انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 890 100 1

بررسی کلمه preference

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person or thing that is preferred.
مشابه: choice, druthers, inclination, pick, pleasure, selection, thing

- Do you have a preference for a window seat or an aisle seat?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آیا شما برای یک صندلی و یا صندلی کنار راهرو اولویت دارید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آیا برای یک صندلی پنجره یا صندلی راهرو یک ترجیح داده اید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The hotel tries to cater to the preferences of its clientele.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این هتل سعی دارد اولویت‌های مشتریان خود را برآورده کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] هتل تلاش می کند تا به ترجیحات مشتریان خود بپردازد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- I have a strong preference for coffee over tea in the mornings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] صبح‌ها ترجیح می‌دهم چای بنوشم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من برای قهوه بر روی چای صبحانه قدم بزنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: advantage given to one over others.
مترادف: advantage, favor, partiality
مشابه: head start, precedence, priority

- She was given preference for the promotion because she was senior.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] او به این دلیل در اولویت قرار داشت چرا که ارشد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او ترجیح داده شد برای ارتقاء به دلیل او ارشد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: the act of preferring or state of being preferred.
مترادف: fondness, inclination, liking, partiality, predilection
مشابه: discretion, fancy, like, propensity

- He lives with a roommate in preference to living alone.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون با یه هم‌اتاقی زندگی می کنه که ترجیح می ده تنها زندگی کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او با هم اتاقی زندگی می کند و ترجیح می دهد تنها زندگی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه preference در جمله های نمونه

1. preference bond
ترجمه سند قرضه‌ی ممتاز

2. my preference today is a hot bath
ترجمه چیزی که امروز دلم می‌خواهد یک حمام گرم است.

3. she has a preference for brown
ترجمه او رنگ قهوه‌ای را بیشتر دوست دارد.

4. Her preference is for comfortable rather than stylish clothes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترجیح او به جای پوشیدن لباس‌های شیک، راحت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ترجیح او برای لباس راحت و نه شیک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It's a matter of personal preference .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک اولویت شخصی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مسئله از اولویت شخصی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Parents can express a preference for the school their child attends.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]والدین می‌توانند نسبت به مدرسه راهنمایی خود را ابراز کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]والدین می توانند مدرسه ای را که فرزندشان در آن حضور دارند، ترجیح دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Do you have a colour preference ?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا شما یک ترجیح رنگ دارید؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا ترجیح رنگ دارید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He studied chemistry in preference to physics at university.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او شیمی را با توجه به فیزیک دانشگاه مورد مطالعه قرار داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شیمی را به عنوان اولویت فیزیک در دانشگاه مورد مطالعه قرار داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He has not expressed a preference as to which school he wants to go to.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نسبت به اینکه کدام مدرسه می‌خواهد برود علاقه نشان نداده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او ترجیح داده است که به کدام مدرسه می خواهد برود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I can't say that I have any particular preference.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمی‌توانم بگویم که من علاقه خاصی دارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمی توانم بگویم من ترجیح خاصی دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A teacher should not show preference for any one of his pupils.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معلم نباید هیچ کدام از شاگردانش را دوست داشته باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معلم نباید برای یکی از شاگردانش ترجیح دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Parents may be able to express a preference as to the school their child will attend.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]والدین ممکن است بتوانند اولویت خود را نسبت به مدرسه که فرزندانشان در آن شرکت خواهند کرد ابراز کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]والدین ممکن است بتوانند در مورد مدرسه که فرزندشان حضور دارند، ترجیح داده شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Many people expressed a strong preference for the original plan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از مردم نسبت به طرح اصلی اولویت بالایی دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از مردم به برنامه اصلی رأی دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Many elderly people expressed a strong preference to live in their own homes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از افراد مسن ترجیح می‌دهند در خانه‌های خود زندگی کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از افراد سالخورده ترجیح می دهند که در خانه های خود زندگی کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف preference

ترفیع (اسم)
raise , advancement , promotion , upgrade , elevation , lift , preference , mount , elation , preferment
مزیت (اسم)
benefit , advantage , privilege , boon , preponderance , excellence , superiority , preference , profit , behoof , vantage
برتری (اسم)
influence , power , leadership , precedence , advantage , preponderance , excellence , superiority , supremacy , preference , priority , profit , predominance , vantage , primacy , hegemony , distinction , predomination , prominence , salience , saliency , headship , majesty , excellency , predominancy , pre-eminence
تقدم (اسم)
lead , precession , antecedence , precedence , preference , priority , primacy , pre-emimence
رجحان (اسم)
privilege , excellence , preference , predominance , distinction , predilection , predominancy
ترجیح (اسم)
preference , distinction
اولویت (اسم)
precedence , preference , priority , precedency , hegemony , premiership
صلیقه (اسم)
preference

معنی عبارات مرتبط با preference به فارسی

سهام ممتاز، سهام مقدم
مقدم بر سهام مقدم

معنی preference در دیکشنری تخصصی

[حقوق] طرح یا تعقیب (دعوی)، رجحان، برتری، اولویت، اولویت قائل شدن برای طلبکاری نسبت به سایر طلبکاران
[ریاضیات] رجحان
[آمار] برتری
[ریاضیات] تجزیه ترجیح
[حقوق] سود سهام ممتاز
[آمار] تابع برتری
[آب و خاک] چرای انتخابی،چرای ترجیحی
[حسابداری] اولویت در بازیافت مبلغ اسمی هنگام تصفیه
[آمار] نگاشت برتری
[حقوق] سهام ممتاز
[ریاضیات] سهم ممتاز، سهم ترجیحی
[حقوق] ترجیح متقلبانه (در تأدیه بدهی به منظور اضرار بعضی از دیان)
[ریاضیات] نرخ نهایی ارجحیت زمانی

معنی کلمه preference به انگلیسی

preference
• favor, liking, fondness; priority, precedence, superior status; something that is preferred, favorite; (computers) option within a menu that can be individually adjusted and determines the appearance or function of a program or operation system (usually used as "preferences")
• if you have a preference for something, you would like to have or do it rather than something else.
• if you give preference to someone, you choose them rather than someone else.
preference dividend
• dividend paid to owners of preferred stock (usually at a set rate per share)
preference shares
• preferred stock
imperial preference
• partiality of the emperor, instance of the emperor giving priority

preference را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی preference

h.2 ١٢:٥٨ - ١٣٩٦/٠٥/٢٦
اولویت
|

سجاد ٠٩:٢٤ - ١٣٩٦/١٠/١٩
تنظیمات
|

ebitaheri@gmail.com ٢١:٢٨ - ١٣٩٧/٠٦/٠٣
خواسته

گرایش ، تمایل
|

فرزانه ١٢:١٣ - ١٣٩٨/٠١/١٤
تنظیمات(کامپیوتر)
|

افشین حاجی طرخانی ٢١:٥١ - ١٣٩٨/٠٢/٠٧
غلبه
|

پیشنهاد شما درباره معنی preference



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی preference
کلمه : preference
املای فارسی : پرفرنک
اشتباه تایپی : حقثبثقثدزث
عکس preference : در گوگل


آیا معنی preference مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )