برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1286 100 1

sea

/ˈsiː/ /siː/

معنی: دریا
معانی دیگر: بحر، زو، دریاچه ی بزرگ، (مجازی) مقدار بسیار زیاد، دریایی، بحری، وابسته به دریا، آبی، وابسته به دریانوردی، دریارو، مناسب دریانوردی، وابسته به نیروی دریایی، موج بزرگ، آبکوه، (نجوم) رجوع شود به: mare

بررسی کلمه sea

اسم ( noun )
عبارات: at sea
(1) تعریف: the salt water covering most of the earth; ocean.
مشابه: ocean, wave

(2) تعریف: a smaller body of fresh or salt water, completely or partly surrounded by land.
مشابه: gulf

(3) تعریف: a specific area of water within an ocean.
مشابه: ocean

- the North Sea
[ترجمه ترگمان] دریای شمال
[ترجمه گوگل] دریای شمال
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: a vast expanse or a great number.
مشابه: ocean, pile

- a sea of troubles
[ترجمه ترگمان] دریایی از مشکلات
[ترجمه گوگل] دریایی از مشکلات
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(5) تعریف: the ocean's condition.

- a heavy sea
[ترجمه ترگمان] دریایی سنگین
[ترجمه گوگل] دریا سنگین
[ترجمه شما] ...

واژه sea در جمله های نمونه

1. sea bases
پایگاه‌های (نیروی) دریایی

2. sea battle
نبرد دریا

3. sea charts
نقشه‌های دریانوردی

4. sea gulls scavenged the remains of the fish market
مرغان دریایی باقیمانده‌های بازار ماهی را لاشخوری می‌کردند.

5. sea nymphs hourly ring his knell
(شکسپیر) پریان دریایی هر ساعت برایش ناقوس می‌زنند.

6. sea reek
بخار دریا

7. sea routs
راه‌های دریایی

8. sea smells
بوهای دریا

9. sea spray
ترشح آب دریا

10. sea traffic
رفت و آمد دریایی

11. sea transportation is the most economical
حمل و نقل دریایی از همه ارزان تر است.

12. sea water evaporates
آب دریا بخار می‌شود.

13. a sea battle
نبرد دریایی

14. a sea monster
هیولای دریایی

15. a sea of troubles
دریایی از مشکلات

...

مترادف sea

دریا (اسم)
main , channel , sea , holm , mare , flood , mere

معنی عبارات مرتبط با sea به فارسی

(کشتیرانی) لنگر چتری، لنگر کشتی
(جانور شناسی) شقایق دریایی (راسته ی actiniaria)، شقایق دریایی
یکجور خرچنگ دریایی
کیسه ی ملوانان، انبان ملوان، جامه دان
(جانور شناسی) ماهی بس (تیره ی serranidae از ماهیان استخوانی کرانه های شرقی امریکای شمالی به ویژه ماهی خوراکی به نام centropristes striata)، ماهی خاردار، گرگ دریایی
ابتنی دریایی کردن
رجوع شود به: sea bread) hardtack هم می گویند)
کناره دریا، کناردریا، دریا کنار، خط ساحلی
زاده دریا، دریایی
بازرگانی دردریا
کالای حمل شده بوسیله دریا
(جانور شناسی) ماهی پورگی (archosargusrhomboidalis - بومی کرانه های شرقی امریکای شمالی)
نسیم دریایی (که از دریا به خشکی می وزد)
خوک ابی، گوساله ماهی، سگ ماهی
...

معنی کلمه sea به انگلیسی

sea
• large body of salt water; large lake; ocean; large wave
• pertaining to a sea, marine; intended for use at sea
• the sea is the salty water that covers much of the earth's surface.
• a sea is a large area of salty water. it can be part of an ocean or be surrounded by land.
• a sea of people or things is a very large number of them; a literary use.
• at sea means on or under the sea, far away from land.
• if someone is at sea or if they are all at sea, they are in a state of confusion.
• if you travel or send something by sea, you travel or you send it in a ship.
sea air
• the sea air is the air at the seaside, which is sometimes regarded as being good for people's health.
sea anchor
• drogue, device used to hold a ship in one place while at sea
sea anemone
• sea polyp with a gelatinous body and petal-like tentacles
sea ape
• sea otter
sea bathing
• bathing in the sea or ocean
sea bear
• seal with fur; white bear
sea bird
• birds that dwell in or near the sea
sea biscuit
• hardtack, hard biscuit (formerly eaten by sailors)
sea blockade
• closure or barricade built on the sea
sea blubber
• jellyfish (informal)
sea boots
• rubber boots that extend high on the leg
sea bream
• marine food fish similar to the freshwater bream; atlantic porgy
sea breeze
• wind coming from the direction of the ...

sea را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند
دريا
The sea of affection
درياي محبت
محسن❤️رضوي❤️ستاره
دريا
Waterfall
head stream
مسير دريا Sea path
پیام آریا نژاد
Big sea
دریای بزرگ
tinabailari
I love swimming in the sea
من عاشق شنا کردن در دریا هستم▶️

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sea
کلمه : sea
املای فارسی : سعا
اشتباه تایپی : سثش
عکس sea : در گوگل

آیا معنی sea مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )