انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1050 100 1

Arise

تلفظ arise
تلفظ arise به آمریکایی/əˈraɪz/ تلفظ arise به انگلیسی/əˈraɪz/

معنی: طلوع کردن، برخاستن، رخ دادن، بلند شدن، برامدن، قیام کردن
معانی دیگر: بلند شدن (از جا)، بالا رفتن، صعود کردن، فرازیدن، به وجود آمدن، ناشی شدن، رستن، ر  دادن، بوجود اوردن، طغیان کردن

بررسی کلمه Arise

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: arises, arising, arisen, arose
(1) تعریف: to come into view or existence; emerge.
مترادف: appear, come up, crop up, originate, show up
مشابه: dawn, emerge, form, offer, spring up

- Several unexpected topics arose during the discussion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] در طول این بحث چندین موضوع غیرمنتظره مطرح شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چندین موضوع غیر منتظره در جریان بحث ایجاد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- This question arises at every meeting, but we never seem to come to any agreement on the answer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این سوال در هر جلسه مطرح می‌شود، اما به نظر نمی‌رسد که ما به هیچ توافقی بر روی پاسخ برسیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این سوال در هر جلسه ظاهر می شود، اما ما هرگز به نظر نمی رسد که به توافق برسیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Difficulties will inevitably arise despite all of our precautions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] علی‌رغم همه اقدامات احتیاطی ما، مشکلات به طور اجتناب‌ناپذیری بوجود خواهد آمد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] علیرغم تمامی اقدامات احتیاطی ما، مشکلات ناچیز خواهد ماند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- During the night, there arose a serious and unforeseen problem that had to be dealt with immediately.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] در طول شب، یک مشکل جدی و پیش‌بینی‌نشده رخ داد که باید بلافاصله حل شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در طول شب، یک مشکل جدی و پیش بینی نشده وجود دارد که باید با آن برخورد شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to move upward.
مترادف: ascend, climb, mount, rise
مشابه: go up, lift, scale, soar, tower

- Steam arose from the boiling water.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از آب جوش بخار برمی‌خاست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بخار ناشی از آب جوش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: to result or issue (often fol. by "from").
مترادف: ensue, occur, proceed, result, stem
مشابه: derive, devise, emanate, emerge, happen, originate, rise, spring, start

- The problem arose from their lack of attention to what they were doing.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این مشکل از عدم توجه آن‌ها به آنچه که انجام می‌دادند سرچشمه می‌گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این مشکل ناشی از عدم توجه آنها به آنچه که انجام می دهند، ایجاد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: to get up, as from sitting or sleep.
مترادف: get up, rise
متضاد: recline
مشابه: awake, stand, wake up

- He never arises before ten o'clock on Saturdays.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او هرگز تا ساعت ده شنبه پیش نمی‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او قبل از ظهر روز شنبه هرگز ظاهر نمی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Arise در جمله های نمونه

1. women arise to demand their rights
ترجمه زن‌ها قیام می‌کنند تا حق خود را بگیرند.

2. how did life arise on earth?
ترجمه چگونه زندگی در جهان به وجود آمد؟

3. Instability may arise at times of change.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بی‌ثباتی ممکن است در زمان تغییر بوجود آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ناپایداری ممکن است در زمان تغییر ایجاد شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Should the opportunity arise, I'd love to go to China.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر این فرصت پیش آید، من دوست دارم به چین بروم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باید فرصتی ایجاد شود، من دوست دارم به چین بروم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Plant out the spring cabbage whenever opportunities arise.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر زمان که فرصت‌ها افزایش یابند، کلم فصل بهار را انجام دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر زمان که فرصت ها بوجود می آیند کلمۀ بهار را از بین ببرید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Noisome vapours arise from the mud left in the docks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بخار noisome از میان گل و لای در حال بالا آمدن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بخارات ناپایدار از گلهایی که در اسکله ها وجود دارند، بوجود می آیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Only a finite number of situations can arise.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنها تعداد متناهی از موقعیت‌ها می‌تواند بوجود آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فقط یک تعداد محدودی از شرایط ممکن است بوجود آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The country's present difficulties arise from the reduced value of its money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دشواری‌های موجود در کشور از ارزش کم پول این کشور ناشی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشکلات کنونی کشور ناشی از کاهش ارزش پول آن است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The differences in size arise from the amount of sunshine each plant gets.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تفاوت در اندازه از میزان نور خورشید هر گیاه به دست می‌آید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تفاوت در اندازه از میزان آفتاب هر گیاه می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The board acknowledges problems which arise from the newness of the approach.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هییت مدیره مشکلات ناشی از تازگی رویکرد را تایید می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیئت مدیره مشکلاتی را که از نوآوری این رویکرد ناشی می شود، تصدیق می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The problem may not arise, but there's no harm in keeping our powder dry.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مشکل ممکن است وجود نداشته باشد، اما هیچ ضرری ندارد که باروت ما را خشک نگه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشکل ممکن است بوجود آید، اما در حفظ پودر خشک ما هیچ آسیبی نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Problems arise when the body's immune system is not functioning adequately.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مشکلات زمانی ایجاد می‌شوند که سیستم ایمنی بدن به اندازه کافی عملکرد نداشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی سیستم ایمنی بدن به درستی عمل نمی کند، مشکلات بوجود می آیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Difficulties arise when people fail to consult their colleagues.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مشکلات زمانی بوجود می‌آیند که مردم نتوانند با همکاران خود مشورت کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشکلات زمانی بوجود می آیند که افراد با همکاران خود مشورت نکنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. An occasion may arise when you can use your knowledge of French.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک موقعیت می‌تواند زمانی ایجاد شود که شما بتوانید از دانش خود از زبان فرانسه استفاده کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که شما می توانید از دانش خود را از فرانسه استفاده کنید، مناسبت ممکن است بوجود آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Several interesting implications arise from these developments.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چندین مفهوم جالب از این پیشرفت‌ها ناشی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیامدهای جالبی از این تحولات ایجاد شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Arise

طلوع کردن (فعل)
rise , appear , arise , bloom
برخاستن (فعل)
up , step up , rise , uprise , arise , get up , levitate
رخ دادن (فعل)
pass , arise , occur , happen , befall , outcrop , turn up , bechance , fall out
بلند شدن (فعل)
rise , arise , get up , levitate , ascend , mount , upheave , louden , uprear
برامدن (فعل)
rise , arise
قیام کردن (فعل)
arise , whomp up

معنی Arise در دیکشنری تخصصی

arise
[حقوق] ناشی شدن بروز کردن، بوجود آمدن
[ریاضیات] ناشی شدن، به وجود آمدن

معنی کلمه Arise به انگلیسی

arise
• rouse, stir; get up, stand up; appear
• when something such as an opportunity, problem, or new state of affairs arises, it begins to exist.
arise from
• flow from something, come into being from something, result from something

Arise را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

.... ٢٠:٣١ - ١٣٩٦/٠٧/١١
پیش آمدن (مثلا یک مشکل یا نیاز)
|

فرهاد سليمان‌نژاد ٠١:٠٧ - ١٣٩٧/٠٧/١٧
قد علم كردن، قامت برافراشتن
|

mitra ١٨:٤٩ - ١٣٩٧/٠٨/١٣
اتفاق افتادن
|

میثم کنعانی ١٥:٥٨ - ١٣٩٧/٠٨/٢٣
ظهور یافتن، پدیدار شدن، ایجاد شدن، به وجود آمدن
|

S.A. ١٩:٥٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
آشکار شدن
|

Milad😋 ١٥:٣٠ - ١٣٩٧/١١/٢٧
به وجود آمدن
|

محمودی یزدانی ١٠:٠٠ - ١٣٩٨/٠٥/٢٧
مطرح شدن
|

فرهاد مهرآرا ١٣:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢
ناشی شدن
برآمدن
نشات گرفتن از
|

متین خدائی ١٤:٥٩ - ١٣٩٨/٠٦/١٤
پدید آمدن
|

Mahsa ٠٩:٣٢ - ١٣٩٨/٠٦/٢٤
Occur-apear
پدید امدن بوجود امدن رخ دادن
|

_.aylrw._ ٠٩:٢٥ - ١٣٩٨/٠٧/٠٨
ب وجود آمدن
|

❤Matin❤ ١٦:٥٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٤
پدید آمدن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

غزل > cookpit
s.m > Caterpillar
مرتضی بزرگیان > misjudgment
jim potter > set up camp
Mostafa.Z > بزغاله
.. > slowly
حیدر نیک آیین > انتقادی
علی خراسانی > low income

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی arise
کلمه : arise
املای فارسی : اریس
اشتباه تایپی : شقهسث
عکس arise : در گوگل


آیا معنی Arise مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )