برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1325 100 1

bottom out

/ˈbɑtəm aʊt/ /ˈbɒtəm aʊt/

(خودمانی) اصل عمده، سرمنشا، اساس، تصمیم یا پیشنهاد نهایی، حرف آخر، جمع کل درآمد شرکت که در گزارش سالیانه ذکر می شود و سود هر سهم برحسب آن تعیین می گردد، (عامیانه) سود و زیان، (از بدی) رو به بهبود گذاشتن، تخفیف یافتن

واژه bottom out در جمله های نمونه

1. She knocked the bottom out of our argument.
[ترجمه ترگمان] اون ته argument رو پرت کرد
[ترجمه گوگل]او پایین پایین از استدلال ما را شکست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The bad news knocked the bottom out of market prices.
[ترجمه ترگمان]خبر بد، پایین بودن قیمت بازار را کاهش داد
[ترجمه گوگل]خبر بد پایین قیمت بازار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He expects the reces-sion to bottom out.
[ترجمه ترگمان]اون انتظار داره که دیر صهیون رو از بین ببره
[ترجمه گوگل]او انتظار دارد که روند صعودی ادامه یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The rise in mortgage rates really knocked the bottom out of the housing market.
[ترجمه ترگمان]افزایش نرخ وام مسکن در واقع پایین بازار مسکن را کاهش داد
[ترجمه گوگل]افزایش نرخ وام مسکن واقعا پایین بازار بازار مسکن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

bottom out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الهه علوی
به ته خط رسیدن
سید محمود حسینی
رو به بهبود گذاشتن، تخفیف یافتن
فروکش کردن،
گذر از پایین ترین نقطه و شروع به صعود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bottom out
کلمه : bottom out
املای فارسی : بتوم آوت
اشتباه تایپی : ذخففخئ خعف
عکس bottom out : در گوگل

آیا معنی bottom out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )