برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1184 100 1

mundane

/mənˈdeɪn/ /mʌnˈdeɪn/

معنی: خاکی، دنیوی، این جهانی
معانی دیگر: ایدری، خاکزاد، عادی، معمولی، پیش پا افتاده، مثل همیشه

واژه mundane در جمله های نمونه

1. it's a mundane book
کتاب پیش پا افتاده‌ای است.

2. the problems of mundane life
مسایل زندگانی این جهانی

3. in the sphere of mundane affairs
در محدوده‌ی امور دنیوی

4. Be willing to do even mundane tasks.
[ترجمه فرزاد زارع] میل داشته باشید که هر امور پیش پا افتاده ای(کارهایی که به نظر زیاد مهم نیستن یا جزئی هستن) را انجام بدهید.
|

[ترجمه زهرا رحمانی] حتی برای انجام وظایف پیش پا افتاده و معمولی هم مشتاق باشید.
|

[ترجمه ترگمان]دوست داشته باشید که کاره‌ای روزمره انجام دهید
[ترجمه گوگل]مایل باشید که حتی وظایف روحی را انجام دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It was hard to return to mundane matters after such excitement.
[ترجمه آوا] پرداختن به عمور دنیایی بعد همچین هیجانی سخته
...

مترادف mundane

خاکی (صفت)
humble , earthly , terrestrial , earthy , mortal , dun , earthen , worldly , khaki , earthborn , mundane , tellurian , terrene
دنیوی (صفت)
terrestrial , earthy , secular , temporal , worldly , mundane , sublunar , sublunary , terrene
این جهانی (صفت)
terrestrial , worldly , mundane , sublunar , sublunary

معنی عبارات مرتبط با mundane به فارسی

کارهای این جهان، امور دنیوی
تاریخی که مبداآن آفرینش جهان باشد

معنی کلمه mundane به انگلیسی

mundane
• of this world, earthly; normal, banal, ordinary
• something that is mundane is ordinary and not interesting.
mundane affairs
• material concerns, everyday matters, commonplace issues

mundane را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

غلامرضا قناعت
کسل کننده
Helena
روزمره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mundane
کلمه : mundane
املای فارسی : موندنه
اشتباه تایپی : ئعدیشدث
عکس mundane : در گوگل

آیا معنی mundane مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )