برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1356 100 1

Preference

/ˈprefərəns/ /ˈprefrəns/

معنی: ترفیع، مزیت، برتری، تقدم، رجحان، ترجیح، اولویت، صلیقه
معانی دیگر: پسند، خواست، دلخواه، چیز مورد ترجیح، ممتاز، حق تقدم، ارجحیت، پیشبود، تبعیض، تفاوت گذاری، فرق

بررسی کلمه Preference

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person or thing that is preferred.
مشابه: choice, druthers, inclination, pick, pleasure, selection, thing

- Do you have a preference for a window seat or an aisle seat?
[ترجمه mohammadali] برای شما فرقی میکنه روی صندلی کنار پنجره بشینید یا صندلی کنار راهرو؟
|
[ترجمه ترگمان] آیا شما برای یک صندلی و یا صندلی کنار راهرو اولویت دارید؟
[ترجمه گوگل] آیا برای یک صندلی پنجره یا صندلی راهرو یک ترجیح داده اید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The hotel tries to cater to the preferences of its clientele.
[ترجمه ترگمان] این هتل سعی دارد اولویت‌های مشتریان خود را برآورده کند
[ترجمه گوگل] هتل تلاش می کند تا به ترجیحات مشتریان خود بپردازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I have a strong preference for coffee over tea in the mornings.
[ترجمه ترگمان ...

واژه Preference در جمله های نمونه

1. preference bond
سند قرضه‌ی ممتاز

2. my preference today is a hot bath
چیزی که امروز دلم می‌خواهد یک حمام گرم است.

3. she has a preference for brown
او رنگ قهوه‌ای را بیشتر دوست دارد.

4. Her preference is for comfortable rather than stylish clothes.
[ترجمه ترگمان]ترجیح او به جای پوشیدن لباس‌های شیک، راحت است
[ترجمه گوگل]ترجیح او برای لباس راحت و نه شیک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It's a matter of personal preference .
[ترجمه ترگمان]این یک اولویت شخصی است
[ترجمه گوگل]این مسئله از اولویت شخصی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Parents can express a preference for the school their child attends.
[ترجمه ترگمان]والدین می‌توانند نسبت به مدرسه راهنمایی خود را ابراز کنند
[ترجمه گوگل]والدین می توانند مدرسه ای را که فرزندشان در آن حضور دارند، ترجیح دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Preference

ترفیع (اسم)
raise , advancement , promotion , upgrade , elevation , lift , preference , mount , elation , preferment
مزیت (اسم)
benefit , advantage , privilege , boon , preponderance , excellence , superiority , preference , profit , behoof , vantage
برتری (اسم)
influence , power , leadership , precedence , advantage , preponderance , excellence , superiority , supremacy , preference , priority , profit , predominance , vantage , primacy , hegemony , distinction , predomination , prominence , salience , saliency , headship , majesty , excellency , predominancy , pre-eminence
تقدم (اسم)
lead , precession , antecedence , precedence , preference , priority , primacy , pre-emimence
رجحان (اسم)
privilege , excellence , preference , predominance , distinction , predilection , predominancy
ترجیح (اسم)
preference , distinction
اولویت (اسم)
precedence , preference , priority , precedency , hegemony , premiership
صلیقه (اسم)
preference

معنی عبارات مرتبط با Preference به فارسی

سهام ممتاز، سهام مقدم
مقدم بر سهام مقدم

معنی Preference در دیکشنری تخصصی

[حقوق] طرح یا تعقیب (دعوی)، رجحان، برتری، اولویت، اولویت قائل شدن برای طلبکاری نسبت به سایر طلبکاران
[ریاضیات] رجحان
[آمار] برتری
[ریاضیات] تجزیه ترجیح
[حقوق] سود سهام ممتاز
[آمار] تابع برتری
[آب و خاک] چرای انتخابی،چرای ترجیحی
[حسابداری] اولویت در بازیافت مبلغ اسمی هنگام تصفیه
[آمار] نگاشت برتری
[حقوق] سهام ممتاز
[ریاضیات] سهم ممتاز، سهم ترجیحی
[حقوق] ترجیح متقلبانه (در تأدیه بدهی به منظور اضرار بعضی از دیان)
[ریاضیات] نرخ نهایی ارجحیت زمانی

معنی کلمه Preference به انگلیسی

preference
• favor, liking, fondness; priority, precedence, superior status; something that is preferred, favorite; (computers) option within a menu that can be individually adjusted and determines the appearance or function of a program or operation system (usually used as "preferences")
• if you have a preference for something, you would like to have or do it rather than something else.
• if you give preference to someone, you choose them rather than someone else.
preference dividend
• dividend paid to owners of preferred stock (usually at a set rate per share)
preference shares
• preferred stock
imperial preference
• partiality of the emperor, instance of the emperor giving priority

Preference را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

h.2
اولویت
سجاد
تنظیمات
ebi
خواسته

گرایش ، تمایل
فرزانه
تنظیمات(کامپیوتر)
آبادیس
آبادیس؛ لطفا اشتباه تایپیِ سلیقه (صلیقه) را درست کنید. سپاس
صادق محمدی راد
تمایل،،اولویت
روشنک درخشانی
ترجیح
I prefer your preferred product brand to
another product brand
These small details do not matter much
برند کالا ترجیحی شما را به برند کالا دیگر ترجیح میدهم
این جزئیات کوچک اهمیت زیادی ندارد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی preference
کلمه : preference
املای فارسی : پرفرنک
اشتباه تایپی : حقثبثقثدزث
عکس preference : در گوگل

آیا معنی Preference مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )