انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

مقداد سلمانپور

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 In situ در جا ١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

2 Ring fencing در نفت و گاز: مجزا سازی مالیاتی.
جدا کردن حسابهای مالیاتی میادین نفت و گاز برای رسیدگی جداگانه یا جلوگیری از تداخل حسابها.
Ring fence را نیز ب ...
١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

3 Reservation price حد قیمت قابل قبول.
حداقل قیمتی که میتوان کالا یا خدمتی را فروخت.
حداکثر قیمتی که میتوان کالا یا خدمتی را خرید.
١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

4 mature Pre mature
نابهنگام
١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

5 Pre mature نابهنگام ١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

6 Pre qualification احراز صلاحیت ١٣٩٨/٠٣/٢٤
|

7 Contingent احتمالی
محتمل الوقوع
مشروط(به چیزی)
١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

8 Subjectivity قضاوت شخصی
سلیقه ای
ذهنیت
بر مبنای استنباط شخصی
١٣٩٨/٠٣/٢٠
|

9 Invitation مناقصه محدود ١٣٩٨/٠٣/٢٠
|

10 Consortia جمع کنسرسیوم
کنسرسیوم ها
١٣٩٨/٠٣/٢٠
|

11 Qualification Pre qualification
احراز صلاحیت
١٣٩٨/٠٣/٢٠
|

12 Public hearing جلسات اطلاع رسانی و پرسش و پاسخ عمومی ١٣٩٨/٠٣/٢٠
|

13 Concessionaire دریافت کننده امتیاز ١٣٩٨/٠٣/٢٠
|

14 Economic zone exclusive منطقه ویژه اقتصادی ١٣٩٨/٠٣/٢٠
|

15 Secondees نیروی انسانی کارفرما که برای نیل به اهدافی مدتی مامور به کار در نمودار سازمانی پیمانکار می شود. ١٣٩٨/٠٢/٢٨
|

16 monetization درآمد زایی ١٣٩٨/٠٢/٢٨
|

17 Crack Spread شکاف قیمتی نفت‌خام با فرآورده‌های حاصله

١٣٩٨/٠٢/١٨
|

18 crack Crack Spread
شکاف قیمتی نفت‌خام با فرآورده‌های حاصله
١٣٩٨/٠٢/١٨
|

19 Along همراه ١٣٩٨/٠٢/١٢
|

20 Rigidity چسبندگی
عدم انعطاف
انعطاف ناپذیر
١٣٩٨/٠٢/١٢
|

21 Cons مخالفان
Pros & Cons
موافقان و مخالفان
١٣٩٨/٠٢/١٢
|

22 Pros موافقان
Pros & Cons
موافقان و مخالفان
١٣٩٨/٠٢/١٢
|

23 Finalisation نهایی سازی
نهایی کردن
١٣٩٨/٠٢/١٢
|

24 Hook up مرتبط ساختن اجزاء یا افراد ١٣٩٨/٠٢/١٢
|

25 Construction احداث (در مقایسه با Manufacturing یا تولیدات کارخانه ای). ١٣٩٨/٠٢/١٢
|

26 Interface واسطه
رابط
میانجی
١٣٩٨/٠٢/١٢
|

27 Realisation به سرانجام رساندن
آماده تحویل ساختن
١٣٩٨/٠٢/١٠
|

28 Utility در واحدهای صنعتی: خدمات جانبی نظیر آب و برق و اکسیژن و بخار و ... . ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

29 Mobilize بسیج (امکانات و پرسنل) ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

30 Process بررسی کردن ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

31 Discipline سرفصل
بخش
قسمت
در مقابل Content که به معنای محتوای سرفصل است.
لذا Content زیر مجموعه Discipline است.
١٣٩٨/٠٢/١٠
|

32 Sound مناسب
خوب
١٣٩٨/٠٢/١٠
|

33 Invoice صورتحساب
صورت وضعیت
١٣٩٨/٠٢/١٠
|

34 Reference معرف ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

35 Pre requisite شرط لازم ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

36 Authorization مجوز ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

37 Baselines حدود و ثغور ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

38 Long lead زمانبر ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

39 Initation شروع
آغاز
١٣٩٨/٠٢/١٠
|

40 End to end قدم به قدم ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

41 Offloading تخلیه(از طریق انتقال به سایر تاسیسات) ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

42 Unload تخلیه( از طریق انتقال به تاسیسات دیگر) ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

43 Offload تخلیه(از طریق انتقال به تاسیسات دیگر) ١٣٩٨/٠٢/١٠
|

44 Business کسب و کار
تجارت
داد و ستد
١٣٩٨/٠٢/٠٨
|

45 breakdown شکست کار
تجزیه موضوع یا امری
شکست
١٣٩٨/٠٢/٠٦
|

46 Work breakdown structure ساختار شکست کار
سلسله مراتب اجرای طرح
١٣٩٨/٠٢/٠٦
|

47 Brainstorm فکر بکر
نظریه پردازی
ایده پردازی
همفکری
١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

48 Rough حدسی
تقریبی
ناهموار
١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

49 Draw up تدوین کردن ١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

50 Sketch طراحی اولیه ١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

51 Requirements الزامات ١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

52 Archive بایگانی
سند
١٣٩٨/٠٢/٠٤
|

53 Package مجموعه (خاص) ١٣٩٨/٠٢/٠١
|

54 Item بخش ١٣٩٨/٠٢/٠١
|

55 Follow up گام تکمیلی
پیگیری کردن
١٣٩٨/٠٢/٠١
|

56 Narrow مشخص کردن ١٣٩٨/٠٢/٠١
|

57 Module اجزاء
١٣٩٨/٠٢/٠١
|

58 Yard کارگاه
محوطه کارگاهی
١٣٩٨/٠٢/٠١
|

59 Site کارگاه
محوطه کارگاهی
١٣٩٨/٠٢/٠١
|

60 Tie in وابسته ١٣٩٨/٠٢/٠١
|

61 Commissioning راه اندازی
مرحله ای پیش از شروع به تولید نهایی.
١٣٩٨/٠٢/٠١
|

62 Start up شروع به تولید پس از مرحله راه اندازی (commissioning).
در کسب و کارهای نوپا: شروع جهشی
١٣٩٨/٠٢/٠١
|

63 Traceability قابلیت رصد
قابلیت پایش
قابلیت ردیابی
١٣٩٨/٠٢/٠١
|

64 In charge of در مقام مسئول ... ١٣٩٨/٠٢/٠١
|

65 Contribute نقش داشتن
سهم داشتن
دستاورد داشتن
رهاورد داشتن
١٣٩٨/٠١/٢٥
|

66 Mall بازار بزرگ ١٣٩٨/٠١/٢٥
|

67 Vendor عرضه کنندگان
در مناقصات:
Vendor list
فهرست عرضه کنندگان.
١٣٩٨/٠١/٢٥
|

68 Risk exposure میزان ریسک ١٣٩٨/٠١/٢٥
|

69 Competency توانمندی ١٣٩٨/٠١/٢٥
|

70 Assumed away خارج از کنترل
برونزا
١٣٩٨/٠١/٢٥
|

71 Influence کنترل کردن
کنترل
تاثیر، توانایی، نفوذ
١٣٩٨/٠١/٢٥
|

72 Communicate مذاکره کردن ١٣٩٨/٠١/٢٥
|

73 Perceived تصور یا برداشتی که میتواند با واقعیت متفاوت باشد. مثلا تصور بحران. ١٣٩٨/٠١/٢٥
|

74 Perceive تصور یا برداشت از امری(که میتواند با واقعیت فاصله داشته باشد. مثلا تصور بحران) ١٣٩٨/٠١/٢٥
|

75 Contingency عدم اطمینان
محتمل الوقوع
احتمال
١٣٩٨/٠١/٢٥
|

76 Definition تعیین جزئیات.
پیشرفت (کار یا پروژه).
مجموعه اسناد مناقصه که توسط کارفرما تهیه شده و به شرکت کنندگان تحویل میشود.
تعریف.
١٣٩٨/٠١/٢٥
|

77 Turnover تحویل
گردش مالی
انتقال
برگشت
١٣٩٨/٠١/٢٥
|

78 App در مورد برنامه های کاربردی تلفن همراه:
کارپرداز
مثلا کارپرداز فلان بانک
١٣٩٨/٠١/١٨
|

79 retention نگهداری
حفاظت
١٣٩٨/٠١/١٦
|

80 lifecycle دوره زندگی
چرخه حیات
طول عمر
عمر پروژه
مدت زمان احداث
١٣٩٨/٠١/١٦
|

81 milestone بزنگاه
نقطه عطف
نقطه ورود به مرحله مهم بعدی (در پروژه)
١٣٩٨/٠١/١٦
|

82 robust منسجم
قوی
استوار
محکم
خوب
مستحکم
منطقی
١٣٩٨/٠١/١٦
|

83 execution اجرا، انجام
Do
١٣٩٨/٠١/١٦
|

84 alignment هماهنگ، هماهنگی ١٣٩٨/٠١/١٦
|

85 translate ترجمه کردن
تبدیل کردن
١٣٩٨/٠١/١٦
|

86 Projected پیش بینی شده
در نظر گرفته شده
١٣٩٨/٠١/١٤
|

87 Authorized مصوب ١٣٩٨/٠١/١٤
|

88 aggressive فراتر از حد
زیاده از حد
تحمیلی
بلند پروازی
فراتر از واقعیت
افراطی
١٣٩٨/٠١/١٤
|

89 Modularized بخش بخش کردن
شکست کار
١٣٩٨/٠١/١٤
|

90 Scope طرح نهایی
قلمرو
١٣٩٨/٠١/١٤
|

91 Cascade متوالی ١٣٩٨/٠١/١٤
|

92 Turn محقق ساختن
تحویل دادن
١٣٩٨/٠١/١٤
|

93 Handover تحویل دادن پروژه به کارفرما جهت شروع به تولید.
این مرحله معمولا پس از مرحله راه اندازی
(Commissioning)
اتفاق می افتد.
١٣٩٨/٠١/١٤
|

94 Bias انحراف
کج روی
١٣٩٨/٠١/١٤
|

95 Overrun فراتر رفتن از حد مجاز ١٣٩٨/٠١/١٤
|

96 Conception نقطه شروع
نقطه آغاز
ابتدای کار
١٣٩٨/٠١/١٤
|

97 Drive راهبری
هدایت
کنترل
١٣٩٨/٠١/١٤
|

98 Mega Project ابر پروژه
پروژه های بزرگ، مثل پروژه های بالادستی صنعت نفت و گاز
١٣٩٨/٠١/١٤
|

99 Contribution دستاورد
سهم
نقش
رهاورد
١٣٩٨/٠١/١٤
|

100 Over Engineering طراحی مهندسی فراتر از نیاز معمول ١٣٩٨/٠١/١٤
|

101 In terms of بر حسب
از منظر
بر مبنای
١٣٩٨/٠١/١٤
|

102 Take into account در نظر گرفتن
مد نظر قرار دادن
در نظر داشتن
١٣٩٨/٠١/١٤
|

103 Compensation حقوق و دستمزد ١٣٩٨/٠١/١٤
|

104 Schedule زمانبندی (پروژه) ١٣٩٨/٠١/١٤
|

105 Best practice روش برتر
رویه برتر
بهترین شیوه
بهترین راهکار
١٣٩٨/٠١/١٤
|

106 Schooling تحصیل
آموزش
آموزش ضمن خدمت
آموزش مهارت محور
١٣٩٨/٠١/١٢
|

107 Cut off Cut off date
تاریخ تعطیلی
تاریخ انقطاع
١٣٩٨/٠١/١٢
|

108 Captive تحت اختیار.
مثلا شرکتی که تحت اختیار شرکت مادر باشد.
١٣٩٨/٠١/١٢
|

109 Captive تحت اختیار.
مثلا شرکتی که تحت اختیار شرکت مادر باشد.
١٣٩٨/٠١/١٢
|

110 Sunk Sunk cost
هزینه از دست رفته و بی بازگشت
١٣٩٨/٠١/١٢
|

111 Sunk cost هزینه از دست رفته و بی بازگشت ١٣٩٨/٠١/١٢
|

112 Summary خلاصه وضعیت
خلاصه
مختصر
اختصاری
١٣٩٨/٠١/١٢
|

113 At cost price به قیمت هزینه شده ١٣٩٨/٠١/١٢
|

114 At cost به بهای تمام شده ١٣٩٨/٠١/١٢
|

115 At call به محض درخواست
عندالمطالبه
١٣٩٨/٠١/١٢
|

116 Materialized تحقق یافتن
محقق شدن
واقعی شدن
١٣٩٨/٠١/١٢
|

117 Imputation در حسابداری: (هزینه های) ضمنی
(هزینه های) فرصتی
١٣٩٨/٠١/١٢
|

118 Material تحقق( پیدا کردن)
محقق (شدن)
واقعی (شدن)
١٣٩٨/٠١/١٢
|

119 Mark up قیمت افزایی ١٣٩٨/٠١/١٢
|

120 Deal with مواجه بودن با ...
سر و کار داشتن با ...
ارتباط داشتن با ...
مرتبط بودن با ...
١٣٩٨/٠١/١٢
|

121 Dealing with مواجه بودن با ... .
سر و کار داشتن با ... .
ارتباط داشتن با ... .
مرتبط بودن با ... .
١٣٩٨/٠١/١٢
|

122 Accountant مستوفی
حسابدار
١٣٩٨/٠١/١٠
|

123 WC مستراح
مبال
مبرز
دستشویی
توالت
(Water Closet (W.C
١٣٩٨/٠١/١٠
|

124 Water closet مستراح
مبرز
مبال
توالت
دستشویی
١٣٩٨/٠١/١٠
|

125 Toilet مستراح
مبرز
مبال
توالت
دستشویی
١٣٩٨/٠١/١٠
|

126 Shrinkage از زیر کار در رفتن ١٣٩٨/٠١/١٠
|

127 Search تحقیق
جستجو
١٣٩٨/٠١/٠٥
|

128 Drawback ایراد ١٣٩٨/٠١/٠٥
|

129 Convey بیان
رساندن
١٣٩٨/٠١/٠٥
|

130 Objective کمی
عینی
قابل مشاهده
هدف
وسیله
١٣٩٨/٠١/٠٥
|

131 Subjective ذهنیت
ذهنی
حدسی
١٣٩٨/٠١/٠٥
|

132 Intuition درک، الهام، بصیرت، فراست، حس، کشف و شهود(البته بر اساس زاویه دید فرد، که این مساله شاید منجر به اختلاف در برداشت افراد شود). ١٣٩٨/٠١/٠٥
|

133 Result وضعیت
نتیجه
تراز
١٣٩٨/٠١/٠٤
|

134 Spread پخش کردن
توزیع کردن
تفکیک کردن
گستراندن
Crack Spread
شکاف قیمتی نفت‌خام با فرآورده‌های حاصله
١٣٩٨/٠١/٠٤
|

135 Depreciation کاهش ارزش (پول).
استهلاک
١٣٩٨/٠١/٠٤
|

136 Sufficient تامین کردن
کفایت
کافی بودن
مطلوب
قابل قبول
بسنده
١٣٩٨/٠١/٠٤
|

137 Present فعالیت داشتن
حضور داشتن
١٣٩٨/٠١/٠٤
|

138 Corporate تلفیقی
یکپارچه کننده
در قالب شرکت
شرکتی
١٣٩٨/٠١/٠٤
|

139 To نسبت به
(ابتدای جمله) به منظور
١٣٩٧/١٢/٢٩
|

140 Payback Payback period
دوره بازگشت (سرمایه گذاری)
١٣٩٧/١٢/٢٩
|

141 Pay back Pay back period
دوره بازگشت (سرمایه گذاری)
١٣٩٧/١٢/٢٩
|

142 Pay out دوره انتظاری بازگشت سرمایه.
بازده انتظاری سرمایه گذاری.
١٣٩٧/١٢/٢٩
|

143 Exposure خطر، ریسک، در معرض، مواجهه، میزان.
Risk exposure
میزان ریسک
١٣٩٧/١٢/٢٩
|

144 Contracted توافق شده ١٣٩٧/١٢/٢٩
|

145 Make up (ساختار چیزی را) شکل دادن ١٣٩٧/١٢/٢٩
|

146 Provisions قیود
شرایط
(صندوق) ذخیره
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

147 Capital Expenditure هزینه های سرمایه ای یا هزینه های احداث.
(Capital Expenditure(Capex
این هزینه ها را طبق اصول حسابداری میتوان مستهلک نمود.
مقایسه کنید با:
...
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

148 Operating expense هزینه های جاری یا عملیاتی.
(Operating Expense( Opex
مقایسه کنید با:
(Capital Expenditure( Capex
به معنای هزینه های سرمایه ای یا هزینه های ...
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

149 Expense هزینه (عملیاتی یا جاری).
(Operating Expense( Opex
به معنای هزینه های عملیاتی یا جاری است.
مقایسه کنید با
Expenditure
در
(Capital Ex ...
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

150 Expenditure هزینه (سرمایه ای).
هزینه (احداث).
این هزینه را طبق اصول حسابداری میتوان مستهلک نمود.
(Capital Expenditure (Capex
به معنای هزینه های سرمای ...
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

151 Fee دستمزد
حق الزحمه
مظنه
قیمت
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

152 Entity نهاد
شرکت
موسسه
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

153 Hand over واگذاری ١٣٩٧/١٢/٢٨
|

154 Unanimity (قاعده) اتفاق آراء
مقایسه کنید با قاعده اکثریت آراء یا
Majority Rule
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

155 Concluded منعقد شده
مورد توافق قرار گرفته
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

156 Counterparty شریک
طرف قرارداد
پیمانکار
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

157 Work over در نفت و گاز:
تعمیر چاه
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

158 Rehabilitation در نفت و گاز:
ارتقای ضریب بازیافت
افزایش ضریب بازیافت
١٣٩٧/١٢/٢٨
|

159 deal قرارداد
معامله
توافق
١٣٩٧/١٢/٢٦
|

160 reimbursement در حسابداری قراردادهای نفت و گاز اگر بازپرداخت هزینه های پیمانکار مد نظر باشد آنگاه از واژه reimburse به معنای جبران کردن استفاده میشود اما اگر مقصو ... ١٣٩٧/١٢/٢٦
|

161 remuneration در حسابداری قراردادهای نفت و گاز اگر بازپرداخت هزینه های پیمانکار مد نظر باشد آنگاه از واژه reimburse به معنای جبران کردن استفاده میشود اما اگر مقصو ... ١٣٩٧/١٢/٢٦
|

162 Shock تکانه ١٣٩٧/١٢/٢٦
|

163 Senso (ایتالیایی)حس خوب ١٣٩٧/١٢/٢٦
|

164 Pilot اجرای آزمایشی یک طرح در مقیاس کوچک و آزمایشی پیش از اجرای طرح اصلی.
اجرا در مقیاس کوچک و آزمایشی.
شبیه سازی فرآیند طرح اصلی در مقیاس کوچک و آزم ...
١٣٩٧/١٢/٢٤
|

165 Remunerate در حسابداری قراردادهای نفت و گاز اگر بازپرداخت هزینه های پیمانکار مد نظر باشد آنگاه از واژه reimburse به معنای جبران کردن استفاده میشود اما اگر مقصو ... ١٣٩٧/١٢/٢٤
|

166 Reimburse در حسابداری هزینه ها، reimburse برای جبران خرج کرد هزینه های پیمانکار بکار میرود اما برای قسمت سود پیمانکار از واژه remunerate به معنای پاداش استفاده ... ١٣٩٧/١٢/٢٤
|

167 Surface rental اجاره زمین، حق الارض ١٣٩٧/١٢/٢٣
|

168 Surface سطح زمین
Surface rental
اجاره زمین، حق الارض
١٣٩٧/١٢/٢٣
|

169 Insert گنجاندن ١٣٩٧/١٢/٢٣
|

170 Acquire اکتساب کردن
به دست آوردن
١٣٩٧/١٢/٢٣
|

171 Valorize ارزش گذاری(به ویژه در ارتباط با منابع طبیعی)
قیمت گذاری
به منصه ظهور رساندن
١٣٩٧/١٢/٢٣
|

172 call درخواست کردن
فراخوان
١٣٩٧/١٢/٢٣
|

173 Cash calls درخواستهای پول نقد
درخواستهای تامین مالی
١٣٩٧/١٢/٢٣
|

174 Cash call درخواست پول نقد
درخواست تامین مالی
١٣٩٧/١٢/٢٣
|

175 Prepare تهیه کردن ١٣٩٧/١٢/٢٣
|

176 Prepared تهیه شده ١٣٩٧/١٢/٢٣
|

177 Association شراکت ١٣٩٧/١٢/٢٣
|

178 Straddle تقسیم شدن (میان چند طرف) ١٣٩٧/١٢/٢٣
|

179 endorsement تایید ١٣٩٧/١٢/١٨
|

180 Nudge تلنگر ١٣٩٧/١٢/١٨
|

181 Sanction در اقتصاد: تحریم.
در پروژه: تصویب کردن.
معمولا در پروژه های نفت و گاز بعد از مهندسی پایه تصمیم نهایی اخذ میشود که آیا پروژه اجرا بشود یا خیر؟ ...
١٣٩٧/١٢/١٦
|

182 Appreciation برآورد، ارزیابی ١٣٩٧/١٢/١٦
|

183 Plateau در نفت و گاز: (نمودار) تولید یکنواخت ١٣٩٧/١٢/١٦
|

184 Patrimonial Patrimonial Contract
در قراردادهای اکتشاف و توسعه نفت و گاز، به قرارداد مرحله توسعه اطلاق میشود که متعاقب قرارداد اکتشافی به اجرا میرسد و به نوعی ...
١٣٩٧/١٢/١٦
|

185 Dehydration نم زدایی
آب زدایی
آبگیری از چیزی
١٣٩٧/١٢/١٦
|

186 Conditioning آماده سازی جهت فرآورش.
شایسته سازی و تغییر شرایط به منظور رسیدن به شرایط مطلوب.
١٣٩٧/١٢/١٦
|

187 Miscible مخلوط شدنی
حل شدنی
امتزاج پذیر
قابل اختلاط
مایعاتی که قادرند در هم حل شوند.
١٣٩٧/١٢/١٦
|

188 Carbonate (سنگ) کربناتی یا آهکی ١٣٩٧/١٢/١٦
|

189 Perforation مشبک کردن
ایجاد سوراخ در بدنه چاه نفت.
عملیات مشبک کاری لایه تولیدی چاه نفت.
ایجاد ارتباط میان لایه تولیدی و چاه نفت.
١٣٩٧/١٢/١٦
|

190 Fracking شکاف دهنده.
افزایش شکاف های سازند با تزریق مواد خاص به منظور تسهیل ورود سیال به چاه نفت.
١٣٩٧/١٢/١٦
|

191 Wear فرسوده شدن ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

192 Packer در حفاری: کور کن ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

193 Pull out عازم شدن
انجام دادن
١٣٩٧/١٢/٠٩
|

194 Hydraulic fracturing شکست یا شکاف هیدرولیکی.
پمپاژ سیال بداخل سازندبا قابلیت نفوذ کم، به منظور افزایش میزان ترک ها و شکافها به قصد افزایش تولید هیدروکربور. این روش جر ...
١٣٩٧/١٢/٠٩
|

195 Hydraulic واژه هیدرولیک معمولا بیانگر حرکت و انجام کار توسط یک سیال (معمولا آب یا روغن) است. ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

196 Rig دکل یا دستگاه حفاری
کشنده بزرگ چرخ زنجیری
١٣٩٧/١٢/٠٩
|

197 Riser لوله ای که مایع یا گاز در آن از پایین به بالا جریان دارد. ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

198 Trunkline خط لوله اصلی، شاه لوله ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

199 Drain تخلیه ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

200 Characterization شناسایی، تعیین مشخصات و مولفه ها، تبیین ویژگی ها، تعیین احجام و مقادیر ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

201 Net to gross ratio در نفت و گاز: درصدی از حجم مخزن که در فرآیند تولید مشارکت دارد.
قسمت مفید مخزن
١٣٩٧/١٢/٠٩
|

202 Monitoring پایش، کنترل، نظارت، رصد ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

203 Real time مداوم ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

204 More likely than not به احتمال زیاد( از این مقدار) بیشتر نیست. ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

205 Crash ضربتی، فشرده، حالت خاص ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

206 Condensate میعانات گازی
محصولی مایع شبیه نفت خام که به عنوان محصول همراه با گاز طبیعی از میادین گازی تولید میشود.
١٣٩٧/١٢/٠٩
|

207 Recovery factor در نفت و گاز:
ضریب بازیافت.
میزان هیدرکربور قابل استخراج از هیدرکربور در جا.
برای نفت معمولا بین 5 تا 60 درصد است.
برای گاز معمولا بین ...
١٣٩٧/١٢/٠٩
|

208 Reserve در نفت و گاز: مقدار هیدروکربور قابل بازیافت، از ذخایر نفت و گاز درجا، که با فناوری در دسترس و تحت شرایط اقتصادی واقع بینانه، قابلیت تولید دارد. ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

209 Accumulation (در نفت و گاز) میزان هیدروکربور درجا در مخزن در شرایط استاندارد سطح زمین. یعنی دمای 15.6 درجه سانتیگراد(60 درجه فارنهایت) و فشار یک اتمسفر(psi 14.5). ... ١٣٩٧/١٢/٠٩
|

210 Evacuation cost هزینه انتقال ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

211 Regulatory تنظیم گری ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

212 Regulator نهاد تنظیم مقررات (و داوری)
تنظیم گر
١٣٩٧/١٢/٠٨
|

213 Classic سنتی ١٣٩٧/١٢/٠٨
|

214 Word واژه پرداز ١٣٩٧/١٢/٠٦
|

215 Power point پرده نگار ١٣٩٧/١٢/٠٦
|

216 Consolidation در قراردادهای اکتشاف نفت و گاز:
پذیرش و جبران تمام یا قسمتی از ضرر توسط دولت میزبان.
برای مثال اگر چاه حفاری شده خشک باشد آنگاه دولت میزبان مثل ...
١٣٩٧/١٢/٠٥
|

217 Farm in قبول تمام یا قسمتی از کار ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

218 On trend در نفت و گاز: مناطق کمتر اکتشاف شده یا مناطق در حال اکتشاف. ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

219 Guaranteed معین شده
مشخص شده
١٣٩٧/١٢/٠٥
|

220 Guarantee معین
مشخص
١٣٩٧/١٢/٠٥
|

221 Deemed معین شده
مشخص شده
١٣٩٧/١٢/٠٥
|

222 Deem معین کردن
مشخص کردن
١٣٩٧/١٢/٠٥
|

223 Window لایه ای از زمین که احتمال وجود هیدروکربور در آن میرود. مثل:
Oil Window
Gas Window
١٣٩٧/١٢/٠٥
|

224 Core نمونه
Sample
مغزه حفاری
١٣٩٧/١٢/٠٥
|

225 Plug نمونه
Sample
بستن چاه
١٣٩٧/١٢/٠٥
|

226 Case study مطالعه موردی
مورد کاوی
١٣٩٧/١٢/٠٤
|

227 Case مورد
مورد کاوی
١٣٩٧/١٢/٠٤
|

228 Campaign عملیات، مثلا عملیات حفاری
جنبش
نهضت
١٣٩٧/١١/٣٠
|

229 Set up تعیین فرآیند یا روش انجام کاری
مشخص کردن شیوه انجام کار
١٣٩٧/١١/٣٠
|

230 Off take قرارداد پیش خرید محصولات ١٣٩٧/١١/٢٩
|

231 Teller کاربر ١٣٩٧/١١/٢٧
|

232 Set of تعیین کردن
معین کردن
١٣٩٧/١١/٢٦
|

233 Speculate ورود به کار پرخطر ١٣٩٧/١١/٢٦
|

234 Block قطعه
قسمت
بخش
١٣٩٧/١١/٢٦
|

235 Loading بارگذاری متناسب
برنامه ریزی
برنامه اجرایی
١٣٩٧/١١/٢٦
|

236 Close out واگذاری ١٣٩٧/١١/٢٦
|

237 Merge ادغام ١٣٩٧/١١/٢٦
|

238 Acquisition تحصیل دارایی ١٣٩٧/١١/٢٦
|

239 Rigorous مناسب
جدی
خوب
قوی
١٣٩٧/١١/٢٦
|

240 Track پایش
رصد
١٣٩٧/١١/٢٦
|

241 On going مستمر ١٣٩٧/١١/٢٦
|

242 Development افزایش
توسعه
پیشرفت
١٣٩٧/١١/٢٣
|

243 Introduction انجام
انجام دادن
Do
١٣٩٧/١١/٢٣
|

244 پدافند غیر عامل Passive defense
Civil defense
١٣٩٧/١١/١٩
|

245 پدافند غیرعامل Passive defense
Civil defense
١٣٩٧/١١/١٩
|

246 پدافند عامل Active defense ١٣٩٧/١١/١٩
|

247 Application نرم افزار کاری.
برنامه کاربردی.
کار پرداز.
کارپرداز در برنامه های تلفن همراه: مثلا کارپرداز فلان تاکسی اینترنتی یا کارپرداز فلان بانک ی ...
١٣٩٧/١١/١٩
|

248 Proposal پیشنهادیه
پیشنهاد واره
١٣٩٧/١١/١٤
|

249 Economics Economics
علم اقتصاد
Economic
اقتصادی
Economy
تدبیر اقتصادی امور
Engineering Economy
تدبیر اقتصادی امور مهندسی
١٣٩٧/١١/١٢
|

250 Manufacturing تولیدات کارخانه ای(در مقایسه با Construction یا احداث). ١٣٩٧/١١/١٢
|

251 Offset جبرانی
Offset Account
حساب جبرانی
١٣٩٧/١١/١٢
|

252 Daily register روزنامه رسمی(دولت مرکزی) ١٣٩٧/١١/١٢
|

253 Paying quantity تا حد قابل فروش ١٣٩٧/١١/١٢
|

254 Entitle (از حقوقی) برخوردار ساختن
مستحق ساختن
١٣٩٧/١١/١٢
|

255 Due Diligence (حداقل)تلاش لازم
سنجش اعتبار و ریسک
شرکت امین
١٣٩٧/١١/١٢
|

256 Conditions شرایط
Terms and Conditions
تعهدات و شرایط
١٣٩٧/١١/١٢
|

257 Terms تعهدات
Terms and Conditions
تعهدات و شرایط
اشکال
قالب
١٣٩٧/١١/١٢
|

258 Subtle ظریف، ماهرانه، نامحسوس ١٣٩٧/١١/١٢
|

259 Couple (با چیزی) همراه بودن ١٣٩٧/١١/١٢
|

260 Deductible Tax Deductible
مراد هزینه هایی است که از درآمد ناخالص کسر میشوند و لذا این هزینه ها مشمول مالیات نمی شوند.
١٣٩٧/١١/١٢
|

261 Scheme معیار
Marks Scheme
معیارهای نمره دهی
١٣٩٧/١١/١٢
|

262 Up take استقبال از عرضه چیزی ١٣٩٧/١١/١٢
|

263 Relieve معاف کردن ١٣٩٧/١١/١٢
|

264 Grant اعتبار پژوهشی(در دانشگاه)
برخوردار گشتن از چیزی
١٣٩٧/١١/١٢
|

265 Term دوره
مدت
شکل
قالب
١٣٩٧/١١/١٢
|

266 Rental fee اجاره بها ١٣٩٧/١١/١٢
|

267 Promote ترویجی ١٣٩٧/١١/١٢
|

268 Exclusive انحصاری ١٣٩٧/١١/١٢
|

269 Low water line زیر خط جزر دریا ١٣٩٧/١١/١٢
|

270 Format قالب ١٣٩٧/١١/١٢
|

271 Discretion به صلاحدید و اختیار ١٣٩٧/١١/١٢
|

272 Bidding مزایده، مناقصه، پیشنهاد
Work program bidding
پیشنهاد برنامه کاری
١٣٩٧/١١/١٢
|

273 Licensing rounds دورهای اعطای مجوز
چرخه های صدور مجوز
١٣٩٧/١١/١٢
|

274 قرض الحسنه Qard al hasan ١٣٩٧/١١/١٠
|

275 Qard al hasan قرض الحسنه ١٣٩٧/١١/١٠
|

276 Secretary (در آمریکا)وزیر ١٣٩٧/١١/٠٦
|

277 Bureau اداره ١٣٩٧/١١/٠٦
|

278 Department (در آمریکا)وزارتخانه ١٣٩٧/١١/٠٦
|

279 The Crown مقام سلطنت، ملکه یا شاه ١٣٩٧/١١/٠٦
|

280 Proxy (متغیر) جانشین
جایگزین
نیابتی
١٣٩٧/١١/٠٦
|

281 Onshore در خشکی
در مقابل offshore
١٣٩٧/١١/٠٦
|

282 Offshore در دریا
در مقابل onshore
١٣٩٧/١١/٠٦
|

283 Acreage قطعه ای از زمین
١٣٩٧/١١/٠٦
|

284 Release عرضه کردن
آزاد سازی
رها کردن
١٣٩٧/١١/٠٦
|

285 In lieu بجای ١٣٩٧/١١/٠٦
|

286 Tailor در نظر گرفتن
تنظیم کردن
١٣٩٧/١١/٠٦
|

287 Governance سازماندهی، راهبری
Corporate Governance
سازماندهی شرکتی، راهبری شرکتی
Good Governance
سازماندهی خوب(مطلوب)
Governance Structure
ساخت ...
١٣٩٧/١١/٠٦
|

288 Forward ارسال مجدد
باز ارسال
١٣٩٧/١١/٠٦
|

289 Up front پرداخت پول در ابتدای کار.
مثل پرداخت پاداش به دولت میزبان توسط شرکت نفتی پیمانکار در قراردادهای نفتی مشهور به Bonus
١٣٩٧/١١/٠٦
|

290 Economic limit مرز عبور از اقتصادی بودن میدان یا چاه نفت و گاز.
پس از عبور از این مرز تولید، هزینه ها بیش از درآمدها میشود و لذا بایستی در شرایط معمول تولید از م ...
١٣٩٧/١١/٠٦
|

291 Workover عملیات بازرسی و تعمیر و نگهداری چاه نفت به منظور تضمین تداوم تولید.
هر عملیاتی که پس از تکمیل یک چاه نفت و گاز روی آن انجام میگیرد.
١٣٩٧/١١/٠٦
|

292 Progressivity (سیستم مالی) متغیر.
سیستم مالی که نرخهای آن بر مبنای رخدادهای آینده تعیین تکلیف میشوند.
١٣٩٧/١١/٠٥
|

293 Potential قابلیت
بالقوه
(نتایج) ممکن یا احتمالی
١٣٩٧/١١/٠٥
|

294 Multi object در قراردادهای اکتشاف نفت و گاز: پیشنهاد چند بلوکی ١٣٩٧/١١/٠٥
|

295 Award اعطا
اعطا کردن
برنده
١٣٩٧/١١/٠٥
|

296 Oversight نظارت از بیرون ١٣٩٧/١١/٠٥
|

297 Common صوری
Common value
ارزش صوری
١٣٩٧/١١/٠٥
|

298 Common value ارزش صوری ١٣٩٧/١١/٠٥
|

299 Slate Product slate
ترکیب محصولات(پالایشگاه)
١٣٩٧/١١/٠٥
|

300 Product slate ترکیب محصولات پالایشگاه ١٣٩٧/١١/٠٥
|

301 Oil Products فرآورده های نفتی ١٣٩٧/١١/٠٥
|

302 Product فرآورده
محصول
Oil product
فرآورده نفتی مثل بنزین و گازوئیل
١٣٩٧/١١/٠٥
|

303 Oil Product فرآورده نفتی ١٣٩٧/١١/٠٥
|

304 Derail بی نتیجه ماندن
از دور خارج شدن
١٣٩٧/١١/٠٥
|

305 Sliding scale مقیاس متغیری که جهت تقسیم سود در قراردادهای نفتی با توجه به شرایط متغیر آینده بکار میرود.
در مقابل مقیاس ثابت. مثلا سهم از سود بین 30 تا 50 درصد ...
١٣٩٧/١١/٠٥
|

306 Overwhelming فوق العاده، عالی ١٣٩٧/١١/٠٥
|

307 Nomination معرفی ١٣٩٧/١١/٠٥
|

308 Contextualization شرایط محیطی
Lack of Contextualization
ضعف ارتباط با شرایط محیطی.
١٣٩٧/١١/٠٥
|

309 Complementary نقش مکمل ١٣٩٧/١١/٠٥
|

310 Parameter عامل
Single parameter bid
پیشنهاد(مناقصه/مزایده) تک عاملی
١٣٩٧/١١/٠٥
|

311 Lease قرارداد اجاره که طبق آن زمین را برای عملیات نفتی اجاره میدهند.
محل، منطقه یا سایت انجام فعالیتهای نفتی.
١٣٩٧/١١/٠٥
|

312 detail به تفصیل شرح دادن ١٣٩٧/١١/٠٢
|

313 Petroleum نفت
هیدروکربور
١٣٩٧/١١/٠١
|

314 Oil نفت
روانکار
١٣٩٧/١١/٠١
|

315 True واقعی ١٣٩٧/١٠/٢٩
|

316 Liquidity مایع مانند
نقدینگی
درجه نقد شوندگی دارائی
درجه ای که میتوان دارائی را در بازار آب کرد و به پول نقد تبدیل نمود.
١٣٩٧/١٠/٢٩
|

317 Midstream میان دستی
فعالیتهایی که در میانه زنجیره ارزش قرار میگیرند.
مثلا در نفت و گاز فعالیتهایی که در بین امور بالادستی و پایین دستی قرار میگیرند مثل ...
١٣٩٧/١٠/٢٩
|

318 Regressive نزولی
ثابت(در سامانه مالی)
سیستم مالی ثابتی که متغیرهای آن از رخدادهای طی زمان مستقل هستند و در همان ابتدای کار نرخهای آن تعیین تکلیف میشوند.
١٣٩٧/١٠/٢٩
|

319 Downstream پایین دستی
نگرش رو به جلو
رو به جلوتر
تعیین تکلیف امر در طی زمان یا در انتها
فعالیتهایی که در انتهای زنجیره ارزش ذیربط قرار دارند.
در ...
١٣٩٧/١٠/٢٩
|

320 Upstream بالادستی
نگرش رو به عقب
رو به قبل تر
تعیین تکلیف در ابتدای امر
فعالیتهایی که ابتدای زنجیره ارزش ذیربط قرار دارند.
در نفت و گاز: فعالیت ...
١٣٩٧/١٠/٢٩
|

321 Joint گروهی
مشترک
١٣٩٧/١٠/٢٩
|

322 Solo انفرادی ١٣٩٧/١٠/٢٩
|

323 Progressive تصاعدی
متغیر(در سامانه مالی)
سیستم مالی متغیری که در طی زمان یا در انتها، بسته به رخدادها، نرخهای آن تعیین تکلیف میشوند.
در مقابل Regressive
١٣٩٧/١٠/٢٩
|

324 Crown سلطنتی ١٣٩٧/١٠/٢٩
|

325 Royalty حق امتیاز
بهره مالکانه
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

326 Gold plate خرج تراشی توسط پیمانکار در قراردادهای نفتی ١٣٩٧/١٠/٢٧
|

327 Marginal در اقتصاد: نهایی.
آخرین.
در نفت و گاز: حاشیه ای، منظور میادینی است که کشف شده اند اما به دلائل مختلف در اولویت بهره برداری قرار ندارند. از جمله ...
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

328 Tract در نفت و گاز:
قطعه اکتشافی
بلوک اکتشافی
منطقه بهره برداری از نفت و گاز
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

329 Ring fence در قراردادهای نفت و گاز: حصار کشی، مجزا سازی.
به معنای جدا کردن حساب و کتابهای مناطق مختلف عملیات نفتی.
مجزا کردن حسابهای مالیاتی.
ring fenc ...
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

330 Risk Premium صرف ریسک یعنی پذیرش ریسک در نهایت چقدر می صرفد یا ارزش دارد.
حداکثر میزان قابل قبول نرخ بیمه برای شخص.
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

331 Premium Risk Premium
صرف ریسک
تحمل یا پذیرش ریسک در نهایت چقدر می صرفد.
جایزه
پاداش
حق بیمه(حداکثر نرخ قابل قبول حق بیمه همان صرف ریسک است که ...
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

332 Farming out انتقال دهنده تمام یا بخشی از حقوق به شخص ثالث.
طرف ثالث پذیرنده انتقال را farminee نامند.
واژه مرتبط با Farm out است.
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

333 Training آموزش فنی و حرفه ای(در مقابل آموزش دانشگاهی).
تربیت آدم آچار به دست.
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

334 Know why دانش فنی یا فناوری با قابلیت توسعه
در مقابل know how که دانش فنی در حد مونتاژ یا در حد همان توان ساخت اولیه است.
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

335 Know how دانش فنی بدون تاکید چندانی بر توسعه در مقابل know why که دانش فنی مبتنی بر توسعه فناوری است.
به نوعی دانش فنی مونتاژ یا ساخت در همان حدود سطوح او ...
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

336 Expertise سطح تخصص ١٣٩٧/١٠/٢٧
|

337 Box قاب ١٣٩٧/١٠/٢٧
|

338 Portfolio سبدی از امور ذیربط مثل سبد سهام، سبد پروژ ها، سبد پیشنهادات و... . ١٣٩٧/١٠/٢٧
|

339 Operator مسئول مستقیم عملیات میدانی
بهره بردار
پیمانکار
شرکت عامل
شرکتی که راسا یا به نمایندگی، عملیات صنعتی یا نفتی را انجام میدهد.
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

340 Over Discount تنزیل بیش از حد
تنزیل اضافی
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

341 Discount تخفیف
تنزیل
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

342 Excellence تعالی ١٣٩٧/١٠/٢٧
|

343 Equity عدالت ١٣٩٧/١٠/٢٧
|

344 Inter temporal بین دوره ای
میان دوره ای
بی دو یا چند زمان
بین نسلی
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

345 Allocation تخصیص
اعطا
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

346 Address در نظر گرفتن ١٣٩٧/١٠/٢٧
|

347 Distortion انحراف
تحریف
اعوجاج
بدعت
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

348 Distortionary انحراف زا
تحریف کننده
سبب اعوجاج
مسبب بدعت
١٣٩٧/١٠/٢٧
|

349 Involve متضمن چیزی ١٣٩٧/١٠/٢٧
|

350 Area Nomination معرفی یا پیشنهاد کردن یک منطقه مشخص جهت اکتشاف. ١٣٩٧/١٠/٢٥
|

351 Area wide کل مناطقی که هنوز برای آنها مجوز اکتشاف صادر نشده باشد. ١٣٩٧/١٠/٢٥
|

352 Compliance وفاداری
(نظارت بر) حسن اجرای قرارداد
نظارت بر رعایت
١٣٩٧/١٠/٢٥
|

353 Constitution شالوده، مبانی، طرز تشکیل ١٣٩٧/١٠/٢٥
|

354 Reserve price حد قیمت قابل قبول.
حداقل قیمتی که میتوان کالا یا خدمتی را فروخت.
حداکثر قیمتی که میتوان کالا یا خدمتی را خرید.
١٣٩٧/١٠/٢٥
|

355 Civil defence پدافند غیرعامل
دفاع مدنی
١٣٩٧/١٠/٢٣
|

356 Prospect هدف اکتشافی
چشم انداز
احتمال وجود نفت و گاز در یک حوضه رسوبی. احتمال آن از مراحل play و lead بیشتر است.
احتمال آنقدری هست که بتوان حفاری را ...
١٣٩٧/١٠/٢٣
|

357 Lead در اکتشاف نفت و گاز: حوضه رسوبی که دارای احتمال وجود نفت و گاز است. احتمال وجود نفت و گاز از play بیشتر و از prospect کمتر است.
راهنما
راهنمایی ...
١٣٩٧/١٠/٢٣
|

358 Working paper گزارش کاربردی ١٣٩٧/١٠/٢٠
|

359 Permit در نفت و گاز: برای فعالیت اکتشافی permit یا همان اجازه صادر و برای فعالیت تولیدی license یا همان مجوز صادر میشود. ١٣٩٧/١٠/٢٠
|

360 Sub mature در نفت و گاز: مناطق نیمه اکتشاف شده ١٣٩٧/١٠/٢٠
|

361 Immature در نفت و گاز: مناطق کم اکتشاف شده ١٣٩٧/١٠/٢٠
|

362 Frontier در نفت و گاز: مناطق اکتشاف نشده ١٣٩٧/١٠/٢٠
|

363 Bundle زنبیل، مجموعه ای از پیشنهادات ١٣٩٧/١٠/٢٠
|

364 It is worth noting that شایان ذکر است که ... .
١٣٩٧/١٠/٢٠
|

365 Bonus پاداشی که توسط شرکت( نفتی) در همان ابتدای کار به دولت میزبان سرمایه گذاری پرداخت می شود.
خوب است که در کلیه قراردادهای کشور این مبلغ به طور متناس ...
١٣٩٧/١٠/٢٠
|

366 Sub optimal غیر بهینه ١٣٩٧/١٠/٢٠
|

367 Prequalification احراز صلاحیت ١٣٩٧/١٠/١٨
|

368 Payout Payout period
دوره بازگشت سرمایه
Buyer's payout
سود خریدار
١٣٩٧/١٠/١٨
|

369 Biddable موارد قابل پیشنهاددهی ١٣٩٧/١٠/١٨
|

370 As well as مشتمل بر ...
بعلاوه ...
و همچنین ...
١٣٩٧/١٠/١٨
|

371 Arm's length مبادله کالا با شخص ثالث توسط خریدار و فروشنده بدون هیچ ارتباطی بین خریدار و فروشنده و کاملا مستقل ١٣٩٧/١٠/١٨
|

372 Third party طرف ثالث ١٣٩٧/١٠/١٨
|

373 Profile نمودار، مشخصات، ویژگی ١٣٩٧/١٠/١٨
|

374 Back end آخر دوره ١٣٩٧/١٠/١٨
|

375 Performance bond ضمانت نامه حسن انجام کار که به شکل اوراق قرضه توسط بانک یا شرکت بیمه صادر می شود. ١٣٩٧/١٠/١٨
|

376 Provision شرط یا شروط قراردادی ١٣٩٧/١٠/١٨
|

377 Holiday تخفیف یا معافیت مالیاتی (حسب مورد) ١٣٩٧/١٠/١٨
|

378 Allowance استهلاک
معافیت(مالیاتی)
١٣٩٧/١٠/١٨
|

379 Title حق استفاده یا حق مالکیت ١٣٩٧/١٠/١٨
|

380 Title to حق استفاده یا مالکیت ١٣٩٧/١٠/١٨
|

381 Restoration بازگرداندن اوضاع محل فعالیت به وضعیت اولیه ١٣٩٧/١٠/١٨
|

382 Licence در نفت و گاز: برای فعالیت اکتشافی permit یا همان اجازه صادر میشود و برای فعالیت تولیدی license یا همان مجوز صادر میگردد.
اعطای مجوز
١٣٩٧/١٠/١٨
|

383 Interest سهم ١٣٩٧/١٠/١٨
|

384 Mature در نفت و گاز: مناطق قبلا اکتشاف شده ١٣٩٧/١٠/١٨
|

385 Comment اظهار نظر، دیدگاه اصلاحی ١٣٩٧/١٠/١١
|

386 Point forward از این به بعد
بعدی
متعاقب
١٣٩٧/١٠/٠١
|

387 Meanwhile در این میان
در این بین
١٣٩٧/١٠/٠١
|

388 Even Even chance
شانس پنجاه پنجاه
شانس برابر
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

389 Overriding royalty interests منافع حق امتیاز درجه اول ١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

390 Bayes قضیه ای در آمار که برای بازبینی احتمالات اولیه با توجه به رخداد حوادث مرتبط بکار میرود.
احتمال جدید را احتمال بازبینی شده یا ثانویه می نامند.
١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

391 Posterior Posterior probability
احتمال ثانویه، احتمال بازبینی شده، احتمال اصلاح شده.
در قضیه بیز میتوان احتمال اولیه رخداد الف را در نتیجه آگاهی از رخداد ...
١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

392 A priori A priori probability
احتمال اولیه
١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

393 Priori A priori
احتمال اولیه
١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

394 Prior Prior probability
A priori probability
احتمال اولیه (در قضیه بیز)
١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

395 Drastically قابل ملاحظه ١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

396 Fold Seven fold
به طور قابل توجهی افزایش پیدا کردن
١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

397 Seven fold به طور قابل توجهی افزایش پیدا کردن ١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

398 Followed by منظور موردی است که بعد از مورد اول می آید.
بعد از
در پی
به دنبال
١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

399 Basinal حوضه رسوبی ١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

400 Charge در نفت و گاز: حجم مخزن ١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

401 Local content سهم استفاده از توان ساخت داخل در قراردادهای سرمایه گذاری خارجی
سهم داخل
١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

402 Requirement مورد نیاز ١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

403 Meet رعایت کردن، تامین کردن، صدق کردن ١٣٩٧/٠٩/٢٨
|

404 Back in Back in option
اختیار برگشت به قرارداد(به عنوان شریک دولتی) با لحاظ شرایطی
١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

405 Joint venture مشارکت در سرمایه گذاری دارای خطر ١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

406 Severance Severance tax
یک نوع مالیات بر منابع تمام شدنی
١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

407 Severance tax یک نوع مالیات بر منابع تمام شدنی ١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

408 Ownership interest منافع مالکانه ١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

409 Ownership مالکانه ١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

410 Carried interest در نفت و گاز:
منافع انتقالی.
پرداخت تعویقی (برای تصاحب درصدی از سهام).
سهام مشارکت حمل شده (پرداخت نشده).
سهم حمل شده(سهام تعویقی یا انتق ...
١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

411 Production payment interest پرداخت تولیدی ١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

412 Unitized working intetest منافع عملیاتی یکی شده ١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

413 Pooled working interest منافع عملیاتی جمعی ١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

414 Joint working interest منافع عملیاتی مشاع ١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

415 Lease bonus پاداش اجاره ١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

416 Delay rental اجاره تاخیر ١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

417 Primary term دوره پایه ١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

418 Leasehold interest منافع اجاره ای ١٣٩٧/٠٩/٢٧
|

419 Front end از ابتدا تا انتها
سراسری
کل مسیر
١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

420 Thumbnail مختصر، موجز، اجمالی، کوتاه، کوچک ١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

421 Handling کنترل کردن، اداره کردن، مدیریت کردن، جرح و تعدیل کردن، تصحیح کردن ١٣٩٧/٠٩/٢٣
|

422 Bottom line آن مقداری که در انتها باقی می ماند.
مثل سود خالص پس از کسر مالیات.
حداقل، کف موضوع، آن حداقلی که نیاز است در مورد امری تامین شود.
١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

423 Pay zone لایه ای از زمین که در آن پول(نفت و گاز) خوابیده است. ١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

424 Pay سازند دارای نفت یا گاز.
لایه ای از زمین که در آن پول (نفت و گاز) خوابیده است.
١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

425 Play حوضه رسوبی نسبتا شناخته شده ای که بالقوه دارای ذخایر نفت و گاز است که البته احتمال وجود این ذخایر از مراحل lead و prospect کمتر است.
نمایش.
نم ...
١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

426 Wildcat (در حفاری) چاههای اکتشافی که رفتاری ناشناخته دارند. ١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

427 Normalize متغیر را قابل فهم ساختن. مثلا تبدیل به متغیری بدون بعد در دامنه بین صفر و یک.
بدینگونه فهم و مقایسه متغیر آسان می شود.
١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

428 Job موضوع
شغل
١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

429 Cross plot طراحی متقاطع ١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

430 plot طراحی ١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

431 Cross متقاطع ١٣٩٧/٠٩/٢٢
|

432 Heuristic ابتکاری، اکتشافی، ذهنی ١٣٩٧/٠٩/٢١
|

433 Scenario وضعیت های محتمل
معمولا خوشبینانه، متوسط و بدبینانه
١٣٩٧/٠٩/٢١
|

434 Stake سهم از کار یا پروژه
سهم از طرح معادل Working Interest
سهم از کار خطر دار
١٣٩٧/٠٩/٢١
|

435 Authority مدیریت
اختیار (تصمیم گیری)
مرجع تصمیم گیری
اقتدار
توان سازماندهی.
در نفت و گاز:
(Authority for expenditure (AFE
برآورد هزینه های ...
١٣٩٧/٠٩/٢١
|

436 Authority for expenditure برآورد هزینه های حفاری در صنعت نفت و گاز ١٣٩٧/٠٩/٢١
|

437 Apparent ظاهری
تحمیلی
تکلیفی
دستوری
١٣٩٧/٠٩/١٤
|

438 Incorporate ملاحظه
یکی کردن
تلفیق کردن
١٣٩٧/٠٩/٠٩
|

439 Payoff معادل Consequence است.
به معانی نتیجه، پیامد، بازده، سود، ارزش و ... .
١٣٩٧/٠٩/٠٧
|

440 Working interest منافع عملیاتی، سهم از یک طرح یا پروژه ١٣٩٧/٠٨/١٨
|

441 Farm out اجاره دادن زمین بابت انجام فعالیتی از قبیل کشاورزی، صنعتی، فعالیت نفتی و ...، مثلا انجام فعالیت نفتی از نوع اکتشاف نفت و گاز .
انتقال تمام یا بخ ...
١٣٩٧/٠٨/١٦
|

442 Course of action فرآیند، اسلوب عملکرد، روش، نحوه کار، راهکار، حالت. ١٣٩٧/٠٨/١٥
|

443 Practice Practice: رویه
Practise :ورزش، تمرین ورزشی
١٣٩٧/٠٧/٠٥
|

444 Battery مخزن نگهداری نفت ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

445 Deal قرارداد ١٣٩٧/٠٦/٠٣
|

446 Evacuation costs هزینه های انتقال ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

447 Evacuation انتقال ١٣٩٧/٠٥/٢١
|

448 Workover در صنعت نفت: تعمیر چاه ١٣٩٧/٠٥/٢١
|