انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 834 100 1

واژه cope with در جمله های نمونه

1. It must be difficult to cope with three small children and a job.
ترجمه کاربر [ترجمه سامان] از عهده ی 3 بچه ی کوچک و یک شغل برآمدن باید سخت باشد.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سازگاری با سه کودک کوچک و یک شغل دشوار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باید با سه کودک کوچک و یک شغل مقابله کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. We needed to reskill our workforce to cope with massive technological change.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما نیاز داشتیم نیروی کار خود را برای مقابله با تغییرات تکنولوژیکی گسترده reskill
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما نیاز داریم که نیروی کارمان را برای مقابله با تغییرات تکنولوژیکی عظیم بازسازی کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The rebels were ill-equipped to cope with Western weapons and forces.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شورشیان برای مقابله با سلاح‌های غربی و نیروهای غربی به شدت تجهیز شده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شورشیان برای مقابله با سلاح و نیروهای غربی مجهز بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Will she be able to cope with the work?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا او قادر خواهد بود با این کار کنار بیاید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا او قادر به مقابله با این کار خواهد بود؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. They have to cope with a mountain of problems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها مجبورند با کوهی از مشکلات مقابله کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها باید با مشکلات زیادی مواجه شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I cannot cope with that boy; he is stubborn.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمی‌توانم با این پسر کنار بیایم؛ او لجباز است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمی توانم با آن پسر مقابله کنم او خسته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. His indefatigable spirit helped him to cope with his illness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روحیه خستگی‌ناپذیر او به او کمک کرد تا با بیماریش کنار بیاید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روح مستحکم او به او کمک کرد تا با بیماری او مقابله کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. How do you cope with the problem of poor vision?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما چطور با مشکل بینایی ضعیف مقابله می‌کنید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چگونه با مشکل بینایی مقابله کنید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He found he could no longer cope with his demanding job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دریافت که دیگر نمی‌تواند از عهده این کار برآید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او متوجه شد که او دیگر نمیتواند با کار خواسته اش کنار بیاید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. You will learn to cope with the stresses and strains of public life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما یاد می‌گیرید که از عهده فشارها و فشارهای زندگی عمومی برآید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما یاد خواهید گرفت که با فشارها و فشارهای زندگی عمومی مواجه شوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The transport service cannot cope with the strain of so many additional passengers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خدمات حمل و نقل نمی‌تواند با فشار بسیاری از مسافران دیگر مقابله کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خدمات حمل و نقل نمی تواند با فشارهای بسیاری از مسافران اضافی مقابله کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. I am afraid I cannot cope with this.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متاسفانه نمی‌توانم با این مساله کنار بیایم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمی تونم با این کار کنار بیام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. No one can cope with her in English.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ‌کس نمی‌تواند با او به زبان انگلیسی کنار بیاید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ کس نمیتواند با او به زبان انگلیسی مقابله کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. They may have to widen the road to cope with the increase in traffic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها ممکن است مجبور شوند جاده را گسترش دهند تا بتوانند با افزایش ترافیک مواجه شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها ممکن است مجبور شوند راه را برای مقابله با افزایش ترافیک گسترش دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. She's struggling to cope with the heavy workload .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او تقلا می‌کند تا با حجم کاری سنگین کنار بیاید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در حال تلاش برای مقابله با حجم کار سنگین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی cope with در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] فایق آمدن

معنی کلمه cope with به انگلیسی

cope with
• deal with, handle, get over
cope with everyday stress
• deal with the pressures of daily life
cope with everything
• manage everything successfully
cope with stress
• deal with pressure

cope with را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی cope with

Mysm66 ٠٣:٣٥ - ١٣٩٦/١٠/١٨
از پس کاری برآمدن، مدیریت کردن
|

مریم ٠٠:٠٥ - ١٣٩٧/٠١/١٣
کنار امدن
|

محمد ١١:٠٧ - ١٣٩٧/٠١/١٥
از عهده کاری بر آمدن
|

سجاد ١١:٠٧ - ١٣٩٧/٠٣/١٨
سر و کار داشتن
|

حامد حاج محدی ١١:١٣ - ١٣٩٧/٠٣/٣١
حذف کردن
|

رضا ٢٠:٠٩ - ١٣٩٧/٠٤/٠١
باموفقیت انجام دادن
|

رضا ٢٠:١٠ - ١٣٩٧/٠٤/٠١
با موفقیت انجام دادن
|

Yeganeh ١٩:٥٣ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
کنار آمدن باچیزی
|

a.r ٢١:١١ - ١٣٩٧/٠٧/١٤
to endure sth, usually sth unpleasant or undesirable
to manage to deal with sb or sth
|

سیامک ملکی ١٣:٢٦ - ١٣٩٧/٠٧/٢٥
از عهده چیزی(کاری)برآمدن
|

محمد امین عظیم زادگان ١٣:٠٨ - ١٣٩٧/٠٨/٢٥
حل و فصل، رتق و فتق، از سر گذراندن چیزی.
|

تایدی مرادی ١٩:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٠٥
کمک کردن
|

Setayesh-Arya ١٧:٠٢ - ١٣٩٧/١٠/١٨
get along
|

غیاثی فر ٠٧:٤٧ - ١٣٩٧/١٢/٢٥
غلبه کردن بر چیزی
|

پیشنهاد شما درباره معنی cope with



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی cope with مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )