انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 949 100 1

non stop

تلفظ non stop
تلفظ non stop به آمریکایی تلفظ non stop به انگلیسی

معنی non stop در دیکشنری تخصصی

[نساجی] یکسره (بدون وقفه)

معنی کلمه non stop به انگلیسی

non stop
• a non-stop activity continues without any pauses or breaks.
non stop fire
• continuous weapons fire, fire which is intended to hurt an enemy both physically and in spirit
non stop flight
• nonstop flight, flight without intermediate stops between the origin airport and destination

non stop را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی non stop

ebitaheri@gmail.com ٠٩:١١ - ١٣٩٦/١١/٠٣
پیوسته ، دمادم ، یکدم
|

پیشنهاد شما درباره معنی non stop



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی non stop مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )