برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1278 100 1

Insensitively

واژه Insensitively در جمله های نمونه

1. The police handled the matter extremely insensitively.
[ترجمه ترگمان]پلیس این موضوع را شدیدا تحت‌تاثیر قرار داد
[ترجمه گوگل]پلیس این موضوع را بسیار غیر قابل کنترل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The police officer questioned the woman rather insensitively about the attack.
[ترجمه گلی افجه ] افسر پلیس از زن غیر احساسی در مورد حمله سوال کرد
|
[ترجمه ترگمان]افسر پلیس از این زن سوال کرد که در مورد این حمله نگران است
[ترجمه گوگل]افسر پلیس این زن را در مورد حمله به زن مورد غفلت قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In the match programme, Crouch had been rather insensitively asked if he had put any money on himself to finish as Liverpool's top scorer.
[ترجمه ترگمان]در برنامه مسابقه، آقای کراوچ از او پرسیده بود که آیا او برای رسیدن به بهترین گلزن تیم لیورپول پول گذاشته‌است یا نه
[ترجمه گوگل]در برنامه مسابقات، کراوچ نسبتا نگران ظاهر پرسپولیس بود، آ ...

معنی کلمه Insensitively به انگلیسی

insensitively
• unfeelingly, callously, coldly, heartlessly; without sensitivity to certain physical sensations

Insensitively را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهیار
به طور غیر مسئولانه
Shiva
بی تفاوتی
گلی افجه
بی احساس
سرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Insensitively مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )