برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1354 100 1

face up


بطور طاق باز، خوابیده به پشت، ورق روبه بالا

واژه face up در جمله های نمونه

1. We must face up to our responsibilities and not try to get out of them.
[ترجمه iahmadrezam] ما باید مسئولیت های خود را بپذیریم و سعی نکنیم که از آنها کنار بکشیم.
|
[ترجمه ترگمان]ما باید با responsibilities روبرو شویم و سعی نکنیم از آن‌ها خارج شویم
[ترجمه گوگل]ما باید مسئولیت هایمان را برآورده کنیم و سعی نکنیم از آنها بیرون بیاییم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Lay the cards face up on the table.
[ترجمه ترگمان]کارت‌ها رو روی میز قرار بده
[ترجمه گوگل]کارت ها را روی میز بگذارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We had to face up to the harsh realities of life sooner or later.
[ترجمه ترگمان]دیر یا زود باید با واقعیت‌های خشن زندگی روبرو می‌شدیم
[ترجمه گوگل]ما مجبور بودیم که دیر یا زود به واقعیت های سخت از زندگی برسیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی عبارات مرتبط با face up به فارسی

خورد رو به بالا
1- با شجاعت روبرو شدن با 2- آگاه شدن و مقابله کردن با، همت کردن
تن در دادن به کاری

معنی کلمه face up به انگلیسی

face up to
• accept the fact that, meet something or someone without shrinking

face up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
1- (خطر، مشکل) مواجه شدن با، روبرو شدن با 2- (واقعیت) پذیرفتن، قبول کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی face up
کلمه : face up
املای فارسی : فیس آاپ
اشتباه تایپی : بشزث عح
عکس face up : در گوگل

آیا معنی face up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )