انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1080 100 1

ad hoc

تلفظ ad hoc
تلفظ ad hoc به آمریکایی/ˈædˈhɑːk/ تلفظ ad hoc به انگلیسی/ædˈhɑːk/

ویژه ی امر بخصوصی، تک موردی، سردستی، خلق الساعه، تک کاره، فاقد عمومیت

بررسی کلمه ad hoc

صفت و ( adjective, adverb )
• : تعریف: for this particular case, occasion, or purpose only; with respect only to this.

- Ad hoc legislation was passed in order to combat the problem.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] قانون ویژه برای مبارزه با این مشکل تصویب شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] به منظور مبارزه با این مسئله، قوانین ویژه تصویب شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- We will deal with this question ad hoc.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما با این مساله ad hoc سر و کار خواهیم داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما با این سؤال به طور آشکار روبرو خواهیم شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه ad hoc در جمله های نمونه

1. Problems were solved on an ad hoc basis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مشکلات بر مبنای تک کاره حل شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشکلات به طور آشکار حل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. This is an ad hoc committee specially established to deal with a particular subject.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک کمیته ویژه است که برای رسیدگی به یک موضوع خاص ایجاد شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک کمیته ویژه است که به طور خاص برای رسیدگی به یک موضوع خاص تاسیس شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The meetings will be held on an ad hoc basis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جلسات بر مبنای تک کاره برگزار خواهند شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جلسات به صورت آکادمیک برگزار می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Points of policy are decided ad hoc.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امتیازاتی از سیاست به عنوان تک کاره اتخاذ می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نقاط خط مشی به طور خاص تصمیم می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The Council meets on an ad hoc basis to discuss problems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این شورا بر مبنای تک کاره برای بحث درباره مشکلات تشکیل جلسه می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شورا برای بحث در مورد مشکالت به طور خاص ملاقات می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. But informal, ad hoc networks may then appear and disappear as the net is rearranged.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما غیر رسمی و غیر رسمی ممکن است به نظر برسد که شبکه ad hoc به ظاهر تغییر کرده و ناپدید می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما شبکه های غیر رسمی و غیر مجاز ممکن است پس از بازنویسی شبکه، ظاهر شوند و ناپدید شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Out of these ad hoc sessions came a bold plan to drill a hole into the earth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از این جلسات موقت طرحی جسورانه برای حفر یک سوراخ در خاک وجود داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از این جلسات ad hoc یک طرح جسورانه برای حفاری سوراخ به زمین آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Ad hoc task forces will be put together to solve tough problems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نیروهای ویژه ویژه برای حل مشکلات سخت در کنار هم قرار خواهند گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نیروهای متعهد به منظور حل مشکلات دشوار به هم متصل خواهند شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. An ad hoc committee has been set up to deal with the problem.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک کمیته تک کاره برای رسیدگی به این مشکل تشکیل شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای مقابله با این مشکل، یک کمیته ویژه تشکیل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A Caltrans appeal would go to an ad hoc seismic retrofit permit review panel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک درخواست تجدید نظر به یک برنامه بررسی اجازه مقاوم‌سازی hoc تبدیل خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]درخواست تجدید نظر Caltrans به یک مجوز مجوز مجدد مجدد لرزه ای مجاز می رود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. After dabbling in an ad hoc errand service, she spent $ 200 in 1989 to start her cleaning business.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پس از این که در یک سرویس ویژه ماموریت یافت، ۲۰۰ دلار در سال ۱۹۸۹ برای شروع کسب‌وکار خود خرج کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در سال 1989 به مبلغ 200 دلار برای شروع کار تمیز کردن خود پرداخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Then there is piecemeal reform with an ad hoc tribunal created-the classic instance of this concerns telephone tapping.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس اصلاحات تدریجی با یک دادگاه ad hoc به وجود آمد - نمونه کلاسیک این مربوط به شنود مکالمات تلفنی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس اصلاحات جزئی با یک دادگاه ویژه ایجاد شده است - نمونه کلاسیک این مسئله مربوط به تماس تلفنی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. To solve the internodal safety communication problem at ad hoc, a key exchange scheme for mobile ad hoc network in elliptic curve field is proposed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای حل مساله ارتباط ایمن internodal در تک کاره، یک طرح مبادله کلید برای شبکه ad hoc سیار در حوزه منحنی بیضوی پیشنهاد شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای حل مشکل ارتباطات ایمنی بینالمللی به طور خاص، یک طرح تبادل کلیدی برای شبکه ad hoc تلفن همراه در زمینه منحنی بیضوی پیشنهاد شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Retrieve data to support ad hoc and recurring queries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازیابی اطلاعات برای پشتیبانی از نامه‌های تک کاره و مکرر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داده ها را برای پشتیبانی از درخواست های متداول و تکراری بازیابی کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی ad hoc در دیکشنری تخصصی

ad hoc
[حقوق] موقتی، ویژه اختصاصی، مخصوص، برای مورد خاص، برای منظور خاص
[حقوق] ارجاع یک موضوع خاص به داوری
[حقوق] داوری که برای رسیدگی به دعوی (یا دعاوی) خاصی انتخاب می شود

معنی کلمه ad hoc به انگلیسی

ad hoc
• impromptu, devised for the purpose at hand (e.g. ad hoc committee - committee established for a specific reason)
• for a specific purpose
• an ad hoc arrangement is one which is unplanned and which takes place only because a situation has made it necessary.
ad hoc committee
• committee established for a specific purpose

ad hoc را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

شقایق سعادت فخیم ١٦:٥٨ - ١٣٩٧/٠٢/١٩
موردی
خاص-ویژه-مختص-اختصاصی
راه حل های موقت
کاربردهای اختصاصی
|

شقایق سعادت فخیم ١٧:٠٠ - ١٣٩٧/٠٢/١٩
چیزی که فوراً و بدون نیاز به شی یا امکانات خاصی ایجاد می شود
|

حجت محرابی ١٩:١٢ - ١٣٩٧/٠٧/٢٩
بدون پیش نیاز - (آماده) در زمان لزوم
|

shiva_sisi‌ ١٩:٢٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢٩
بدون وقت قبلی،بدو فکر کردن،بدون پیش نیاز
|

شیرین زمانی ١٤:٥٠ - ١٣٩٧/١١/٠٨
اد هاک (به لاتین: Ad hoc) اصطلاحی لاتین است به معنی �برای این [منظور]� است و معمولاً بیانگر رهیافت‌هایی است که برای حل یک مشکل یا وظیفهٔ ویژه به‌کار برده می‌شوند و نمی‌توان برای دیگر کارها از آنها بهره برد.

واژهٔ نزدیک فارسی برای آن، �موردی� است. برای نمونه Ad-hoc Reports را می‌توان �گزارش‌های موردی� ترجمه کرد.

Ad hoc همچنین می‌تواند به صورت راه حل‌های موقت، تغییر زمینه برای ایجاد معانی جدید، برنامه‌ریزی نامناسب نیز ترجمه شود.
|

فرهاد سليمان‌نژاد ٢٠:٤٢ - ١٣٩٨/٠٣/٠٨
اتفاقي، في‌البداهه
|

آرش دانش مهر ١١:٢٤ - ١٣٩٨/٠٥/١٥
در صورت لزوم
|

آرش دانش مهر ١١:٢٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٥
ایجاد و انجام در صورت لزوم برای هدفی خاص
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ad hoc
کلمه : ad hoc
املای فارسی : ادم هاک
اشتباه تایپی : شی اخز
عکس ad hoc : در گوگل


آیا معنی ad hoc مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )