برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1280 100 1

sympathetic

/ˌsɪmpəˈθetɪk/ /ˌsɪmpəˈθetɪk/

معنی: دلسوز، شفیق، غم خوار، مشفق، همدرد
معانی دیگر: دارای حس همدردی، همدل، همنوا، دارای نظر موافق، همفکر، یکدل، همساز، موافق، همرای، (شخص یا رفتار) خوشایند، تودل برو، مهرانگیز، مهربان، گیرا، (دستگاه اعصاب) سمپاتیک، هم سوهشی (در برابر: پراهم سوهشی یا پاراسمپاتیک parasympathic)، (فیزیک - آکوستیک) هم لرز، همفراش

بررسی کلمه sympathetic

صفت ( adjective )
مشتقات: sympathetically (adv.)
(1) تعریف: feeling, showing, or resulting from sympathy or understanding.
مترادف: kind, sympathizing, understanding
متضاد: stony, unfeeling, unsympathetic
مشابه: commiserative, compassionate, gracious, kindhearted, kindly, pitying, responsive, simpatico, warm-hearted

- a sympathetic person
[ترجمه زهرا] شخص دلسوز
|
[ترجمه ترگمان] یه آدم دلسوز
[ترجمه گوگل] فرد دلسوز
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- his sympathetic words
[ترجمه ترگمان] سخنان مهرآمیز خود را بیان می‌کرد،
[ترجمه گوگل] کلمات دلسوز او
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: having the nature of, affected by, or pertaining to some special affinity or relationship.
متضاد: unsympathetic
مشابه: understanding

...

واژه sympathetic در جمله های نمونه

1. Judge Cruz was sympathetic to the lawyer's plea for mercy.
قاضی "کروز" درخواست وکیل برای عفو را پذیرفت

2. Father was fortunately sympathetic to my request to use the car on weekends.
خوشبختانه پدر با درخواست من برای استفاده از اتومبیل در آخر هفته، موافقت نمود

3. We were all sympathetic to Suzanne over her recent misfortune.
ما همگی با "سوزان" برای بداقبالی اخیرش، احساس همدردی نمودیم

4. he was sympathetic toward the refugees
او نسبت به پناهندگان دلسوزی داشت.

5. jahangir is sympathetic to our cause
جهانگیر با آرمان ما موافق است.

6. we are sympathetic to the workers' demands
ما با خواسته‌های کارگران موافقیم.

7. his words hit a sympathetic chord in the audience
حرف‌های او در دل حضار اثر کرد.

8. his father sounds like a very sympathetic character
به نظر می‌رسد که پدرش آدم بسیار مهربانی است.

9. She was very sympathetic when I was sick.
[ترجمه ترگمان] وقتی مریض بودم، اون خیلی احساس همدردی می‌کرد
[ترجمه گوگل]وقتی بیمار بودم بسیار دلسوز بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف sympathetic

دلسوز (صفت)
compassionate , sympathetic , piteous
شفیق (صفت)
compassionate , sympathetic
غم خوار (صفت)
compassionate , sympathetic
مشفق (صفت)
tender , kind , sympathetic
همدرد (صفت)
sympathetic , large-hearted

معنی عبارات مرتبط با sympathetic به فارسی

جوهر نامرئی (invisible ink هم می گویند)
- تش، دستگاه عصبی خود کار، دستگاه عصبی سمپاتیک

معنی sympathetic در دیکشنری تخصصی

sympathetic
[علوم دامی] سمپاتیکی
[آب و خاک] تنزل ارتباطی

معنی کلمه sympathetic به انگلیسی

sympathetic
• compassionate, caring, concerned, understanding
• if you are sympathetic to someone who has had a misfortune, you are kind to them and show that you understand their feelings.
• if you are sympathetic to a proposal, action, or cause, you approve of it and are willing to support it.
• you describe someone as sympathetic when you like them and approve of the way that they behave.
sympathetic detonation
• act of causing one explosive charge to detonate by detonating another charge nearby
sympathetic nervous system
• part of the nervous system that operates automatically without conscious choice (such as nerves responsible for blood circulation, digestion, breathing, etc.)

sympathetic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Azad
موافق. گشاده روي. شاد آور (مردمك گشاد شدن)
Azad
سمپاتيك. موافق. خوشنودي.( مردمك گشادي)
Azad
سمپاتيك حالت آرامش
اسما اقطاعی
همدرد.دلسوز
shadi
Kind to so who has a problem and willing to understand how they feel
پیمان
دلسوزانه
مشفقانه
سرشار از همدردی
Sympathetic relationship between a guardian and a child
Someone
همدرد - همفکر
fatemeh
a person who undrestands other people"s feeling
متین خدایی
دلسوز، همدل
عباس نعمتی فر
(شخصیت) دوست داشتنی (در کتاب، فیلم و ...)
sympathetic figure/character
a sympathetic character in a novel

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sympathetic
کلمه : sympathetic
املای فارسی : سیمپتهتیک
اشتباه تایپی : سغئحشفاثفهز
عکس sympathetic : در گوگل

آیا معنی sympathetic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )