١٣٩٦/٠٨/٠٩

63 gas سوخت ١٣٩٦/٠٨/٠٩

64 Decontamination پاک سازی ١٣٩٦/٠٨/٠٧

65 resonate عجین شدن ١٣٩٦/٠٨/٠٧

66 Enable وادار کردن ١٣٩٦/٠٨/٠٧

67 Likewise به همین منوال ١٣٩٦/٠٨/٠٧

68 address اشاره کردن ١٣٩٦/٠٨/٠٧

69 fulfilling اجرا ١٣٩٦/٠٨/٠٧

70 issues دغدغه ها ١٣٩٦/٠٨/٠٧

71 more specifically باالخص ١٣٩٦/٠٧/٢١

72 address مطرح کردن ١٣٩٦/٠٧/٢٠

73 allow مقدور ساختن ١٣٩٦/٠٧/٢٠

74 simplicity ساده سازی ١٣٩٦/٠٧/٠٧

75 normalization همپایه سازی ١٣٩٦/٠٧/٠٦

76 VALUE اعتبار ١٣٩٦/٠٦/١١

77 INVOLVEMENT دست اندر کار ١٣٩٦/٠٦/١١

78 ASSOCIATE همراه شدن ١٣٩٦/٠٦/١١

79 importantly بالاخص ١٣٩٦/٠٦/١١

80 ultimately در نهایت ١٣٩٦/٠٦/١١

81 IN ORDER OF بر طبق ١٣٩٦/٠٦/٠٩

82 STRUCTURE پیکربندی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

83 SUPPORTING حامی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

84 DESCRIPTIVE مقایسه ای ١٣٩٦/٠٦/٠٩

85 LIE نهفتن ١٣٩٦/٠٦/٠٩

86 INCREMENTAL افزایشی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

87 ACTOR عملگر ١٣٩٦/٠٦/٠٩

88 RATIONAL ACTOR عملگر منطقی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

89 EMERGE سرچشمه گرفتن ١٣٩٦/٠٦/٠٩

90 FREQUENCY پراکندگی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

91 BIAS یکطرفه ١٣٩٦/٠٦/٠٩

92 fragmentation جداسازی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

93 jurisdictional قضایی
کیفری
١٣٩٦/٠٦/٠٩

94 out of kilter درهم ١٣٩٦/٠٦/٠٥