انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1042 100 1

dentist

تلفظ dentist
تلفظ dentist به آمریکایی/ˈdentəst/ تلفظ dentist به انگلیسی/ˈdentɪst/

معنی: دندانساز
معانی دیگر: دندان پزشک

واژه dentist در جمله های نمونه

1. a dentist was in constant requisition
ترجمه دندانپزشک دائما مورد نیاز بود.

2. this dentist has cheaper clientele
ترجمه این دندانساز مشتریان کم پول‌تری دارد.

3. a session with the dentist
ترجمه دیدار با دندانساز

4. a trip to the dentist
ترجمه رفتن نزد دندانساز

5. can you recommend a good dentist to me?
ترجمه آیا می‌توانی یک دندانساز خوب را به من معرفی کنی‌؟

6. as soon as he sat on the dentist chair, he tensed up
ترجمه تا روی صندلی دندانپزشک نشست،عصبی شد.

7. he must make regular visits to his dentist
ترجمه او بایستی مرتبا نزد دندان‌پزشک خود برود.

8. She - ied with pain when the dentist pulled the tooth out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی دندون پزشکی دندون رو بیرون کشید با درد به زمین افتاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی دندانپزشک دندان را خارج کرد دچار درد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. I must ask the dentist to fit me with some new teeth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باید از دندونپزشک بخوام که منو با چند تا دندون جدید جور کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من باید از دندانپزشک بخواهم که با برخی از دندان های جدید مناسب من باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The dentist extracted her wisdom tooth.
ترجمه کاربر [ترجمه پویا غلامی] دندانپزشک دندان عقل او را تراشید
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دندان‌پزشک دندان خرد شده‌اش را بیرون کشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دندانپزشک دندان عقل او را استخراج کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I've just been to the dentist and my face is still numb.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همین الان به دندون پزشکی رفتم و صورتم هنوز بی‌حس شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فقط به دندانپزشک مراجعه کرده ام و چهره من هنوز بی حس می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The dentist picked away several instruments.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دندان‌پزشک چندین ابزار را برداشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دندانپزشک چندین ابزار را انتخاب کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The dentist could detect no decay in her teeth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دندان‌پزشک می‌تواند هیچ پوسیدگی در دندان‌هایش را تشخیص دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دندانپزشک می تواند در دندان هایش فاقد تشخیص نباشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The dentist said she would do the filling straightaway.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دندان‌پزشک گفت که بلافاصله این کار را انجام خواهد داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دندانپزشک گفت که او می تواند بلافاصله انجام دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The dentist could detect no sign of decay in her teeth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دندان‌پزشک می‌تواند نشانه‌ای از پوسیدگی در دندان‌هایش تشخیص دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دندانپزشک می تواند نشانه ای از پوسیدگی دندان هایش را تشخیص دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Sandra winced as the dentist started to drill.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چون دندان‌پزشک شروع به حفاری کرد، ساندرا به خود لرزید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساندرا با دندانپزشک شروع به تمرین کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف dentist

دندانساز (اسم)
dental surgeon , dentist

معنی dentist در دیکشنری تخصصی

dentist
[دندانپزشکی] دندانپزشک توجه مهم: دندانپزشک با دندانساز متفاوت بوده و دندانساز به کسی گفته می شود که دستگاههای دندانی را می سازد dental technician

معنی کلمه dentist به انگلیسی

dentist
• doctor who takes care of teeth
• a dentist is a person qualified to treat people's teeth.
auto dentist
• person who repairs dents or damages caused by hail and other kind of minor damages on automobiles; "dentist" (meaning one who repairs dents)

dentist را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

hm ٢٠:٠٨ - ١٣٩٧/٠١/٢٠
دندان پزشک
|

mmmmmmmm ١٦:٠٢ - ١٣٩٧/٠٢/١٩
دندان ساز
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dentist
کلمه : dentist
املای فارسی : دنتیست
اشتباه تایپی : یثدفهسف
عکس dentist : در گوگل


آیا معنی dentist مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )