برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

فرید ملکیان ١٦:١١ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی puddle: حوضچه روغن (نشت کرده از خودرو)

مهدی صباغ ١٦:١١ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی fair and square: جوانمردانه
با عدل و انصاف
در کمال مردانگی و رو راستی

ایرزاد ١٦:١٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی عام: عام
این واژه از پارسی به اَرَبی رفته و ریختار اربی به خود گرفته ، در پهلوی آم گفته میشده و یکی از دبیره ها نامش آم دبیره که ویژه آمگان یا همگان بوده است و همریشه با همه است :
عام<آم<هام<هَم<هَمه

Heli ١٦:١٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی from dusk till dawn: از سپیده دم تا غروب

فاطمه ربیعی ١٦:٠٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی مثمن سالم: بیتی از شعر برای تقطیع ارکان

غلامرضا نصراللهی ١٦:٠٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی ساکت نیریزی: ساکت نیریزی : به " ادیب نیریزی " در سایت آبادیس رجوع شود.

1 ١٦:٠٤ - ١٣٩٩/٠٣/١٥

یحیی ١٦:٠٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی ichimoku could: اصطلاحی در تحلیل تکنیکال سهام و به مفهوم جهش قیمت است.

آرتان ١٦:٠٠ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی do me a favor: یه لطفی برام بکن

شهین ١٥:٥٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٥

Zaman zoltan moradi ١٥:٥٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی to be thrifty: پر بودن از

Hs ١٥:٥٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی feed the flame: شرایط را بد تر کردن

استاد. حدّاد عادل ١٥:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی Boobs: به جمعی(دو تا هم جمع محسوب میشه) از سینه های زیبا و تحریک کننده،گویند

کیانی ١٥:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی سلم (کیار): محل سکونت طایفه اورک ایل دینارونی

م ١٥:٥٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی از قضا: به صورت اتفاقی

روشنک ١٥:٥١ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی I wait for the you: منتظر شما هستم
I love you my love
I experienced the best feeling in your arms being next to you
I'm waiting for you
I thank and appreciate the good server (God) thousands of times for your creation
دوست دارم عشقم
بهترین حس رو در آغوشات در کنار تو بودن تجربه کردم
منتظر روزت هستم
از سرور خوبان (خدا)هزاران بار برای آفرینش تو شکر و قدردانی میکنم

میلاد علی پور ١٥:٤٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی slug: فشنگ دارای مرمی

حمیدرضا طهماسبی ١٥:٤٨ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی incident plane wave: موج صفحه ای تابشی

محمد رومزی ١٥:٤٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی put in a word for: سفارشِ کسی را کردن
سفارش کسی را به فرد دیگری کردن

حسام سراج ١٥:٤٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی آبگنجی: آب گنجی درواقع همان آب گنج می باشد که ی اضافه شده

مرحوم تیمورخان افشارنجات بزرگ روستای آبگنجی بودن

حیات فدایی آسترکی و همچنین صیدعلی محمدحسینی

خدارحمت کنه بزرگان روستا

زهرا آذرمی ١٥:٤٤ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی cello: ویولون بزرگ.
خانم رویا لطفا یه جای دیگه دنبال دنبال کننده بگردید.
باتشکر.

ستایش ١٥:٤٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی گرت: اگر تو

استاد. حدّاد عادل ١٥:٤٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی pussy: همون جایی که با پول مترادفه.
همونجایی که همه رو تحریک میکنه.

(شوخی)

ملیکا ١٥:٤١ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی fledgling: نوپا

nasim ١٥:٣٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی annual aid: کمک سالیانه
بودجه سالیانه

مانوس ١٥:٣٨ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی مانوس: به معنای اقیانوس

nasim ١٥:٣٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی mischief: توطئه

sana ١٥:٣٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی Campartment: one of the separate parts of a container or place where things are stored

حاتمی منجزی ١٥:٣٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی دشتک: طایفه بهرامی ایل مال احمدی ایل منجزی ایل بختیاروند قوم لر

رستم خان بختیاروند پلنگ
شاه حسین خان بختیاروند ایلخان
جهانگیر خان بختیاروند ایلخان
خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان
پسران (شاه منصور -احمد خان -مهدی -بلی خان -اردشیر خان -خیرالدین خان -تاج الدین خان )
شاه منصور خان بختیاروند ایلخان
پسران (قاسم خان -رستم خان آقاسی... )
قاسم خان بختیاروند ایلخان
پسران (احمد خان -ابوالفتح خان.. )
احمد خان بختیاروند ایلخان
پسران (صادق خان -بهرام خان -جلال خان.... )
بهرام خان بختیاروند ایلخان
پسران (حاتم خان-جعفر خان..... )
حاتم خان بختیاروند حاکم کشمیر
سلیمان خان بختیاروند
حاتم خان بختیاروند دوم
کرم الله خان بختیاروند
-
-
-
-


***
مادر جهانگیر خان بختیاروند ایلخان دختر شیخ بابازاهد گیلانی از نسل شیخ زاهد گیلانی لاهیجانی بود

طایفه مال احمدی منجزی معروف به نه کر تشمال
نه پسر تشمال احمد خان بختیاروند ایلخان
تشمال::TashmaL کسی که آتش مال و ایل لر بختیاری را روشن نگه می دارد

بزنین چو به دوهل گود در مال
داغوم سی شلشلون نه کر تشمال

شل(شول )::نیرومندو قوی

ابوالفتح خان بختیاروند منجزی حاکم اصفهان و متحد کریم خان لر زند

*****
طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ ایل منجزی معروف به هفت کر بیگی

هفت پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند ایلخان
هفت تیره اصلی
تیره بزرگ شامصیروند خلیلی
تیره احمد وند خلیلی
تیره تاجدی وند خلیلی
تیره خیری وند خلیلی
تیره اردشیر وند خلیلی
تیره بلیوند خلیلی *بلیتی وند*
تیره مهدی وند خلیلی

30 تیره فرعی (سلیمان وند-شهباز وند-هارونی -چهارمحالی -کوزری-براتوند-شیرمرد-اسماعیل وند-شمس خلیلی *رستمی *-گدا خانی-خدابخشی -الله بخشی
-زیلایی منجزی -نعمتی-سالاجی-تپایی-
چهاربنیچه مهدی وند -چهاربنیچه احمد وند -بیرگانی -هادی وند-داوودوند-رفیعی -
بلیل وند-علیدادوند-ملارآهنی -روزعلی وند-غریبی -میرزاوند-صالح وند...... )

بزنین چو به دوهل به گود نازی
داغوم سی شلشلون هفت کر بیگی

اویس ١٥:٣٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی واکسیانسیون: عملیات زدن واکسن

یوسف نادری ١٥:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی sneakers: Runners: آسترلین(استرالیایی)اینگلش
Trainers: بریتیش اینگلش
Tennis shoes یا Sneakers: اَمریکن اینگلش

مرتضی بزرگیان ١٥:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی muckraker: افشاگر کثافت کاری ها

Army ١٥:٣٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی Lil meow meow: لیل میو میو لقب شوگا هست^-^
شوگا شباهت بسیاری به پیشی داره:)

میسا ١٥:٣٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی میسا: اسم من میسا هستش اسم من چند تا معنی داره اولین معنی میشه زنی که با غرور وتکبر راه می رود یه معنی دیگه اون هم میشه مانند شراب یکی دیگه هم میشه شادی بخشیکی دیگه هم میشهبه حالت راه رفتن شیر بعد از شکار کردن هم میگن میسا

Xxxx ١٥:٣١ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی Taekook: تهکوک: نام یک زوج در گروه بی تی اس
تهکوک=تهیونگ جونگ‌کوک

ملیکا ١٥:٣١ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی Flowing robes: ردای بلند و گشاد

farib ١٥:٣١ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی cyan: سبزآبی

سعید عباس نژاد اورموی ١٥:٢٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی hierarchal: سلسله مراتبی، طبقاتی

ملیکا ١٥:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی animal magnetism: مغناطیس حیوانی

Saina ١٥:٢٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی ساینا: ساينا يعنى آرامش و من اسمم سايناست

غلامرضا نصراللهی ١٥:٢٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی ادیب نیریزی:
شرحی بر زندگی ادیب شاعر و سخن‌سرای نی‌ریزی
محمدعلی پیشاهنگ عضو شورای نویسندگان
مقاله زیر در سال ١٣٤٧ خورشیدی در صفحه ١٩ شماره ٦٠ مجله تابان، به قلم حقیر به چاپ رسید که در اینجا تقدیم خوانندگان می‌گردد:
حاج‌میرزا ابراهیم نی‌ریزی فرزند میرزامحمدشریف متخلص به �ادیب� از دانشمندان، سخن‌سرایان و خوشنویسان قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم مهشیدی است که در اوایل �ساکت� و در اواخر عمر �ادیب� تخلص می‌کرد و با فرصت شیرازی کمال دوستی داشته و او را مدح می‌گفت.
شعاع در تذکره شعاعیه می‌نویسد: �او در اکثر علوم، خبیر و علیم قرن است. در شهر شیراز منزل است و هم در آنجا متأهل. خط نسخ را نیکو نگارد. اشعار بسیاری در عربی و فارسی سروده که معیّن است و غیرمدوّن. �
مرحوم میرزا فرصت شیرازی مؤلف کتاب آثار سلاطین عهد قدیم می‌نویسد: �میرزا ابراهیم �ساکت� که اصلش نی‌ریزی است، ادیبی است فاضل و تحریری کامل، در خطّ نسخ فخر اماثل(١)�. آنگاه غزلی از غزلیات آن مرحوم را در کتاب بحورالالحان صص ٢٠٩ و ٢١٠ به چاپ رسانیده است.
چراغ زندگی‌ادیب نی‌ریزی در سال ١٣٣٤ مهشیدی خاموش گردید.
ادیب نی‌ریزی، غزل عارفانه زیر را به استقبال از غزل شیخ بهایی گفته است که این غزل به آهنگ آذربایجانی نزد اهل توحید و تجرید در محضر حکما و عرفا خوانده شده است:
خیز و دور ساز از خویش جامه هیولانی
زآنکه سالک ره را لازم‌است عریانی
شو مجرّد از هر قید، بگذر از ریا و کید
تا مگر نگردی صید در کمند شیطانی
تا به کی در این سجّین، بسته پر بود از کین
مرغ باغ علیین، همچو ماه کنعانی
باز کن ز پایش بند، ساز حرز جان این پند
خسته در قفس تا چند، هدهد سلیمانی
خواهی ار سرافرازی در دو کون ممتازی
بایدت که جان بازی وز خودی شوی فانی
بگذر از زمانیات، وآنگه از مکانیات
هم ز قید ماهیّات، هم ز جسم و جسمانی
چون گذشتی از اشیاء بر تو می‌شود پیدا
صفصفا ولا امتا از کلام سبحانی(٢)
ساکتا عجب شوری‌ست در سر تو چون مجنون
همچو طره لیلی، چیست این پریشانی؟
زمانی به درخواست جمعی از بزرگان نی‌ریز از آیت‌ا... میرزای شیرازی تحریم‌کننده تنباکو، آیت‌ا... قاسم‌علی عرب به نی‌ریز آمد. ادیب نی‌ریزی شاعر و خوشنویس مدتی نزد آیت‌ا... قاسم‌علی عرب درس خواند و پس از چندی از محضر وی تقاضا نمود تا برای رفتن به شیراز برای وی استخاره بگیرد. پس از استخاره آیت‌ا...، آن کار انجام گرفت و ادیب فوراً به شیراز مهاجرت کرد.

پی‌نوشت:
١- اماثل= فضلا و هنرمندان
٢- صفصفا ولا امتا احتمالاً اشاره به آیات ١٠٥ تا ١٠٧ سوره طه دارد: و از تو درباره كوه‌ها مى‌‏پرسند بگو پروردگارم آنها را [در قيامت] ريز ريز خواهد ساخت. پس آنها را پهن و هموار خواهد كرد. نه در آن كژى می ‏بينی و نه ناهموارى.
*
منبع : سایت اینترنتی هورگان

مریم میاحی ١٥:٢٣ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی Cost pool: مخزن هزینه

ملیکا ١٥:٢٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی development: رشد و تحول

فرید ١٥:٢٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی فرید: فرید ینی عیاش

ملیکا ١٥:١٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی Lay dormant: مسکوت ماندن

زهرا سادات ١٥:١٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی Spite: دوستان اشتباه نکنید اون inspite هست که معنی علی رغم میده
Spite معنی کینه، بدخواهی، دق دلی، لج کردن میده

الینا علی اصغرزاده ١٥:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی رب جلیل: خدای بلند مرتبه

مهدی ١٥:١٧ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی ردنگوت: لباس سنتی روسی

زهرا آذرمی ١٥:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی School concert: کنسرتی که در مدرسه برگزار میشود.کنسرت مدرسه.

Mina ١٥:١٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٥
معنی Simmer down: جوش نزن