برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1353 100 1

Stir up


شوراندن، تحریک کردن، برانگیختن، راندن

واژه Stir up در جمله های نمونه

1. Before painting, you should stir up the paint a bit.
[ترجمه علی اکبر منصوری] قبل از رنگ زدن/نقاشی، باید رنگ را کمی تکان دهید/بهم بزنید!
|
[ترجمه ترگمان]قبل از نقاشی باید نقاشی را کمی تکان بدهی
[ترجمه گوگل]قبل از نقاشی، باید کمی رنگ را بشویید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. As usual, Harriet is trying to stir up trouble.
[ترجمه ترگمان]هریت، مثل همیشه سعی می‌کند دردسر درست کند
[ترجمه گوگل]به طور معمول، هریت در تلاش است تا مشکل را به هم بزند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Their aim was to stir up feeling against the war.
[ترجمه علی اکبر منصوری] هدفشان تحریک احساسات/برانگیختن عواطف در برابر جنگ بود!|
...

معنی کلمه Stir up به انگلیسی

stir up
• incite, instigate
stir up a hornet's nest
• cause major problems; agitate hornets in a nest
stir up opposition
• arouse objection, cause objection

Stir up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اکبر منصوری
تکان دادن، بهم زدن
fatemeh sadat
تحریک کردن و واداشتن(هیجانات)
Mohammadarsin
جریحه دار کردن
مهدی باقری
اینکه بیای یه حرکتی بطور عمدی بزنی که همه رو بندازی به جون هم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی stir up
کلمه : stir up
املای فارسی : ستیر آاپ
اشتباه تایپی : سفهق عح
عکس stir up : در گوگل

آیا معنی Stir up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )