برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1325 100 1

ad hoc

/ˈædˈhɑːk/ /ædˈhɑːk/

ویژه ی امر بخصوصی، تک موردی، سردستی، خلق الساعه، تک کاره، فاقد عمومیت

بررسی کلمه ad hoc

صفت و ( adjective, adverb )
• : تعریف: for this particular case, occasion, or purpose only; with respect only to this.

- Ad hoc legislation was passed in order to combat the problem.
[ترجمه ترگمان] قانون ویژه برای مبارزه با این مشکل تصویب شد
[ترجمه گوگل] به منظور مبارزه با این مسئله، قوانین ویژه تصویب شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- We will deal with this question ad hoc.
[ترجمه ترگمان] ما با این مساله ad hoc سر و کار خواهیم داشت
[ترجمه گوگل] ما با این سؤال به طور آشکار روبرو خواهیم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه ad hoc در جمله های نمونه

1. Problems were solved on an ad hoc basis.
[ترجمه ترگمان]مشکلات بر مبنای تک کاره حل شدند
[ترجمه گوگل]مشکلات به طور آشکار حل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This is an ad hoc committee specially established to deal with a particular subject.
[ترجمه ترگمان]این یک کمیته ویژه است که برای رسیدگی به یک موضوع خاص ایجاد شده‌است
[ترجمه گوگل]این یک کمیته ویژه است که به طور خاص برای رسیدگی به یک موضوع خاص تاسیس شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The meetings will be held on an ad hoc basis.
[ترجمه ترگمان]جلسات بر مبنای تک کاره برگزار خواهند شد
[ترجمه گوگل]جلسات به صورت آکادمیک برگزار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Points of policy are decided ad hoc.
[ترجمه ترگمان]امتیازاتی از سیاست به عنوان تک کاره اتخاذ می‌شوند
[ترجمه گوگل]نقاط خط مشی به طور خاص تصمیم می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی ad hoc در دیکشنری تخصصی

ad hoc
[حقوق] موقتی، ویژه اختصاصی، مخصوص، برای مورد خاص، برای منظور خاص
[حقوق] ارجاع یک موضوع خاص به داوری
[حقوق] داوری که برای رسیدگی به دعوی (یا دعاوی) خاصی انتخاب می شود

معنی کلمه ad hoc به انگلیسی

ad hoc
• impromptu, devised for the purpose at hand (e.g. ad hoc committee - committee established for a specific reason)
• for a specific purpose
• an ad hoc arrangement is one which is unplanned and which takes place only because a situation has made it necessary.
ad hoc committee
• committee established for a specific purpose

ad hoc را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شقایق سعادت فخیم
موردی
خاص-ویژه-مختص-اختصاصی
راه حل های موقت
کاربردهای اختصاصی
شقایق سعادت فخیم
چیزی که فوراً و بدون نیاز به شی یا امکانات خاصی ایجاد می شود
حجت محرابی
بدون پیش نیاز - (آماده) در زمان لزوم
shiva_sisi‌
بدون وقت قبلی،بدو فکر کردن،بدون پیش نیاز
شیرین زمانی
اد هاک (به لاتین: Ad hoc) اصطلاحی لاتین است به معنی �برای این [منظور]� است و معمولاً بیانگر رهیافت‌هایی است که برای حل یک مشکل یا وظیفهٔ ویژه به‌کار برده می‌شوند و نمی‌توان برای دیگر کارها از آنها بهره برد.

واژهٔ نزدیک فارسی برای آن، �موردی� است. برای نمونه Ad-hoc Reports را می‌توان �گزارش‌های موردی� ترجمه کرد.

Ad hoc همچنین می‌تواند به صورت راه حل‌های موقت، تغییر زمینه برای ایجاد معانی جدید، برنامه‌ریزی نامناسب نیز ترجمه شود.
فرهاد سليمان‌نژاد
اتفاقي، في‌البداهه
آرش دانش مهر
در صورت لزوم
آرش دانش مهر
ایجاد و انجام در صورت لزوم برای هدفی خاص
Kamal
تک کاره
احمد درفشدار
معني ديگر اين واژه در فرضيه:
در علم و فلسفه ، اين واژه به معنای اضافه کردن فرضیه های بیرونی به یک نظریه است تا آن را از جعل نجات دهد. فرضیه های موقت ، ناهنجاری هایی را که نظریه در قالب اصلاح نشده آن پیش بینی نشده است ، جبران می کنند.
معني ديگر اين واژه در شبکه کردن:
اين واژه به طور معمول به سیستم عناصر شبکه اشاره دارد که برای تشکیل یک شبکه نیاز به برنامه ریزی کم یا بدون برنامه دارند.
در نظامي گري:
در ارتش ، واحدهای موقت که به طور ناگهانی براي همکاری بین واحدهای مختلف برای اقدام سریع از بقایای واحدهای قبلی که شکست خورده اند یا به نحو ديگري کوچک شده اند در شرایط غیرقابل پیش بینی ایجاد می شوند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ad hoc
کلمه : ad hoc
املای فارسی : ادم هاک
اشتباه تایپی : شی اخز
عکس ad hoc : در گوگل

آیا معنی ad hoc مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )