برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1287 100 1

quicksand

/ˈkwɪkˌsænd/ /ˈkwɪksænd/

معنی: دام، تله، ریگ روان، ماسه متحرک
معانی دیگر: شن لغزنده، باتلاق شنی (که انسان یا حیوان را در خود فرو می کشد)، شن فروکش

بررسی کلمه quicksand

اسم ( noun )
• : تعریف: a mixture of sand and water, often found in large natural beds, that can pull down and submerge an animal or other object that stands on it.

واژه quicksand در جمله های نمونه

1. Conceit is the quicksand of success.
[ترجمه ترگمان]Conceit، ریگ روان موفقیت است
[ترجمه گوگل]فضیلت فصلی موفقیت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The sandbank was uncertain, like quicksand under his feet.
[ترجمه ترگمان]ساحل شنی مثل ماسه روان بود
[ترجمه گوگل]Sandbank، مانند سیلندر زیر پای خود، نامعلوم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The research seemed founded on quicksand.
[ترجمه ترگمان]تحقیقات به نظر بر روی شن‌های روان ساخته شده‌بو
[ترجمه گوگل]این تحقیق بر روی سیلندر تأسیس شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The lock had been built on quicksand, and gave continual trouble as the ground subsided and water seeped away.
[ترجمه ترگمان]قفل روی شن‌های روان ساخته شده‌بو
[ترجمه گوگل]قفل بر روی سیلندر ساخته شده است و به دلیل کمبود زمین و از بین رفتن آب، مشکلات مداوم به وجود می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف quicksand

دام (اسم)
net , toil , ambush , trap , snare , pitfall , decoy , hook , noose , quicksand , grin , springe
تله (اسم)
trap , snare , pitfall , decoy , hook , snarl , noose , quicksand , fox trap
ریگ روان (اسم)
quicksand , dune
ماسه متحرک (اسم)
quicksand

معنی quicksand در دیکشنری تخصصی

quicksand
[عمران و معماری] ماسه روان - ماسه سیال - ماسه جوشان - ماسه دانه نچسبیده - ماسه ناپای - ماسه غلطان
[زمین شناسی] ماسه روان ، ماسه سیال ، ماسه جوشان ، ماسه غلطان - الف- توده یا طبقه ای از ماسه ریز، در دهانه یک رودخانه یا در طول ساحل دریا، که مرکب از دانه های صاف گردشده با کمی تمایل به چسبندگی دوطرفه می باشد و معمولاً به صورت کامل با جریان های آب بالا رو از وسط حفرات اشباع شده و تشکیل یک توده بسیار متحرک، نرم، قابل انتقال و نیمه مایع می دهد که به آسانی فشرده می شود و تمایل به فروکشیدن داشته و به آسانی اجسام سنگینی را که روی آن قرار می گیرد یا با سطح آن تماس می یابد را فرو می برد. - ب- ناحیه مشخص شده با حضور یک یا چند لایه. - ج- ماسه یافت شده در یک طبقه ماسه روان.
[آب و خاک] شن روانف ماسه روان
[زمین شناسی] ماسه روان خشک یک تجمع ماسه ای که اصلاً تحمل وزن های سنگین را به خاطر وجود طبقات متناوب ماسه فشرده شده و ماسه نرم سست از خود نشان نمی دهد .

معنی کلمه quicksand به انگلیسی

quicksand
• soft sand that is saturated with water, bed of moist sand that sucks in and envelops objects that rest on its surface
• quicksand is deep, wet sand that you sink into when you try to walk on it.

quicksand را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی quicksand
کلمه : quicksand
املای فارسی : قویککسند
اشتباه تایپی : ضعهزنسشدی
عکس quicksand : در گوگل

آیا معنی quicksand مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )