انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 982 100 1

off the hook

تلفظ off the hook
تلفظ off the hook به آمریکایی تلفظ off the hook به انگلیسی

(عامیانه) فارغ البال، رها، آزاد از دردسر

واژه off the hook در جمله های نمونه

1. He left the phone off the hook so that he wouldn't be disturbed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تلفن را قطع کرد تا کسی مزاحمش نشود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تلفن را از قلاب خارج کرد، تا او آشفته نشود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I wasn't prepared to let her off the hook that easily.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من آماده نبودم که او را به این راحتی رها کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من آماده نبود که او را به راحتی از قلاب خارج کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. His opponents have no intention of letting him off the hook until he agrees to leave office immediately.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مخالفان او قصد ندارند او را رها کنند تا اینکه موافقت کند دفتر را فورا ترک کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مخالفان او قصد ندارند او را از قلاب بیرون بیاورند تا زمانی که موافقت کند بلافاصله محل کار را ترک کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The phone has been ringing off the hook with offers of help.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تلفن با پیشنهاد کمک تلفن را قطع کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گوشی با پیشنهادات کمک از تلفن زنگ زده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He left the phone off the hook as he didn't want to be disturbed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همان طور که نمی‌خواست کسی مزاحمش بشود، تلفن را قطع کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تلفن را از قلاب خارج کرد زیرا او نمی خواست مزاحم نشود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He counted on his friends to get him off the hook.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روی دوستانش حساب کرده بود که او را از قلاب خارج کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او بر روی دوستانش شمارش می کند تا او را از قلاب خارج کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She must have left the phone off the hook.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]احتمالا تلفن رو قطع کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او باید تلفن را از قلاب خارج کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Morrissey took the phone off the hook and retreated to a London flat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اولیور پای تلفن را قطع کرد و به آپارتمان لندن رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Morrissey گوشی را از قلاب خارج کرد و به تخت لندن عقب نشینی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She took the phone off the hook, and threw herself into her hurt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تلفن را قطع کرد و به او صدمه زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گوشی را از قلاب گرفت و خود را به آسیب رساند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A change of clothing also lets you off the hook.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یه تغییر لباس هم باعث شده که تو از اون خلاص بشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تغییر لباس نیز به شما اجازه می دهد که از قلاب استفاده کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He'd thrown the receiver off the hook, but she was haranguing the empty line, demanding he reply.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او گوشی را از قلاب دور کرده بود، اما برای یک خط خالی نطق می‌کرد و از او خواسته بود که جواب بدهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گیرنده را از قلاب برداشت، اما خط خالی را خم کرد و خواستار پاسخ او شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It could even, in a pinch, get him off the hook for the nightly walk to the monument.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی می‌توانست در یک نیشگون، او را از قلاب شبانه برای گردش شبانه به بنای یادبود ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی می تواند در یک خرج کردن او را از قلاب برای پیاده روی شبانه به بنای یادبود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I must have left it off the hook this morning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باید صبح این قلاب را ترک کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The phone was ringing off the hook here all weekend.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این گوشی تمام آخر هفته زنگ زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه off the hook به انگلیسی

off the hook
• rescued from a difficult situation, escaped from a trap
be off the hook
• be in the clear, not be punished, be blameless

off the hook را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی off the hook

pooriya ١٥:٠١ - ١٣٩٦/٠٩/٠٢
رهایی از دردسر
|

محمدرضا ١٧:٢٦ - ١٣٩٧/٠٢/٣٠
در یک وضعیت دشوار
|

مهدی ٠٣:٣٨ - ١٣٩٧/٠٣/٢٨
خلاص شدن )set free)
|

سعید صفاری مقدم ٢١:١٨ - ١٣٩٧/٠٤/٠٧
قسر در رفتن
|

sahar ١١:٥١ - ١٣٩٧/٠٦/٠٤
infml no longer in a position of difficulty
|

جلال ١٩:٥٠ - ١٣٩٧/٠٦/٠٦
از وضعیت بد خلاص شدن
|

Vania ١٨:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٣
خلاص شدن از وضع بد
|

صادق ٢٢:٠١ - ١٣٩٧/١١/٢٧
از وضعیت بد خلاص شدن
|

مریم ١٧:٠٩ - ١٣٩٧/١٢/٠١
رهایی از سختی و مشکلات
|

Zzz ٢٠:٢١ - ١٣٩٨/٠٤/٠٧
رهایی از مشکلات
|

mk ٠٨:٣٤ - ١٣٩٨/٠٥/١٧
جان سالم به در بردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی off the hook



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی off the hook
کلمه : off the hook
املای فارسی : آاف تاه هوک
اشتباه تایپی : خبب فاث اخخن
عکس off the hook : در گوگل


آیا معنی off the hook مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )