برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1326 100 1

dentist

/ˈdentəst/ /ˈdentɪst/

معنی: دندانساز
معانی دیگر: دندان پزشک

واژه dentist در جمله های نمونه

1. a dentist was in constant requisition
دندانپزشک دائما مورد نیاز بود.

2. this dentist has cheaper clientele
این دندانساز مشتریان کم پول‌تری دارد.

3. a session with the dentist
دیدار با دندانساز

4. a trip to the dentist
رفتن نزد دندانساز

5. can you recommend a good dentist to me?
آیا می‌توانی یک دندانساز خوب را به من معرفی کنی‌؟

6. as soon as he sat on the dentist chair, he tensed up
تا روی صندلی دندانپزشک نشست،عصبی شد.

7. he must make regular visits to his dentist
او بایستی مرتبا نزد دندان‌پزشک خود برود.

8. She - ied with pain when the dentist pulled the tooth out.
[ترجمه ترگمان]وقتی دندون پزشکی دندون رو بیرون کشید با درد به زمین افتاد
[ترجمه گوگل]وقتی دندانپزشک دندان را خارج کرد دچار درد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I must ask the dentist to fit me with some new teeth.
[ترجمه ترگمان]باید از دندونپزشک بخوام که منو با چند تا دندون جدید جور کنه
[ترجمه گوگل]من باید از دندانپزشک بخواهم که با برخی از ...

مترادف dentist

دندانساز (اسم)
dental surgeon , dentist

معنی dentist در دیکشنری تخصصی

dentist
[دندانپزشکی] دندانپزشک توجه مهم: دندانپزشک با دندانساز متفاوت بوده و دندانساز به کسی گفته می شود که دستگاههای دندانی را می سازد dental technician

معنی کلمه dentist به انگلیسی

dentist
• doctor who takes care of teeth
• a dentist is a person qualified to treat people's teeth.
auto dentist
• person who repairs dents or damages caused by hail and other kind of minor damages on automobiles; "dentist" (meaning one who repairs dents)

dentist را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

hm
دندان پزشک
mmmmmmmm
دندان ساز
amir
دندانپزشک

......
dentist
دندان پزشک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dentist
کلمه : dentist
املای فارسی : دنتیست
اشتباه تایپی : یثدفهسف
عکس dentist : در گوگل

آیا معنی dentist مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )