برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

امیر علی پناهی از ایذه ١٠:٤٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی بل: بهل:در زبان بختیاری به اجازه وفرصت خواستن معنی میشود

علی اصغر سلحشور ١٠:٤٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی enquiry: پژوهش، تحقیق، جستار

مسیح ١٠:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی دقیقا: به راستی، به درستی

واژه عینا عربی است،
ریز بینانه هم درست نیست چون به جای in detail انگلیسی، یا با جزئیات در عربی است.

ریحانه محمدی ١٠:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی four season: چهارفصل

Ehsan ١٠:٠٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی bear costs: تقبل هزینه ها

فرهاد ٠٩:٥٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی e.l.s.aPk: نرم افزار زمین شناسی
ایا درست است

DMK ٠٩:٥٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی microfabrication: میکرو ساخت

کیوان شعبانی مقدم ٠٩:٤٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Golf club: چوب گلف

آندیا جون ٠٩:٤٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی where is it: آن کجاست ....

مرسده خدادادی ٠٩:٤٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی initial public offering: عرضه اولیه سهام

Behzadi ٠٩:٣٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Keep looking: به نگاه كردن ادامه دادن

آزاده نوری ٠٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی bubble: (bubble gum(chewing:آدامس بادکنکی

محمد ٠٩:٢٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی weathering resistance: مقاوم در برابر شرایط جوی

محمدرحیم ریگی ٠٩:٢٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی دیفیوزر: افشانگر

محمد علی ٠٩:١٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی الله: در ادامه برای اسم الله،

ب معنی خدا

از توصیفات شخص خدا در قرآن برای خودش استفاده کنید،
اولین توصیف خدا از خودش، یگانگی اش، سپس بخشندگی و مهربانیش و تمامی صفات دیگر است،
کسی ک حق قرآن خواندن را بجا بیاورد، خوده قرآن خودش را وصف میکند.

ان شا الله قرآن بهترین دوست شما باشد.
یا خوده الله

مهربان ٠٩:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦

Skyrim4nords ٠٩:١٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی wielder: گرداننده،کسی که به خوبی از چیزی استفاده می کند

مرسده خدادادی ٠٩:٠٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی interest costs: مخارج بهره

میثم نبی پور ٠٨:٥٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی currency pairs: جفت ارز

رامین فرهودیان ٠٨:٥٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی lay down: دست از سر کسی/چیزی برداشتن (و اونو به حال خودش گذاشتن)

..... ٠٨:٥٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی peer pressure: فشار همسالان برای انجام کاری

narsis ٠٨:٥١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی dave: شجاع-نترس

مرتضی حمزه سرکانی ٠٨:٥١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی unattractive: به درد نخور

زینب حسینی ٠٨:١٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی حولی: در زبان مشهدی ها، حولی به معنای حیاط است

سایه مهاجر ٠٨:٠٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی take hostage: گروگان گرفتن

رامین فرهودیان ٠٧:٤٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی uni: uni=university
مخفف دانشگاه

رضا جاویدی ٠٧:٣٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی country sight: مناطق روستایی

Fereshteh soltani ٠٧:١٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی bumming: Relaxing

سکینه ٠٦:٥٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی سکینه: چقدر قشنگه این اسم. چ اسمی با وقار تر از این!

Hossein ٠٦:٤٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی تلخیص: تلخيص یعنى خلاصه كردن، چكيده كردن . زمانى كه مطلبى زیاد با حفظ كليت آن به مطلبى مختصر تبدیل گردد، گویند
تلخیص

میلاد ٠٦:٤١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی constative: (اصطلاحی زبان‌شناختی به معنای) اِخباری (در مقابل: انشایی یا performative)

Mohammad ٠٦:٠١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی dpsir: در تصمیمات محیط زیستی کار برد دارد
مدل(نیروی محرکه- فشار- وضعیت- تاثیر- پاسخ)

Marnaz ٠٥:٥٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی فجایع: بد ، ناگوار

ایرزاد ٠٥:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی مرکز: مرکز
یکی از برابرهای این واژه در انگلیسی centre یا center است که هم ریشه با واژه ی :
کَندار یا کَنتار پارسی برگرفته از کارواژه ی کَندن یا کَنتن
در آغاز به مینه ی شهر به کار میرفته چون برای ساخت شهر زمین را میکندند ، نمونه :
سَمَرکَند ( سمرقند) ، تاشکند ، کندهار( قندهار ) و کَن و ...
و سپس به آرِش ِ مرکز

ایرزاد ٠٥:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی platform: پِلَت فورم
سَرنِمون ، فَرنِمون ، پیش نِمون

بابک ٠٤:٥٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی come together: جور شدن
عامیانه جور شدن یک برنامه ای

jeff ٠٤:٥٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی lindo: جذاب دیدنی

بابک ٠٤:٤٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی gave up: از دست دادن

با افتخاراصغر،بابای کیارش ٠٤:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی کیارش: افتخار ایران زمین،اسم یدونه پسرم رو انتخاب کردم

مصطفی ٠٤:٢٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی formal core: هسته صوری

بابک ٠٤:٢٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی all the dirt: گفتن جزییات کامل یک موضوع (سیر تا پیاز چیزی را گفتن)
مثال:
Please tell me all the dirt

رضا محمدی ٠٤:١٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی pinch: 1-نیشگون گرفتن (منظور هم نیشگون گرفتن با دست هست و هم اینکه لباس تنگ آدمو نیشگون میگیره)
He pinched his arm
These shoes are too tight, they pinch my feet
2-دزدیدن
he pinched my pen
3-کمی
a pinch of salt

Mahbaba ٠٤:٠٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Newest: جدیدترین

زهرا ٠٤:٠٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی آرورا: پرنسس

ساکار ٠٤:٠٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی ساکار: ساده بی ریا

علی ٠٤:٠٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Spheres: توپک(وسیله ای که در عملیات پیگ رانی برای تمیز کردن داخل لوله های انتقال نفت یا گاز یا آب مورد استفاده قرار میگیرند)

نیما ٠٣:٣٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦

محمدرضا ساجدی ٠٣:٣٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦

محمدباقر بحرینی ٠٣:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Decohesion: نا هم چسبی

تورج ٠٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی let slip: از دست در رفتن