انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 727 100 1

ADHOC

تلفظ adhoc
تلفظ adhoc به آمریکایی/ædˈhɒk/ تلفظ adhoc به انگلیسی/ædˈhɒk/

حق، متخصص، ویژه امر مخصوصی

واژه ADHOC در جمله های نمونه

1. Other opposition has been adhoc and in some areas, such as Inishturk, has not formalized itself into an organization.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سایر مخالفت ها به طور اتفاقی بوده است و در بعضی از مناطق مانند Inishturk خود را به یک سازمان تبدیل نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. One other example of a possibly adhoc hypothesis from the history of science will be briefly mentioned.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک مثال دیگر از فرضیه احتمالا از تاریخ علم به طور خلاصه ذکر شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Such an adhoc approach is not conducive to efficient use of present resources nor is it appropriate for long-term planning.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چنین رویکردی منصفانه برای استفاده کارآمد از منابع فعلی منجر نمیشود و برای برنامه ریزی درازمدت مناسب نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. From an observer's point of view this adhoc approach to eternity and salvation poses acute problems of description.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از دیدگاه ناظر، این رویکرد متجلی به ابدیت و نجات، مشکلات حاد توضیح است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Critics fear that adhoc boards, neither accountable nor thrifty, will proliferate.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]منتقدان می گویند که هیئت مدیره هیئت مدیره، نه پاسخگو و نه صرفه جویی خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. This would be a system of adhoc law which would suggest that each novel situation warrants the creation of a new rule.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک سیستم قانونی است که نشان می دهد که هر وضعیت رمان، ایجاد یک قانون جدید را ضروری می سازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. They introduced adhoc postulates, such as proposing that objects got shorter when they moved at high speeds.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها پیش فرض های adhoc را پیشنهاد دادند، مثلا پیشنهاد کرد که وقتی که آنها با سرعت بالا حرکت می کردند، اجسام کوتاه تر می شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. I am not referring to adhoc arrangements or short-term palliatives.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به ترتیب adhoc و یا palliatives کوتاه مدت اشاره نمی کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. This leads to adhoc government intervention which in turn may undermine the consistency and stability of objectives still further.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این به مداخله دولت منجر می شود که به نوبه خود می تواند ثبات و ثبات اهداف را همچنان تضعیف کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Currently an adhoc value one third of the distance from the blackout point to the whiteout point is used.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر مقدار adhoc یک سوم از فاصله از نقطه خاموشی به نقطه خالی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The regional question has degenerated into adhoc regional study - on-going analysis of the demand-supply equation for land release.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوال منطقه ای به مطالعه منطقه ای adhoc منجر شده است - در حال حاضر تجزیه و تحلیل معادله تقاضا برای عرضه زمین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Unfortunately, adhoc bibliographies date quickly and are not always brought up to date after initial publication.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]متاسفانه، کتابشناسی adhoc تاریخ به سرعت و همیشه به روز بعد از انتشار اولیه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It consisted of 148 standing committees and 3adhoc committees.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شامل 148 کمیته دائمی و کمیته های سه جانبه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. More detailed information can be obtained on an adhoc basis.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اطلاعات دقیق تر می تواند به صورت adhoc بدست آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Some have to be dealt with using adhoc, independent software vendor solutions at present, such as application development environments and distributed databases.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی از آنها باید با استفاده از Adhoc، راه حل های فروشنده نرم افزار مستقل در حال حاضر، مانند محیط های توسعه نرم افزار و پایگاه داده های توزیع شده مورد استفاده قرار گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مخفف ADHOC

عبارت کامل: Advanced Developers Hands on Conference
موضوع: عمومی
دستان توسعه پیشرفته در کنفرانس
عبارت کامل: Advanced Developers Hands on Conference
موضوع: کامپیوتر
شبکه محلی بی سیم یا WLAN به نوعی از شبکه محلی اطلاق می شود که در آن برای انتقال اطلاعات از یک نقطه به نقطه دیگر از امواج رادیویی استفاده شود. مزیت مهم یک شبکه بی سیم این است که نیاز به سیم کشی ندارد و در نتیجه کاربران می توانند در محدوده شبکه جابجا شوند.

توسعه های قدیمی شامل راه حل های ویژه صنعتی و قرادادهای (پروتکل های) اختصاصی، بجز اواخر دهه 1990، همگی با استانداردهای جدید تعویض خواهندشد، به ویژه نگارشهای متفاوت از IEE 802.11) Wi-Fi) (تعاریف متفاوت را نگاه کنید) و HomeRF (خطوط 2Mbit/s که برای کاربری خانگی درنظر گرفته شده بودند). یک فناوری جایگزین شبیه به ATM های 5 گیگاهرتزی، HIPERLAN، بنا به عوامل سیاسی و بازاری، کمتر موفق به نظر رسید.

برای برپایی یک شبکه محلی بی سیم یا WLAN دو نوع زیر ساخت یا توپولوژی وجود دارد : نقطه به نقطه (peer-to-peer) یا موردی (ad-hoc) و حالتی که به آن اصطلاحآ حالت شالوده ای یا(infrastructure) گفته می شود.

نقطه به نقطه: در این روش ارتباط دو نقطه مد نظر می باشد، یعنی کاربران مستقیماً با یکدیگر به شکل Peer- to- peer ارتباط برقرار می نمایند همچنین کاربران برای ارتباط باید در محدوده یکدیگر قرار داشته باشند. این نوع شبکه برای پشتیبانی از تعداد محدودی از کاربر، مثلاً در محیط خانه یا دفاتر کوچک طراحی می شود.

ADHOC را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی ADHOC



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی adhoc
کلمه : adhoc
املای فارسی : ادهک
اشتباه تایپی : شیاخز
عکس adhoc : در گوگل


آیا معنی ADHOC مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )