برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

احمد احمدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 رسیدگی کردن
مراقبت کردن
پرستاری کردن

Would you mind waiting? I'm tending to another customer at the moment

Nurses tended to the ...
١٣٩٩/٠٥/١٣
|

2 زدن ضربه سر در فوتبال ١٣٩٩/٠٢/١٣
|

3 تلاش

her bid for re-election was unsuccessful
تلاش او برای انتخاب مجدد بی ثمر بود
١٣٩٩/٠٢/٠١
|

4 اجابت کردن ١٣٩٩/٠١/٣٠
|

5 فرق بین job و career
تصور کنید کسی از علی میپرسه
-علی شغلت چیه؟
علی جواب میده: -گوینده رادیو هستم، ولی دوست دارم کارگردان سینما بشم.

١٣٩٨/١١/٢٥
|

6 وحشیانه ١٣٩٨/١١/٠٥
|

7 خوب تا کردن با ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

8 آش مال ١٣٩٨/١٠/١٧
|

9 هله هوله ١٣٩٨/١٠/١١
|

10 به این جهت که... ١٣٩٨/١٠/١١
|

11 پیاز داغش رو زیاد کردن ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

12 گل سرسبد ١٣٩٨/٠٩/١١
|

13 با این نیت که... ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

14 مردم دوست ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

15 Fire truck= ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

16 =fire department ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

17 Light a fire ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

18 خانواده زن یا شوهر

He's spending the holiday with his in-laws
او تعطیلات را با خانواده زنش گذراند
١٣٩٨/٠٨/٠١
|

19 fellow student ١٣٩٨/٠٧/١٣
|

20 نظر کارشناسی ١٣٩٨/٠٧/٠٨
|

21 =shopping bag
کیسه پلاستیکی
کیسه خرید
١٣٩٨/٠٧/٠٥
|