برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1272 100 1

misrepresentation


اشتباه کاری، نمایش غیر واقعی

واژه misrepresentation در جمله های نمونه

1. I never saw such a glaring example of misrepresentation.
[ترجمه ترگمان]من هیچ وقت چنین نمونه‌ای از اشتباه را ندیده بودم
[ترجمه گوگل]من هرگز چنین نمونه ای پر از نادرستی ندیده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The documentary was a misrepresentation of the truth and bore little resemblance to actual events.
[ترجمه ترگمان]این مستند جعلی بود و شباهت اندکی به وقایع واقعی داشت
[ترجمه گوگل]این مستند غلطی از حقیقت بود و شباهت کمی به حوادث واقعی داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The MP laughed off the remarks as media misrepresentation.
[ترجمه ترگمان]نماینده مجلس این اظهارات را به عنوان ارائه اطلاعات نادرست رسانه‌ای به سخره گرفت
[ترجمه گوگل]این کمپانی از این سخنان به عنوان رسانه غلط سخن می گوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I wish to point out your misrepresentation of the facts.
[ترجمه ترگمان]می‌خواهم تعبیر نادرستی درباره حقایق را به شما نشان دهم
[ترجمه گوگل]من مایلم اشاره ای به سوءا ...

معنی misrepresentation در دیکشنری تخصصی

[حقوق] تدلیس، قلب واقعیت، القاء شبهه
[حقوق] قلب واقعیت غیر عمدی

معنی کلمه misrepresentation به انگلیسی

misrepresentation
• inaccurate or distorted description
negligent misrepresentation
• representation of something incorrectly due to careless behavior

misrepresentation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Maryam
تدلیس (حقوق)
حسن
حقوقی :
تدلیس
a.r
تحریف
آتیلا
اشتباهات، تحریفات
علی اصغر سلحشور
بازنمایی نادرست
jahanaks.blog.ir
تدلیس
در مباحث حقوقی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی misrepresentation
کلمه : misrepresentation
املای فارسی : میسرپرسنتتین
اشتباه تایپی : ئهسقثحقثسثدفشفهخد
عکس misrepresentation : در گوگل

آیا معنی misrepresentation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )