برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1288 100 1

dining


صرف شام (یا ناهار)، خوراک خوردن، ناهار خوری

واژه dining در جمله های نمونه

1. dining
صرف شام (یا ناهار)،خوراک خوردن،ناهار خوری

2. dining table
میز ناهار خوری

3. a dining saloon
تالار ناهارخوری

4. the dining area in the corner of the kitchen
بخش نهارخوری در گوشه‌ی آشپزخانه

5. the dining table had an unusual shine
میز ناهارخوری جلای فوق‌العاده‌ای داشت.

6. a private dining room
اتاق ناهارخوری دنج

7. a well-appointed dining room
اتاق نهارخوری مزین

8. from the dining room issued the sound of a trumpet
صدای شیپور از اتاق نهارخوری به گوش می‌رسید.

9. the train's dining car
واگن غذا خوری (یا رستوران) قطار

10. my father's seat at the dining table
جای پدرم سر میز ناهارخوری

11. the slick surface of your dining table
سطح صاف و براق میز ناهارخوری شما

12. john's study is next to the dining room
اتاق مطالعه‌ی جان در کنار اتاق ناهار خوری است.

13. the living room communicates with the dining room
اتاق نشیمن ...

معنی عبارات مرتبط با dining به فارسی

واگن رستوران (در قطار)، واگن رستوران قطار اطاق ناهارخوری درقطار
اتاق نهارخوری، اطاق ناهار خوری
میز ناهار خوری

معنی کلمه dining به انگلیسی

dining
• eating, supping, meal
dining area
• area set aside for meals
dining car
• railroad car equipped as a restaurant
• a dining car is a carriage on a train where passengers can have a meal.
dining hall
• dining room for large groups of people
dining room
• room for eating, room where meals are served
• the dining room is the room in a house or hotel where people have their meals.
dining table
• dining room table, table where one seats to eat meals
• a dining table is a table that you sit at to eat your meals.
dining time
• time when meals are served

dining را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

گلی افجه
غذا خوری
Sar7
اتاق ناهار خوری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dining
کلمه : dining
املای فارسی : داینینگ
اشتباه تایپی : یهدهدل
عکس dining : در گوگل

آیا معنی dining مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )