برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1291 100 1

yearn

/ˈjɜːrn/ /jɜːn/

معنی: ارزو کردن، اشتیاق داشتن، مشتاق بودن
معانی دیگر: (از ته دل) خواستن، (دل) غنج زدن، حسرت خوردن، آرزو کردن، (سخت) همدردی کردن، محبت کردن، مهربانی نشان دادن

بررسی کلمه yearn

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: yearns, yearning, yearned
مشتقات: yearner (n.)
• : تعریف: to have a strong desire, craving, or wish for something.
مترادف: crave, hanker, hunger, long, pine, thirst
متضاد: dread
مشابه: ache, aspire, burn, hope, itch, languish, lust, pant, sign, want, wish, yen

- Allowed little freedom, she yearned for excitement.
[ترجمه ترگمان] با اشتیاق به دنبال هیجان می‌گشت
[ترجمه گوگل] آزادی کمی اجازه داده شد، برای هیجان مشتاق شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- After years at sea, he yearned to be with his family.
[ترجمه ترگمان] بعد از سال‌ها در دریا، دلش می‌خواست با خانواده‌اش باشد
[ترجمه گوگل] پس از سال ها در دریا، او تمایل داشت تا با خانواده اش باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه yearn در جمله های نمونه

1. If you do yearn for chocolate, try a carob bar instead.
[ترجمه ترگمان]اگر دلت برای شکلات تنگ شده بود، به جای این بار به اسم bar بار بزن
[ترجمه گوگل]اگر بخواهید شکلات را تحریک کنید، به جای آن یک نوار کاج را امتحان کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I yearn for the love and affection I once had.
[ترجمه ترگمان]من دلم برای عشق و محبتی که یک‌بار داشتم تنگ شده بود
[ترجمه گوگل]من برای عشق و محبت که من تا به حال آن را دوست دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Do pregnant women really yearn for sour pickles?
[ترجمه ترگمان]زنان باردار واقعا اشتیاق به ترشی ترش دارند؟
[ترجمه گوگل]آیا زنان حامله واقعا ترشی ترش را ترجیح می دهند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Others may yearn for life on a more even keel but they do not feel entitled to it.
[ترجمه ترگمان]برخی دیگر ممکن است برای زندگی بر روی یک تخته بیشتر آرزو کنند، اما احساس نمی‌کنند که این کار را بکنند
[ترجمه گوگل]بعضی دیگر ممکن است برای یک زندگی راحت تر از هر زبان دیگری بخوابند، اما به آ ...

مترادف yearn

ارزو کردن (فعل)
wish , desire , aspire , yearn , crave , desiderate
اشتیاق داشتن (فعل)
thirst , long , hunger , aspire , yearn , crave , hanker
مشتاق بودن (فعل)
yearn

معنی کلمه yearn به انگلیسی

yearn
• desire, long, crave; pine, miss someone or something
• if you yearn for something that you think you cannot have, you want it very much.

yearn را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید بالا
آرزو کردن (برای چیزی که احتمال میدهیم که نتوانیم بدست بیاوریم)
لیلی موسوی
خواستار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی yearn
کلمه : yearn
املای فارسی : ییرن
اشتباه تایپی : غثشقد
عکس yearn : در گوگل

آیا معنی yearn مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )