برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1328 100 1

plausible

/ˈplɒzəbl̩/ /ˈplɔːzəbl̩/

معنی: پذیرفتنی، باور کردنی، محتمل، قابل استماع
معانی دیگر: (معمولا همراه با ناباوری) محتمل، شدنی، انگاردنی، (معمولا همراه با عدم اعتماد) ظاهرا امین و درست، ظاهرا منصف، ظاهرا راستگو، موجه نما

بررسی کلمه plausible

صفت ( adjective )
مشتقات: plausibly (adv.), plausibility (n.), plausibleness (n.)
(1) تعریف: seeming to be true or reasonable; credible.
مترادف: admissible, believable, credible, feasible, likely, tenable
متضاد: implausible
مشابه: conceivable, possible, reasonable, thinkable

- That her husband had come back early from his trip was the most plausible explanation for the front door being unlocked.
[ترجمه ترگمان] این که شوهرش زودتر از سفرش برگشته بود، توضیح قابل قبولی برای در جلویی باز بود
[ترجمه گوگل] شوهرش به زودی از سفر خود بیرون آمد، توضیح قابل قبولی برای درب ورودی بود که قفل شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: highly effective in persuading, especially with an intent to deceive.
مترادف: misleading
مشابه: deceptive, sophistic, specious

- He was a most plausible liar and had no trouble working the scam.
[ترجمه ترگمان] او بیش از همه دروغ گو بود و هیچ زحمتی نداشت که کلاه برداری را ازسر بردارد
[ترجمه گوگل] او دروغگو قابل اعتماد ترین بود و هیچ مشکلی در کار کلاهبرداری نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه plausible در جمله های نمونه

1. plausible argument
استدلال موجه نما

2. a plausible liar
دروغگوی ماهر

3. what you say is plausible but i don't believe it
آنچه تو می‌گویی شدنی است ولی من آن را باور ندارم.

4. He did not think it plausible that all the differences could be explained in this way.
[ترجمه احمد صولتی] او فکر نمی‌کرد که عقلانی باشه که بشه تمام این تفاوتها رو به این روش توضیح داد
|
[ترجمه ترگمان]او فکر نمی‌کرد که تمام تفاوت‌ها ممکن است به این روش توضیح داده شوند
[ترجمه گوگل]او فکر نمیکرد که این همه تفاوت را میتوان به این طریق توضیح داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A more plausible explanation would seem to be that people are fed up with the Conservative government.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که توضیح plausible این است که مردم با دولت محافظه‌کار غذا می‌خورند
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد یک توضیح قابل اعتماد تر به نظر می رسد که مردم از دولت محافظه کار خسته شده اند
[ترجمه شما] ...

مترادف plausible

پذیرفتنی (صفت)
acceptable , admissible , plausible , receivable
باور کردنی (صفت)
believable , plausible , credible , probable , likely
محتمل (صفت)
plausible , contingent , feasible , probable , likely , possible , most likely , odds-on , presumable , verisimilar
قابل استماع (صفت)
plausible

معنی plausible در دیکشنری تخصصی

plausible
[ریاضیات] محتمل، باور کردنی، پذیرفتنی

معنی کلمه plausible به انگلیسی

plausible
• conceivable, imaginable; believable, credible; superficially pleasing, making a good impression (about a person)
• an explanation that is plausible seems likely to be true or valid.

plausible را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زرابی
هدف غیر واقعی و باور پذیر برای دشمن
Yazdan
قابل قبول
Shiva
معقول-ماهر-كاركشته-تردست-اعتبار-باور كردني-صحت-موجه بودن-پذيرفتني
فرزاد ک پ
صفت:
(of an argument or statement) seeming reasonable or probable.(یک استدلال یا بیانیه) به نظر می رسد معقول و یا احتمال.
"a plausible explanation""یک توضیح قابل اعتماد"

(of a person) skilled at producing persuasive arguments, especially ones intended to deceive.(از یک فرد) متخصص(ماهر) در تولید استدلال های متقاعد کننده، به ویژه آنهایی که قصد فریب دادن دارند.
"a plausible liar""یک دروغ قابل قبول(پذیرفتنی)"
علي
قابل تصور، ممکن، ظاهرا درست، باورکردني
محدثه فرومدی
قابل پذیرش
بهزاد افشار
قانع‌کننده
Shirinbahari
باور کردنی. محتمل
مهدی باقری
آدم ماهر در صحبت کردن و ظاهر فریب
یوسف صابری
قابل قبول
موجه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی plausible
کلمه : plausible
املای فارسی : پلوسیبل
اشتباه تایپی : حمشعسهذمث
عکس plausible : در گوگل

آیا معنی plausible مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )