برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی ماشا اله زاده

علی ماشا اله زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 فندقی مثل کیک میوه ای
مغز فندقی
شیرین میزند،دیوانه است،عقل درست و حسابی ندارد
١٣٩٩/٠١/١٠
|

2 فندقی مثل کیک میوه ای
مغز فندقی
شیرین میزند
عقل درست و حسابی ندارد،دیوانه است
١٣٩٩/٠١/١٠
|

3 بلیط قطار چندمنظوره (برای ترغیب گردشگری) ١٣٩٩/٠١/١٠
|

4 Get a load of this اینجا را باش، اینجا را بپا
Get a load of that guy اون آقا را باش،اون آقا را ببین
١٣٩٩/٠١/١٠
|

5 (اگر phrasal verb نباشد)فروش رفتن به مبلغ.....،(پول)بالای ...رفتن
the car go for $2000 این ماشین ۲۰۰۰دلار فروش میرود(۲۰۰۰دلار بالای این ماشین میر ...
١٣٩٩/٠١/١٠
|

6 بوده است (اینگونه از قدیم الایام) served as
عمل می کرده(از قدیم الایام)
(مجازی)خدمت میکرده
North Beach served as the centre of culture
١٣٩٩/٠١/٠٩
|

7 بوده است (اینگونه از قدیم الایام) served as
عمل می کرده(از قدیم الایام)
(مجازی)خدمت میکرده
North Beach served as the centre of cultu
١٣٩٩/٠١/٠٩
|

8 محسوب کردن،به حساب آوردن
Many credit the Beat as fathers and mothers of the 1960s cultural renaissance
بسیاری از مردم جنبش اعتراضی بیت را به عن ...
١٣٩٩/٠١/٠٩
|

9 (شخص)عادی،معمولی
mainstream Americansآمریکایی های معمولی(عامه ی آمریکایی ها)
١٣٩٩/٠١/٠٨
|

10 بار مسافر ١٣٩٩/٠١/٠٧
|

11 سر جای خودش گذاشتن ١٣٩٩/٠١/٠٧
|

12 (دوربین عکاسی،فیلمیرداری)کادر بندی کردن ١٣٩٩/٠١/٠٧
|

13 پنجره ی تحویل بلیط های رزرو شده از قبلwill call window
١٣٩٩/٠١/٠٧
|

14 فلاش سر خود
Built-in flash camera
١٣٩٩/٠١/٠٧
|

15 بر باد رفته (از تعجب)
نیست و نابود شده (از تعجب)
When I got to the store , I was blown away by all the option I had.
وقتی رسیدم فروشگاه، نیس ...
١٣٩٩/٠١/٠٦
|

16 عکس یههویی،عکس بی هوا(بدون اطلاع سوژه) ١٣٩٩/٠١/٠٦
|

17 راه افتادن و رفتن،کله کردن(به سمت جایی)
I head off to the camera shop
١٣٩٩/٠١/٠٦
|

18 اتاقک پارتیشن بندی شده درون یک اتاق (محل کار)
Office=دفتر کار(یک اتاق کامل)
Cubicle=اتاقک کار(قسمتی از یک اتاق)
١٣٩٩/٠١/٠٦
|

19 توجیه، (کارمند یک اداره)
آشناسازی،جهت دهی (یک کارمند جدیدالورود به امور محوله)
١٣٩٩/٠١/٠٦
|

20 چقدر سخته!(همراه با همدردی)آخی بیچاره ها
سختشونه
شرایط سختی دارند
١٣٩٩/٠١/٠٦
|

21 ورودیه قابل انعطاف،(شهریه)حق ورود متغیر ١٣٩٩/٠١/٠٦
|

22 (شهریه ،قیمت)قابل انعطاف،متغیر ١٣٩٩/٠١/٠٦
|

23 مددکاری،انجمن های خیریه،پایگاه بسیج مردمی ١٣٩٩/٠١/٠٦
|

24 برنامه نگهداری دانش آموز بعد از مدرسه ١٣٩٩/٠١/٠٦
|

25 فرزند کارمند(بچه کارمند)
بچه کلید دار (که بتواند بعد مدرسه در خانه را باز کند)
تنها در خانه!
١٣٩٩/٠١/٠٦
|

26 کاری را از سر راه برداشتن (کاری را به انجام رساندن،پایان دادن) ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

27 فشاری
خودکار فشاریclicker pen
١٣٩٩/٠١/٠٥
|

28 با قاشق کندن و در آوردن ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

29 از(جدا شدن از چیزی)
From بعد مکانی میباشد ولی off از مجازی یا معنوی می باشد
We took the pumpkin and cut off the top
ما کدو تنبل را بر داشت ...
١٣٩٩/٠١/٠٥
|

30 زیر ساخت
زیر ساخت های فرهنگی cultural contexts
١٣٩٩/٠١/٠٥
|

31 راسته(محله)
راسته ی کدو تنبل فروش هاpompkin patch
راسته ی خیاط ها tailor 's patch
١٣٩٩/٠١/٠٥
|

32 سقف اضافه برداشت(از کارت اعتباری مثل حکمت کارت) ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

33 پرداخت مستقیم(به حساب بانکی شخص دیگری) ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

34 کارت شناسایی دولتی ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

35 حساب سپرده بلند مدت ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

36 از هیچی که بهتره ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

37 دستمزد کارگر ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

38 بدتر از...که دیگر نیست ١٣٩٩/٠١/٠٥
|

39 خدمات سواره(بدون پیاده شدن)،خرید پنجره ای ١٣٩٩/٠١/٠٤
|

40 عکس سهام،عکس تجاری ١٣٩٩/٠١/٠٤
|

41 سواره رو ١٣٩٩/٠١/٠٤
|

42 شکل صورت (کشیده،گرد،بیضی...) ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

43 هیچ شانسی ندارم ١٣٩٩/٠١/٠٣
|