انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 889 100 1

بررسی کلمه exploration

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or an instance of exploring; inquiry; examination.
مشابه: canvass, inquiry

- an exploration of the possible alternatives
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک اکتشاف در مورد جایگزین‌های ممکن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اکتشاف جایگزین های احتمالی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the act of exploring previously unknown areas.

واژه exploration در جمله های نمونه

1. arctic exploration
ترجمه اکتشاف شمالگان

2. lunar exploration
ترجمه اکتشاف ماه

3. the exploration of africa's western coasts
ترجمه اکتشاف سواحل غربی افریقا

4. undersea exploration
ترجمه اکتشاف در زیر دریا

5. the charter for oil exploration in the persian gulf
ترجمه امتیاز کشف نفت در خلیج فارس

6. their pioneering efforts in space exploration
ترجمه کوشش‌های پیشتازانه‌ی آنها در اکتشاف فضا

7. he was attracted by long shots, such as exploration in search of buried treasures
ترجمه او جلب کارهایی می‌شد که احتمال کامیابی در آنها کم بود،مانند کاوش برای کشف گنج‌های مدفون

8. The Elizabethan age was a time of exploration and discovery.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عصر الیزابت زمان اکتشاف و اکتشاف بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عصر الیزابت زمان کاوش و کشف بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Extensive exploration was carried out using the latest drilling technology.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکتشافات گسترده با استفاده از آخرین فن‌آوری حفاری انجام شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکتشاف گسترده با استفاده از آخرین تکنولوژی حفاری انجام شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The exploration leader sent a fellow to go ahead to see if the road was clear.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رهبر اکتشافات یک نفر را به سمت جلو فرستاد تا ببیند جاده صاف است یا نه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رهبر اکتشاف، یک شخص را برای رفتن به جلو آماده کرد تا ببیند آیا جاده روشن است یا خیر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I looked forward to the exploration of their theories.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من مشتاقانه منتظر بررسی نظریه‌های آن‌ها بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من منتظر اکتشاف نظريه های آنها هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The young scientists encountered many difficulties during their exploration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دانشمندان جوان در طی کاوش خود با مشکلات زیادی مواجه شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانشمندان جوان در طول اکتشافات خود با مشكلات زیادی روبرو شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Oryx is a Dallas-based oil and gas exploration and production concern.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Oryx یک اکتشاف نفت و اکتشاف نفت بر پایه دالاس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اورسی یک نگرانی در مورد اکتشاف و تولید نفت و گاز دالاس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The bad weather multiplied the danger of their exploration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آب و هوای بد، خطر اکتشاف آن‌ها را چند برابر کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آب و هوا بد خطر اکتشاف آنها را افزایش داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Their team will undertake exploration for oil.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تیم آن‌ها اکتشاف نفت را انجام خواهد داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تیم آنها اکتشاف نفت را انجام خواهد داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف exploration

شناسایی (اسم)
identity , recognition , cognizance , identification , reconnaissance , exploration
اکتشاف (اسم)
detection , reconnaissance , exploration , discovery , finding
سیاحت اکتشافی (اسم)
exploration
استکشاف (اسم)
exploration

معنی exploration در دیکشنری تخصصی

exploration
[عمران و معماری] کاوش - پویش - پویه - شناسایی درجا - پی جویی محلی - پیگیری محلی
[زمین شناسی] بررسی محلی ، شناسایی محلی
[معدن] اکتشاف (عمومی اکتشاف)
[زمین شناسی] معماری اکتشافی چارچوبی برای سازماندهی برنامه اکتشافی کانسارها که شامل مراحل ناحیه ای، پیگیری و جزئیات است. (فورتسکیو 1965، ص7-6).
[معدن] شبکه اکتشاف (ارزیابی ذخایر)
[معدن] چگالی شبکه اکتشاف (ارزیابی ذخایر)
[معدن] توسعه شبکه اکتشاف (ارزیابی ذخایر)
[زمین شناسی] فاز اکتشافی مرحله جستجو و اکتشافات منابع نفتی و گاز در یک میدان یا حوضه نفتی
[معدن] نیمرخ اکتشافی (ارزیابی ذخایر)
[آمار] کاوشگری داده ها
[زمین شناسی] عمق اکتشاف عمق حداکثر یا بیشینه یک بی هنجاری ژئوفیزیکی که فقط در بالای پارازیت قابل تشخیص می باشد .
[معدن] اکتشاف تفصیلی (ارزیابی ذخایر)
[معدن] اکتشاف معدنی (عمومی اکتشاف)
[معدن] اکتشافات ژئوشیمیایی (ژئوشیمی)
[آب و خاک] اکتشاف ژئو فیزیکی
[عمران و معماری] بررسی ژئوتکنیکی - کاوش ژئوتکنیکی
[زمین شناسی] کاوش آبهای زیرزمینی
[معدن] اکتشاف مقدماتی (ارزیابی ذخایر)
[عمران و معماری] اکتشاف خاک - شناسایی خاک - شناسایی خاک

معنی کلمه exploration به انگلیسی

exploration
• examination, checking; traveling to unknown lands

exploration را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی exploration

روح الله ١٤:٢٨ - ١٣٩٧/٠٦/٣٠
بررسی، تحقیق، کندوکاو
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٤:٢١ - ١٣٩٨/٠١/٢١
كاوش
|

مهناز ١٧:١٦ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦
کنکاش
|

پیشنهاد شما درباره معنی exploration



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی exploration
کلمه : exploration
املای فارسی : اخپلرتین
اشتباه تایپی : ثطحمخقشفهخد
عکس exploration : در گوگل


آیا معنی exploration مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )