انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

آریا بهداروند

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 سوره میری سهراب یکی از سرشاخه‌های ایل بزرگ بهداروند است
ایل بختیاروند متشکل
از
ایلهای
عالی جمالی
منجزی *کر منجزی *
لیراوی
علادینوند
١٣٩٦/١٠/٢٤

2 خوبم در زبان لری بختیاری
جملات لری بختیاری
پاسخ در پرسیدن حالت خوب است

مرد می گوید ::
خووم زینه؛ای زن من خوبم

زن می گوید ::
١٣٩٦/١٠/١٨

3 بنی بنی*بنه.بن*::در زبان لری بختیاری به معنی
روستا *ریشه و بنیاد*

بنی محمد::روستای محمد
.بنی راک::روستای صخره

طبق تحقیقات کارشناسا ...
١٣٩٦/١٠/١٢

4 کروم در زبان لری بختیاری به معنی
پسرم
١٣٩٦/١٠/١٢

5 آیتین کلمه ای غربی به معنی
آیت الدین:: نشانه ی دین
١٣٩٦/١٠/١٢

6 مش مرداسی طایفه مش مرداسی
از نسل شیخ عالی پسر بالی پسرعبدالله خان بختیاروند پسر
تاج الدین امیر قنبر پسر آقاسی قوللر پسر
شاه منصور خان بختیاروند
١٣٩٦/١٠/٠٨

7 بنگو بنگو*بنگگو*::معنی در زبان لری بختیاری
.صدا می زند
.آواز می خواند.اذان می گوید
Bong ego
١٣٩٦/١٠/٠٨

8 چنارشاهیجان روستا هفت شیدان*پیران شیدان.
هفت شاهیجان *
کنار هفت شاهیجان(چنار شاهیجان )
بزرگترین روستای دهستان زیلایی
*جهانگیری *محل سکونت سادات
...
١٣٩٦/١٠/٠٨

9 ماصرم در زبان لری بختیاری به معنی
در دام دشمن افتادم.راه فرار ندارم
Masram
١٣٩٦/١٠/٠٨

10 یلمان در زبان لری بختیاری به معنی
پهلوان ما.شیر ما
یلمان::یلمون
شهر بختیاری نشین
دیلم::ده پهلوان من
١٣٩٦/١٠/٠٨

11 طایفه خلیلی بیگیوند پسران خلیل خان ایل بیگی بختیاروند
معروف به هفت کر بیگی
شاه منصور خان بختیاروند
سیاه منصور خان بختیاروند
مهدی خان بختیاروند
تاج الد ...
١٣٩٦/١٠/٠٧

12 گرجی ایل منجزی بختیاروند معروف به
گروزی*گروسی*
تمام ایلخان های ایل بختیاری در دوره
صفوی.افشار.زندیه از این ایل بودند

رستم بیگ بختیاروند پل ...
١٣٩٦/١٠/٠٧

13 الله وردی معنی به زبان لری بختیاری
الله ::خدا
وردی::آوردی.


رستم بیگ آقاسی معروف به
خداوردی *الله وردی*پسر شاه منصور خان بختیاروند سپهسال ...
١٣٩٦/١٠/٠٧

14 میلاس طایفه محمدی میلاسی در باغملک
طایفه میلاس بختیاروند در لردگان
نام جد این طایفه شاه منصور بوده

میلاس را از بزرگان زرتشتی می دانستند

١٣٩٦/١٠/٠٧

15 مصیری شجرنامه ایل منجزی بهداروند *بختیاروند *

بختیار خان

جمال *بیژن .باجول.بجن*

شاه محمد عالی بختیاروند

ملکشاه بختیاروند
...
١٣٩٦/١٠/٠٧

16 فهلیان شجرنامه ایل منجزی
بختیار خان
جمال *بیژن.با جول.بجن*

شاه محمد عالی بختیاروند
*شمخال.عالی شاه.عالی شه*

ملکشاه بختیاروند
١٣٩٦/١٠/٠٧

17 آب پیازی چشمه آب پیازی در دهستان زیلایی
مسجدسلیمان
بین روستاهای آکلولی*کلبعلی*.
پیران شیدان *هفت شیدان
.پیرگاه*
و روستای خلیلی بیگیوند
١٣٩٦/١٠/٠٦

18 چشمه روغنی چشمه روغنی
نام چشمه ای در پای کوههای
سرقلعه*سر قل.سرقله*.
زرد.الله اکبر در بین روستاهای
شمس آباد.علی آباد.خلیلی بیگیوند
در دشت دا ...
١٣٩٦/١٠/٠٦

19 گروس شجرنامه ایل منجزی
شاه بختیار*بهدار.بدر. بیره*

جماالدین *باجول.بیژن.بیجان.بجن
*
شاه محمد عالی*شیخ محمد عالی
.شیخ محمد خالی.شمخال*< ...
١٣٩٦/١٠/٠٦

20 رندو در زبان لری بختیاری با تلفظ
برند borand.boran
برند رندی::ته دیگ را جدا کردی
١٣٩٦/١٠/٠٤

21 رستم بیگ رستم بیگ آقاسی*معروف به گرزی*
پسر شاه منصور خان بختیاروند پسر
خلیل خان ایل بیگی بختیاروند پسر
جهانگیر خان بختیاروند
از ایل منجزی بهدارو ...
١٣٩٦/١٠/٠٤

22 ایل کرد طرهان طایفه لر طرهان
ما لرها
تا پای جان از ایران و ایرانی دفاع
خواهیم کرد
گویش لری لکی گویشی از زبان لری است
١٣٩٦/١٠/٠٢

23 توه خشکه در زبان لری بختیاری به معنی
خانه ای که با سنگ درست شده و ملاتی
استفاده نشده
توه::خانه
(زبان لری لکی::معنی
لک::شاخه
طایفه کوسه لر ...
١٣٩٦/١٠/٠٢

24 میرام در زبان لری بختیاری به معنی
می میرم

جمله لری
میرام سیت::می میرم برات
١٣٩٦/١٠/٠٢

25 سیلوانا در زبان لری بختیاری به معنی
نگاه کردن به جلو
.سیلاب در پیش رو

جمله لری::
سیلوانات کن::به جلو نگاه کن
Saelvanat non

سیلوا ...
١٣٩٦/١٠/٠٢

26 دشت دارجونه نام دشتی در دهستان زیلایی
*جهانگیری شمالی* بین روستای خلیلی بیگیوند و
پیران شیدان*هفت شیدان*
کوه سرقلعه*سر قل.سرقله*
در دشت دارجونه*دارجن ...
١٣٩٦/١٠/٠١

27 علاس کوه علاس*عالی ویس.علاوس*
در دهستان زیلایی
*طایفه خلیلی بیگیوند زیلایی
پلنگ*ایل منجزی بهداروند

تش زیلایی در تیره علاسوند
زراسوند
١٣٩٦/١٠/٠١

28 النا معنی در زبان لری بختیاری
ایل پیشرو.پیشرو ایل.
ال::ایل.el
نا::جلو.پیشرو
١٣٩٦/٠٩/٢٧

29 یوتاب یوتاب خواهر سردار آریوبرزن
در حمله اسکندر مقدونی به ایران،
لشگر اسکندر در کوههای بختیاری
زاگرس با سپاه آریوبرزن روبرو
شد و با مقاومت س ...
١٣٩٦/٠٩/٢٥

30 طهماسبی جهانگیر خان بختیاروند معروف به
*طهماسب قلی خان بختیاروند.فیلتن *
اولین ایلخان بختیاری در زمان صفوی
پدر خلیل خان ایل بیگی بختیاروند

١٣٩٦/٠٩/٢٣

31 حموله تیره شیخ حموله در چم گلک اندیمشک
اولادها
قیصر.عسگر.اکبر.خیلا.نیلا.(")
نام فامیلی سزاری

ییلاق در کنار رود سزار در لرستان
منطقه گ ...
١٣٩٦/٠٩/٢٣

32 ایل کولیوند این ایل از بازماندگان ایل لر شول
است
تاریخ دانان یونانی از مدافعین شهر کوروش در سغد *سین کیانگ*چین یاد کردند
که اسکندر را زخمی کردند
از ...
١٣٩٦/٠٩/٢٣

33 طایفه قبادخانی ایل دار شولی بختیاری دره شوری ::نام اصلی این ایل
دار شولی *نژاد لر شول.درخت شول*
شول یکی ازه ایل های لر بود
که طوایف آن به سایر نقاط کشور کوچ داده شدند
حکومت ...
١٣٩٦/٠٩/٢٢

34 نیلا نیلا::اسمی مردانه قدیمی در زبان لری بختیاری
به معنی ::نیله سوار*ابر سوار*
سوارکاری که بر پشت اسب های نیلی سوار است و با سرعت باد حرکت می کند
١٣٩٦/٠٩/٢٠

35 کمفه نام های ایل منجزی
*مجدی.منجری. منجی.منج.محجن.محجنی.مزیری*

نام کامل این منطقه کامفیروز بود
محل سکوت طایفه گندایی و ایل منجزی

شهر ...
١٣٩٦/٠٩/١٩

36 بیرگان @محل سکونت ایل منجزی در کوهرنگ

این اسم از بیژن گاه *بیزنجان.بیزجان*
یا از پیرگان گرفته شده


منطقه پیرگاه*هفت شهیدان *در
دهستا ...
١٣٩٦/٠٩/١٩

37 متروک در زبان لری بختیاری به معنی
اینجا را ترک نکن.راهی نشو

نام اولادی در طایفه موری دور کی
ایل بختیاری
١٣٩٦/٠٩/١٩

38 مرودشت همان دشت مرو*مرغاب*است
ایل منجزی
در حمله نادرشاه به هند علی صالح
خان بختیاروند رئیس ایل بختیاروند
*بهداروند *از طایفه عالی ایلی*حلیلی ...
١٣٩٦/٠٩/١٩

39 درک Derak:: پشتیبان .سپر

در آیین چوب بازی لر بختیاری
از دو چوب استفاده می شود
این آیین در زمان هخامنشیان
رایج بوده
چوب بزرگ درک نام ...
١٣٩٦/٠٩/١٧

40 کولیوند ایلات لر بختیاری *لر بختیاری *
چهارلنگ.هفت لنگ. ممسنی.شبانکاره
.لیراوی.بویراحمد.کهگیلویه.کهمره
.کرشولی.سیوند.حیات داوودی.
ایل لک همان ا ...
١٣٩٦/٠٩/١٥

41 از طوایف قشقایی دره شوری ::دار شولی*نژاد شولی*
دره شوللی



ایل لر شول یکی از ایلات لر بود که حکومت بزرگی در لرستان.خوزستان
.کهگیلویه.ممسنی ایجاد ...
١٣٩٦/٠٩/١٥

42 سایدام در زبان لری بختیاری به معنی
سایه مادرم

لری لکی گویشی از زبان لری است
یک قوم می تواند با زبان دیگری تکلم
کند ولی هیچ زبان و گویشی
١٣٩٦/٠٩/١٥

43 برشنا در زبان لری بختیاری به معنی
به روشنایی

روشنا::روشنایی
١٣٩٦/٠٩/١٥

44 حلما جمله لری بختیاری
هلما بیایم::بگذار ما بیاییم

هل::بهل .هلیدن.
نهل::نگذار
١٣٩٦/٠٩/١٥

45 نشای برنج در زبان لری بختیاری به معنی
تخم.دانه

توم بده::گندم ها را در زمین بپاش
جهت کشت
١٣٩٦/٠٩/١٥

46 بنشان در زبان لری بختیاری به معنی
به نشان.بکار.کشت کن
١٣٩٦/٠٩/١٥

47 ملیکا معنی در زبان لری بختیاری
فرشته. ملائک


جن ملیکا ':اجنه و ملائکه
١٣٩٦/٠٩/١٥

48 ریما ریما کلمه ای در زبان لری بختیاری
به معنی ::روی ماه

جمله لری بختیاری
ریمات بوسوم::روی ماهت را ببوسم


در زبان ترکی به ماه ،،آی ...
١٣٩٦/٠٩/١٥

49 سیمونه در زبان لری بختیاری به معنی
برای من است Simon
سیمون::برای من
نامی برای دختر و پسر
&&&&&&
نام در زبان اسپانیایی
سیمئونه.سیمون
١٣٩٦/٠٩/١٥

50 زیلایی تاجمیر قنبر خان بختیاروند پسر شاه منصور خان بختیاروند پسر خلیل خان ایل بیگی بختیاری

تیره تاجمیر ی و تیره میرگپی در
طایفه گندایی بختیاروند ...
١٣٩٦/٠٩/١٢

51 شجرنامه ایل منجزی بدلیسی:: لرها از نسل دو برادر به نام
بجن*بیژن*
بخت*بختیار*

شجرنامه ایل منجزی
یکی از ایلات بختیاروند کرمنجزیی *کرمانجی.پسران معجزه گ ...
١٣٩٦/٠٩/٠٣

52 شمخال شیخ محمد عالی خان بختیاروند
جد ایل بختیاروند کر منجزی
*شیخ محمد خالی .شمخال*
١٣٩٦/٠٩/٠١

53 هفت لنگ به معنی هفت ایل
بدلیسی تاریخدان کرد
لر را از نسل دو برادر به نام
بخت*بختیار.بهدار*
بجن*بیژن*

1-ایل بختیاروند کرمنجزی
2-ایل کرم ...
١٣٩٦/٠٨/٣٠

54 لکی ایل الک یکی از سرشاخه های ایل بزرگ
بختیاروند بود
که امروزه از آن نامی به میان نیست
و دارای چندین طایفه بود
بدلیسی کرد در کتاب خود لر ها ...
١٣٩٦/٠٨/٢٣

55 پاپی *****
ایل بختیاروند خود را از نسل خورشید
می داند
لهراسب کیانی جد قوم لر

بدلیسی اجداد لر را دو برادر به نامهای
بجن*بیژن *
بخت* ...
١٣٩٦/٠٨/٢٣

56 اورک ایل فراموش شده در تاریخ
ایل الک*اولک*
یکی از سر شاخه های ایل بختیاروند
*بهداروند. بیداروند *



نام طوایف و ایلات ایل الک بختی ...
١٣٩٦/٠٨/٢٣

57 لک زبان لکی یکی از گویش های قوم لر
است
امروزه بعضی ها سعی می کنند
از این زبان قومی جدید به نام
لک درست کنند
در هیچ منبع تاریخی از قوم لک ...
١٣٩٦/٠٨/٢١

58 لک ایل بزرگ بختیاروند کرمنجزی
*کر منجی.کرمانجی*

رستم خان بختیاروند رئیس ایل بختیاروند در جنگ ایران و عثمانی به کمک شاه اسماعیل صفوی رفت
و د ...
١٣٩٦/٠٨/٢١

59 چال بتون روستای منجزی نشین در دشت عقیلی
طایفه خلیلی بیگیوند زیلایی
١٣٩٦/٠٨/٢١

60 چال منطقه چال چهل آب*چلویان.چلبیان.چلو*در اندیکا
محل سکونت طایفه خلیلی بیگیوند زیلایی *منجزی پلنگ *
********
طایفه چال لو چلبیانلو در ارسباران < ...
١٣٩٦/٠٨/٢١

61 آلپ نام قوم آلبانی است
با هجوم وحشیانه مغولان به ایران
بسیاری از اقوام آریایی
به اروپا کوچ کردند

قوم آلبانی*آلانی.الرانی.ارانی.اوس*
١٣٩٦/٠٨/٢١

62 بستک در زبان لری بختیاری به معنی
بختک .نحسی.دشمن.سایه شوم

نام دیویی در فرهنگ لر بختیاری
الابستک::الابختک
١٣٩٦/٠٨/٢١

63 اچمی در زبان لری بختیاری به معنی
آسیب می بینی.زخمی می شوی
***&&&&
اجمی ::معنی در زبان لری بختیاری
فرار می کنم.

جمله بختیاری
اجم ر ...
١٣٩٦/٠٨/٢١

64 علاییون نام دیگر ایل علاءالدین وند ایل بختیاروند لر بختیاری
(علایی.علائی وند.علادینی. الدینی)
نام طوایف :::
علادینی
فارسانی
مالکی
عبدالهی ...
١٣٩٦/٠٨/٢١

65 سر رسی در زبان لری بختیاری به معنی
آمد.سر رسید
١٣٩٦/٠٨/٢١

66 کرمانجی ایل لر بختیاروند کرمنجزی *کرمانجی *
خود را از نسل خورشید می داند

نوادگان جمشید کیانی.
لهراسب کیانی

در زبان لری بختیاری
کر ...
١٣٩٦/٠٨/١٨

67 کرمانج در زبان لری بختیاری
کران منجزی ::کران منجی
پسر ان معجزه گر.
(((لر بزرگ از نسل بختیار و پسرش بیژن است )))))


در زمان سلسله صفوی ب ...
١٣٩٦/٠٨/١٨

68 هرسین در زبان لری بختیاری به معنی

اشک آلود.چشم گریان
١٣٩٦/٠٨/١٨

69 هسم در زبان لری بختیاری به معنی
هستم
١٣٩٦/٠٨/١٨

70 شجره نامه اولاد حاج علی این تیره در طایفه اورک دینارونی بختیاری است
و در چهار روستا در چهارمحال و بختیاری زندگی می کنند


افراد این تیره با بزرگ نمایی
خود را ...
١٣٩٦/٠٨/١٦

71 کردشولی نام اصلی این ایل کرشولی است
کر شولی::پسر شولی
ایل لر شول در زمان سلغریان بر تمام
ایلات لر حکومت می کرد
شهر شول آباد بختیاری در لرستان
١٣٩٦/٠٨/١٥

72 تورناز در زبان لری بختیاری به معنی
تور*تر*::مسیر.نژاد
ناز::زیبا

کلمه لری بختیاری
تورنه::گیسو

توره::مسیر است

شهر ترکالکی::مس ...
١٣٩٦/٠٨/١٤

73 آیدا در زبان لری بختیاری به معنی
آیدا::ای مادر*درخواست کمک*
آیدا::آیا داد
١٣٩٦/٠٨/١٤

74 ایل الک یکی از سر شاخه های ایل بختیاروند بود که امروزه ایل های شاخه ی الک
به ایل های مستقل تبدیل شده اند

ایل های شاخه ی الک بختیاروند

ایل ل ...
١٣٩٦/٠٨/١٢

75 سلار در زبان لری بختیاری به معنی
رئیس.رهبر گروه.سردسته.
١٣٩٦/٠٨/١٢

76 همپا در زبان لری بختیاری به معنی
کسی که پا به پای تو راه می آید.رفیق.هم گروه

در زمان تیمور گورکانی گروهی
از طوایف لر بختیاری را مجبور به
١٣٩٦/٠٨/١٢

77 آفرت بدلیسی تاریخ دان کرد
لرها را از نسل دو برادر
به نام بختیار و بیژن می داند
********
در کتاب شرف نامه
معنی نام کلمه کرد::رمه گردان
١٣٩٦/٠٨/١٢

78 کرانی طایفه کران بختیاروند در شهر فارسان
بختیاری
طایفه کران بختیاری در سیرجان
طایفه کرانی *کرائی *بختیاری در مسجدسلیمان
طایفه کرایی در آب گ ...
١٣٩٦/٠٨/١٢

79 لهراسب جد ایلات قوم لر
لهراسب(((لوراساب.لراسب.لهراب
.لاراب ))
فرزندان (گشتاسب .زریر.بستور )
گشتاسب *ویشتاسب.یشتاسب.گشتاسف.
یاشتاسب.یاشاسپ*< ...
١٣٩٦/٠٨/٠٩

80 عالی ایلی نام طایفه خلیلی بیگیوند است
حلیلی*حالیلی.عالی ایلی*
یکی از طوایف ایل منجزی
*منجزوان.مونجان.منجی*
بختیاروند که در فتح
هند

در ...
١٣٩٦/٠٨/٠٩

81 اندیکا نام شهری در مسجدسلیمان
محل سکونت ایلات بختیاروند
مردم این منطقه را اندیکایی
*اندیکویی *
می نامند
١٣٩٦/٠٨/٠٩

82 فاریاب در زبان لری بختیاری به معنی
فار::پار. پارسال
یاب:::آب

آبی که از باران پارسال در مکانی ذخیره شده
برای کشاورزی
١٣٩٦/٠٨/٠٩

83 سالور نام یکی از ایلات ایل بزرگ بختیاروند
بود
که امروز از آن اثری نیست

و در تاریخ گمشده است

ایل سالک لر بختیاروند
سالک الوار *سال ...
١٣٩٦/٠٨/٠٩

84 قره داغ بداغ خان چگنی از ایل لر او تمام مدعیان
شاه عباس صفوی را از بین برد و او را بر تخت نشاند
فرزندان او سالها در خراسان حاکم بودند

به جنگجوی ...
١٣٩٦/٠٨/٠٩

85 کوراوند منطقه باستانی کورارکان در کهگیلویه و خوزستان در زمان اتابکان لر بزرگ وجود داشت و منطقه ایی
مستقل بود

این منطقه جزء حکومت ایل بهداروند
...
١٣٩٦/٠٨/٠٩

86 یلهون معنی در زبان لری بختیاری
مرد خانه
یل::مرد.پهلوان
هون::خانه
به هون::بهترین خانه.سیاه چادر
١٣٩٦/٠٨/٠٨

87 آوارسین معنی در زبان لری بختیاری

آواره ی او هستید .بخاطر او
آواره شده اید


١٣٩٦/٠٨/٠٨

88 شپیران امامزاده شهیر*شپیر*در روستای حوض گل معروف به
سادات شاپوری در طایفه اورک
شپیر:::شاپور

تیره شاپوری بختیاری در طایفه گوروئی دیناروند
...
١٣٩٦/٠٨/٠٨

89 عالیوند تیره عالیوند در طایفه ململی در مسجدسلیمان
تیره عالیوند در طایفه قائدوند ایل
علاءالدین وند بختیاروند

طایفه عالیوند ایل بکش در ایل ممسنی ...
١٣٩٦/٠٨/٠٧

90 آلبوشاه حسین آلبو::کلمه ایی لری بختیاری
به معنی ::ایل پدر.
آل::ایل.طایفه
بو::پدر
١٣٩٦/٠٨/٠٧

91 اورتانیس در زبان لری بختیاری به معنی
ابر تا نیست.ابر تا نیامده

جمله لری
اورتانیس رو جووه هانه بنه ریی بند::
تا آسمان ابری نشده جامه ها را روی ...
١٣٩٦/٠٨/٠٧

92 دهستان دلفارد جاده باستانی دلفارد *دزپارت* و پل خداآفرین در کوه های بختیاری مابین
شهر مسجدسلیمان و کوهرنگ
محل کوچ ایل بزرگ بختیاروند از خوزستان به چهارمحال ...
١٣٩٦/٠٨/٠٧

93 بلده طایفه شیخ احمد بلده بختیاروند در مسجدسلیمان .شوشتر.اصفهان
.کوهرنگ.اهواز.فولادشهر
این طایفه جزیی از ایل بلیوند ایل بزرگ بختیاروند
ایل بلیون ...
١٣٩٦/٠٨/٠٧

94 مرسانا اسمی کاملا پارسی

آنا:::دآنا.دانایی.مادر
دآ::مادر.دآنا
دآیه::مادر.دانآیه.
سا::سایه
مهرساآنا :::سایه مهر مادری
١٣٩٦/٠٨/٠٧

95 بردسیر بردشیر نماد شجاعت در قوم لر بختیاری
است
آنها بر روی مزار بزرگان ایل و پهلوانان.
قوم خود شیر سنگی می گذارند
و آن را بردشیر می گویند
١٣٩٦/٠٨/٠٦

96 اوتای در زبان لری بختیاری به معنی
او::آن
تا*تی*::طرف.سوی
اوتای::آن طرف otae

ایتای*ایتی*::این طرف
itae

بو اتای*بیو ایتی.بو اتای*: ...
١٣٩٦/٠٨/٠٦

97 الران آریایی ها نام سرزمین دو سوی رود ارس را الران *اران.الان. آلان.آیران.
آیروان.ایروان.آیرن.**
شهر ایذه *ایرج.ایزج.ایرانج*

کشور الران*آلان* ...
١٣٩٦/٠٨/٠٦

98 ارس در دوران حکومت آریایی ها
منطقه قفقاز
را آران*آلان.آیران*نامیدند
شهر ایروان ارمنستان

قوم آلانیا *آرانیا.آیرانیا.آلبانیا*در جمهوری او ...
١٣٩٦/٠٨/٠٥

99 چاللو چلبیانلو معنی در زبان لری بختیاری


:::منطقه چلبیان *چلویان.چلو*
محل سکونت ایل منجزی *منجزوان *
بختیاروند
چلوی:::چال های چهل آب
((((مع ...
١٣٩٦/٠٨/٠٥

100 شندی در زبان لری بختیاری به معنی

جای دلنشین.سکونتگاهی که
در جای دلباز درست شده
١٣٩٦/٠٨/٠٥

101 کلات در زبان لری بختیاری به معنی
کل::خانه. کلبه
لات::بین کوهها

خانه های بین کوه.روستا
١٣٩٦/٠٨/٠٥

102 لاتان در زبان لری بختیاری
به معنی

سکونتگاه بین دو کوه
لا::بین
١٣٩٦/٠٨/٠٥

103 کلیبر در زبان لری بختیاری به معنی
کلی::ستونی از سنگی
بر::مقابل آفتاب
ستون سنگی در برابر آفتاب...


کلیبر::ستون سنگی

آریایی ها بر ...
١٣٩٦/٠٨/٠٥

104 بامر در زبان لری بختیاری به معنی
بابااحمد *بامر.با مد.باائمد*

طایفه بامری از ایل دور کی
*بابا احمدی *
بزرگان ایل دور کی
سردار اسعد بخت ...
١٣٩٦/٠٨/٠٤

105 کورره پای معنی در زبان لری بختیاری :::
کوره راهی که عرض مسیره عبوری آن
فقط به اندازه پای انسان است.

به معنی راهی بی بازگشت

راهی که مجبوری ...
١٣٩٦/٠٨/٠٤

106 بهبید نام روستای در مسیر جاده
مسجدسلیمان و اهواز
مردم این روستا از ایل منجزی
بختیاروند هستند
بهبید::بهبود
١٣٩٦/٠٨/٠٤

107 ساناز در زبان لری بختیاری به معنی
سا::آرامش.سایه
ناز::دوست داشتنی.زیبا

سانار:::آرامش دوست داشتنی

ساناز::آرامش زیبا

ساناز::سایه ...
١٣٩٦/٠٨/٠٤

108 کره قلعه سفید کره ::در زبان لری بختیاری به چندین معنی و تلفظ کاربرد دارد
کره::انجیره کوهی kareh
کره:::چروکیده kerh
کره::ناشنوا karh
کره ::کره حیوانی ...
١٣٩٦/٠٨/٠٤

109 قاقالو قاقالی لی::کلمه ایی لری در زبان لری
بختیاری.برای آرام کردن کودکان

به معنی خریدن خوراکی و شیرینی



جمله لری
قاقالی لی سیت ا ...
١٣٩٦/٠٨/٠٤

110 بلامیسر بلامنسر::در زبان لری بختیاری استفاده می شود

جمله لری بختیاری
درد و بلامنسرم ::درد و بلاهای
تو ،توی سرم
١٣٩٦/٠٨/٠٤

111 اتا


همان کلمه آقا است

ریشه
آتا:::؛*آکا. هکا. هخا.کا.کاک**

هخامنش::بزرگ منش.پدر بزرگ
هخامنش :::هکامنش،آکامنش
آکا::آقا ...
١٣٩٦/٠٨/٠٤

112 آنا آنا ریشه ی کلمه دانا*دآنا*است
دا::نام مادر در زبان لری
دالکه ::در زبان کردی
دایه::رایج در بین پارسیان

قبل از ورود مغول ها و گورکانی ...
١٣٩٦/٠٨/٠٣

113 خلیل شهر طایفه خلیلی بیگیوند *پلنگ*
تیره ها
خیری وند.تاج الدین وند.اسماعیل وند.احمد وند.چهاربنیچه.غریبی.
قبادوند.زیلایی. شروند.پلنگ.خلیلی.
جهانگیر ...
١٣٩٦/٠٨/٠٢

114 درسا معنی در زبان لری بختیاری
در::دختر
سا::.آرام

درسا::دختر آرام.
در*ددر*::دختر

١٣٩٦/٠٨/٠٢

115 نان کور در زبان لری بختیاری به معنی
آدم خسیس.
نوو کور:::نان کور
١٣٩٦/٠٨/٠٢

116 شهسواری تیره شهسواری از طایفه افشار کرمان
این تیره از جانکی سردسیر بختیاروند است که همراه تیره هایی از طایفه اوشار از کهگیلویه و خوزستان کوچ داده شد
< ...
١٣٩٦/٠٨/٠١

117 بانک بانک از کلمه بانگ گرفته شده
معنی بانگ در پارسی
آواز.فریاد.داد
نوع دیگر تفسیر معنی آن
فریاد کمک خواهی::جذب سپرده

فریادی برای
ف ...
١٣٩٦/٠٨/٠١

118 تاکر طایفه تاکر*تکی.تاکه*در ایل بزرگ بختیاروند

تیره تکی در طایفه خلیلی بیگیوند زیلایی در ایل منجزی صفی خانی
جزء ایل بزرگ بختیاروند
در مسجد ...
١٣٩٦/٠٨/٠١

119 بندر بصره قبل از آمدن اعراب
شهر بصره .فاو فارس نشین بود

نام بصره به زبان لری بختیاری
بس ره؛::بسی راه.بسیار راه

بصره یکی از شهر های ایران ...
١٣٩٦/٠٨/٠١

120 ها در زبان لری بختیاری به معنی
بله
در زبان ترکمنی ..هوه havah.
در زبان ترکی استانبولی.Evet
ترکی آذری::بیلی. بلی.baele
در زبان لری ...هاh ...
١٣٩٦/٠٧/٣٠

121 مر در زبان لری بختیاری به معنی
مهر
Mohr
١٣٩٦/٠٧/٣٠

122 دزی در زبان لری بختیاری به معنی
دزدید
١٣٩٦/٠٧/٣٠

123 تسبی در زبان لری بختیاری به معنی
تسبیح
١٣٩٦/٠٧/٣٠

124 دسه در زبان لری بختیاری به معنی
دسته
١٣٩٦/٠٧/٣٠

125 بوگو در زبان لری بختیاری به معنی
بگو
١٣٩٦/٠٧/٣٠

126 تزبی در زبان لری بختیاری به معنی
تسبیح
tazbi
١٣٩٦/٠٧/٣٠

127 تزوی در زبان لری بختیاری به معنی
تسبیح
tazvi
١٣٩٦/٠٧/٣٠

128 کلموشت در زبان لری بختیاری به معنی
کل*گر*::گره.بسته شده
موشت::مشت
مشت گره کرده
Kelmosht
germosht
١٣٩٦/٠٧/٣٠

129 یادمه معنی در زبان لری بختیاری
یاد هست
١٣٩٦/٠٧/٣٠

130 لایزنگان در زبان لری بختیاری
لای*لا*::میان دو کوه.جایگاه
زنگان:::زنگوله.زنگلان.

مکانی که در آن همیشه صدای زنگوله
شنیده می شد
به دلیل وجو ...
١٣٩٦/٠٧/٣٠

131 خان ریشه آن فارسی است
و از کلمه کیان گرفته شده

به معنی سرزمین.پادشاه

لقب لری
کا و کی از کلمه کیان گرفته شده
کا::کان.کیان
کی:: ...
١٣٩٦/٠٧/٣٠

132 کیان به معنی سرزمین .وجود.پادشاه
تاج کیانی::تاج پادشاهی

لقب پادشاهی ایران سلسله کیانیان

ایل کیا نرسی بختیاری
نرسی یکی از پادشاهان س ...
١٣٩٦/٠٧/٣٠

133 تاری در زبان لری بختیاری به معنی
تا به روی
کلمه و جملات لری بختیاری
ری::می رویri
نیری::نمی روی neri
تاری::تا برویtari
تانری::تا نرویta ...
١٣٩٦/٠٧/٣٠

134 Keep در زبان لری بختیاری به معنی
بسته شده.انباشته شده .

جمله لری بختیاری
در رو کیپ کن::در را ببند.
امبار کیپ کیپ جا نداره:::
انبار پ ...
١٣٩٦/٠٧/٣٠

135 منج روستای منج *مانجز.منجاز*در بخش چلو اندیکا روستای منجزی نشین در کنار آرامگاه شیخ علی اسماعیل گیلانی *بابازاهد *یکی از نوادگان شیخ زاهد گیلانی است و ... ١٣٩٦/٠٧/٢٩

136 ستیا در زبان لری بختیاری به معنی
س::سو.نور.بینایی
تیا::چشم

ستیا':نور چشم
١٣٩٦/٠٧/٢٩

137 میرزا این اسم از دو بخش
تشکیل شده
میر:::امیر اسم عربی
زا:::زاده فارسی

میرزا
در زمان قدیم اسمی برای مردم و معلم ها بود
**********
١٣٩٦/٠٧/٢٩

138 میر در زبان لری بختیاری به معنی
بزرگ.سرپرست

میر::مردن.
میراندن::کسی که سرپرستی عده ای
را بر عهده دارد و می توان آنها را تنبیه
کند
...
١٣٩٦/٠٧/٢٩

139 ایل بیگی اصل این کلمه عربی بود که وارد زبان فارسی شد

اهل بیت:::آل بیت.ال بیت

ایل بیگ:::اهل بیت.
١٣٩٦/٠٧/٢٩

140 مروف در زبان لری بختیاری به معنی
نروب.جارو نکن
م::نه
روف::روب
Marof
جمله دستوری
*******
کلمات و جملات در زبان لر ی بختیاری

...
١٣٩٦/٠٧/٢٨

141 تالی تالی نام یک طایفه در ایل لر بختیاری
است


معنی تال به زبان لری بختیاری
تال::ریسمان.نخ.
١٣٩٦/٠٧/٢٨

142 دایان در زبان لری بختیاری
جمله ی پرسشی است
به معنی ::مادر می آیند*مادر آنها می آیند *

دا::مادر
یان::می آیند.(میایند.میان.یان)
١٣٩٦/٠٧/٢٨

143 پارس نام قومی آریایی که در غرب .جنوب غرب.جنوب ایران زندگی می کنند
شامل اقوام .لر فیلی.لر لک.لر بختیاری.لر ممسنی. لر بویراحمد ی
.لر مینجایی.فارس.لر ک ...
١٣٩٦/٠٧/٢٧

144 له درازی منطقه له درازی در دهستان زیلایی منجزی در مسجدسلیمان
به معنی لا *بین دو کوه *
کوه های موازی هم هستند و بین آنها
را له درازی می گویند

١٣٩٦/٠٧/٢٧

145 کوئک در زبان لری بختیاری به جای کلمه پسر:::از دو کلمه
کر . کوئک
استفاده می شود
Kor. .KOVAK
١٣٩٦/٠٧/٢٧

146 افشار هم اکنون در خوزستان افشار طایفه ای از ایل گندلزی بختیاری است
ایل گندلزی یکی از ایلات لر شولی بود
ساکن در لرستان.خوزستان.کهگیلویه

هیچ سن ...
١٣٩٦/٠٧/٢٦

147 بامری طایفه بامری بختیاری از ایل درکی*دورکی*

ساکن در خوزستان.اصفهان.چهارمحال و بختیاری

این طایفه به همراه سایر طوایف بختیاری به فرماندهی علی ...
١٣٩٦/٠٧/٢٦

148 بیرانوند ایل لر بیرانوند همراه ایل های پاپی .چگنی.سگوند در سال 1302شمسی
با دولت ستم شاهی پهلوی جنگیدند
و مردانه ایستادگی کردند

در زمان سلسله های ...
١٣٩٦/٠٧/٢٥

149 دیدا معنی در زبان لری بختیاری

1-دیدا::دید مادرdi da
دی:؛دید.
دا::مادر

2-دیدا::خواهر مادر dae da
دی::خواهر .خواهر بزرگ
دا::مادر ...
١٣٩٦/٠٧/٢٥

150 زهرا از زهره گرفته شده به معنی ::گل ١٣٩٦/٠٧/٢٥

151 موری طایفه ای که امروزه جزیی از ایل دورکی است
ساکن در خوزستان.چهارمحال و بختیاری.اصفهان

شجرنامه طایفه ای
(مشری.بله.مه ری.سه پسر مرد اس از ای ...
١٣٩٦/٠٧/٢٤

152 بوری تیره ای از طایفه موری بختیاری

تیره صالح بوری از طایفه قندلی بختیاری
Bvori
١٣٩٦/٠٧/٢٤

153 سربالا در زبان لری بختیاری به معنی
سربالایی. شیب کوه
Sarbala
١٣٩٦/٠٧/٢٤

154 بنهنگ در زبان لری بختیاری به معنی
به نزدیک.به پیش.نزدیک است

جمله لری

ده بنهنگ مونه::روستایی در نزدیک ماست
Beneheng
١٣٩٦/٠٧/٢٤

155 کلمه شهر کلمه در شهرستان دشتستان بوشهر
زبان لری

کلمه::معنی به زبان لری بختیاری
کوه کوچک.سنگ کوچک.
Kolomeh.kolomah
کلوه::کلوخ.سنگ
١٣٩٦/٠٧/٢٣

156 کنترات در زبان لری بختیاری به معنی
کن ::بکن.انجام بده.برو
ترات::یورتمه .سریع

سریع انجام بده
یورتمه برو


کنترات تا مو هم بیام::یو ...
١٣٩٦/٠٧/١٩

157 نوخندان در زبان لری بختیاری به معنی
اولین خنده ی نوزاد
No xando
١٣٩٦/٠٧/١٩

158 دیلم در زبان لری بهمئی به معنی
دی::مادر
لم::پایین.جنوب
سرزمینی که در جنوب سرزمین مادری بنا شده

یا
دیلم از نام یلمون بیگ پسر ((شاه ح ...
١٣٩٦/٠٧/١٩

159 نینوا در زبان لری بختیاری به معنی
آواز نی

نی::نی
نوا::صدا.آواز
١٣٩٦/٠٧/١٩

160 کلده در زبان لری بختیاری به معنی
بزرگ ده.ریش سفید
Kale deh
کل::بزرگ .آقا.kal

کل تیمور
کل جافر
کل دویت
کل مراد

١٣٩٦/٠٧/١٩

161 بیجار در زبان لری بختیاری به معنی
بدون سر وصدا.جار زدن
Bejar
١٣٩٦/٠٧/١٩

162 گوراو در زبان لری بختیاری به معنی
گوراب.چاله آب باران
gorav
١٣٩٦/٠٧/١٩

163 تکی در زبان لری بختیاری به معنی
جدا جدا.یک نفر
Taki
١٣٩٦/٠٧/١٩

164 نی هشت در زبان لری بختیاری به معنی
نمی هشت.نمی گذاشت
Nehesht
١٣٩٦/٠٧/١٩

165 جوکندن در زبان لری بختیاری به معنی
جان کندن.تلاش کردن
Jovkandan
١٣٩٦/٠٧/١٩

166 بیلیابین در زبان لری بختیاری به معنی
بیل::بگذار
یا::بیاید
بین::ببیند
Beleabine
١٣٩٦/٠٧/١٩

167 بیابند در زبان لری بختیاری به معنی
بند را بگیر*طناب*
Biaband
١٣٩٦/٠٧/١٩

168 دهنده در زبان لری بختیاری به معنی
کسی که چیزی می دهد.دهنه
ی روستا*ده*
Dahandeh
١٣٩٦/٠٧/١٩

169 شلکه در زبان لری بختیاری به معنی
تصویر.شکل
Shelkeh
١٣٩٦/٠٧/١٩

170 جورده در زبان لری بختیاری به معنی
شبیه روستا
جور
ده
Jor deh
١٣٩٦/٠٧/١٩

171 بنه سر در زبان لری بختیاری به معنی


بنه::روستا
سر::بالایی
Bonesar

١٣٩٦/٠٧/١٩

172 پلختار در زبان لری بختیاری به معنی
پرخ دار.هرس کردن
Palxtar
١٣٩٦/٠٧/١٩

173 تهم در زبان لری بختیاری به معنی
مزه غذا.طعم
Tam
١٣٩٦/٠٧/١٩

174 تهام در زبان لری بختیاری به معنی
تعام.غذا
Taham
١٣٩٦/٠٧/١٩

175 ورکوره در زبان لری بختیاری به معنی
ور ::پشت
کوره
پشت کوره
Var koreh
١٣٩٦/٠٧/١٩

176 ورکوره در زبان لری بختیاری به معنی
پشت کوه رفت
ور
کو
ره
Varkorah
١٣٩٦/٠٧/١٩

177 پلک در زبان لری بختیاری به معنی
پل کوچک
Polak
١٣٩٦/٠٧/١٨

178 پلکو در زبان لری بختیاری به معنی
پلکان
Pelko
١٣٩٦/٠٧/١٨

179 مرکیه در زبان لری بختیاری به معنی
مگر کی هست
Markih
١٣٩٦/٠٧/١٨

180 چیران در زبان لری بختیاری به معنی
خانه های سنگی موقت
Cheran
١٣٩٦/٠٧/١٨

181 چیر در زبان لری بختیاری به معنی
خانه با سنگ و سقف با چوب
Cher
١٣٩٦/٠٧/١٨

182 شکال در زبان لری بختیاری به معنی
شکار
Shekal
١٣٩٦/٠٧/١٨

183 دوسالده در زبان لری بختیاری به معنی
دو سال دیگر
Dosalde
١٣٩٦/٠٧/١٨

184 ویسادار در زبان لری بختیاری به معنی
آمد سایه درخت
وی
سا
دار
Visadar
١٣٩٦/٠٧/١٨

185 مچت در زبان لری بختیاری به معنی
مسجد
Machet
١٣٩٦/٠٧/١٨

186 لرده در زبان لری بختیاری به معنی
ده لرها
Lordeh
١٣٩٦/٠٧/١٨

187 کلدره در زبان لری بختیاری به معنی
کناره درهkeldareh
١٣٩٦/٠٧/١٨

188 سوست در زبان لری بختیاری به معنی
شل و ول.سست
١٣٩٦/٠٧/١٨

189 کوده در زبان لری بختیاری به معنی
کدام ده.کدام روستا
Kodeh
١٣٩٦/٠٧/١٨

190 شولم در زبان لری بختیاری به معنی
شول پیام.مرد خانه.پسرم
Sholom
١٣٩٦/٠٧/١٨

191 هنده در زبان لری بختیاری به معنی
خنده
Handeh
١٣٩٦/٠٧/١٨

192 هره در زبان لری بختیاری به معنی
گل و شل.
Hareh
١٣٩٦/٠٧/١٨

193 لیر در زبان لری بختیاری به معنی
آغل.
Ler
١٣٩٦/٠٧/١٨

194 لشکام در زبان لری بختیاری به معنی
شاخه هایم.

Leshkam
١٣٩٦/٠٧/١٨

195 کلده در زبان لری بختیاری به معنی
کل::کنار.اطراف
ده::روستا
Keldeh
١٣٩٦/٠٧/١٨

196 راجیر در زبان لری بختیاری به معنی
راه ناودون.راه آبراه

راجیر واز کن او بره::
راه ناودون را باز کن آب برود
rajir
١٣٩٦/٠٧/١٨

197 رونس در زبان لری بختیاری به معنی
بدرقه‌.راهی کردن
ravnas
رونس کردی ره::او را بدرقه کردی رفت

از روانیدن گرفته شده
١٣٩٦/٠٧/١٨

198 رونیدی در زبان لری بختیاری به معنی
روانیدن.جریان دادن.جاری
ravnidi
اونه رونیدی او ور::آب را جریان دادی آن طرف


١٣٩٦/٠٧/١٨

199 تات در زبان لری بختیاری به معنی
عمو.مرد با تجربه.پیرمرد.

در لغت نامه دهخدا به ایل لر طاهر
تاتی اشاره شده
Tate
١٣٩٦/٠٧/١٨

200 هله در زبان لری بختیاری به معنی
می گذارد
heleh
١٣٩٦/٠٧/١٨

201 هلیس در زبان لری بختیاری به معنی
می گذاری او را.می بخشی او را
helis
١٣٩٦/٠٧/١٨

202 هره در زبان لری بختیاری به معنی
همیشه می رود
hereh
١٣٩٦/٠٧/١٨

203 میش خاص یکی از طوایف لر ساکن در ایلام است
از ایل لر فیلی *پهلوی*

نام اصلی این ایل میش کاس بود

کاس همان کاسی است

کاسی ها اجداد قوم لر ...
١٣٩٦/٠٧/١٧

204 سرخاو در زبان لری بختیاری به معنی
سرخاب
١٣٩٦/٠٧/١٧

205 سهراو در زبان لری بختیاری به معنی
سهراب
سهر*سر*::سرخ
او::آب
سراب*سهراو*::
سهراب
١٣٩٦/٠٧/١٧

206 سراب در زبان لری بختیاری به معنی
سهراب
Sorab
١٣٩٦/٠٧/١٧

207 سرون در زبان لری بختیاری به معنی
سرخ ها.
١٣٩٦/٠٧/١٧

208 سر در زبان لری بختیاری به معنی
سرخ
١٣٩٦/٠٧/١٧

209 گندل نام گیاهی در مناطق لر بختیاری


نام چند طایفه بختیاری از روی این گیاه
گرفته شده
گندلی.گندلزی.گندلی وند.
١٣٩٦/٠٧/١٧

210 چغا در زبان لری بختیاری به معنی
تپه

چغازنبیل.چغاخور.چغاسهر.
چغامیش.
١٣٩٦/٠٧/١٧

211 مازه در زبان لری بختیاری به معنی
تپه
١٣٩٦/٠٧/١٧

212 مل در زبان لری بختیاری به معنی
تپه
Mol
١٣٩٦/٠٧/١٧

213 لقی در زبان لری بختیاری به معنی
لگد.لقد
١٣٩٦/٠٧/١٧

214 داغو در زبان لری بختیاری به معنی
خراب.داغون
١٣٩٦/٠٧/١٧

215 وی در زبان لری بختیاری به معنی
وای
Voe
١٣٩٦/٠٧/١٦

216 بوگو در زبان لری بختیاری به معنی
بگو
١٣٩٦/٠٧/١٦

217 شوور در زبان لری بختیاری به معنی
شوهر
١٣٩٦/٠٧/١٦

218 زنشت در زبان لری بختیاری به معنی
جوهر
١٣٩٦/٠٧/١٦

219 جمونده در زبان لری بختیاری به معنی
جنبنده.موجود.حیوان
١٣٩٦/٠٧/١٦

220 چار در زبان لری بختیاری به معنی
چادر

چارشو::چادر شب
١٣٩٦/٠٧/١٦

221 چوله در زبان لری بختیاری به معنی
هیزم.

چوله*چولوله*
١٣٩٦/٠٧/١٦

222 بخس در زبان لری بختیاری به معنی
بخواب
bexos
١٣٩٦/٠٧/١٦

223 هم عروس در زبان لری بختیاری به معنی
جاری
١٣٩٦/٠٧/١٦

224 همینجه در زبان لری بختیاری به معنی
همین جا
١٣٩٦/٠٧/١٦

225 دستره در زبان لری بختیاری به معنی
اره دستی
١٣٩٦/٠٧/١٦

226 دینه در زبان لری بختیاری به معنی
دنباله ی شب.دیشب
١٣٩٦/٠٧/١٦

227 کله صبح در زبان لری بختیاری به معنی
سحر
١٣٩٦/٠٧/١٦

228 وارش در زبان لری بختیاری به معنی
بارش باران

جمله لری

وارش شرو اویی بیو من هونه؛؛
بارش شروع شد بیا داخل خانه
١٣٩٦/٠٧/١٦

229 بوحمه نام طایفه بابااحمدی در دشتستان بوشهر

بعد از فتح هند 2000 خانوار از ایل منجزی در کشمیر ساکن شدند و در نواحی دیگر طوایف مختلف بختیاری ساکن شدند ...
١٣٩٦/٠٧/١٦

230 گرهد در زبان لری بختیاری به معنی
گریخت
١٣٩٦/٠٧/١٦

231 ریخش در زبان لری بختیاری به معنی
خوشرو
ری::صورت.رو
خش::خوش
١٣٩٦/٠٧/١٦

232 ریخوش در زبان لری بختیاری به معنی
خوشرو.
١٣٩٦/٠٧/١٦

233 گل در زبان لری بختیاری به معنی
بالا.شاخه

gal

بنس گل دار::آویزان کن به شاخه درخت
١٣٩٦/٠٧/١٥

234 گیلان در زبان لری بختیاری به معنی
شاخسار.

gelan
گیل::شاخه.گوشه.
١٣٩٦/٠٧/١٥

235 لکان در زبان لری بختیاری به معنی
شاخسار
Lekan
١٣٩٦/٠٧/١٥

236 لشکان در زبان لری بختیاری به معنی
شاخسار
١٣٩٦/٠٧/١٥

237 گلاره در زبان لری لرستانی به معنی
چشم

گل::گل
اره::ابر

چشم ::گل
ابر::ابرو

گلی در میان ابر

در زبان لری لکی به چشم
، ...
١٣٩٦/٠٧/١٥

238 ترکالکی معنی در زبان لری بختیاری

تر::مسیر.زادگاه
کا::بزرگ.آقا
لکی::طایفه الکی*اولکی.لکی*از ایل بختیاروند
زادگاه بزرگان اولکی

طایف ...
١٣٩٦/٠٧/١٥

239 فرياد بلند در زبان لری بختیاری از کلمه
نهیو استفاده می‌کنند
١٣٩٦/٠٧/١٥

240 آفرت در زبان لری بختیاری به معنی
می آفریند تو را
آفریت :: آفرید




جمله ی لری بختیاری
خودا آفریت که مو بی کس نبوم::
خدا تور ...
١٣٩٦/٠٧/١٥

241 تیدا در زبان لری بختیاری و لری جنوبی به معنی
چشم مادر
تی:: چشم
دا::مادر

معنی چشم در قوم لر::
در زبان لری لرستانی و لری لک و لر فیلی ...
١٣٩٦/٠٧/١٥

242 مهنان در زبان لری بختیاری به معنی
ماندنی هستند

مهنه::می ماند
مهنی ::می مانی
مهنا::ماندنی

در زبان لری بختیاری
مهنا نامی برای پسر
١٣٩٦/٠٧/١٤

243 تحصب در زبان لری بختیاری به معنی
تعصب
١٣٩٦/٠٧/١٤

244 جمیت در زبان لری بختیاری به معنی
جمعیت
١٣٩٦/٠٧/١٤

245 دخو رو در زبان لری بختیاری به معنی
بخواب
De xavrav
١٣٩٦/٠٧/١٤

246 اسیو در زبان لری بختیاری به معنی
آسیاب
١٣٩٦/٠٧/١٤

247 هنا هنا*هونه ها*::در زبان لری بختیاری به معنی
خانه ها
Hona
١٣٩٦/٠٧/١٤

248 برد پرکو در زبان لری بختیاری به معنی
پرتاب کردن سنگ

bard perko
١٣٩٦/٠٧/١٤

249 پیار چینه در زبان لری بختیاری به معنی
علف های هرز را در زمین کشاورزی می چیند
١٣٩٦/٠٧/١٤

250 نمخم در زبان لری بختیاری به معنی
نمی خواهم
١٣٩٦/٠٧/١٤

251 زنش در زبان لری بختیاری به معنی
باران طولانی
Zenesh
١٣٩٦/٠٧/١٤

252 حیوون در زبان لری بختیاری به معنی
حیوان
١٣٩٦/٠٧/١٤

253 وخه در زبان لری بختیاری به معنی
برخیز
١٣٩٦/٠٧/١٤

254 هل در زبان لری بختیاری به معنی
خاکستر
Hol
١٣٩٦/٠٧/١٤

255 او گوش در زبان لری بختیاری به معنی
آبگوشت
١٣٩٦/٠٧/١٤

256 کله باغ در زبان لری بختیاری به معنی
باغچه
١٣٩٦/٠٧/١٤

257 میدو در زبان لری بختیاری به معنی
میدان
١٣٩٦/٠٧/١٤

258 ونگ در زبان لری بختیاری به معنی
صدا،بانگ
١٣٩٦/٠٧/١٤

259 لنگ در زبان لری بختیاری به معنی
پا
١٣٩٦/٠٧/١٤

260 پویز در زبان لری بختیاری به معنی
پائیز
١٣٩٦/٠٧/١٤

261 نا در زبان لری بختیاری به معنی
جلو
١٣٩٦/٠٧/١٤

262 جوون در زبان لری بختیاری به معنی
جوان
١٣٩٦/٠٧/١٤

263 سر پایی در زبان لری بختیاری به معنی
دمپایی
١٣٩٦/٠٧/١٤

264 سه لنگه در زبان لری بختیاری به معنی
سه پایه
١٣٩٦/٠٧/١٤

265 درزن در زبان لری بختیاری به معنی
سوزن
١٣٩٦/٠٧/١٤

266 سوس در زبان لری بختیاری به معنی
سبوس
١٣٩٦/٠٧/١٤

267 تاس در زبان لری بختیاری به معنی
کاسه بزرگ
١٣٩٦/٠٧/١٤

268 اوررو اوررو:::
در زبان لری بختیاری به معنی
ابر رو

اور::ابر
رو::صورت


١٣٩٦/٠٧/١٤

269 آقاجری نام یکی از ایل های لر
است که در خوزستان.کهگیلویه
ساکن است

و از 9طایفه لر.2طایفه ترک.1طایفه عرب
تشکیل شده است و زبان آنها لری بخت ...
١٣٩٦/٠٧/١٤

270 حلیل در زبان لری بختیاری به معنی
خلیل
١٣٩٦/٠٧/١٤

271 هلیل در زبان لری بختیاری به معنی
خلیل
١٣٩٦/٠٧/١٤

272 در هوش در زبان لری بختیاری به معنی
در حیاط.در ورودی خانه
Dar havsh
١٣٩٦/٠٧/١٤

273 دربون در زبان لری بختیاری به معنی
در::دره
بون(بی اون..بیا بون)::بیابان
دربون::دره بیابان
١٣٩٦/٠٧/١٤

274 درواس درزبان لری بختیاری به معنی
رودربایستی
Darvas
١٣٩٦/٠٧/١٤

275 سامرا نام یکی از شهر های ایران بود که امروزه جزء کشور
عراق(ایر اک.ایران کوچک )است

سامرا::شامراه،راه شام.شامرا
شهری در مسیر اصلی راه شام
١٣٩٦/٠٧/١٤

276 کس نوی در زبان لری بختیاری به معنی
کسی نیامد.کسی نبود
Kas navae;;کسی نیامد
Kas navi::کسی نبود
١٣٩٦/٠٧/١٤

277 شهرکی شهرک::سردار پارسی که در مقابل تازی ها از استان فارس دفاع کرد

طایفه شهرکی ممسنی در سیستان و بلوچستان خود را فرزندان شهرک
از ایل لر ممسنی فا ...
١٣٩٦/٠٧/١٤

278 دورو در زبان لری بختیاری به معنی
دورغ

دورو::کسی که روی واقعی خود را نشان نمی دهد

دوروگو::دروغگو
١٣٩٦/٠٧/١٤

279 انتیگون در تاریخ یونان:::نام سرداری مقدونی که در شمال شهر شوش از قوم لر کاسی شکست خورد ١٣٩٦/٠٧/١٤

280 هخامنش در زبان یونانی آن را هیتاسپس
می نامند
هیتاسپ::هیتاسب.
١٣٩٦/٠٧/١٤

281 اولان نام قومی آریایی بود که در منطقه ای به همین نام در سیبری روسیه زندگی
می کند
از اقوام اولانی *آلانی،آلبانی *
١٣٩٦/٠٧/١٤

282 اونکی نام قومی آریایی بود
که امروزه در روسیه و چین زندگی می کند
از اقوام اولانی(آلانی )
١٣٩٦/٠٧/١٤

283 شیروان نام شهر شیروان چرداول است

ولی اقوام لر ساکن آنجا
نام قدیم آنرا انوشیروان
می دانند
١٣٩٦/٠٧/١٤

284 دره شهر نام دیگر آن صیمره*سیمره* است
و و اقوام لر ساکن دره شهر آن را خسروپرویز
می نامند* ساخته خسرو*
١٣٩٦/٠٧/١٤

285 کورن در زبان لری بختیاری به معنی
رود کارون
کو::کوه
رون::رونده
آبی که از کوه ها روان می شود
و کوه را به حرکت در می آورد
Kohron
١٣٩٦/٠٧/١٤

286 شوتروک نام یکی از پادشاهان عیلام

پایتخت های عیلام::شوش
.شوشتر.هایدالو.آساک.
آنزان

این شهر ها لرنشین هستند
1-شوش
2-شوشتر
3-های ...
١٣٩٦/٠٧/١٤

287 آریوبرزن اسکندر بعد از نبرد گوگمل و فرار
داریوش هخامنشی به آسانی مناطق بابل .شوش .استخر را تصرف کرد و در منطقه کوهستانی تنگ تکاب کهگیلویه و بویراحمد با ...
١٣٩٦/٠٧/١٤

288 وستا اوستا:::استا،استاد.دانا


١٣٩٦/٠٧/١٣

289 درش در زبان لری بختیاری به معنی
پاره کن

از دریدن می آید
١٣٩٦/٠٧/١٣

290 داروگرم در زبان لری بختیاری به معنی
ادویه غذا

دارویی که باید قبل از خوردن
آن را گرم کرد
١٣٩٦/٠٧/١٣

291 دروگرم در زبان لری بختیاری به معنی
ادویه غذا *فلفل.زردچوبه.کاری**

١٣٩٦/٠٧/١٣

292 جمه جمه*جوه*::در زبان لری بختیاری به معنی
جامه .لباس
جممه بیار کونوم ور::جامه من
را بیاور می کنم تن*می پوشم*
١٣٩٦/٠٧/١٣

293 پرتویی در زبان لری بختیاری به معنی
افتاد.پرت شد
پرت::پرت
و':اویی؛شد
١٣٩٦/٠٧/١٣

294 ازقر در زبان لری بختیاری به معنی
آنقدر

ازقر کار نی کنی تا گندس درا::
آنقدر کار نمی کنی تا گندش
در آید.

ایقر::اینقدر
١٣٩٦/٠٧/١٣

295 آربیز در زبان لری بختیاری به معنی
نوعی الک::آرد بیز

آربیز::آرد را غربال کن
١٣٩٦/٠٧/١٣

296 بیز در زبان لری بختیاری به معنی
غربال کردن

*بیزیدن*

نام نوعی دیگر از الک در زبان لری بختیاری ::آربیز
١٣٩٦/٠٧/١٣

297 تریش تریش (تلیش)::در زبان لری بختیاری به معنی
پاره

جمله لری

همو پرچه نه به تریشنس ::
همان پارچه را پاره کن
١٣٩٦/٠٧/١٣

298 پیله در زبان لری بختیاری به معنی
پیاله
Pealeh
١٣٩٦/٠٧/١٣

299 پس در زبان لری بختیاری به معنی
پست.زشت

١٣٩٦/٠٧/١٣

300 پز در زبان لری بختیاری به معنی

افاده

دارایی خود را به رخ کشیدن..
Poz
١٣٩٦/٠٧/١٣

301 البد البد::در زبان لری بختیاری به معنی

شاید
١٣٩٦/٠٧/١٣

302 آسارا
آسارا (آستارا )::در زبان لری بختیاری به معنی
ستاره‌ها
١٣٩٦/٠٧/١٢

303 آساره در زبان لری بختیاری به معنی
ستاره
١٣٩٦/٠٧/١٢

304 ستره در زبان لری بختیاری به معنی

ستاره
انواع تلفظ ستاره در زبان لری بختیاری
آستاره::،سترک،ستره

١٣٩٦/٠٧/١٢

305 آستارا در زبان لری بختیاری به معنی
ستاره ها
١٣٩٦/٠٧/١٢

306 خارپشتک در زبان لری بختیاری به معنی

موجودی که بر پشت خود
خار حمل می کند.

خار ::خار
پشتک::پشته کوچک.دسته کوچک

١٣٩٦/٠٧/١٢

307 چوله در زبان لری بختیاری به معنی
خارپشت

چوله::موجود جمع و جور.درهم


چوله ::
چو؛چوب
له؛؛له شده.شکسته شده

چوب شکسته دار ...
١٣٩٦/٠٧/١٢

308 تشی در زبان لری بختیاری به معنی
نوعی خارپشت کوچک
که تیره های پشت آن
به یک نفر برخورد کند
مانند آتش می سوزاند
تیر آتشی:::تشی

دو ن ...
١٣٩٦/٠٧/١٢

309 منده در زبان لری بختیاری به معنی
::خسته

جمله لری
منده نباشی:: خسته نباشی
١٣٩٦/٠٧/١٢

310 پس منده در زبان لری بختیاری به معنی
::اضافه یک چیز را گویند،
پس ماند.مازاد
Pas mandh
١٣٩٦/٠٧/١٢

311 بیمه لومه بعضی کلمات در بین لهجه های مختلف لر مشترک است.
ایل های
قوم لر شامل
(بختیاری.لک.فیلی.ممسنی.بویراحمد.
ثلاث.کی لر .زنگنه بختیاری.زند.ش ...
١٣٩٦/٠٧/١٢

312 آستاره در زبان لری بختیاری به معنی
ستاره
١٣٩٦/٠٧/١٢

313 بلگجهان در زبان لری بختیاری به معنی
بلگ::برگ.فرزند
جهان ::در زبان لری بختیاری نام زن است
بلگجهان::فرزند جهان

نام روستایی در لواسان تهران
١٣٩٦/٠٧/١٢

314 بلگ در زبان لری بختیاری به معنی
برگ درخت .ورق کاغذ

بلگ دار برو::برگ درخت را بروب*جارو کردن*
بلگانه نه دری::برگ ها را پاره نکنی*درید*
١٣٩٦/٠٧/١٢

315 دیاکو در زبان لری بختیاری به معنی
دیا::دود ها
کو::کوه

دیکو::دود کوه.


(وقتی دیاکو به پادشاهی رسید به
اقوام مجاور حمله کرد
در ...
١٣٩٦/٠٧/١٢

316 لر تلفظ آن
Lor است و از نام شخص گرفته شده::لهراسب

و کلمه الوار نام قو لر نیست
بلکه در زبان لری به معنی
ائل وار است::: ایل تبار .
اع ...
١٣٩٦/٠٧/١٢

317 کرد در زبان لری بختیاری به معنی
کرد::
ک:کوه
رد:رهد.رفت
عشایر به کوه رفتند

پادشاه هان میان رودان از قبیله
کرتی نام برده است که در ...
١٣٩٦/٠٧/١٢

318 کرد در زبان لری بختیاری به معنی
ک::کوه
رد*رهد*::رفت
کرد::کوه رهد؛کوه رفت

جمله لری
ائل کرد::عشایر به کوه کوچ کردند
اعراب این کلمه ...
١٣٩٦/٠٧/١٢

319 الوار با ورود اعراب کلمه الوار را برای
قوم لر تلفظ می کردند

الوار همان کلمه ائل وار است::
خاندان و تبار
Elvar
١٣٩٦/٠٧/١٢

320 ائل وار در زبان لری بختیاری به معنی
خاندان و تبار
این کلمه در زمان حال تغییر یافته به:::ایل و تبار
ائل وار:::ائل تو ار.ائل تبار
El var
١٣٩٦/٠٧/١٢

321 ائل در زبان لری بختیاری به معنی
خاندان.تبار.خانواده.
با هجوم مغولان به ایران این
کلمه با تلفظ ایل خوانده شد

جملات لری
ائل ره به کوه:: ...
١٣٩٦/٠٧/١٢

322 خانواده در زبان لری بختیاری به معنی
خان::خان.بزرگ ایل
وا::باید
ده ::بده

در زمان گذشته تمام مردم ایران رعیت
خانها بودند و جیره و مواجب آنه ...
١٣٩٦/٠٧/١١

323 گماری در زبان لری بختیاری به معنی
سپردن.گماشتن.به خدمت در آوردن کسی
به گماری بخوم::بسپارش به خودم
ایل گماری بزنس::مردان ایل را گماشت
او را بزن ...
١٣٩٦/٠٧/١١

324 استقلال همه با هم شعار دهیم
1 2 3 kel galeh
استقلال لاله به لاله
پیروزی گلدون لاله

می زنیم ما کل و گاله
تو برو به اوج قله ...
١٣٩٦/٠٧/١١

325 گلدون پیروزی استقلال به اوج بر می گرده شک نکن،
ما هر روز تو قلبمون خاطره همون 4 گلی را که تو
گلدون پیروزی کاشتیم زنده
نگه می داریم.
١٣٩٦/٠٧/١١

326 بازار معنی بازار در زبان لری بختیاری
با:::باید.با
زار:::زار زدن.داد زدن.
فریاد زدن.جهت خبر دار شدن رهگذران از جنس فروشی خود در مغازه و خرید آن تو ...
١٣٩٦/٠٧/١١

327 خوشحالیم در زبان لری بختیاری به معنی
ما خوشحال هستیم
١٣٩٦/٠٧/١١

328 دوشدی کلمه ای در زبان لری بختیاری به معنی ::دیروز دید
دوش::دیروز
دی::دید.دیدم
doshdi
١٣٩٦/٠٧/١١

329 گلدون پیروزی تکه کلامی در بین مردم مسجدسلیمان

به معنی
یاد و زنده نگه داشتن
4گل زده ی استقلال به تیم پیروزی

گلدون::دروازه
پیروزی::تیم پی ...
١٣٩٦/٠٧/١١

330 حسنکی نام یکی از طوایف ایل بختیاروند است
١٣٩٦/٠٧/٠٩

331 suvacal در زبان لری بختیاری به معنی
Suva:::.از ور آن.از آن طرف .سوی ور آن
ور::بر.پشت.برابر
Cal::کله ی کوه.قلعه.نوک
سواکل::زواکلzuvacal
سواکو: ...
١٣٩٦/٠٧/٠٩

332 رود در زبان لری بختیاری
به جای فرزند ::رود.رو
می گویند
رو::رود

معنی های زیبای رود در
توصیف مادران لر بختیاری

رود::صاف.شفاف. ...
١٣٩٦/٠٧/٠٨

333 بانگ خر در زبان لری بختیاری از کلمات
::زارنه ،عرعر

زارنه::زار زدن.گریه و زاری.آواز.صدا کردنzarnea

هر زارنی::خر زار زد
هر نی زارنه:::خر ...
١٣٩٦/٠٧/٠٨

334 دوش در زبان لری بختیاری با تلفظ ::::
دوشون(دو شانه)
do shovn
شون:::شانه


مترادف::کتف.کول.

دوشونام::دو شانه هایم
doshovnam
١٣٩٦/٠٧/٠٨

335 کتف در زبان لری بختیاری
کت::kat. کتف
کولkol
دوشdosh.
شون::shovn.شانه
کت و کول::katokol
١٣٩٦/٠٧/٠٨

336 ملینا در زبان لری بختیاری
جن و ملیکا::جن و ملائک.فرشته
ملیکا(ملیک.ملی )::فرشته
نا::گردن

فرشته ی مراقب انسان.فرشته ای که
بر دوش انسان ...
١٣٩٦/٠٧/٠٨

337 قپون در زبان لری بختیاری به معنی
باسکول.
Qapovn

در زبان لری بختیاری نام مرد هست::به معنی آدم حسابی.
درست پیمان.

(1-قپون. 2-قپونی )
١٣٩٦/٠٧/٠٧

338 میزو در زبان لری بختیاری به معنی
میزان.ترازو
Mizov
١٣٩٦/٠٧/٠٧

339 صبا صبا(صوا.صووه )::در زبان لری بختیاری به معنی
فردا

(Seba (seva.sovah
١٣٩٦/٠٧/٠٧

340 بجی در زبان لری بختیاری به معنی
به جهید.فرار کن
Be ji
١٣٩٦/٠٧/٠٧

341 زمخت در زبان لری بختیاری به معنی
سفت.زبر.زبان نفهم.ضخیم
Zomoxt
پوس زمختی داره::پوست
ضخیمی دارد
آدم زمختیه::آدم زبان نفهمی
است

١٣٩٦/٠٧/٠٧

342 مردازما در زبان لری بختیاری
نوعی جن است که مرد ها
را آزمایش می کند
.در جاهای تاریک و گورستان
مردها را می ترساند
...آدم مرموز

Mard e ...
١٣٩٦/٠٧/٠٧

343 برکوه در زبان لری بختیاری به معنی
بر::کنار.برابر.بر روی
کنار کوه
Barko
١٣٩٦/٠٧/٠٧

344 پیشرس در زبان لری بختیاری به معنی
پیش::زود.سریع
رس::رسیده شده
به درخت یا گندمی که زودتر از
همه رسیده باشد و موقع
چیدن آنها است
Peshras
١٣٩٦/٠٧/٠٧

345 بزرگ در زبان لری بختیاری از کلمات
بزرگ
گپ
گپ
بیگ
گت*شهر بختیاری نشین گتوند*
کل*کلان.کلانتر.*
کلون *کلان.کلونتر*
کا*بزرگ.ریش سفید. ...
١٣٩٦/٠٧/٠٧

346 راهین در زبان لری بختیاری به معنی
را::راه
هین::خون
راهین::راه خون.راه شهادت و از خودگذشتگی.راه مقاومت.راه سربلندی .به جبران خون.تلافی کردن
.را ...
١٣٩٦/٠٧/٠٧

347 بهداروند ایل لر بختیاری خود را از نسل خورشید
می داند
خورشید نواده جمشید کیانی
ایلات لر بختیاروند کرمنجزی از نسل جمشید کیانی

&&&&&&&&&&
ش ...
١٣٩٦/٠٧/٠٧

348 اروندشاه اروندشاه پدر لهراسب کیانی

قوم لر خود را فرزندان لهراسب
*لراسب* می دانند

امروزه نام های لهراسب.لهراب
.لیراب*لیراو*.لراسب.لراسپ. ...
١٣٩٦/٠٧/٠٧

349 بیان در زبان لری بختیاری بیان همان نام
پیان ،به معنی مرد ،مردان است

Pean.bian
با آمدن اعراب به خوزستان
و ساکن شدن آنها در شهرهای خوزستان ...
١٣٩٦/٠٧/٠٧

350 نمک حرام در بین قوم لر بختیاری کلمات زیر رایج است
نومک به حروم::نمک به حرام
Nomek be harovm
حق نشناس::حق ناشناس
Haq nashnas
١٣٩٦/٠٧/٠٦

351 هو بازی بازی سنتی و قدیمی قوم لر است که در بین بعضی از طوایف اقوام عرب
و ترک در استان فارس
رایج شده است
(بخاطر وجود تیره هایی از قوم لر
که د ...
١٣٩٦/٠٧/٠٦

352 هو در زبان لری بختیاری به معنی

فریاد.داد.
هوار::داد زدhavar
داد هوار::داد و فریاد
هوگاله::دعوا کردن.
در بازی سنتی چوب بازی لری
ق ...
١٣٩٦/٠٧/٠٦

353 پناه در زبان لری بختیاری از کلمات زیر استفاده می شود
پنا::پناهPena
پدو::پناه pedov
در امو::در پناه.در امان Dar amov
١٣٩٦/٠٧/٠٦

354 پنهان در زبان لری بختیاری از کلمه زیر استفاده می شود
پنوم

پنوم کو::پنهان کن

Panovm
١٣٩٦/٠٧/٠٦

355 پنوم پنوم کلمه در زبان لری بختیاری
به معنی ::پنهان
Pa novm
١٣٩٦/٠٧/٠٦

356 پدو پدو کلمه ای در زبان لری بختیاریpedo

معنی به فارسی
::پناه.خاطر. همراه

به پدو یک برین::به همراه هم
بروید
١٣٩٦/٠٧/٠٦

357 باهم در زبان لری بختیاری از کلمات زیر
استفاده می شود
با ام::باهم .ba am
بایک::با یکدیگر baeak
خوم و خوت::خودم و خودت
Xot o xovm
واهم::ب ...
١٣٩٦/٠٧/٠٦

358 توبه در زبان لری بختیاری از کلمات
توه::توبه tovah
ور گشت::بازگشت vargasht
پشیمون::پشیمان pashimovn
استفاده می شود
١٣٩٦/٠٧/٠٦

359 اطواری در زبان پارسی از کلمه ::اطفاری

در زبان لری بختیاری از کلمه ::اطواری

استفاده می شود
١٣٩٦/٠٧/٠٦

360 اطفاری در زبان لری بختیاری از کلمه
اطواری استفاده می شود
١٣٩٦/٠٧/٠٦

361 استغفار کردن در زبان لری بختیاری از کلمه زیر استفاده
می شود.

توه کردن::توبه کردن
Tovah
١٣٩٦/٠٧/٠٦

362 کرکینی با سلام خدمت شما بزرگواران
تاریخ مکتوب طوایف قوم لر
با شروع حکومت ایل لر شول
بر کل منطقه لر نشین شروع
شده است
و قبل از آن به دلیل حمل ...
١٣٩٦/٠٧/٠٦

363 کنارک دشت وسیعی در دهستان جهانگیری .مسجدسلیمان

محل زندگی طایفه خلیلی بیگیوند زیلایی *منجزی پلنگ*
تیره های
مهدی پور.پلنگ.هارونی
. آقاسی ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

364 گناباد در زبان لری بختیاری به معنی
گن:: گویند .گفتن
آواد::آباد
گنآواد::گفتن آباد
gon avade
گن::گهدن.گوهدن
١٣٩٦/٠٧/٠٥

365 دسمزد در زبان لری بختیاری به معنی
دستمزد
١٣٩٦/٠٧/٠٥

366 دسرنج در زبان لری بختیاری به معنی
دسترنج .مزد
دس:دست
١٣٩٦/٠٧/٠٥

367 مزدور مزد:اجرت .حاصل
دور::دو رویی.دو رنگی


١٣٩٦/٠٧/٠٥

368 دسترنج مترادف دسترنج در زبان لری بختیاری ::

دسرنج،مز د

Dasranj.mozd
دس::دست
١٣٩٦/٠٧/٠٥

369 یفته در زبان لری بختیاری به معنی
می افتد
Eofteh
افته::می افتد
نی یفته::نمی افتد
افتا::افتاد
افتام::افتادم
افتی::می افتی
افتن:: ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

370 روفته در زبان لری بختیاری به معنی
روبیده.صاف و واضح .جارو کرده

Rovfeteh

هوش روفته::حیاط را جارو کرده

شسته و روفته بس گوم::
بدو ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

371 دسه در زبان لری بختیاری به معنی
دسته

Daseh
یه دسه گل ::یک دسته گل
١٣٩٦/٠٧/٠٥

372 دامیا در زبان لری بختیاری یک جمله است به معنی ::
مادر می آید
دا::مادر.

یا::می آید.میآید
Damia
١٣٩٦/٠٧/٠٥

373 دسمال در زبان لری بختیاری به معنی
دستمال
١٣٩٦/٠٧/٠٥

374 دس در زبان لری بختیاری به معنی
دست
١٣٩٦/٠٧/٠٥

375 نوات در زبان لری بختیاری به معنی
نبات
Navat
١٣٩٦/٠٧/٠٥

376 گوگری گوگری*گئوگری*::در زبان لری بختیاری به معنی برادری
gaovgari
١٣٩٦/٠٧/٠٥

377 شمبد شمبد*شمبه*::در زبان لری بختیاری به معنی شنبه
Shambed
١٣٩٦/٠٧/٠٥

378 گیس مار در زبان لری بختیاری به معنی
نام گیاهی
١٣٩٦/٠٧/٠٥

379 گینه در زبان لری بختیاری به معنی
نام گیاهی در گرمسیر
١٣٩٦/٠٧/٠٥

380 گیلک در زبان لری بختیاری به معنی
نام گیاهی در چهارمحال و بختیاری
١٣٩٦/٠٧/٠٥

381 گیله در زبان لری بختیاری به معنی
گیاهی در مناطق سردسیر
gileh
١٣٩٦/٠٧/٠٥

382 جار در زبان لری بختیاری به معنی
فریاد.بانگ

میر جارس نی فهمی::مگر فریاد
او را نفهمیدی
Jar
١٣٩٦/٠٧/٠٥

383 گوت در زبان لری بختیاری به معنی
تپه
govt
١٣٩٦/٠٧/٠٥

384 نخش در زبان لری بختیاری به معنی
نقش
Naxsh
١٣٩٦/٠٧/٠٥

385 گل در زبان لری بختیاری به معنی
آویزان.همراه
شولادر گل مه::شلوار به میخ آویزان است
گل گرهد با همو کر لیشه::
با همان پسر بده همراه شد
gal
١٣٩٦/٠٧/٠٥

386 بچا در زبان لری بختیاری به معنی
بچه‌ها
Bacha
١٣٩٦/٠٧/٠٥

387 خوان در زبان لری بختیاری به معنی
سفره

Xan

به عربی مائده*غنیمت*
١٣٩٦/٠٧/٠٥

388 نغه در زبان لری بختیاری به معنی
گریه بچه.بهانه گرفتن.
Neqeh
١٣٩٦/٠٧/٠٥

389 طوق در زبان لری بختیاری به معنی
سینی
Tavaq
١٣٩٦/٠٧/٠٥

390 زفرون در زبان لری بختیاری به معنی
زعفران
Zaferovn
١٣٩٦/٠٧/٠٥

391 بشوی در زبان لری بختیاری به معنی
بشور
١٣٩٦/٠٧/٠٥

392 سپر در زبان لری بختیاری به معنی
نگهبان.پناه گاه
Separ
١٣٩٦/٠٧/٠٥

393 ماس در زبان لری بختیاری به معنی
ماست
١٣٩٦/٠٧/٠٥

394 رودبار در زبان لری بختیاری به معنی
سرزمینی که در آن چند رود وجود دارد .به عربی وادی
١٣٩٦/٠٧/٠٥

395 غلبال در زبان لری بختیاری به معنی
غربال.نوعی الک
Qalbal
غله را بال زدن ،یعنی باد اضافات داخل محصول را با خود می برد و به پرواز در می آورد
١٣٩٦/٠٧/٠٥

396 سنب در زبان لری بختیاری به معنی
سم
Sovnb
١٣٩٦/٠٧/٠٥

397 سمب در زبان لری بختیاری به معنی
سم
Somb
١٣٩٦/٠٧/٠٥

398 صب صب*صو*::در زبان لری بختیاری به معنی
صبح
Sovb
١٣٩٦/٠٧/٠٥

399 طیفه در زبان لری بختیاری به معنی
طایفه
Taefeh
١٣٩٦/٠٧/٠٥

400 پسه در زبان لری بختیاری به معنی
پسته.شکسته
Peseh
١٣٩٦/٠٧/٠٥

401 فستق در زبان لری بختیاری به معنی
پسته
festeq
١٣٩٦/٠٧/٠٥

402 پسته در زبان لری بختیاری به معنی
خورد شده.ناقص.پسته

اشاره به دهن باز بودن پسته دارد
Pesteh
١٣٩٦/٠٧/٠٥

403 یی در در زبان لری بختیاری به معنی
مستراح

معمولا مستراح را دور از اتاق ها
می ساختند و علامت آن اتاقی
با یک در ، در گوشه ای از حیاط بود
١٣٩٦/٠٧/٠٥

404 راستان راستان::درستکاران.راستگویان
در زبان لری بختیاری به معنی
به دوره ای رویایی در قدیم اشاره
دارد که مردم به هم دروغ
نمی گفتند

دوره ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

405 راست راست :در زبان لری بختیاری باتلفظ راس ras


راستن*راسن*::در زبان لری بختیاری به معنی
راست می گوید.درست
Rasten.rasen

راسی::راستی ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

406 بیمار در زبان لری بختیاری به معنی
بی::بدون
مار::مادر.

خور ز مار بیو وا مو::خواهر زاده مادرم بیا با من

در پارسی پهلوی
مار::سلامت ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

407 داییک در زبان لری بختیاری به جای مادر
،،دا.دی.مار.داک

داکم بخوه::مادر من بخواه
داک::مادر پشتیبانdak
دا::مادرda
دی::مادرdae
مار::مادر ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

408 فکر در زبان لری بختیاری کلمه فرگ کاربرد دارد
فر::شکوه.بلند.بزرگی
گ::گاه.گه. جایگاه.محل.
ferg
فرگ::جایگاه بلند.

جمله لری
فرگان ری ی ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

409 بهمن به::بهترین
من::منش.فکر.اندیشه
١٣٩٦/٠٧/٠٥

410 لاز در زبان لری بختیاری به معنی
نشانه.خال.بخشی از پشم
که رنگش با بقیه متفاوت باشد

Laz
١٣٩٦/٠٧/٠٥

411 لامرد در زبان لری بختیاری به معنی
جای نشتن مردان بزرگ.ریش سفید.
لامرد*لامردون*
Lamerd
لا::میان.دره میان دوکوه.

بهون*سیاه چادر*
در ز ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

412 لار در زبان لری بختیاری به معنی
تن.جسم
Lar
١٣٩٦/٠٧/٠٥

413 لاهیز در زبان لری بختیاری به معنی
باران تند
Lahiz
١٣٩٦/٠٧/٠٥

414 لبک در زبان لری بختیاری به معنی
مژه نه تلخ و نه شیرین
Labak
١٣٩٦/٠٧/٠٥

415 لبگشت در زبان لری بختیاری به معنی
نسیم.باد ملایم
Lebgasht
١٣٩٦/٠٧/٠٥

416 لپ در زبان لری بختیاری به معنی
لبه.کناره
Lep
١٣٩٦/٠٧/٠٥

417 لت در زبان لری بختیاری به معنی
بخشی از سیاه چادر که با موی
بز است.قطعه
Lat
١٣٩٦/٠٧/٠٥

418 لته در زبان لری بختیاری به معنی
درختی شبیه ارژن با میوه‌های
ریز مانند گلابی .پوست بادام
تر
Leteh
١٣٩٦/٠٧/٠٥

419 لته در زبان لری بختیاری به معنی
آنکه لکنت زبان دارد
Loteh
١٣٩٦/٠٧/٠٥

420 لیر در زبان لری بختیاری به معنی
اتاق قدیمی.آغل

Lir
١٣٩٦/٠٧/٠٥

421 لرز در زبان لری بختیاری به معنی
لرزش.لرزه.

توو لرز::تب و لرز.تب شدید
Larz
١٣٩٦/٠٧/٠٥

422 لسم در زبان لری بختیاری به معنی
فلج.لهم
Lasm
١٣٩٦/٠٧/٠٥

423 لشت در زبان لری بختیاری به معنی
گوشه ،لبه قالی.
Losht
١٣٩٦/٠٧/٠٥

424 لشتک در زبان لری بختیاری به معنی
به جوش آمدن آب
Lashtak
١٣٩٦/٠٧/٠٥

425 لش در زبان لری بختیاری به معنی
سست.بیحال.لشت
Lash
١٣٩٦/٠٧/٠٥

426 لغر در زبان لری بختیاری به معنی
سبکسر.لوس
Leqer
١٣٩٦/٠٧/٠٥

427 لغز در زبان لری بختیاری به معنی
مسخره کردن.
Loqoz
١٣٩٦/٠٧/٠٥

428 لغ لغ در زبان لری بختیاری به معنی
لک لک
لغ::سست.شل

پرنده ای که پاهای لرزان دارد
و برای تعادل یک پا را بالا می گیرد
Laq laq
١٣٩٦/٠٧/٠٥

429 لغ در زبان لری بختیاری به معنی
سست.شل
Laq
١٣٩٦/٠٧/٠٥

430 لشک در زبان لری بختیاری به معنی
شاخه ی درخت
Leshk
لشک*لک.لشکه*
١٣٩٦/٠٧/٠٥

431 لغد در زبان لری بختیاری به معنی
لگد
لغد*لغه*
Laqad
١٣٩٦/٠٧/٠٥

432 لف در زبان لری بختیاری به معنی
باد و باران تند.شدید.سیلاب
لف*لف او*
Lef
١٣٩٦/٠٧/٠٥

433 لقومین نام مرد در زبان لری بختیاری

به معنی گیاهی که در کنار آب می روید

لقومی *لقومین.لگم*
Laqomin
١٣٩٦/٠٧/٠٥

434 لگم در زبان لری بختیاری به معنی
گیاهی که در کنار آب می روید
لگم*لغم*

Lagom.laqom
١٣٩٦/٠٧/٠٥

435 لک در زبان لری بختیاری به معنی
بالا.سوراخ .شکاف.رها کردن
Lak::بالا

Lek::شکاف.تاقچه کوچک.لیک

Lek::لکر.کر.رها کن.lekr


لک ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

436 لی لک در زبان لری بختیاری به معنی
لک لک

لی::لی لی.لنگ.پا
لک::لنگ.بالا.پا

لی لک::پرنده ای که در حالت
لی لی ایستاده

لی لک : ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

437 لیلاغ در زبان لری بختیاری به معنی
لک لک
لی:لنگ.پا
لاغ::لاغر
Lelaq
١٣٩٦/٠٧/٠٥

438 لیلغ در زبان لری بختیاری به معنی
لک لک
١٣٩٦/٠٧/٠٥

439 کموتر در زبان لری بختیاری نام دختر
است.نام پرنده
به معنی ::کبوتر
Kamotar
١٣٩٦/٠٧/٠٥

440 لیل در زبان لری بختیاری
نام پرنده ای سفید رنگ با دمی
دراز.تخم این پرنده سبز رنگ است
Lil
١٣٩٦/٠٧/٠٥

441 لک لک لیلاغ *لیلغ.لی لک *::نام های لک لک در زبان لری بختیاری
لیلاغ::
لی::لنگ.پا
لاغ::لاغر


لی لک::
لی::لی لی
لک::لنگ.پا
١٣٩٦/٠٧/٠٥

442 لنگار در زبان لری بختیاری به معنی
آهسته
Langar
١٣٩٦/٠٧/٠٥

443 لنگ در زبان لری بختیاری به معنی
معطل
Lang
١٣٩٦/٠٧/٠٥

444 لنگ در زبان لری بختیاری به معنی
پا.لنگه
Leng
١٣٩٦/٠٧/٠٥

445 لیز در زبان لری بختیاری به معنی
آرامش.تسکین
Lez
١٣٩٦/٠٧/٠٥

446 لوکه در زبان لری بختیاری به معنی
سایبان از نی.آلونک.کپر
Lavkeh
١٣٩٦/٠٧/٠٥

447 لول در زبان لری بختیاری به معنی
بهانه
Lol
١٣٩٦/٠٧/٠٥

448 کوسه لر Koseh lor


طایفه کوسه لر از ایل لر لک

بزرگترین طایفه ایل شاهسون بغدادی طایفه کوسه لر است
جز ایل شاهسون بغدادی

ایل شاهسون ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

449 الینا در زبان لری بختیاری
ال همان ائل است
ائل:آل.ایل.خاندان

الی::ایلی.ائلی
نا::گردن.عهده.بر دوش


الینا::آل ینا.ال ینا.ایل ینا.ائ ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

450 شروین در زبان لری بختیاری با تلفظ
شیروین
به معنی شیر را ببین

شروین::شیر وین

Shirvin

١٣٩٦/٠٧/٠٥

451 خوک وحشی در زبان لری بختیاری به گراز وحشی
تا می گویند
تا::گراز نر که به مزارع حمله می کند
تا::تک.نیرومند .
١٣٩٦/٠٧/٠٥

452 کباب کباب دنده غذایی سنتی در بین قوم لر بختیاری ١٣٩٦/٠٧/٠٥

453 کباب کباب په به جیر(جگر پیچیده در پیه*غذایی سنتی در بین قوم لر بختیاری ١٣٩٦/٠٧/٠٥

454 کباب غذایی سنتی در بین قوم لر بختیاری
آوریز*آبریز*::معروف به کباب قابلمه
این غذا در بین مردم زرند کرمان نیز رایج است
١٣٩٦/٠٧/٠٥

455 آش بلگ نام آشی سنتی در بین قوم لر بختیاری ١٣٩٦/٠٧/٠٥

456 کباب بختیاری نام کبابی مشهور از قوم لر بختیاری ١٣٩٦/٠٧/٠٥

457 هندمینی در زبان لری به معنی
شبیه هند است

روستای دربند
ایل هندمینی لر در بدره
ایل علیشیران از نسل آل خورشید
طایفه تمی در دربند

ب ...
١٣٩٦/٠٧/٠٥

458 چهرزاد چهر::چهره.صورت.رخ.رو.سیما
زاد::آزاد

چهر آزاد::چهره شاد .چهره آزادگی .
١٣٩٦/٠٧/٠٥

459 بدم
بدم::بودم
خام بدم::خام بودم

خام بدم،پخته شدم،سوختم
١٣٩٦/٠٧/٠٤

460 بد بد::بود.بی .بید

Bood
١٣٩٦/٠٧/٠٤

461 رامبد درزبان لری بختیاری

رام::رام .آروم.
بد::.بی.بید

آروم::آرام
بی::بود

رامبد::رامبود.رامبی.رامبید.


آرامبود.آرامبد. ...
١٣٩٦/٠٧/٠٤

462 داماد دام::دام.تور.اسیر شدن
اد::آدم

دامی که آدم را اسیر می کند
داماد::دام آدم.دام آد
١٣٩٦/٠٧/٠٤

463 تازه داماد تازه داماد:::در زبان لری بختیاری به معنی
نوشاد .نو دوما.نودوا.نو دوماد

نوشاد::
نو::جدید.نو.تازه
شا::شاه
د::داماد.

نوشاد:: ...
١٣٩٦/٠٧/٠٤

464 کاسه در زبان لری بختیاری با نام های
کاسه kasa
کاله kalah.kaleh
گاله galah
پا له palah
پیاله pialeh.pialah
١٣٩٦/٠٧/٠٤

465 لاک پشت در زبان لری بختیاری با نام های
کاسه پشت
گاله پشت
کاله پشت
بردپشت
توه پشت


کاله*گاله*::نوعی کاسه
Kaleh.galeh

برد: ...
١٣٩٦/٠٧/٠٤

466 شیوا در زبان لری بختیاری به معنی
شباهت.
از کلمه شبیه گرفته شد
شیوات::شبیه تو است
Sheva
Shevate
١٣٩٦/٠٧/٠٤

467 شوگار در زبان لری بختیاری به معنی
طول شب.شبها
معادل روزگار
Shogar
١٣٩٦/٠٧/٠٤

468 شوکار در زبان لری بختیاری به معنی
شبکار.
١٣٩٦/٠٧/٠٤

469 شنوگر در زبان لری بختیاری به معنی
شناگر
Shenav gar
١٣٩٦/٠٧/٠٤

470 شودر در زبان لری بختیاری به معنی
گیاه شبدر
١٣٩٦/٠٧/٠٤

471 شه نرک در زبان لری بختیاری به معنی
پر.سار سیاه
Shah narak
١٣٩٦/٠٧/٠٤

472 کوسه در زبان لری بختیاری به معنی
طلب باران.دعای باران
Koseh
١٣٩٦/٠٧/٠٤

473 شیراز در زبان لری بختیاری به معنی
حاشیه دوزی جاجیم و قالی.
ماست چکیده شده.
عروسی راز.چی راز

شی ::عروسی.چی.

راز::راز.اسرار.

...
١٣٩٦/٠٧/٠٤

474 شیره در زبان لری بختیاری به معنی
شجاع.تمساح
١٣٩٦/٠٧/٠٤

475 شیل در زبان لری بختیاری به معنی
شاخه بلند
شیل بلیط::شاخه بلوط
Shel
١٣٩٦/٠٧/٠٤

476 شنگل در زبان لری بختیاری به معنی
شن و گل.شن وما سه
١٣٩٦/٠٧/٠٤

477 شانرک در زبان لری بختیاری
نام پرنده ای
Shanark
١٣٩٦/٠٧/٠٤

478 شراکیم در زبان لری بختیاری به معنی
اسب shorakim

از کلمه شروک گرفته شده
در زبان لری بختیاری به معنی

شروک::شروع کرد.تند دویدن
اسب ...
١٣٩٦/٠٧/٠٤

479 جغد در زبان لری بختیاری با نام های
شوکshok::شوم

نحسnahs::

شو کلshav kel::
پرنده شب
شو::شب
کل::بیدار شدن

کوکوونگ koko v ...
١٣٩٦/٠٧/٠٤

480 شراک نام اسب در زبان لری بختیاری
Sherak
١٣٩٦/٠٧/٠٤

481 شیرین ناز نام دختر در زبان لری بختیاری ١٣٩٦/٠٧/٠٤

482 کرد کرد یکی از اقوام ایرانی است
که در کشور ایران .ترکیه.سوریه.عراق
.ارمنستان .آذربایجان.ساکن هستند
ایل لک شاخه ای از قوم لر است که با قوم کرد خو ...
١٣٩٦/٠٧/٠٤

483 زنجره در زبان لری بختیاری به معنی
(جیرک.جیجرک.جیجیرک.گزر.گازر.ملخ )
Jijtak.gazar
١٣٩٦/٠٧/٠٤

484 کیاکسار کیاکسار::کواکسار .هووخشتره

پادشاه ماد و پسر آستیاگ
*آژی دهاک*

به معنی پادشاه نیک.خوش نشانه
او گوتی های سکایی را که به ماد حمله
١٣٩٦/٠٧/٠٣

485 تیتا نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
چشم بی نظیر
تا::تک.تا.بی نظیر.
١٣٩٦/٠٧/٠٣

486 تیماه نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
چشم ماه
Timah
١٣٩٦/٠٧/٠٣

487 تیناز در زبان لری بختیاری
تی::چشم
ناز::زیبا
١٣٩٦/٠٧/٠٣

488 دماوند در زبان لری
دما::پایین.عقب.سرد
وند::انداخت.
دماوند::هوای پایین.هوای سرد.پایین انداخته
١٣٩٦/٠٧/٠٣

489 الوند در زبان لری نام طایفه از قوم لر
ال::عقاب
وند::نژاد.ریشه.

کوه الوند در همدان
شهر الوند در قزوین

Alvand
١٣٩٦/٠٧/٠٣

490 شاهین در زبان لری بختیاری با تلفظ
شاییshai
شایینshain
شاهی shahi
شاهین shahin
شاه خین::شاه خون ریز. شاخین. شاخون

خون::در زبان لر ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

491 کلاغ در زبان لری بختیاری با تلفظ
کلاkala
کلاkela
غلاqala
غلاqala
کلاغ kelaq
غلاغ qalaq
١٣٩٦/٠٧/٠٣

492 عقاب در زبان لری بختیاری
بانده::بال زننده .
نوعی عقاب
Bandeh
١٣٩٦/٠٧/٠٣

493 عقاب در زبان لری بختیاری با تلفظ
(آل.آله.)::نوعی عقاب
Al.Aloh
ال.اله::نوعی عقاب
al.aloh
١٣٩٦/٠٧/٠٣

494 عقاب در زبان لری بختیاری
دال::نوعی عقاب.کرکس
Dal
١٣٩٦/٠٧/٠٣

495 عقاب در زبان لری بختیاری
بالنده::نوعی عقاب
Balondah
١٣٩٦/٠٧/٠٣

496 عقاب در زبان لری بختیاری
هاشو':نوعی عقاب
Hasho
١٣٩٦/٠٧/٠٣

497 عقاب در زبان لری بختیاری با تلفظ
عقاو
OGav
١٣٩٦/٠٧/٠٣

498 صابون در زبان لری بختیاری با تلفظ
صاوون.ساوین.صاوین

Savon.savin
١٣٩٦/٠٧/٠٣

499 ایمه در زبان لری بختیاری به معنی
هیمه.هیزم

لربختیاری ::
(((ایمه یا هیوه)))
imh.hivh
١٣٩٦/٠٧/٠٣

500 زیرزور در زبان لری بختیاری به معنی
کسی که زیر زور باشد.زیر فشار باشد
.زیر بار سنگین باشد.نقطه ضعف دارد
کسی که زورش به حریف نرسد.

Zire zor
١٣٩٦/٠٧/٠٣

501 زورآور در زبان لری بختیاری به معنی
کسی که نیرو دارد.نیرو آورد

زور::نیرو.توان.قدرت
آور ::آورد.
کسی که بتواند کار سنگین انجام دهد
و محتاج ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

502 زورمند در زبان لری بختیاری به معنی
کسی که زور نهفته دارد.
زورمند::
زور::نیرو.توان.قدرت
مند::مانده.نهفته.پنهان
Zormand
١٣٩٦/٠٧/٠٣

503 دلاور دل::دل.قلب
اور::آور.آورد
کسی که دل کسی را به دست بیاورد.

کسی که دلی همچون شیر دارد و بتواند دل دشمن را بلرزاند*با این کار
دل دشمن ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

504 مای در زبان لری بختیاری به معنی
ماهی
Mae.mai.moi.me
مای(مایی.می.مویی):::ماهی
١٣٩٦/٠٧/٠٣

505 بانگ در زبان لری بختیاری با کلمه
بنگ تلفظ می شود
Bong.bang

بانگ::صدا.آواز
١٣٩٦/٠٧/٠٣

506 وقتی در زبان لری بختیاری با
کلمه وختی تلفظ می شود
Vaxti

١٣٩٦/٠٧/٠٣

507 هادی در زبان لری بختیاری به معنی
ها::جواب
دی::می دهی
Ha di

وختی بنگت اکنوم هادی::وقتی صدایت می کنم جواب بده

بنگ::بانگ.صدا
وختی ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

508 سرگشت در زبان لری بختیاری به معنی
سحر گشت.زمانی که یک روز تمام می شود و روز دیگر شروع می شود.در شب این اصطلاح را بکار می برند
Sar gasht..sahr gasht
١٣٩٦/٠٧/٠٣

509 الیا در زبان لری بختیاری به معنی
ایل می آید

الیا::ایلیا،،آلیا

ال::ایل.آل
یا::می آید


نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

510 دستپاک در زبان لری بختیاری به معنی
کسی که دست های آن پاک است و کار زشت و دزدی نمی کند

و با تلفظ
دسپاک::دست پاک
Dastpak::daspak
١٣٩٦/٠٧/٠٣

511 محسن نام پسر در زبان لری بختیاری با
تلفظ

مسن

Mosen
١٣٩٦/٠٧/٠٣

512 مهمد نام پسر در زبان لری بختیاری
با دو تلفظ
Momad
Mohmad
١٣٩٦/٠٧/٠٣

513 مهمید نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی محمود
Mahmid
١٣٩٦/٠٧/٠٣

514 فاطمه فاطومه *فاطمه*::نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
فاطمه .fatemh

در زبان لری بختیاری به دو گونه تلفظ می شود
fatoma
fatema.
١٣٩٦/٠٧/٠٣

515 حوسین نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی :حسین
Hosain
١٣٩٦/٠٧/٠٣

516 کتول کتول*کتایون*::نام همسر یزد گرد سوم بود

یزد گرد پنج دختر به نام های::پارس بانو.مهربانو.
نیک بانو.شهربانو.شیرین بانو


و دو پسر به ن ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

517 زل در زبان لری بختیاری به معنی
زل زدن
Zel.
١٣٩٦/٠٧/٠٣

518 کتاوو نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
کتایون
Katavo
١٣٩٦/٠٧/٠٣

519 کتی نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
کتایون
Kai
١٣٩٦/٠٧/٠٣

520 کتا نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
کتایون
Kata
١٣٩٦/٠٧/٠٣

521 کتول نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::کتایون

Katol
کتول *کتا.کتی.کتاوو*::کتایون
١٣٩٦/٠٧/٠٣

522 کت در زبان لری بختیاری به معنی
خانه و غازی ،مکانی در دل کوه
که دست رسی به آن سخت باشد.برای دور ماندن از آسیب دشمنان

منطقه کتک::کت کوه.کمر ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

523 اتبار در زبان لری بختیاری به معنی
اعتبار
Etbar

اتبارس خووه::اعتبار او خوب است

اتبار ناره::اعتبار نداره

بی اتبار::بدون اعتبار
١٣٩٦/٠٧/٠٣

524 اتمینوو در زبان لری بختیاری به معنی
اطمینان
Etminov
١٣٩٦/٠٧/٠٣

525 پا ابزار در زبان لری بختیاری به کفش ::
پوزار می گویند
پوزار::پا ابزار.کفش
Pavzar
١٣٩٦/٠٧/٠٣

526 پا ابزار در زبان لری بختیاری به کفش ::
پوزار می گویند
پوزار::پا ابزار.کفش
Pavzar
١٣٩٦/٠٧/٠٣

527 نخوس در زبان لری بختیاری به معنی
نخواب
Naxavs
١٣٩٦/٠٧/٠٣

528 اتیات در زبان لری بختیاری به معنی
احتیاط
Etiat
اتیات کو نه افتی::احتیاط کن
نیفتی.
نه افتی::نه افتادن
١٣٩٦/٠٧/٠٣

529 بخوس در زبان لری بختیاری به معنی
بخواب
Be xavs
١٣٩٦/٠٧/٠٣

530 Bondi بوندی پیچ نام یکی از ساحل های معروف و گردشگری شهر سیدنی استرالیا است
که کافه های زیادی در آنجا دایر است
و یکشنبه ها بازار معروف سیدنی در آنجا ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

531 اوریاد در زبان لری بختیاری به معنی
اور::ابر
یاد*یات*::می آید

نام تیره ای لر در ایل قشقایی
avr ead

طایفه اورامی در کردستان
به م ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

532 ایاد در زبان لری بختیاری به معنی
می آید
E ead
١٣٩٦/٠٧/٠٣

533 بوندی در زبان لری بختیاری به معنی
پدر را دید
بو*بوآ*::پدر
ندی::را دید
Baone di
١٣٩٦/٠٧/٠٣

534 تاحال در زبان لری بختیاری به معنی
تا حالا.تا الان.تا این موقع

تاحال که تونه نبی::تا حالا
که تورا نبود.*خبری از تو نبود*

Tahala
١٣٩٦/٠٧/٠٣

535 گردواری در زبان لری بختیاری به معنی
جمع و جور کردن.آماده مسافرت
.گردآوری

gerd Vari
١٣٩٦/٠٧/٠٣

536 گرهد در زبان لری بختیاری به معنی
گریخت.فرار کرد.گریز.
gorohd
١٣٩٦/٠٧/٠٣

537 گروزنی در زبان لری بختیاری به معنی
مخفی کردن.مخفی گاه.گریزگاه
گریزگاهان.


کویه گورزنی جوونه::کجا جامه
را مخفی کردی
جامه::لباس

...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

538 بوندی در زبان لری بختیاری به معنی
ببندی.
گانه بوندی::گاو را ببندی
Boandi
١٣٩٦/٠٧/٠٣

539 بوندی در زبان لری بختیاری به معنی
بنذار.پرتاب کن
Bvandi
١٣٩٦/٠٧/٠٣

540 شیرانی طایفه شیران*شیرالی* از ایل جانکی سردسیر بختیاروند
در لردگان و اردل

تیره شیران در طایفه اورک

طایفه شیرانی هفت لنگ در مسجدسلیمان.شوشت ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

541 بلست در زبان لری بختیاری به معنی
واحد اندازه گیری با دست
.یک وجب
Belest
١٣٩٦/٠٧/٠٣

542 گز در زبان لری بختیاری به معنی
گاز.گم .
gaz
١٣٩٦/٠٧/٠٣

543 بند در زبان لری بختیاری به معنی
بسته.ببند.
Band
١٣٩٦/٠٧/٠٣

544 گش در زبان لری بختیاری به معنی
باز
گش و بند::باز و بسته
gosh
١٣٩٦/٠٧/٠٣

545 گف در زبان لری بختیاری به معنی
گپ.بزرگ
گفتر::بزرگتر
gaf
١٣٩٦/٠٧/٠٣

546 لیر در زبان لری بختیاری به معنی
آغل
١٣٩٦/٠٧/٠٣

547 گرزه در زبان لری بختیاری به معنی
موش صحرایی
gerzeh
١٣٩٦/٠٧/٠٣

548 گچل در زبان لری بختیاری به معنی
درختچه
Kechl
١٣٩٦/٠٧/٠٣

549 گچن در زبان لری بختیاری به معنی
غار کوچک
KECHEN
١٣٩٦/٠٧/٠٣

550 گچن در زبان لری بختیاری به معنی
غار کوچک
KECHEN
١٣٩٦/٠٧/٠٣

551 گرزونی در زبان لری بختیاری به معنی
مفصل زانو.گره
gerzoni

١٣٩٦/٠٧/٠٣

552 گر در زبان لری بختیاری به معنی
توقف.مکث.گره.گیر.
ger
١٣٩٦/٠٧/٠٣

553 گدول در زبان لری بختیاری به معنی
پرخور.شکمو
gedol
١٣٩٦/٠٧/٠٣

554 گده در زبان لری بختیاری به معنی
گده*گئی یه*::معده
gedeh
١٣٩٦/٠٧/٠٣

555 گهدن در زبان لری بختیاری به معنی
گفتن
gohden
١٣٩٦/٠٧/٠٣

556 گرداو در زبان لری بختیاری به معنی
گرداب
١٣٩٦/٠٧/٠٣

557 گدن در زبان لری بختیاری به معنی
گفتن
goden
١٣٩٦/٠٧/٠٣

558 گرز در زبان لری بختیاری به معنی
درز.شکاف
gerz
١٣٩٦/٠٧/٠٣

559 گرده در زبان لری بختیاری به معنی
نان گرد
gerdeh
١٣٩٦/٠٧/٠٣

560 گدشت در زبان لری بختیاری به معنی
گذشت
godasht
١٣٩٦/٠٧/٠٣

561 گدارا در زبان لری بختیاری به معنی
گفتنی.
به قول خوت گدارا::به قول خودت گفتنی
godara
١٣٩٦/٠٧/٠٣

562 گدار در زبان لری بختیاری به معنی
محل عبور از رودخانه.گذار.محل گذر
godar
١٣٩٦/٠٧/٠٣

563 گاجر در زبان لری بختیاری به معنی
بازی شبیه گلف
gajer
١٣٩٦/٠٧/٠٣

564 گالیله در زبان لری بختیاری به معنی
نام گیاهی است
گالیله ::گاگله.قاقلی
galileh
١٣٩٦/٠٧/٠٣

565 گال بازی در زبان لری بختیاری به معنی
گال بازی *کال بازی *
نوعی بازی محلی
١٣٩٦/٠٧/٠٣

566 گال در زبان لری بختیاری به معنی
گودال کم عمق
gal
١٣٩٦/٠٧/٠٣

567 کال در زبان لری بختیاری به معنی
گودال کم عمق
Kal
١٣٩٦/٠٧/٠٣

568 چال در زبان لری بختیاری به معنی
گودال
Chal
١٣٩٦/٠٧/٠٣

569 گاشد در زبان لری بختیاری به معنی
گا::گاهی
شد::شاید
گاهی شاید.اتفاقی

گاشد بیام در هونتون::شاید
در خانه شما آمدم
gashod
١٣٩٦/٠٧/٠٣

570 گاتاگات در زبان لری بختیاری به معنی
گاه گاه
gata gat
١٣٩٦/٠٧/٠٣

571 گابمال در زبان لری بختیاری به معنی
ستاره ای که زمان ظاهر شدنش در غروب است همان زمان بازگشت گاوها به مال*روستا*
gabe mal
گاو به مال
١٣٩٦/٠٧/٠٣

572 گاچارن در زبان لری بختیاری به معنی
گاوچران.پرنده دم جنبانک
ga charn
١٣٩٦/٠٧/٠٣

573 گالنگ در زبان لری بختیاری به معنی
گاو دم زده.شکمو
galong
١٣٩٦/٠٧/٠٣

574 گامکال در زبان لری بختیاری به معنی
گاو تنبل.اهل کشت و کار نیست

گا::گاو
مکال::نمی کارد
gamakal
١٣٩٦/٠٧/٠٣

575 مایی در زبان لری بختیاری به معنی
ماهی
Mai
١٣٩٦/٠٧/٠٣

576 مویی در زبان لری بختیاری به معنی
ماهی
Moi
١٣٩٦/٠٧/٠٣

577 گامایی گامایی*گاماهی*
در زبان لری بختیاری به معنی
گاو ماهی.ماهی بزرگ
gamai
١٣٩٦/٠٧/٠٣

578 لنگ در زبان لری بختیاری به معنی
دم زنده
Long
١٣٩٦/٠٧/٠٣

579 گاله در زبان لری بختیاری به معنی
فریاد مردانه در عروسی
galeh
١٣٩٦/٠٧/٠٣

580 گشتن در زبان لری بختیاری به معنی
گزیدن.نیش زدن
gash ten
١٣٩٦/٠٧/٠٣

581 کش در زبان لری بختیاری به معنی
کشیدن
Kash
١٣٩٦/٠٧/٠٣

582 کشکول در زبان لری بختیاری به معنی
کش ::کشیدن
کول::کول.دوش.اطراف گردن

کشکول بیارسوو:: باره ها*وسایل *را بگذار بر دوش خود و آنها را بیاور
g ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

583 گشنیز کوهی در زبان لری بختیاری به معنی
گیاهی که از آن جارو درست می کنند
gesh niz
١٣٩٦/٠٧/٠٣

584 گشتیل در زبان لری بختیاری به معنی
کسی که مدام در حال گشت زدن است.می گردد

طایفه گشتیل*گشتل *ایل بهداروند

تیره گشتیل لر بختیاری در ایل آغ ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

585 گر در زبان لری بختیاری به معنی
پرتگاه
gar
١٣٩٦/٠٧/٠٣

586 گرین در زبان لری بختیاری به معنی
پرنده ای شبیه گنجشک که در میان تخت سنگ با سنگ ریزه
لانه درست می کند
garin
١٣٩٦/٠٧/٠٣

587 گز در زبان لری بختیاری به معنی
درخت خاردار
gaz
١٣٩٦/٠٧/٠٣

588 گز در زبان لری بختیاری به معنی
واحد طول معادل فاصله نوک بینی تا نوک انگشتان در حالت
کشیدگی دست
gaz
١٣٩٦/٠٧/٠٣

589 گرگر در زبان لری بختیاری به معنی
مفصل
ger ger
١٣٩٦/٠٧/٠٣

590 گوزک در زبان لری بختیاری به معنی
قوزک
gozak
١٣٩٦/٠٧/٠٣

591 گروسا در زبان لری بختیاری به معنی
گریزان
gorosa
١٣٩٦/٠٧/٠٣

592 گسنه در زبان لری بختیاری به معنی
گرسنه
gosneh
١٣٩٦/٠٧/٠٣

593 گروگوو در زبان لری بختیاری به معنی
گروگان
gerav gov
١٣٩٦/٠٧/٠٣

594 گره در زبان لری بختیاری به معنی
شعله آتش
gorah
١٣٩٦/٠٧/٠٣

595 گرهست در زبان لری بختیاری به معنی
گر::قلم
هست::استخوان
استخوان قلم
ger hast
١٣٩٦/٠٧/٠٣

596 گزه کل در زبان لری بختیاری به معنی
الاغ با رنگ خاکستری دم کوتاه
gazeh kol
١٣٩٦/٠٧/٠٣

597 گزه دیزه در زبان لری بختیاری به معنی
الاغ با رنگ خاکستری پوزه سیاه
gazeh dizeh
١٣٩٦/٠٧/٠٣

598 گزه در زبان لری بختیاری به معنی
الاغ با رنگ خاکستری مایل به
سفید.نقره ای
gazeh
١٣٩٦/٠٧/٠٣

599 گره کول در زبان لری بختیاری به معنی
گره کور
gerh kol
١٣٩٦/٠٧/٠٣

600 گرم در زبان لری بختیاری به معنی
گیرم
gerom
١٣٩٦/٠٧/٠٣

601 گروم در زبان لری بختیاری به معنی
گیرم
gerom
گروم نویدی::گیرم نیامدی
١٣٩٦/٠٧/٠٣

602 افتام در زبان لری بختیاری به معنی
افتادم
Oftam
١٣٩٦/٠٧/٠٣

603 گیرافتام در زبان لری بختیاری به معنی
گیر افتادم
gir oftam
١٣٩٦/٠٧/٠٣

604 گیریفتار در زبان لری بختیاری به معنی
گرفتار.
giriftar
١٣٩٦/٠٧/٠٣

605 گرفتگار در زبان لری بختیاری به معنی
گرفتار
gerftegar
١٣٩٦/٠٧/٠٣

606 لشنی در زبان لری بختیاری
لشنی به معنی ::پیشروی کردن.

Lashe ni

لشنی طایفه ای از قوم لر محل سکونت اصلی آن در استان لرستان در شهر دورود در ...
١٣٩٦/٠٧/٠٣

607 آلینا در زبان لری بختیاری به معنی
آل::عقاب
ینا::اینان

جمله کلامی

آلینا برا::عقاب اینها را ببرد*از بین ببرد*

آل برات::عقاب ت ...
١٣٩٦/٠٧/٠٢

608 سخدر در زبان لری بختیاری به معنی
سخد ::سخت
در::تر
سخدر::سخت تر

مانند
شوشدر::شوشتر.شیش در
Saxd dar
١٣٩٦/٠٧/٠٢

609 مانیا در زبان لری بختیاری به معنی
ماه نمی آید...ماه دارد می آید

مانیا:ماه نمی آید mania
ما::ماه
نیا::نمی آید
مانیا زومین روشن آوو ::م ...
١٣٩٦/٠٧/٠٢

610 هلن در زبان لری بختیاری به معنی
می گذارند
Helen
هلن یا هونه::می گذارند بیاید خانه
نهلن::نمی گذارند
نهلی::نمی گذاری
هلی::می گذاری < ...
١٣٩٦/٠٧/٠٢

611 مهربان در زمان هخامنشیان به مرد
مهربان می گفتند

مهر بان::کسی که از مهر پاسبانی و نگهبانی می کند

مهر::مهربانو*زن ها*
١٣٩٦/٠٧/٠٢

612 مهربانو در زمان هخامنشیان به زن
مهر بانو می گفتند
١٣٩٦/٠٧/٠٢

613 کوتی در زبان لری بختیاری به معنی
خم شدن.کمر را دولا کردن برای بلند کردن شی
Koti
١٣٩٦/٠٧/٠٢

614 کوت در زبان لری بختیاری به معنی
کوتاه شدن.خم شدن
Kot
١٣٩٦/٠٧/٠٢

615 کوتا در زبان لری بختیاری به معنی
کوتاه.کم
Kota
١٣٩٦/٠٧/٠٢

616 کرائی /ادهم/

کرائی (کوروش عالی.کرعالی.کر آلی.
کرالی.کرالیان.کران.کرایی.کرائی.گرایی
.قرائی)))
کرائی نام یکی از ایل های ایل بزرگ بختیاروند *ب ...
١٣٩٦/٠٧/٠٢

617 پناه نام پسر در زبان لری بختیاری
در امان .تکیه گاه.
Pena
١٣٩٦/٠٧/٠٢

618 غزینه در زبان لری بختیاری به معنی
خزینه
Qazineh
١٣٩٦/٠٧/٠٢

619 غرا در زبان لری بختیاری به معنی
زمین وسیع
Qora
١٣٩٦/٠٧/٠٢

620 خنشت در زبان لری بختیاری به معنی
باران تند
Xonesht
١٣٩٦/٠٧/٠٢

621 غنشت در زبان لری بختیاری به معنی
ابر سیاه باران زا
Qonesht
١٣٩٦/٠٧/٠٢

622 هو در زبان لری بختیاری به معنی
فریاد.داد
Hav
١٣٩٦/٠٧/٠٢

623 ناراست در زبان لری بختیاری به معنی
نادرست.دروغ.راست نیست.کج
Narast
١٣٩٦/٠٧/٠٢

624 غوار در زبان لری بختیاری به معنی
غبار
Qovar
١٣٩٦/٠٧/٠٢

625 غنج در زبان لری بختیاری به معنی
لک زده
Qenj
١٣٩٦/٠٧/٠٢

626 غرغشه در زبان لری بختیاری به معنی
قشقرق
Qer qe sh h
١٣٩٦/٠٧/٠٢

627 غرمبه در زبان لری بختیاری به معنی
غرش آسمان
آسمون غرمبه
qorombeh
١٣٩٦/٠٧/٠٢

628 غرچک در زبان لری بختیاری به معنی
چک.فرق سر
qar chak
١٣٩٦/٠٧/٠٢

629 گر در زبان لری بختیاری به معنی
گرد.کنار.اطراف
ger
١٣٩٦/٠٧/٠٢

630 غراغر در زبان لری بختیاری به معنی
دور تا دور.
Qerqer
١٣٩٦/٠٧/٠٢

631 غرمتراغ در زبان لری بختیاری به معنی
رعد
Qorom teraq
١٣٩٦/٠٧/٠٢

632 غلا در زبان لری بختیاری به معنی
کلاغ
Qela
١٣٩٦/٠٧/٠٢

633 غل در زبان لری بختیاری به معنی
نصف.نیم
Qal
١٣٩٦/٠٧/٠٢

634 غرند در زبان لری بختیاری به معنی
در خور
qorond
١٣٩٦/٠٧/٠٢

635 غرد در زبان لری بختیاری به معنی
خشم زیاد
qord
١٣٩٦/٠٧/٠٢

636 فلنگستن در زبان لری بختیاری به معنی
در رفتن.فرار کردن.
Felenges tan
١٣٩٦/٠٧/٠٢

637 غوده در زبان لری بختیاری به معنی
دسته.ساقه.قاب
qavdeh
١٣٩٦/٠٧/٠٢

638 غیر در زبان لری بختیاری به معنی
صدا
qir
١٣٩٦/٠٧/٠٢

639 غیا در زبان لری بختیاری به معنی
اندازه
qaea
١٣٩٦/٠٧/٠٢

640 غیرشت در زبان لری بختیاری به معنی
غرش
qiresht
١٣٩٦/٠٧/٠٢

641 غیزرو در زبان لری بختیاری به معنی
خیزران.خیزرون
qae zaro
١٣٩٦/٠٧/٠٢

642 غیل در زبان لری بختیاری به معنی
گود
Qil
١٣٩٦/٠٧/٠٢

643 فاش در زبان لری بختیاری به معنی
گل درخت کنار.برملا کردن
Fash
١٣٩٦/٠٧/٠٢

644 فاق در زبان لری بختیاری به معنی
شاخه.رشته
Faq
١٣٩٦/٠٧/٠٢

645 فچ در زبان لری بختیاری به معنی
برجسته.پرش
Fech
١٣٩٦/٠٧/٠٢

646 فرتنک در زبان لری بختیاری به معنی
غذای پر آب
Fer tenak
١٣٩٦/٠٧/٠٢

647 فرخ در زبان لری بختیاری به معنی
فرق سر.تفاوت
Farx
١٣٩٦/٠٧/٠٢

648 فرشت در زبان لری بختیاری به معنی
انس
Ferecht
١٣٩٦/٠٧/٠٢

649 فرفوت در زبان لری بختیاری به معنی
گیج.
Fer fot
١٣٩٦/٠٧/٠٢

650 پرناک در زبان لری بختیاری به معنی
هراسان.
Per nak
١٣٩٦/٠٧/٠٢

651 فیچ در زبان لری بختیاری به معنی
پرش.جهش.پیچش
Fich
١٣٩٦/٠٧/٠٢

652 فنه در زبان لری بختیاری به معنی
حیله.فن عجیب
Feneh
١٣٩٦/٠٧/٠٢

653 فند در زبان لری بختیاری به معنی
روش.عادت.حقه.فن
Fend
١٣٩٦/٠٧/٠٢

654 هرفک در زبان لری بختیاری به معنی
موقع

Har fak
١٣٩٦/٠٧/٠٢

655 فغر در زبان لری بختیاری به معنی
سبکسر
Feqer
١٣٩٦/٠٧/٠٢

656 بیابان در زبان لری بختیاری به بیابان
،،بیاوون می گویند
بی::بدون
او::آب
ون::ها
Bi av on
بیابان::بی او ون.بدون آب ها

سرزمین بدون ...
١٣٩٦/٠٧/٠٢

657 خاگ در زبان لری بختیاری به معنی
تخم مرغ
Xag
١٣٩٦/٠٧/٠٢

658 گپو در زبان لری بختیاری به معنی
بزرگ
Gapo
١٣٩٦/٠٧/٠٢

659 بی در زبان لری بختیاری به معنی
بود.بدون

زومین بی او::زمین بدون آب
ایی زومینو باغ بی::این زمین باغ بود
Bi
١٣٩٦/٠٧/٠٢

660 خلیلی ایل بهمئی بهداروند *بختیاروند *

شجرنامه ایلی بهمئی
بهمن.اردشیر. کوروش .یوسف.خدر.
طیب
پسران عالی پسر لیراو *لیراب*پسر
بایوجمان پس ...
١٣٩٦/٠٧/٠٢

661 بهمئی نام ایلی از لربزرگ
این ایل جز ایل بزرگ بهداروند *بختیاروند *لربختیاری است

شجرنامه
بهمن.شیر.کوروش.خدر.طیب.یوسف
پسران عالی
پسر ل ...
١٣٩٦/٠٧/٠١

662 هزیون در زبان لری بختیاری به معنی
.خواب بد دیدن.ترسیدن
Hazun

در فارسی
هزیان
Hazian

در داستان های یونان
هزیون نام دختر ی بود ...
١٣٩٦/٠٧/٠١

663 آخی آخی*آه*::در زبان لری بختیاری به معنی
درد.ناراحتی.غم.ابراز تآسف
Axai

در فارسی
آخ.آه.ax

در یونانی
آخرون.axrvon
١٣٩٦/٠٧/٠١

664 کاووس Kavos::در زبان لری بختیاری به معنی
کابوس

در فارسی کابوس
Kabos

در یونانی
خائوس xavos
١٣٩٦/٠٧/٠١

665 تین در زبان لری بختیاری به معنی
چشم
تین واز کن بینیروم ::چشم را باز کن ،داخلش را نگاه کنم
Tin
١٣٩٦/٠٧/٠١

666 رامتین در زبان لری بختیاری به معنی
رام::رام کننده
تین::چشم
رامتین::چشم رام.چشم رام کننده
Ram tin

١٣٩٦/٠٧/٠١

667 پدر در زبان لری بختیاری به معنی
پدر
با تلفظ pethar.
حرف د خوانده نمی شود


پ::پاینده
کسی که زندگی را می پاید
*مراقبت می کند *< ...
١٣٩٦/٠٦/٣١

668 پسر در زبان لری بختیاری به پوست
،پس*پوس*می گویند
دری::درید.
دریس::دریدش
جمله بختیاری
پوس گوشت دری::پوس گوشت را پاره کرد



پ ...
١٣٩٦/٠٦/٣١

669 زنده ایی در زبان لری بختیاری به معنی
زندگی

زنده ::زنده
ایی::هستی


١٣٩٦/٠٦/٣١

670 زن در زبان لری بختیاری به معنی
زن.زینه.

کلمه زن از
کلمه زادن بوجود آمده

١٣٩٦/٠٦/٣١

671 دوغذر در کتاب اوستا
به معنی دختر
Dooghzar

در پهلوی
دوخت
١٣٩٦/٠٦/٣١

672 دودر در زبان لری بختیاری به معنی
دختر
دو::دوغ
در::
دوغدر؛doqdar
Dodar


در زبان انگلیسی
Daughter

در کتاب اوستا
دو ...
١٣٩٦/٠٦/٣١

673 تی در زبان لری بختیاری به معنی
نزد
Tae.
١٣٩٦/٠٦/٣١

674 وش در زبان لری بختیاری به معنی
بهش
Vesh
١٣٩٦/٠٦/٣١

675 وس در زبان لری بختیاری به معنی
بهش
Ves
١٣٩٦/٠٦/٣١

676 چلنی در زبان لری بختیاری به معنی
هجوم آورد.
Chol ni
١٣٩٦/٠٦/٣١

677 ونو Veno

در زبان لری بختیاری به معنی
بانو
کی ونو::بانوی بزرگ.کد بانو
١٣٩٦/٠٦/٣١

678 آله در زبان لری بختیاری به معنی
عقاب
١٣٩٦/٠٦/٣١

679 ونو در زبان لری بختیاری به معنی
بانو
١٣٩٦/٠٦/٣١

680 سرکله در زبان لری بختیاری به معنی
بحث و جدل.
Sarkaleh
١٣٩٦/٠٦/٣١

681 کله در زبان لری بختیاری به معنی
بزرگ.سردسته.کسی که نقشه
به کله اش را می یابد
Kaleh
١٣٩٦/٠٦/٣١

682 کلو در زبان لری بختیاری به معنی دیوانه .کسی که فکر های ناجور به کله اش خطور می کند
Kalo
١٣٩٦/٠٦/٣١

683 لیوه در زبان لری بختیاری به معنی
دیوانه
Liveh
١٣٩٦/٠٦/٣١

684 شوت در زبان لری بختیاری به معنی
دیوانه
Shot
١٣٩٦/٠٦/٣١

685 دلقل در زبان لری بختیاری به معنی
دل و قلوه
Del qol
١٣٩٦/٠٦/٣١

686 چپ چواسه در زبان لری بختیاری به معنی
برعکس پوشیدن لباس
Chap cho vaseh
١٣٩٦/٠٦/٣١

687 چپخل در زبان لری بختیاری به معنی
کسی که درست راه نمی رود.
Chapxal
١٣٩٦/٠٦/٣١

688 چپری در زبان لری بختیاری به معنی
چپ ::چپه شدن.واژگون شدن
ری::رو.صورت.برعکس
Chaperi
١٣٩٦/٠٦/٣١

689 چپال در زبان لری بختیاری به معنی
چپ دست
١٣٩٦/٠٦/٣١

690 راستا در زبان لری بختیاری به معنی
سمت راست
Rasta
١٣٩٦/٠٦/٣١

691 راستاراست در زبان لری بختیاری به معنی
مستقیم برو.راست راست برو
Rastarast
١٣٩٦/٠٦/٣١

692 درمونی در زبان لری بختیاری به معنی
درمانی.دارویی برای درد
Darmoni
١٣٩٦/٠٦/٣١

693 درمون در زبان لری بختیاری به معنی
درمان
Darmon
١٣٩٦/٠٦/٣١

694 هشت در زبان لری بختیاری به معنی
گذاشت
Hesht
١٣٩٦/٠٦/٣١

695 هیلیس در زبان لری بختیاری به معنی
می گذاری او را
Helix
هیلیس کارانه کنه::می گذاری او کارها را انجام دهد

هیلیس ره::بگذار او برود
١٣٩٦/٠٦/٣١

696 هلره در زبان لری بختیاری به معنی
بگذار برود
Hel reh
١٣٩٦/٠٦/٣١

697 هلیا در زبان لری بختیاری به معنی
بگذار بیاید
هل::بگذار
یا ::بیاید.
Hel ea
١٣٩٦/٠٦/٣١

698 تینا در زبان لری بختیاری به معنی
تی::چشم
نا::گردن
مهره تی::
مهره ای که نقش چشم بر روی آن است و زنان لر بختیاری به گردن نوزاد آویزان می کنند ...
١٣٩٦/٠٦/٣١

699 وخت در زبان لری بختیاری به معنی
وقت.بخت.زمان.موقع
Vaxt
١٣٩٦/٠٦/٣٠

700 خوشوخت در زبان لری بختیاری به معنی
خوشبخت
وخت::بخت.وقت

یعنی در همه وقت خوش باشی
Xosh vaqt
١٣٩٦/٠٦/٣٠

701 سهیت در زبان لری بختیاری به معنی
سعی ات
Sahet
١٣٩٦/٠٦/٣٠

702 سی در زبان لری بختیاری به معنی
نگاه کن
Sae
سیل::نگاه بازدید.ملاقات
Sael

حروم سیل بس زنی::
حرام بهش نگاه بیندازی
*هیچ به ملاق ...
١٣٩٦/٠٦/٣٠

703 سهی در زبان لری بختیاری به معنی
تلاش.سعی
سهی کو انجومس بدی::سعی
کن آن را انجام دهی
Sahe
١٣٩٦/٠٦/٣٠

704 تیم در زبان لری بختیاری به معنی
تیم::چشم من
تی::چشم
م::من
Tim.tem


تیم::کنارم.پیشم.اطرافم. taem

تیم::.چه موقع
.
Tae ...
١٣٩٦/٠٦/٣٠

705 تیمار در زبان لری بختیاری به معنی
تی؛؛چشم
مار::مادر
Ti Mar
١٣٩٦/٠٦/٣٠

706 خورزمار در زبان لری بختیاری به معنی
خور::خواهر
ز:زاده
مار::مادر
به پسر خاله و دختر خاله می گویند
Xor ze mar
١٣٩٦/٠٦/٣٠

707 دودقل در زبان لری بختیاری به معنی
دو::دوره.نوبت
دقل::اشتباهی.غلط .زرنگ بازی
دودقل::نوبت تو زرنگ بازی کردی
Dav de qal
١٣٩٦/٠٦/٣٠

708 ات در زبان لری بختیاری به معنی
دست نزن.بندازش.نزار داخل دهان
اتس کن::بندازش
ات کن::چیز کثیف و آلوده را از داخل دهان در بیاور*با بچه ها*
ات ...
١٣٩٦/٠٦/٣٠

709 خلوی در زبان لری بختیاری به معنی
خرابی.
Xelavi
١٣٩٦/٠٦/٣٠

710 خراوی در زبان لری بختیاری به معنی
خرابی
Xeravi
١٣٩٦/٠٦/٣٠

711 تشنیز در زبان لری بختیاری به معنی

تش::آتش
نیز*نی ز*::نمی زند
تشنیز::تش نی ز
تش برق نمی زند
Tash ne za

معنی دیگر
دش*تش*:.دشت< ...
١٣٩٦/٠٦/٢٩

712 ویسات در زبان لری بختیاری به معنی
*وای ساده.واایستاده*.ایستاده
Vae sat
١٣٩٦/٠٦/٢٩

713 ویساده در زبان لری بختیاری به معنی
ایستاده
've sadeh
١٣٩٦/٠٦/٢٩

714 ویسا در زبان لری بختیاری به معنی
به ایست.
Ve sa
١٣٩٦/٠٦/٢٩

715 بوی ایچو بینم در زبان لری بختیاری به معنی
بیا اینجا ببینم
Biav icho benam
١٣٩٦/٠٦/٢٩

716 چندی در زبان لری بختیاری به معنی
چقدر.
Chan de
١٣٩٦/٠٦/٢٩

717 یه چی بگم در زبان لری بختیاری به معنی
یک چیزی بگویم
Ea chi begvm
١٣٩٦/٠٦/٢٩

718 نکو بوآم در زبان لری بختیاری به معنی
نکن پدرم*با بچه هستند*
Nako bavm
١٣٩٦/٠٦/٢٩

719 بگم در زبان لری بختیاری به معنی
بگویم
Be gom
١٣٩٦/٠٦/٢٩

720 بوره در زبان لری بختیاری به معنی
برو راه.برو به این راه
Borah
١٣٩٦/٠٦/٢٩

721 ز کیتالا در زبان لری بختیاری به معنی
از کی تا حالا
Ze cae tala
١٣٩٦/٠٦/٢٩

722 چن وختلا در زبان لری بختیاری به معنی
چند وقت تا حالا
Chan vaxtala
١٣٩٦/٠٦/٢٩

723 طایفه بورکی طایفه ای در بروجرد و ملایر بود این طایفه جز ایل کرایی بهداروند بود که زمان صفویی به لرستان کوچ داده شد
بعد به استان فارس کوچ داده شدند
١٣٩٦/٠٦/٢٨

724 بورکی جهرمی نام گروهی از لر های بختیاری از ایل کرایی بهداروند *بختیاروند *
بور ::به زبان لری بختیاری به معنی
گروه.دسته
این ایل ابتدا به بروجرد تبعید شد ...
١٣٩٦/٠٦/٢٨

725 خودا در زبان لری بختیاری به معنی
خدا
Xo da
خو::خوب
دا::مادر
خودا::مادر خوب
١٣٩٦/٠٦/٢٨

726 آه دم در زبان لری بختیاری به معنی
آدم
Ah dam
١٣٩٦/٠٦/٢٨

727 آمسه ام سال
در زبان لری بختیاری به معنی
امسال
ام سال::همه طول سال.همین سال.
همی سال::امی سال.همین سال.
هم سال::ام سال
همه سال::امه سال ...
١٣٩٦/٠٦/٢٨

728 آمسه ام یاری
در زبان لری بختیاری به معنی
همیاری.
Am eari
١٣٩٦/٠٦/٢٨

729 آمسه ام روز *ام رو*::
در زبان لری بختیاری به معنی
امروز

ام::هم.دوباره.همه
رو::روز
ام روز::هم روز شد.دوباره روز شد.

همه ی روز ...
١٣٩٦/٠٦/٢٨

730 آمسه در زبان لری بختیاری به معنی
ام::هم
داد::فریاد.کمک .یاری. خواستن
ام داد::امداد.هم خواستن.
هم فریاد.هم یاری.هم کمک

Am dad

١٣٩٦/٠٦/٢٨

731 شهرداد در زبان لری بختیاری به معنی
داد::فریاد.بخشید.داده.کمک
داد زی::فریاد زد
دادس مو::بخشیدش به من
ام داد خواسوم کسی نوی::
کمک خواستم کسی ن ...
١٣٩٦/٠٦/٢٨

732 مو چول در زبان لری بختیاری به معنی
درهم پیچیده
Mochol
موچوله::درهم پیچیده شده.مچاله
١٣٩٦/٠٦/٢٨

733 صوگند در زبان لری بختیاری به معنی
سوگند

صو ::صبح
گند::قند
صوگند::صبح قند.صبح شیرین.سوقند

سوگند::صبح شیرین.قسم به
صبح شیرین
...
١٣٩٦/٠٦/٢٨

734 راستی در زبان لری بختیاری به معنی
درستی.حقیقت.راستی
.راستش را بگو

راستی زه انجو اویدی::
راستش را بگو از آنجا آمدی
Rasti
١٣٩٦/٠٦/٢٨

735 سوگل در زبان لری بختیاری به معنی
صوگل
صو::صبح
صوگل::صبح گل.طلوع دوباره
گل
Sov gol.sav gol
١٣٩٦/٠٦/٢٨

736 سارا در زبان لری بختیاری به معنی
سا::سایه.آرامش
را::راه.زندگی
سارا::آرامش راه*آرامش دهنده
در راه زندگی *
.سایه راه::سایه زندگی
Sa ra. ...
١٣٩٦/٠٦/٢٨

737 کینو در زبان لری بختیاری به معنی
چه کسانی
کینو گوهدن::چه کسانی گفتند
Ke no
نام کوهی در مسجدسلیمان
١٣٩٦/٠٦/٢٨

738 کیان در زبان لری بختیاری به معنی
چه کسانی هستند

کیا وین:چه کسانی آمدند
Ke ean
١٣٩٦/٠٦/٢٨

739 خو در زبان لری بختیاری به معنی
خود
خوت بیو::خودت بیا
خوس::خودش
خوم::خودم
خوسون::خودشان.
Xo
١٣٩٦/٠٦/٢٨

740 ایارم در زبان لری بختیاری به معنی
می آورم
کتاو ایاری::کتاب را می آوری
ممد ایارم باخوم::محمد را با خودم می آورم
E earom
١٣٩٦/٠٦/٢٨

741 امسه در زبان لری بختیاری به معنی
همان موقع
امسه بس گو::همان موقع بهش گفت

امسه چه خردی::همان موقع چه خوردی
Am soh
١٣٩٦/٠٦/٢٨

742 کد در زبان لری بختیاری به معنی
کت.کمره ی کوه.
Kad
١٣٩٦/٠٦/٢٨

743 کتول در زبان لری بختیاری به معنی

غارهای دست نیافتنی.غاری که
در بالای کوه است
.غارهای که در قلعه سلاسل شوشتر قرار دارد *تونل*
Kat.katol
١٣٩٦/٠٦/٢٨

744 پشته در زبان لری بختیاری به معنی
بار سنگینی که بر پشت می گذارند و حمل می کنند
ام باشته.هم پشته.دوباره پشته ای دیگر
Posh tah
١٣٩٦/٠٦/٢٨

745 ام باشته در زبان لری بختیاری به معنی
انباشته.

ام باشته::هم پشته
پشته::بار سنگینی که بر پشت
می گذارند و حمل می کنند
ام پشته:هم بار سنگین
١٣٩٦/٠٦/٢٨

746 هشکی در زبان لری بختیاری به معنی
هیچ کس.هیچکس
Hesh ke
١٣٩٦/٠٦/٢٨

747 نرسی در زبان لری بختیاری به معنی
نرسید.دیر آمد .نرساند
Naresi
١٣٩٦/٠٦/٢٨

748 ام داد در زبان لری بختیاری به معنی
فریاد.دوباره فریاد بزن.هم فریاد

ام داد زیدم هش کی به
دادوم
نرسی::دوباره فریاد زدم
هیچ کس به کمکم ن ...
١٣٩٦/٠٦/٢٨

749 نامید در زبان لری بختیاری به معنی
نا امید
Naomed
١٣٩٦/٠٦/٢٧

750 دلناده در زبان لری بختیاری به معنی
نا امید.دل نهاده.
Del nadeh
١٣٩٦/٠٦/٢٧

751 ناده در زبان لری بختیاری به معنی
نهاده
Na deh
١٣٩٦/٠٦/٢٧

752 لو در زبان لری بختیاری به معنی
لب.کنار .بغل.
Lav

لوخند::لبخند
لورو::لب رود
لو تو ناده::بغل خانه نهاده
١٣٩٦/٠٦/٢٧

753 گلپ در زبان لری بختیاری به معنی
لپ
go lop
١٣٩٦/٠٦/٢٧

754 توچال در زبان لری بختیاری به معنی
خانه ای که در گودال می سازند
.
تو::خانه.اتاق
Tochal
١٣٩٦/٠٦/٢٧

755 چال در زبان لری بختیاری به معنی
گودال.
Chal
١٣٩٦/٠٦/٢٧

756 گوی در زبان لری بختیاری به معنی
می گویی.
goe
١٣٩٦/٠٦/٢٧

757 مر مر*می.میر*
در زبان لری بختیاری به معنی
مگر
Mar.mae.ma ear
١٣٩٦/٠٦/٢٧

758 همروزه در زبان لری بختیاری به معنی
امروزه.دوباره روز شد
Ham rozeh
١٣٩٦/٠٦/٢٧

759 هیمسال در زبان لری بختیاری به معنی
امسال.همین سال.
همسال::*همه ی طول سال
.همه سال.همین سال*
Haim sal

همیسالو خو نبی:امسال خوب
نبود*هم ...
١٣٩٦/٠٦/٢٧

760 همروز در زبان لری بختیاری به معنی
امروز.ام روز
همروز*همین روز*
Hemroz
١٣٩٦/٠٦/٢٧

761 امروز در زبان لری بختیاری می شود
ام روز*ام رو*::هم روز.همه روز.باز دوباره روز شد
Am roz
١٣٩٦/٠٦/٢٧

762 ام در زبان لری بختیاری به معنی
هم
Am
١٣٩٦/٠٦/٢٧

763 آمسه در زبان لری بختیاری به معنی
ام وسه*ام وسته*
ام :هم.دوباره
وسه::افتاده.
اموسته من ره کج::دوباره افتاد ه در راه خلاف*بی راهه*

آمسه ...
١٣٩٦/٠٦/٢٧

764 واران در زبان لری بختیاری به معنی
باران
واران*وارون*
Varan
واران
اسم دختر و اسمی کاملا آریایی
١٣٩٦/٠٦/٢٧

765 واپشت در زبان لری بختیاری به معنی
برگشت .
واپشت*ورگشت*
Vaposht
١٣٩٦/٠٦/٢٧

766 وا در زبان لری بختیاری به معنی
با.بر.
V a
وا سر زنین::بر سر خود بزنید
وا یک رهدن::با یکدیگر رفتند
١٣٩٦/٠٦/٢٧

767 وند در زبان لری بختیاری به معنی
انداخت.پرتاب کرد.
Vand
١٣٩٦/٠٦/٢٧

768 وست در زبان لری بختیاری به معنی
افتاد.سقوط
Vast
١٣٩٦/٠٦/٢٧

769 گیر در زبان لری بختیاری به معنی
گرفتار.

*گیرفتاد.گیر افتاد *
Gir
١٣٩٦/٠٦/٢٧

770 گیرافتا در زبان لری بختیاری به معنی
گیر افتاد
Girofta
١٣٩٦/٠٦/٢٧

771 کچیر در زبان لری بختیاری به معنی
کوچک
Kochir
١٣٩٦/٠٦/٢٧

772 کچیک در زبان لری بختیاری به معنی
کوچک
Kochik
١٣٩٦/٠٦/٢٧

773 درارم در زبان لری بختیاری به معنی
درآورم
Der arom
١٣٩٦/٠٦/٢٧

774 ایی را در زبان لری بختیاری به معنی
این راه.این طرف
I ra
١٣٩٦/٠٦/٢٧

775 اورا در زبان لری بختیاری به معنی
آن طرف.آن راه
Ovra
١٣٩٦/٠٦/٢٧

776 زی در زبان لری بختیاری به معنی
زدن
زیدم::زدم
ازنی::می زنی
زی یو ره::زد و رفت
Zae
١٣٩٦/٠٦/٢٧

777 سلا در زبان لری بختیاری به معنی
اختیار.اجازه
Sela
سلا نداروم::اختیار ندارم
١٣٩٦/٠٦/٢٧

778 خوی در زبان لری بختیاری به معنی
می خواهی
Xoe
١٣٩٦/٠٦/٢٧

779 دتی در زبان لری بختیاری به معنی
کلمه ای که سگ را از خود دور
می کنند.
دتی::کثیف.دور شو کثیف
Deti

در زبان انگلیسی
Dereti::کثیف
١٣٩٦/٠٦/٢٧

780 دروزن در زبان لری بختیاری به معنی
دروغ زننده.
١٣٩٦/٠٦/٢٧

781 دروگو در زبان لری بختیاری به معنی
دروغگو
Doro go
١٣٩٦/٠٦/٢٧

782 دروزن در زبان لری بختیاری به معنی
دروغ گو.
درو::دروغ
Doro zan
١٣٩٦/٠٦/٢٧

783 لچ لچ در زبان لری بختیاری به معنی
مزه مزه کردن خوراکی بصورتی
که صدای لب ها به گوش
برسد.
لچ::لب
Loch
١٣٩٦/٠٦/٢٧

784 کت در زبان لری بختیاری به معنی
پاره
Kot
١٣٩٦/٠٦/٢٧

785 گده در زبان لری بختیاری به معنی
شکم
gedh
١٣٩٦/٠٦/٢٧

786 کرایی کرایلی *گرایلی*::
نام طایفه ترک زبان در مازندران
نام یکی از تیره های آن شاکی

طایفه شاکی بختیاروند در شوشتر. مسجدسلیمان .فارسان
١٣٩٦/٠٦/٢٧

787 کرایی طایفه قرایی در روستای بختیاری در شهر ابرکوه یزد
مردم این روستا به زبان ترکی حرف می زنند
این طایفه از ایل کرایی بهداروند*بختیاروند * می باشد که ...
١٣٩٦/٠٦/٢٧

788 کرایی ایل کرایی بهداروند

معنی نام بهبهان
به ::بهترین
بهان::بهون سیاه چادر بختیاری ها
بهون::به هون
بهون::بهترین خانه
هون::خانه
ب ...
١٣٩٦/٠٦/٢٧

789 کرایی منطقه کوروارکان ::
کورو::کوروش
ارکان::ارجان،نام قدیم بهبهان
١٣٩٦/٠٦/٢٧

790 کرایی شهر کوار در استان فارس
طایفه بورکی بختیاری ساکن در آن شهر است
بور به زبان لری بختیاری به معنی
دسته.گروه
بورکی:::گروه کرایی.بورکرایی
١٣٩٦/٠٦/٢٧

791 کرایی نام محل سکونت ایل کرایی بهداروند در کوروارکان در بین بهبهان و کهگیلویه بود

کورو ::کوروش
ارکان ::ارجان.نام قدیم بهبهان
١٣٩٦/٠٦/٢٧

792 کرائی نام منطقه سکونت ایل کرایی بهداروند در کوروارکان در بین بهبهان و کهگیلویه بود

کورو::کوروش
ارکان::ار جان.نام قدیم بهبهان
١٣٩٦/٠٦/٢٧

793 کم درد در زبان لری بختیاری به معنی
شکم درد
gom dard
١٣٩٦/٠٦/٢٧

794 کمو در زبان لری بختیاری به معنی
شکمو
کمو*کمین *
Komo.komin
١٣٩٦/٠٦/٢٧

795 گرور در زبان لری بختیاری به معنی
اطراف .دور اطراف
grver
١٣٩٦/٠٦/٢٧

796 گر در زبان لری بختیاری به معنی
اطراف.گرد.

به گرس نرو::به گرد او نرو

ger
١٣٩٦/٠٦/٢٧

797 گر در زبان لری بختیاری به معنی
آتش.شعله آتش
gor
١٣٩٦/٠٦/٢٧

798 گروهد در زبان لری بختیاری به معنی
در رفتن.فرار کردن.
gorod
١٣٩٦/٠٦/٢٧

799 گرهده در زبان لری بختیاری به معنی
گرفته.عصبانی.ناراحت. دلخور
Gerhdeh
١٣٩٦/٠٦/٢٧

800 آسمون گره در زبان لری بختیاری به معنی
رعدو برق زدن.
گره::گرفته.عصبانی
Asemon gereh
١٣٩٦/٠٦/٢٧

801 هم زوون در زبان لری بختیاری به معنی
هم زبان
Ham zoon
١٣٩٦/٠٦/٢٧

802 همزمون در زبان لری بختیاری به معنی
همزمان
Ham zamovn
١٣٩٦/٠٦/٢٧

803 مندگار در زبان لری بختیاری به معنی
ماندگار.جاودانه. نام پسر
Mode gar
١٣٩٦/٠٦/٢٧

804 نمدار در زبان لری بختیاری به معنی
نامدار.مشهور
Nomdar
١٣٩٦/٠٦/٢٧

805 نماور در زبان لری بختیاری به معنی
نام آور
Nomavar
١٣٩٦/٠٦/٢٧

806 بمانی در زبان لری بختیاری به معنی
زنده باشی
١٣٩٦/٠٦/٢٧

807 خلیلی روستای کوشک خلف سفلی
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٢٧

808 خلیلی روستای کنجی کال دهستان زیلایی ١٣٩٦/٠٦/٢٧

809 خلیلی روستای کوشک خلف
دهستان زیلایی ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٢٧

810 ام*اوی* در زبان لری بختیاری به معنی
آمد
Am a.oma.ovae
یو دو ما امم سر کار::این دو ماه
امدم سرکار
١٣٩٦/٠٦/٢٧

811 هورامان در زبان لری بختیاری به معنی
خورشید آمد

به گفته هینتس::
زبان مردم هورامی جزء زبان های آنزانی و به زبان
لری بختیاری شبیه است

ا ...
١٣٩٦/٠٦/٢٧

812 خست در زبان لری بختیاری به معنی
خسته
Kas ta
١٣٩٦/٠٦/٢٧

813 خستم در زبان لری بختیاری به معنی
خسته ام
Kas tam
١٣٩٦/٠٦/٢٧

814 آ واد در زبان لری بختیاری به معنی
آباد.آبادانی
Avad
١٣٩٦/٠٦/٢٧

815 برشتین در زبان لری بختیاری به معنی
برشته کردید
Bershtin
١٣٩٦/٠٦/٢٧

816 برعسک در زبان لری بختیاری به معنی
برعکس
Bar ask
١٣٩٦/٠٦/٢٧

817 بمونی در زبان لری بختیاری به معنی
بمانی.زنده باشی
Bemoni
١٣٩٦/٠٦/٢٧

818 بسکم در زبان لری بختیاری به معنی
شاید
Bse kom
١٣٩٦/٠٦/٢٧

819 بلکم در زبان لری بختیاری به معنی
شاید
Balkom
١٣٩٦/٠٦/٢٧

820 بفا در زبان لری بختیاری به معنی
وفا
Bafa
١٣٩٦/٠٦/٢٧

821 بی تاو در زبان لری بختیاری به معنی
بی تاب .بی قرار
Be tav
١٣٩٦/٠٦/٢٧

822 دس در زبان لری بختیاری به معنی
دست
Das
١٣٩٦/٠٦/٢٧

823 بی دس پا در زبان لری بختیاری به معنی
پخمه.دست و پا چلفتی
Be dase pa
١٣٩٦/٠٦/٢٧

824 بن در زبان لری بختیاری به معنی
پایین .زیر.
بن که::پایین کوه
بن قالی بنیر ::زیر قالی نگاه
کن
Bon
١٣٩٦/٠٦/٢٧

825 یدموو در زبان لری بختیاری به معنی
یک دم.یک لحظه

Ea da mov
١٣٩٦/٠٦/٢٧

826 واتنی در زبان لری بختیاری به معنی
با تو نیستم
Va to ne
١٣٩٦/٠٦/٢٧

827 وس در زبان لری بختیاری به معنی
بهش

وس گوهدم::به او گفتم
Ves
١٣٩٦/٠٦/٢٧

828 واتونوم در زبان لری بختیاری به معنی
با تو هستم
Va to nom
١٣٩٦/٠٦/٢٧

829 پوس در زبان لری بختیاری به معنی
پوست
پوس کلف::پوست کلفت
Pos
١٣٩٦/٠٦/٢٧

830 پره در زبان لری بختیاری به معنی
پریروز
Pa reh
١٣٩٦/٠٦/٢٧

831 بی کس در زبان لری بختیاری به معنی
تنها.غریب
Be kas
١٣٩٦/٠٦/٢٧

832 اووید در زبان لری بختیاری به معنی
آمد
Oved
١٣٩٦/٠٦/٢٧

833 بشی در زبان لری بختیاری به معنی
بنشین

Be shi
١٣٩٦/٠٦/٢٧

834 بسم در زبان لری بختیاری به معنی

شاید

یه کاری کن بسم وی::یک
کاری بکن شاید آمد
Basovm
١٣٩٦/٠٦/٢٧

835 سرشو در زبان لری بختیاری به معنی
سرشب
Sare shav
١٣٩٦/٠٦/٢٧

836 بوین در زبان لری بختیاری به معنی
ببین
Bevin
١٣٩٦/٠٦/٢٧

837 دبست در زبان لری بختیاری به معنی
تعطیل کرد.بستن .

دبست دی بیوو::دیگه بیا
تعطیل کرد *بازار.مغازه *
De bast
١٣٩٦/٠٦/٢٧

838 زوون در زبان لری بختیاری به معنی
زبان

Zoon
١٣٩٦/٠٦/٢٧

839 زوون در زبان لری بختیاری به معنی
زبان

Zoon
١٣٩٦/٠٦/٢٧

840 اسبی در زبان لری بختیاری به معنی
سفید
Es bi
١٣٩٦/٠٦/٢٦

841 زینه در زبان لری بختیاری به معنی
زن
Zeneh
١٣٩٦/٠٦/٢٦

842 زیندگی در زبان لری بختیاری به معنی
زندگی
Zin dagi
١٣٩٦/٠٦/٢٦

843 ته در زبان لری بختیاری به معنی
تو.شما
Toh
١٣٩٦/٠٦/٢٦

844 سوته در زبان لری بختیاری به معنی
سوخته
Soteh
١٣٩٦/٠٦/٢٦

845 وینم در زبان لری بختیاری به معنی
ببینم
Vinom
١٣٩٦/٠٦/٢٦

846 هست در زبان لری بختیاری به معنی
استخوان
Hast
١٣٩٦/٠٦/٢٦

847 اوستخوو در زبان لری بختیاری به معنی
استخوان
Ostekon
١٣٩٦/٠٦/٢٦

848 استم در زبان لری بختیاری به معنی
هستم.وجود دارم

Astam
١٣٩٦/٠٦/٢٦

849 اسپ در زبان لری بختیاری به معنی
اسب
Asp
١٣٩٦/٠٦/٢٦

850 تل در زبان لری بختیاری به معنی
تلخ
Tale
١٣٩٦/٠٦/٢٦

851 تل در زبان لری بختیاری به معنی
تپه
Tol
١٣٩٦/٠٦/٢٦

852 تل در زبان لری بختیاری به معنی
سنگ
Tal
١٣٩٦/٠٦/٢٦

853 مینجات در زبان لری بختیاری به معنی
خشتک
Minjat
١٣٩٦/٠٦/٢٦

854 مینجا در زبان لری بختیاری به معنی
وسط
Minja
١٣٩٦/٠٦/٢٦

855 مین در زبان لری بختیاری به معنی
مغز
Min
مین پیکه::مغزش پوچ است مین کلس چی نی::مغزی در کله اش نیست
١٣٩٦/٠٦/٢٦

856 یه در زبان لری بختیاری به معنی
این
Eh
١٣٩٦/٠٦/٢٦

857 یو در زبان لری بختیاری به معنی
این
Eo
١٣٩٦/٠٦/٢٦

858 حرای در زبان لری بختیاری به معنی
فریاد
Ho rae
١٣٩٦/٠٦/٢٦

859 دلاش در زبان لری بختیاری به معنی
تلاش
Dalash
١٣٩٦/٠٦/٢٦

860 پسین پسین*پستو*::در زبان لری بختیاری به اتاق آخری می گویند.آخرین
١٣٩٦/٠٦/٢٦

861 نر در زبان لری بختیاری به معنی
مرز زمین.
Nara
١٣٩٦/٠٦/٢٦

862 سمون در زبان لری بختیاری به معنی
مرز باغ.مرز زمین
Somon
١٣٩٦/٠٦/٢٦

863 گمون در زبان لری بختیاری به معنی
گمان
Gemon
١٣٩٦/٠٦/٢٦

864 توداران در زبان لری بختیاری همان
تودارون است
کسانی که خانه های زیادی دارند
تو::خانه .اتاق
To daron
١٣٩٦/٠٦/٢٦

865 خوو فیچ در زبان لری بختیاری به معنی
تب خال
خوو::خواب
فیچ::برجسته.جهش.رشد
خالی که در اثر تب کردن در خواب رشد می کند

Kav fich
١٣٩٦/٠٦/٢٦

866 توحال در زبان لری بختیاری به معنی
تب خال
Tav kal
١٣٩٦/٠٦/٢٦

867 طایفه پلنگ برفتان این طایفه در روستای برفتان بخش کمالان در شهر علی آباد کتول در استان گلستان

معنی برفتان به زبان لری بختیاری ::روبروی آفتاب
.در زیر آفتاب
١٣٩٦/٠٦/٢٦

868 برغان منطقه برغان *بیرگان.برگان*محل سکونت ایل منجزی در کوهرنگ است

زبان منجی برغانی زبان بختیاری های فاتح هند ،ساکن در کشمیر.سین کیانگ چین.خیبر
.س ...
١٣٩٦/٠٦/٢٦

869 رخ خو در زبان لری بختیاری به معنی
رخ::رخت
خو::خواب

رختخواب

Rak kave
١٣٩٦/٠٦/٢٦

870 رخ در زبان لری بختیاری به معنی
رخت و لباس
Rak
١٣٩٦/٠٦/٢٦

871 رخ در زبان لری بختیاری به معنی

نشان دادن.
Rok
١٣٩٦/٠٦/٢٦

872 رخ در زبان لری بختیاری به معنی
رخت.صورت.قیافه
Rek
١٣٩٦/٠٦/٢٦

873 شاهین نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی
شاه خون ریز

هین::خین.خون
Sha hin
١٣٩٦/٠٦/٢٦

874 شایین نام پسر در زبان لری بختیاری
به معنی
شاهین
Shain
١٣٩٦/٠٦/٢٦

875 نرقه در زبان لری بختیاری به معنی

نقره
Nor qeh
١٣٩٦/٠٦/٢٦

876 ماطلا نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی

ماه طلایی

Ma tela
١٣٩٦/٠٦/٢٦

877 مارموز در زبان لری بختیاری به معنی


مرموز .غیر عادی
Mar moz
١٣٩٦/٠٦/٢٦

878 روشنا نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
روشنایی

Roshna
١٣٩٦/٠٦/٢٦

879 روشن نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی

نورانی.
Roshen

١٣٩٦/٠٦/٢٦

880 یلدا در زبان لری بختیاری به معنی
یل::پهلوان
دا::مادر
پهلوان مادر.
Eal da
١٣٩٦/٠٦/٢٦

881 شکرته شکرته::در زبان لری بختیاری
به قسمتی از محصول که در
زمین
نسبتا کوچک رشد بهتری
نسبت به سایر محصول داشته
می گویند

Seh kerth
١٣٩٦/٠٦/٢٦

882 چکرد در زبان لری بختیاری به معنی

چه کرد
Chekrd
١٣٩٦/٠٦/٢٦

883 گازر در زبان لری بختیاری به معنی

نوعی پروانه.به رنگ سبز.
قهوه ای.سیاه و سفید

Gazar
١٣٩٦/٠٦/٢٦

884 شرط رنج در زبان لری بختیاری به معنی
شطرنج

شرط برنده شدن در رنج
کشیدن است

شرطنج*شرط رنج*
Shart ranj
١٣٩٦/٠٦/٢٦

885 کارن در زبان لری بختیاری به معنی
کشت می کنند.می کارند

Karen
١٣٩٦/٠٦/٢٦

886 بوربور در زبان لری بختیاری به معنی
دسته.گروه.جمعیت
بوربور::گروه گروه

طایفه بوربورن*برون* در ایل کیانرسی چهارلنگ لربختیاری
ساکن در اصفهان ...
١٣٩٦/٠٦/٢٦

887 متا نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
مهتاب. مه تا

ماه زیبا.

تا::تک.زیبا.سوا.
Mata
١٣٩٦/٠٦/٢٦

888 متی نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
مهتاب.
Mata
١٣٩٦/٠٦/٢٦

889 مهتاوون نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
ماه تابان.مهتابان
Mah tavon
١٣٩٦/٠٦/٢٦

890 سیماه نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
برای ماه.

سیما::سیماه
سی:برای
ما::ماه

Si mah
١٣٩٦/٠٦/٢٦

891 شیماه نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
شیما
شی::عروسی
ما::ماه

شیما::عروسی ماه

Shi mah
١٣٩٦/٠٦/٢٦

892 شی در زبان لری بختیاری به معنی
عروسی .ازدواج
Shi
١٣٩٦/٠٦/٢٦

893 مهشید مه::ماه
شید::شیدایی.عاشقی

ماه با پرتو نور خود عاشقی را به همه
انتقال می دهد
و همه
را عاشق و شیدای خود می کند
Mah shid
١٣٩٦/٠٦/٢٦

894 لچک لچک*له چک*::::پارچه ایی زینتی که به منجق
و پول های قدیمی.مهره.
تزئین می شود و زنان قوم لر
بر موهای سر خود قرار می دهند
ل.*la*:پارچه ی کو ...
١٣٩٦/٠٦/٢٦

895 خیل در زبان لری بختیاری به معنی
خیلی.زیاد
Kael
١٣٩٦/٠٦/٢٦

896 گوو باز در زبان لری بختیاری به معنی
گاوباز.گاوپرست.به مردم کاولی.
که از هند آمده اند می گویند
goobaz
١٣٩٦/٠٦/٢٦

897 دوزیس در زبان لری بختیاری به معنی
دوختن
Dozis
١٣٩٦/٠٦/٢٦

898 تگله در زبان لری بختیاری به معنی
دوختن.تعمیر لباس
Te geleh
١٣٩٦/٠٦/٢٦

899 دریا در زبان لری بختیاری به معنی
دریا

Der ea
١٣٩٦/٠٦/٢٦

900 سعید لرزنی طایفه ای از ایل بهداروند در شوشتر.مسجدسلیمان.ایذه said lorzeni ١٣٩٦/٠٦/٢٦

901 گوروئی نام طایفه ای از ایل دینارونی
هفت لنگ لر بختیاری
در ایذه. مسجدسلیمان

گوروئی :گئورویی.برادر نیرومند.پهلوان بزرگ

گو::پهلوان.برادر. ...
١٣٩٦/٠٦/٢٦

902 گولان در زبان لری بختیاری به معنی
گل ها
Golan
١٣٩٦/٠٦/٢٥

903 درنه در زبان لری بختیاری به معنی
در نهاندن.از دست دادن

Dar neh
١٣٩٦/٠٦/٢٥

904 امی در زبان لری بختیاری به معنی
امید.آرزو
Ome
١٣٩٦/٠٦/٢٥

905 تاتی تاتی*تات.تته.تاته*::
در زبان لری بختیاری به معنی
عمو.فرد با تجربه.پیرمرد.شجاع

Ta tae
١٣٩٦/٠٦/٢٥

906 تهده هده*تته*
در زبان لری بختیاری به معنی
گهواره چوبی برای نوزاد
Tahdeh.tateh

تهد معادل ::مهد
١٣٩٦/٠٦/٢٥

907 گیوه کفش مردان لر بختیاری
gi veh
١٣٩٦/٠٦/٢٥

908 پوزار در زبان لری بختیاری به معنی
کفش.پاافزار
Pav zar
١٣٩٦/٠٦/٢٥

909 پاپوش در زبان لری بختیاری به معنی
کفش.دمپایی
Paposh
١٣٩٦/٠٦/٢٥

910 دوشک در زبان لری بختیاری به معنی
تشک
Do shak
١٣٩٦/٠٦/٢٥

911 شایت در زبان لری بختیاری به معنی
شاید
Sha eat
١٣٩٦/٠٦/٢٥

912 بل در زبان لری بختیاری به معنی
شاید
Bal
١٣٩٦/٠٦/٢٥

913 بلکم در زبان لری بختیاری به معنی
شاید
Bal kom
١٣٩٦/٠٦/٢٥

914 رنده در زبان لری بختیاری به معنی
خسیس.

Ren deh
١٣٩٦/٠٦/٢٥

915 درنده در زبان لری بختیاری به معنی
درنده: darandeh

Deren deh
١٣٩٦/٠٦/٢٥

916 کر در زبان لری بختیاری و به معنی
پسر.
کر:کوه راست قامت.کوهی که عظمت
خود را به رخ می کشد

Kor

رود کر در استان فارس

رود کر ...
١٣٩٦/٠٦/٢٥

917 جله در زبان لری بختیاری به معنی
جوان
Jaleh
١٣٩٦/٠٦/٢٥

918 جقله در زبان لری بختیاری به معنی
جوان.پسر.
Jeqe leh
١٣٩٦/٠٦/٢٥

919 جال در زبان لری بختیاری به معنی
جوان.نیرومند
Jal
١٣٩٦/٠٦/٢٥

920 جال در زبان لری بختیاری به معنی
جوان.نیرومند
Jal
١٣٩٦/٠٦/٢٥

921 جال در زبان لری بختیاری به معنی
جوان.نیرومند
Jal
١٣٩٦/٠٦/٢٥

922 جال در زبان لری بختیاری به معنی
جوان.نیرومند
Jal
١٣٩٦/٠٦/٢٥

923 نرمه در زبان لری بختیاری به معنی
نمره.شماره.پلاک..
Normeh
١٣٩٦/٠٦/٢٥

924 نوم در زبان لری بختیاری به معنی
نام.اسم.
Nom
١٣٩٦/٠٦/٢٥

925 روارو در زبان لری بختیاری به معنی
راه را دنبال کن برو.از همین جاده
Ravarav
١٣٩٦/٠٦/٢٥

926 روو در زبان لری بختیاری به معنی
برو.رد پا.خط.راه.
Rave
١٣٩٦/٠٦/٢٥

927 هی در زبان لری بختیاری به معنی
همیشه
Hae
١٣٩٦/٠٦/٢٥

928 کن در زبان لری بختیاری به معنی

تعمیر لباس

یه کن بزه به همی جوو:همین
جامه را تعمیر کن
Kan

١٣٩٦/٠٦/٢٥

929 اک در زبان لری بختیاری به معنی
زخمی شدن.صدمه دیدن.
ابراز تآسف *آه.ای*

اک پام::پایم صدمه دید

اک وای دیدی چه اویی
:: ای وای دیددی ...
١٣٩٦/٠٦/٢٥

930 کن کن mal در زبان لری بختیاری به معنی
کوچ عشایر.بار کندن از جایی
*جابجایی کردن خانه*
Kan kan mal
١٣٩٦/٠٦/٢٥

931 کن کن در زبان لری بختیاری به معنی
نخ کش شدن لباس.کنده کنده
Kan kan
١٣٩٦/٠٦/٢٥

932 زج در زبان لری بختیاری به معنی
زجر.سختی.
Zaj
١٣٩٦/٠٦/٢٥

933 ممدلی در زبان لری بختیاری به معنی
محمد علی
Mamdali
١٣٩٦/٠٦/٢٥

934 ممد در زبان لری بختیاری به معنی
محمد
Mamad
١٣٩٦/٠٦/٢٥

935 مهمید در زبان لری بختیاری به معنی
محمود
Mahmid
١٣٩٦/٠٦/٢٥

936 میتی در زبان لری بختیاری به معنی

مهدی
Maeti
١٣٩٦/٠٦/٢٥

937 کنار در زبان لری بختیاری به معنی
پیش.گوشه.بغل.جفت هم
.
Kenar
١٣٩٦/٠٦/٢٥

938 همسا در زبان لری بختیاری به معنی
با چند نفر زیر یک سایه نشسته باشی*در کنار هم*.هم سایه.همسایه

Hamsa
١٣٩٦/٠٦/٢٥

939 حساو در زبان لری بختیاری به معنی
حساب.طلب.کتک

Hesav
١٣٩٦/٠٦/٢٤

940 احتصاو در زبان لری بختیاری به معنی
اعتصاب

Ehtesav
١٣٩٦/٠٦/٢٤

941 روبیت در زبان لری بختیاری به معنی
کلامی طنز و منظور دار
Ro baet
١٣٩٦/٠٦/٢٤

942 اوزمی در زبان لری بختیاری به معنی
آزمایش.امتحان کردن کسی
.برانداز کردن کسی.زیر نظر داشتن کسی.نگاه
Oz mi
١٣٩٦/٠٦/٢٤

943 شوگار در زبان لری بختیاری به معنی

شب.شبها .

معادل روزگار

Shogar
١٣٩٦/٠٦/٢٤

944 دویت در زبان لری بختیاری به معنی
داوود
Davit
در انگلیسی :دیوید
در اسپانیایی :داوید
١٣٩٦/٠٦/٢٤

945 هاشوم در زبان لری بختیاری به معنی
هاشم
Hashom
١٣٩٦/٠٦/٢٤

946 کاظوم در زبان لری بختیاری به معنی
کاظم

Kazom
١٣٩٦/٠٦/٢٤

947 شاتیر در زبان لری بختیاری به معنی
ساتور

شاتیر:برنده تر
از تیر
Shatir
١٣٩٦/٠٦/٢٤

948 کیوان نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی

کیوون::همان قلاسنگ است
وسیله ای که سنگ در آن می گذارند و پرتاب می کنند
Kevon
١٣٩٦/٠٦/٢٤

949 طایفه پلنگ طایفه خلیلی بیگیوند زیلایی از ایل منجزی پلنگ
یکی از نه طایفه ایل منجزی

شجرنامه ایل منجزی بختیاروند
1-شیخ محمد عالی خان بختیاروند
...
١٣٩٦/٠٦/٢٤

950 طایفه پلنگ طایفه پلنگی در روستای پاریگ فاریاب کرمان
ساکن در نرماشیر.کهنوج.رودبار.
جیرفت.سیستان.زاهدان

تیره ها
پلنگ و شهریار
١٣٩٦/٠٦/٢٤

951 قدم خیر نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی

خیر بودن تولد.پای پاک .پای نیک به دنیا گذاشته .قدم مبارک
Qedm kaer

١٣٩٦/٠٦/٢٤

952 کفول در زبان لری بختیاری به معنی
نام دختر :کفایت
کفول::کافی .
Kafol
١٣٩٦/٠٦/٢٤

953 شیون در زبان لری بختیاری به معنی

عزاداری.مصیبت.عزا.بدبختی


١٣٩٦/٠٦/٢٤

954 فلوومرز در زبان لری بختیاری به معنی
فرامرز
Felov marz
١٣٩٦/٠٦/٢٤

955 فلا در زبان لری بختیاری به معنی
فرامرز
Fela
١٣٩٦/٠٦/٢٤

956 فلامرز در زبان لری بختیاری به معنی
فرامرز
Fela marz
١٣٩٦/٠٦/٢٤

957 کامویز در زبان لری بختیاری به معنی

کامبیز

Kam viz
١٣٩٦/٠٦/٢٤

958 بیژن در زبان لری بختیاری به معنی
بیژن
Bi jen
١٣٩٦/٠٦/٢٤

959 مریم
در زبان پارسی
مریم


ماریا
ماری.مری
در زبان های اروپایی


Mar eam

١٣٩٦/٠٦/٢٤

960 کینوو در زبان لری بختیاری به معنی
چه کسانی

Ke nov
١٣٩٦/٠٦/٢٤

961 کیا در زبان لری بختیاری به معنی

چه کسانی
کیا وین بی::چه کسانی آمده بودند
Kea
١٣٩٦/٠٦/٢٤

962 کی در زبان لری بختیاری به معنی

چه کسی

با کی رهدی هونس::با چه
کسی رفتی خانه اش
Ke
١٣٩٦/٠٦/٢٤

963 پستو در زبان لری بختیاری به معنی
اتاق آخری
تو::اتاق.خانه
Pasto
١٣٩٦/٠٦/٢٤

964 پسین در زبان لری بختیاری به معنی
عصر.کسی که پس از همه آمده
.آخری
١٣٩٦/٠٦/٢٤

965 وارسی در زبان لری بختیاری به معنی
برسی کرد.انجام داد
Vara si
١٣٩٦/٠٦/٢٤

966 نرهدم در زبان لری بختیاری به معنی

نرفتم
Narah dom
١٣٩٦/٠٦/٢٤

967 جیر در زبان لری بختیاری به معنی

جگر

Je ear
١٣٩٦/٠٦/٢٤

968 گوسند در زبان لری بختیاری به معنی
گوسفند

Gosend
١٣٩٦/٠٦/٢٤

969 خریم در زبان لری بختیاری به معنی
خریدم
Kerim
١٣٩٦/٠٦/٢٤

970 جر در زبان لری بختیاری به معنی

جگر.دعوا.بگو مگو

یه جر گوسند خریم :یک جگر
گوسفند خریدم
Jar
١٣٩٦/٠٦/٢٤

971 همی در زبان لری بختیاری به معنی
همین
Hami
١٣٩٦/٠٦/٢٤

972 همونه در زبان لری بختیاری به معنی
همان.همان است
Hamone
١٣٩٦/٠٦/٢٤

973 در در زبان لری بختیاری به معنی
سربالایی تند بین دوکوه.بالای
ستون فقرات نزدیک گردن را نیز می گویند

کرت زه همو در ره بالا::
پسرت از همان ...
١٣٩٦/٠٦/٢٤

974 ایقدر در زبان لری بختیاری به معنی
اینقدر.آنقدر
Iqodar
١٣٩٦/٠٦/٢٣

975 ورست در زبان لری بختیاری به معنی
بلند شو.بر ایستادن
Verest
١٣٩٦/٠٦/٢٣

976 چنه در زبان لری بختیاری به معنی
حرف.چانه زدن.فک
چندی چنه زنه::چقدر چانه می زند

ایقدر چنه زنه تا ور ستی ری::
آنقدر حرف می زند تا بلند شوی ...
١٣٩٦/٠٦/٢٣

977 ار در زبان لری بختیاری به معنی
اگر
Ar
١٣٩٦/٠٦/٢٣

978 ایر در زبان لری بختیاری به معنی
اگر
Aear
١٣٩٦/٠٦/٢٣

979 اندوم در زبان لری بختیاری به معنی
اندام.قد.
Andom
١٣٩٦/٠٦/٢٣

980 تیز در زبان لری بختیاری به معنی

سریع .برنده.تند

تیز ی رو::زود برو
چقوو تیز ::چاقوی تیز
فلفلها تیزن::فلفل ها تندند
Tiz
١٣٩٦/٠٦/٢٣

981 ریم در زبان لری بختیاری به معنی
برویم.صورتم
Rim
ریمه بشوروم::صورتم را
بشو رم
ریم هونه::برویم خانه
١٣٩٦/٠٦/٢٣

982 جلد در زبان لری بختیاری به معنی

سریع.زود.تند و تیز.


جلدی بیوو ریم:زود بیا برویم
Jald
١٣٩٦/٠٦/٢٣

983 بصره نام شهری در کشور عراق

نام قدیم این شهر بهشت آباد
اردشیر یکی از شهرهای ایران در زمان امپراتوری ساسانیان بود
بدلیل اهمیت زیاد این شهر راه ...
١٣٩٦/٠٦/٢٣

984 اووذر در زبان لری بختیاری به معنی

ابوذر
Avozar
١٣٩٦/٠٦/٢٣

985 اووذر در زبان لری بختیاری به معنی

ابوذر
Avozar
١٣٩٦/٠٦/٢٣

986 نیره در زبان لری بختیاری به معنی

نمی رود
Nireh
١٣٩٦/٠٦/٢٣

987 ریوند در زبان لری بختیاری به معنی

رو انداختن.درخواست کردن
Rivand
١٣٩٦/٠٦/٢٣

988 سازگار جمله لری بختیاری
غیرتس ساز نی اورد ره به دینس ددیس::
غیرتش( اجازه نداد) رفت به دنبالش
خواهرش

*قانع نشد*

Saz

١٣٩٦/٠٦/٢٣

989 سازگار جمله لری بختیاری
وا با زندیی سازه::باید با زندگی بسازد*مدارا کند *
Sazeh
١٣٩٦/٠٦/٢٣

990 سازگار در زبان لری بختیاری به معنی
کسی که با همه سختی ها و مشکلات
مبارزه می کند
١٣٩٦/٠٦/٢٣

991 جمست در زبان لری بختیاری به معنی
تکان خورد.جابجا شد
jomest
١٣٩٦/٠٦/٢٣

992 جم جیلا در زبان لری بختیاری به معنی
تکان خوردن.جنب وجوش
Jom jila
١٣٩٦/٠٦/٢٣

993 جمنی در زبان لری بختیاری به معنی
تکان داد.زد
Jomni
١٣٩٦/٠٦/٢٣

994 نجمه در زبان لری بختیاری به معنی
تکان نخورد
Najomeh
١٣٩٦/٠٦/٢٣

995 مار ملیک مار ملیک*مارملک*
در زبان لری بختیاری به معنی
مارمولک
*مار می لیک*
می::داخل.درون
لیک::سوراخی در دیوار یا کوه

ماری که در ...
١٣٩٦/٠٦/٢٣

996 کهنه در زبان لری بختیاری به معنی
کهنه
Kohnah
١٣٩٦/٠٦/٢٣

997 لکه در زبان لری بختیاری به معنی
پارچه.پارچه کهنه

Lekeh. LAKeh
١٣٩٦/٠٦/٢٣

998 لکر در زبان لری بختیاری به معنی

از پیشش تکان نمی خورد.دو دوستی که همیشه با هم هستند.او را رها نمی کند.نزار
در بره

لکرس ول نکنی تا بدبخت ...
١٣٩٦/٠٦/٢٣

999 مسعود بختیاری بهمن علاءالدین معروف به مسعود بختیاری
خواننده ی لر بختیاری
و پدر زبان لر بختیاری .کسی که زبان لر بختیاری را زنده نگه داشت
او از تیره زیلای ...
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1000 بهنام محمدی شهید 13ساله مسجدسلیمانی
و همرزم شهید حسین فهمیده

مرقد این شیر مرد وطن
بر روی تپه ای روبروی ترمینال
برون شهری مسجدسلیمان در
در پار ...
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1001 قیصر امین پور شاعر شعر نو.
از قوم لربختیاری
شهر گتوند خوزستان
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1002 مهرداد اوستا شاعر لر زبان بروجردی
استان لرستان
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1003 فایز شاعر لر زبان در شهر دشتی
بوشهر

فایز ::سبکی از خواندن، نواهای
محلی لر بختیاری شده است
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1004 باباطاهر شاعر لر زبان همدانی
دوبیتی های این شاعر معروف
است
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1005 یاسبری نام شهری در مجارستان
مردم این شهر ایرانی هستند
از قوم آلان


قوم آلان ها *اوس ها.آس ها.یاس ها*ساکن در
در جمهوری های اوستیا*است ...
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1006 کاتالانیا نام ایالتی خودمختار در اسپانیا
به معنی :کوت الانیا
.کوت آ لونیا.گوت ا لونیا

قوم گوت*کوت*رومی آریایی
قوم آلان ها آریایی ایرانی نژاد ...
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1007 عراق عرب نام کشور عراق
به معنی ::اراک عرب*ایران عرب*ایران کوچک عرب
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1008 عراق عجم نام قدیم شهر اراک
به معنی اراک عجم*ایران عجم*
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1009 کری در زبان لری بختیاری به معنی
غاری که در آن آب جاری باشد و
بتوان آنجا استراحت کرد

کر::چین وچروک.جمع و جور.
پیچ و تاب.

Keri
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1010 دورک این شهر بختیاری نشین بود
و با آمدن اعراب نام آن به
دورق تغییر کرد
و بعد به فلاحیه معروف شد

اکنون نام آن شهرستان شادگان در خوزستان است ...
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1011 ایراک ایراک*اراک*
نام قدیم عراق به معنی
ایران کوچک
irak
١٣٩٦/٠٦/٢٣

1012 آلبانی نام قومی آریایی در ایالت خودمختار آلبانی*اران.الان * در زمان ساسانیان *در منطقه کنونی جمهوری آذربایجان *

که از شمال با اقوام سکایی آریایی شا ...
١٣٩٦/٠٦/٢٢

1013 یاش یاش*یاس*::نام شهری در کشور رومانی
مردم این شهر ایرانی هستند
از نژاد قوم
آلان *.آلون.الون.آس.یاس.اوس*

محل سکونت قوم آلان در جمهوری ا ...
١٣٩٦/٠٦/٢٢

1014 هفت وند در زبان لری بختیاری به معنی
نی که هفت سوراخ دارد.
و با هفت بند انگشت موسیقی می زنند
١٣٩٦/٠٦/٢٢

1015 نیشیت در زبان لری بختیاری به معنی
نی که با آن سوت میزنند.نوعی موسیقی محلی
Ne shit
١٣٩٦/٠٦/٢٢

1016 واریی در زبان لری بختیاری به معنی
برعکس.بر روی.باروی

شوپوشی بنه واریم::شب پوشی بگذار بر رویم
شوپوش::پتو
Vari
١٣٩٦/٠٦/٢٢

1017 وارون در زبان لری بختیاری به معنی
باران.بارون
Varon
مانند
وارگه::بارگاه.جایی که بار بر زمین گذاشته می شود*جایگاه*.
وار::بار.شی.وسیله.توشه< ...
١٣٩٦/٠٦/٢٢

1018 سوسن در زبان لری بختیاری به معنی
سوختن
Sosen
١٣٩٦/٠٦/٢٢

1019 سوحدن در زبان لری بختیاری به معنی
سوختن
Sohden
١٣٩٦/٠٦/٢٢

1020 سوز در زبان لری بختیاری به معنی
سرما
Soz
١٣٩٦/٠٦/٢٢

1021 سوزن در زبان لری بختیاری به معنی
سوختن
Sozen
١٣٩٦/٠٦/٢٢

1022 رختن در زبان لری بختیاری به معنی
ریختن
١٣٩٦/٠٦/٢٢

1023 کش در زبان لری بختیاری به معنی
بکش.غذا بگذار برای خودت . کشیدن
Kesh
١٣٩٦/٠٦/٢١

1024 خوت در زبان لری بختیاری به معنی
خودت
١٣٩٦/٠٦/٢١

1025 میل در زبان لری بختیاری به معنی
نظر.لازم.احتیاج.می خواهی

هر چه میل خوت بو؛هرچه نظر
خودت باشدmael
١٣٩٦/٠٦/٢١

1026 نخون در زبان لری بختیاری به معنی
نمی خواهند.نمی خوان

Ne kon
١٣٩٦/٠٦/٢١

1027 ارزن در زبان لری بختیاری به معنی
ارژن


Arzen
١٣٩٦/٠٦/٢١

1028 پوک در زبان لری بختیاری به معنی
پتک.

پوک:پوتک
Pok::potk
١٣٩٦/٠٦/٢١

1029 بیل در زبان لری بختیاری به معنی
بیل:bil

Bel
١٣٩٦/٠٦/٢١

1030 کلند در زبان لری بختیاری به معنی
کلنگ
Keland
١٣٩٦/٠٦/٢١

1031 شو پوش در زبان لری بختیاری به معنی
پتو.لحاف.
شب پوش
Sho posh
١٣٩٦/٠٦/٢١

1032 دوز در زبان لری بختیاری به معنی
دزد
Doz
١٣٩٦/٠٦/٢١

1033 هایه در زبان لری بختیاری به معنی
تخم مرغ
١٣٩٦/٠٦/٢١

1034 آلموتور در زبان لری بختیاری به معنی
آرماتور
١٣٩٦/٠٦/٢١

1035 شی شه در زبان لری بختیاری به معنی
شیشه
She shah
١٣٩٦/٠٦/٢١

1036 کوش دوزک در زبان لری بختیاری به معنی
کفش دوزک
Kavsh dozak
١٣٩٦/٠٦/٢١

1037 غاش در زبان لری بختیاری به معنی
طویله
١٣٩٦/٠٦/٢١

1038 ملک میر در زبان لری بختیاری به معنی
فرشته ی مرگ.میراندن.
Molke mir
١٣٩٦/٠٦/٢١

1039 سرانجوم در زبان لری بختیاری به معنی
سرانجام
Sar anjom
١٣٩٦/٠٦/٢١

1040 فاده در زبان لری بختیاری به معنی
فایده
Fade
١٣٩٦/٠٦/٢١

1041 انجوم در زبان لری بختیاری به معنی
انجام
Anjom
١٣٩٦/٠٦/٢١

1042 شوور در زبان لری بختیاری به معنی
مشورت کردن
Shavr
١٣٩٦/٠٦/٢١

1043 ایوم نیا در زبان لری بختیاری به معنی
زمان دور.زمانی که نمی آید
.بر نمی گردد
١٣٩٦/٠٦/٢١

1044 شاقلنجوو در زبان لری بختیاری به معنی
بچه ی کوچک را در گردن خود قرار دادن
١٣٩٦/٠٦/٢١

1045 سه مور در زبان لری بختیاری به معنی
سمور
Semor
١٣٩٦/٠٦/٢١

1046 تش تش در زبان لری بختیاری به معنی
هزارپا

١٣٩٦/٠٦/٢١

1047 بیت در زبان لری بختیاری به معنی
شعر.
Baet
١٣٩٦/٠٦/٢١

1048 پرو در زبان لری بختیاری به معنی
پارچه.تکه پارچه
Paro
١٣٩٦/٠٦/٢١

1049 ناکوت در زبان لری بختیاری به معنی

کتک زدن.زدن.
Nakot
١٣٩٦/٠٦/٢١

1050 کوت کوت در زبان لری بختیاری به معنی

پاره پاره.پاره شد
Kot kot
١٣٩٦/٠٦/٢١

1051 په در زبان لری بختیاری به معنی
پس
Pah
١٣٩٦/٠٦/٢١

1052 روم در زبان لری بختیاری به معنی
می روم
Room
١٣٩٦/٠٦/٢١

1053 تور در زبان لری بختیاری به معنی
جای.مکان.راه.تاب دادن شی
گرد
روم یه توری::می روم یک جای دور
Tor
١٣٩٦/٠٦/٢١

1054 تیتوم ره در زبان لری بختیاری به معنی

راه بسیار باریک.کوره راه

Titom rah
١٣٩٦/٠٦/٢١

1055 ره در زبان لری بختیاری به معنی
راه.رفت.
Rah
١٣٩٦/٠٦/٢١

1056 حموم در زبان لری بختیاری به معنی
حمام
Hamom
١٣٩٦/٠٦/٢١

1057 روون در زبان لری بختیاری به معنی
ران
Rovn
١٣٩٦/٠٦/٢١

1058 زن دیی در زبان لری بختیاری به معنی
زندگی.زنده هستی
Zen daee
١٣٩٦/٠٦/٢١

1059 پرت در زبان لری بختیاری به معنی
پرتاب
Pert
١٣٩٦/٠٦/٢١

1060 وند در زبان لری بختیاری به معنی
انداخت.پرتاب کرد.نژاد
Vand
١٣٩٦/٠٦/٢١

1061 اوور در زبان لری بختیاری به معنی
آن ور.آن طرف.خارج.بیرون

Ovar

وست اوور هوش::افتاد بیرون از حیاط

Vas ovare havsh
١٣٩٦/٠٦/٢١

1062 وست در زبان لری بختیاری به معنی
افتاد
Vast
١٣٩٦/٠٦/٢١

1063 سدی در زبان لری بختیاری به معنی
سفارش کرد
Sadi
١٣٩٦/٠٦/٢١

1064 خواس در زبان لری بختیاری به معنی
خواست
١٣٩٦/٠٦/٢١

1065 خواسگار در زبان لری بختیاری به معنی
خواستگار
Kase gar
١٣٩٦/٠٦/٢١

1066 بحشیم در زبان لری بختیاری به معنی
بخشیم.بخشیدم
Bah shim
١٣٩٦/٠٦/٢١

1067 اوردن در زبان لری بختیاری به معنی
آوردن

Avor den
١٣٩٦/٠٦/٢١

1068 نیاره در زبان لری بختیاری به معنی
نمی آورد
Nia reh
١٣٩٦/٠٦/٢١

1069 نی یشت در زبان لری بختیاری به معنی
نگاه کرد
Ni easht
١٣٩٦/٠٦/٢١

1070 چایی در زبان لری بختیاری به معنی
چای
Chai
١٣٩٦/٠٦/٢١

1071 بیار در زبان لری بختیاری به معنی
بیاور.بیدار
Bear

زه خوه بیار اویی::از خواب بیدار
شد
١٣٩٦/٠٦/٢١

1072 سرا در زبان لری بختیاری به معنی
حیاط

به سرا نشستیم چایی بیار::
در حیاط نشسته هستیم
چای بیاور
Sara
١٣٩٦/٠٦/٢١

1073 به در در زبان لری بختیاری به معنی
بیرون از در .بیرون‌ از خانه
Beh dar
١٣٩٦/٠٦/٢١

1074 ایما در زبان لری بختیاری به معنی

این ما.ماها.ما
Ima
ایما رهیدم به در::ماها رفتم
بیرون از خانه
١٣٩٦/٠٦/٢١

1075 ایشا در زبان لری بختیاری به معنی
شماها
Isha
١٣٩٦/٠٦/٢١

1076 ایسا در زبان لری بختیاری به معنی
شماها
١٣٩٦/٠٦/٢١

1077 خووه در زبان لری بختیاری به معنی
خوبه
Koveh
١٣٩٦/٠٦/٢١

1078 به رنج در زبان لری بختیاری به معنی
برنج.دانه هایی که با رنج و سختی کاشت و برداشت می شوند

Beh renj
١٣٩٦/٠٦/٢١

1079 کلوس در زبان لری بختیاری به معنی
کرفس
Kelavs
١٣٩٦/٠٦/٢١

1080 کژدین در زبان لری بختیاری به معنی
کج دم.عقرب
Gaje din
١٣٩٦/٠٦/٢١

1081 کویه در زبان لری بختیاری به معنی
کجا می خواهی بروی
Koeah
١٣٩٦/٠٦/٢١

1082 کجه در زبان لری بختیاری به معنی
کجا.جایی می خواهی بروی.کجاست
Kojaneh
١٣٩٦/٠٦/٢١

1083 سرکوت در زبان لری بختیاری به معنی

کسی که سرش را از خجالت پایین می گیرد.گن می که خوشه های آن بر زمین می افتند

Sar kot
١٣٩٦/٠٦/٢١

1084 فرستا در زبان لری بختیاری به معنی

فرستادن.ارسال کردن

Feresta
فرستومس::می فرستم اش

١٣٩٦/٠٦/٢١

1085 آشتیانی نام تیره ای در طایفه خلیلی بیگیوند ایل منجزی پلنگ
ایل بختیاروند
تیره های آشتیانی وند

آقاسی وند .کاظم وند .داود وند .قنبروند.علی وند.ش ...
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1086 جا و جا در زبان لری بختیاری به معنی
جابجا .عوض کردن دو شی.اشتباهی آ ور ده.به جای هم نشستن.
Javeja
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1087 کوله بار در زبان لری بختیاری به معنی

اهرم.دیلم

١٣٩٦/٠٦/٢٠

1088 کی ونو در زبان لری بختیاری به معنی
کدبانو
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1089 هونه خدا در زبان لری بختیاری به معنی
صاحب خانه.خدای خانه
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1090 کهخدا در زبان لری بختیاری به معنی
کدخدا
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1091 کیخا در زبان لری بختیاری به معنی کدخدا ١٣٩٦/٠٦/٢٠

1092 دهدار نام پسر در زبان لری بختیاری
به معنی
صاحب ده.کدخدا
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1093 غلوم در زبان لری بختیاری به معنی
غلام
غلوم عباس *غلام عباس *
غلوملی::غلامعلی
غلوم رضا
Qolom
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1094 شول شولون در زبان لری بختیاری به معنی
مردان نیرومند ایل
Shol sholon
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1095 شول شول در زبان لری بختیاری به معنی

با ابهت راه رفتن مردان.سنگین
راه رفتن مردان




١٣٩٦/٠٦/٢٠

1096 شول پیا در زبان لری بختیاری به معنی
مرد نیرومند
ایل لر شول*ممسنی *
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1097 کا در زبان لری بختیاری به معنی

بزرگ.ریش سفید .

کا اسمال
کا محمد
کاقلی
کا حسن
کا حسین
کا صفر
کامندنی
کادرویش
کا ...
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1098 مات در زبان لری بختیاری به معنی

جسور.اسرار.

مات نها تا بوردس سر کار::
آنقدر اسرار کرد تا او را سر کار
برد*شغلی به او داد*
Mat
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1099 گئو گئو *گو*::در زبان لری بختیاری به معنی

برادر

گئوم وی هونمون ::برادرم
اومد خانه ی ما

گئومات::برادر جسور
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1100 برار در زبان لری به معنی
برادر
Berar
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1101 کاکا در زبان لری بختیاری به معنی

برادر
Kaka
طایفه کاکاوند لر در لرستان
.قزوین.خوزستان.فارس
.همدان
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1102 شکی طایفه شکی*شاکی*ایل بهداروند *بختیاروند *لربختیاری

ساکن در گتوند
.شوشتر.مسجدسلیمان.فارسان.اصفهان.اهواز.کوهرنگ


طایفه شاکی در ایل ...
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1103 کل در زبان لری بختیاری به معنی

نام بز نر کوهی با شاخ های بلند

Kal
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1104 پازن در زبان لری بختیاری به معنی

حیوانی که همیشه در حال
راه رفتن است
پازن؛:پا زدن
نوعی بز کوهی است


Pazan
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1105 کل در زبان لری بختیاری به معنی

بزرگ.ریش سفید

کل کلون ایلمون::بزرگ های ایلمان

جمع کل:::کلان.

کلانتر::بزرگ کلان


ک ...
١٣٩٦/٠٦/٢٠

1106 دشت پلنگ دشت پلنگ در دهستان زیلایی مسجدسلیمان
محل سکونت طایفه خلیلی بیگیوندزیلایی از
ایل منجزی پلنگ ایل بهداروند *بختیاروند *

دشت پلنگ در شهر ...
١٣٩٦/٠٦/١٩

1107 شهرویی نام طایفه ای از ایل شیرعالی *شیرانی* بهداروند
ساکن در بهبهان. کهگیلویه

تیره شهرویی در طایفه عکاشه بابادی

شهر شهروئیه یزد

ش ...
١٣٩٦/٠٦/١٩

1108 اوشار در زبان لری بختیاری به معنی

آبشار.
Oshar
١٣٩٦/٠٦/١٩

1109 گندلزی طایفه گندلزی در ایل کیانرسی
چهار لنگ بختیاری
زبان این طایفه لری بختیاری است و خود را فرزندان نادر می دانند

این طایفه ساکن در مسجدسلیمان ...
١٣٩٦/٠٦/١٩

1110 گندلی طایفه گندلی از ایل دور کی

طایفه گندلی وند از ایل عالی جمالی ایل بزرگ بختیاروند
*بهداروند *

ساکن در مسجدسلیمان.
لالی.اندیکا.چهار ...
١٣٩٦/٠٦/١٩

1111 گندل گیاهی در مناطق لرنشین بختیاری
که جهت رنگرزی استفاده می شود
Gandal
١٣٩٦/٠٦/١٩

1112 سهرکان سرکان*سره کون.سرگان*::جایگاه بزرگان.شهر سردار آباد شوشتر
طوایف مش مرداسی.منجزی
.علاءالدین وند
١٣٩٦/٠٦/١٩

1113 هندق در زبان لری بختیاری به معنی

خندق
Handaq
١٣٩٦/٠٦/١٩

1114 تارف در زبان لری بختیاری به معنی
تعارف

Tarof
تارفس کن بیا تو::
تعارفش کن بیا داخل خانه
١٣٩٦/٠٦/١٩

1115 برد در زبان لری بختیاری به معنی
سنگ
Bard
بردخون
.بردسیر.بردسکن.
١٣٩٦/٠٦/١٩

1116 ماشی در زبان لری بختیاری به معنی
ماشین
١٣٩٦/٠٦/١٩

1117 رنگی کموو در زبان لری بختیاری به معنی
رنگین کمان
١٣٩٦/٠٦/١٩

1118 غرم تراق در زبان لری بختیاری به معنی
رعد و برق
١٣٩٦/٠٦/١٩

1119 تش و برق در زبان لری بختیاری به معنی
رعد و برق
١٣٩٦/٠٦/١٩

1120 خشخار در زبان لری بختیاری به معنی
الکی.عمدی
Kashekar
١٣٩٦/٠٦/١٩

1121 مفتلا در زبان لری بختیاری به معنی

معتل شدن
Moftela
١٣٩٦/٠٦/١٩

1122 زیاله زیاله*زیلا*::در زبان لری بختیاری به معنی
این طرف کوه
Zialeh
١٣٩٦/٠٦/١٩

1123 زیتر در زبان لری بختیاری به معنی

زود تر
Zi tar
١٣٩٦/٠٦/١٩

1124 زواله در زبان لری بختیاری به معنی
آن طرف کوه

Zovaleh
١٣٩٦/٠٦/١٩

1125 بید در زبان لری بختیاری به معنی

بود

Bid
١٣٩٦/٠٦/١٩

1126 ورد در زبان لری بختیاری به معنی
آورد

Verd
١٣٩٦/٠٦/١٩

1127 بی در زبان لری بختیاری به معنی
بود

Bi
١٣٩٦/٠٦/١٩

1128 هرت نام قدیم شهر هرات در ایالت خراسان بزرگ جزء سرزمین ایران
این شهر اکنون جزء افغانستان است
هرت::.شهر بی قانون

در یک دوره ی تاریخی هرات
١٣٩٦/٠٦/١٩

1129 باغ راکه نام باغی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/١٩

1130 باغ امیدوار نام باغی در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/١٩

1131 باغ محمد مراد نام باغی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/١٩

1132 باغ مراد نام باغی در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/١٩

1133 باغ تراوو نام باغی در دهستان زیلایی
مسجدسلیمان
١٣٩٦/٠٦/١٩

1134 ایوون در زبان لری بختیاری به معنی

نام اتاق است که از چند طاق درست شده و جای دلنشین خانه و باد گیر است

ایوون*ایوان*aevon
١٣٩٦/٠٦/١٩

1135 کندی در زبان لری بختیاری به معنی

کندوی قلات.انبار گندم که در سقف خانه بنا می شود

Kandi
١٣٩٦/٠٦/١٩

1136 چرا در زبان لری بختیاری به معنی
چراغ
Chera
١٣٩٦/٠٦/١٩

1137 چراتوری در زبان لری بختیاری به معنی

چراغی که فتیله آن از تور است

Chera tori
١٣٩٦/٠٦/١٩

1138 لمپا در زبان لری بختیاری به معنی

چراغ نفت سوز کوچک

Lampa
١٣٩٦/٠٦/١٩

1139 پوشقاو در زبان لری بختیاری به معنی


بشقاب

Poshqave
١٣٩٦/٠٦/١٩

1140 قولومه در زبان لری بختیاری به معنی

قابلمه

Gavlomeh
١٣٩٦/٠٦/١٩

1141 تاس در زبان لری بختیاری به معنی
کاسه بزرگ.پیمانه
١٣٩٦/٠٦/١٩

1142 کیل در زبان لری بختیاری به معنی

پیمانه ی غلات.

Kael
١٣٩٦/٠٦/١٩

1143 ماجوو در زبان لری بختیاری به معنی

حقوق.مواجب.دستمزد
Majoo
١٣٩٦/٠٦/١٩

1144 پاپیت در زبان لری بختیاری به معنی
دنبالت کشتن.جستجو کردن
پا::پائیدن .دنبال.جستجو
پی::پا.رد پا
ت::تو

پاپیس گرهدم::رد پایش را گرفتم
١٣٩٦/٠٦/١٩

1145 دشلومه در زبان لری بختیاری به معنی

دیشلمه.حبه قند

چن دشلومه قند بم بده::
چند حبه قند به من بده

Deshlomeh
١٣٩٦/٠٦/١٩

1146 شرگلا نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی
شرگ::شکر
لا::الله
Shorg e la
١٣٩٦/٠٦/١٩

1147 شرگ خدا نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی
شکر خدا.ممنونم از تو خدا
١٣٩٦/٠٦/١٩

1148 خداوردی نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی

خدایا پسری به ما دادی*آوردی برایمان *

وردی::آوردی
١٣٩٦/٠٦/١٩

1149 خدارحم نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی

خدا به ما رحم کرد و پسری به ما داد
١٣٩٦/٠٦/١٩

1150 خدامنده نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی

خدایا شکر این پسر برایم ماند
١٣٩٦/٠٦/١٩

1151 خدابخش نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی

خدا این پسر را به ما بخشیده
١٣٩٦/٠٦/١٩

1152 خدایار نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی
خدا همیشه یار و همراهت باشد
١٣٩٦/٠٦/١٩

1153 خدامراد نام پسر در زبان لری بختیاری
به معنی خدا آرزوی مرا برآورده کرد
١٣٩٦/٠٦/١٩

1154 خداداد نام پسر در زبان لری بختیاری ١٣٩٦/٠٦/١٩

1155 سرخون طایفه سرخاب از ایل بختیاروند *بهداروند *ساکن در بخش
سوسن و سرخاب اندیکا

.مسجدسلیمان .اهواز.
چهارمحال و بختیاری.اصفهان. شوشتر.گتوند
١٣٩٦/٠٦/١٩

1156 باوینه نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی

بابونه.bavineh
١٣٩٦/٠٦/١٩

1157 بابا بزرگ در زبان فارسی به معنی
پدر بزرگ
١٣٩٦/٠٦/١٩

1158 باوا در زبان لری بختیاری به معنی
پدر بزرگ
Bava
١٣٩٦/٠٦/١٩

1159 پاپا در زبان لری به معنی
پدر بزرگ

١٣٩٦/٠٦/١٩

1160 پیام در زبان لری بختیاری به معنی
مرد هستم
Pieam
١٣٩٦/٠٦/١٩

1161 پیان در زبان لری بختیاری به معنی

مردها.مرد هستند
Piean.
منطقه پیان در ایذه

پیان*بیان*::نام قدیم خرمشهر.
١٣٩٦/٠٦/١٩

1162 پیا در زبان لری بختیاری به معنی
مرد
Piea
١٣٩٦/٠٦/١٩

1163 گلو در زبان لری بختیاری به معنی

چرخش دوار بر روی زمین.gelo

گلو::مانند گلی که روی زمین به صورت دوار &لوله ای&در حال
چرخش است
١٣٩٦/٠٦/١٩

1164 پوفست در زبان لری بختیاری به معنی
ریزش کرد.ویران شد.پوکید

Pofest
١٣٩٦/٠٦/١٩

1165 نیت در زبان لری بختیاری به معنی

تار مو.لقمه.تکه

یه نیت می ته به همه دونیا
نی دوم::یک تار مویت را به
همه ی دنیا نمی دهم*عوض نمی کنم ...
١٣٩٦/٠٦/١٩

1166 قرایی تیره قرایی در روستای بختیاری ابر کوه یزد
زبان آنها ترکی است
این تیره از ایل بزرگ کرایی
بهداروند *بختیاروند *است

کوروش پسر عالی پسر ل ...
١٣٩٦/٠٦/١٩

1167 بداغ بداغ خان چگنی حاکم خراسان
این مرد رشید از قوم لر بود که در زمان صفوی زندگی می کرد
و در نبردی سهمگین طوری
خانات ازبک را شکست داد
که دیگ ...
١٣٩٦/٠٦/١٩

1168 تاشکورخان نام منطقه ای خود مختار در ایالت سین کیانگ *سغد *چین
و در زبان محلی
ساری شول سام می نامند
در این منطقه بود که سپاه
اسکندر به شهر کوروش حم ...
١٣٩٦/٠٦/١٩

1169 سره صوه در زبان لری بختیاری به معنی

اول صبح
Sare sove
١٣٩٦/٠٦/١٩

1170 تشمال در زبان لری بختیاری به معنی
نوازنده ساز می گویند
Tooshmal
١٣٩٦/٠٦/١٨

1171 گندمکار نام روستای منجزی نشین
در سرخ آب.اندیکا
١٣٩٦/٠٦/١٨

1172 بهامین در زبان لری بختیاری به معنی
بهار

Bahamin
١٣٩٦/٠٦/١٨

1173 شروت در زبان لری بختیاری به معنی

شربت

Sharvat
١٣٩٦/٠٦/١٨

1174 خوردار در زبان لری بختیاری به معنی
خبردار .باخبر

Kavar dar
١٣٩٦/٠٦/١٨

1175 دوارته در زبان لری بختیاری به معنی

دوباره

Do varteh
١٣٩٦/٠٦/١٨

1176 هشاره در زبان لری بختیاری به معنی

اشاره
Hashareh
١٣٩٦/٠٦/١٨

1177 ابر در زبان لری بختیاری به معنی ابراهیم

Ebr.berahim.beram
١٣٩٦/٠٦/١٨

1178 برام در زبان لری بختیاری به معنی
ابرام.ابراهیم
١٣٩٦/٠٦/١٨

1179 براهیم در زبان لری بختیاری به معنی
ابراهیم
Berahim
١٣٩٦/٠٦/١٨

1180 جوات در زبان لری بختیاری به معنی
جواد.javat
١٣٩٦/٠٦/١٨

1181 قوا در زبان لری بختیاری به معنی
قبا
Qova
١٣٩٦/٠٦/١٨

1182 قوات در زبان لری بختیاری به معنی
قباد.qavat
١٣٩٦/٠٦/١٨

1183 چل در زبان لری بختیاری به معنی

چهل.chel
١٣٩٦/٠٦/١٨

1184 پیرار در زبان لری بختیاری به معنی
دو سال قبل.پیرار سال
Perar
١٣٩٦/٠٦/١٨

1185 پار در زبان لری بختیاری به معنی

پارسال
١٣٩٦/٠٦/١٨

1186 نافرنگ در زبان لری بختیاری به معنی

نا فرهنگ.فضول.شیطون .
بی فرهنگ

Nafereng
١٣٩٦/٠٦/١٨

1187 پس صوه در زبان لری بختیاری به معنی
پس فردا
١٣٩٦/٠٦/١٨

1188 سگ توره در زبان لری بختیاری به معنی

شغال.سگ گرگ
١٣٩٦/٠٦/١٨

1189 اگوم در زبان لری بختیاری به معنی

می گویم.egom
١٣٩٦/٠٦/١٨

1190 نهلشت در زبان لری بختیاری به معنی

مرا نگذاشت.جلوگیری کرد
١٣٩٦/٠٦/١٨

1191 تهلست در زبان لری بختیاری به معنی

له شدن.tehlest
١٣٩٦/٠٦/١٨

1192 ورچین در زبان لری بختیاری به معنی

بلند کن.جمع کن.چیدن

پا ته تند ورچین::پایت را
زود بلند کن

میوه هانه ورچین::میوها
را جمع کن
١٣٩٦/٠٦/١٨

1193 ترک در زبان لری بختیاری به معنی

قسمت پشت زین
Tark
١٣٩٦/٠٦/١٨

1194 تال در زبان لری بختیاری به معنی

نخ.ریسمان.

Tal
١٣٩٦/٠٦/١٨

1195 سوک در زبان لری بختیاری به معنی

سبک

Sevk
١٣٩٦/٠٦/١٨

1196 چهاربنیچه طایفه مهدی خلیلی بیگیوند زیلایی
@@-تیره لالی*حلیلی.حالیلی.حالالی *
@@-تیره عالی
ساکن در دشت لالی

طایفه چهاربنیچه ایل خلیلی بیگیو ...
١٣٩٦/٠٦/١٨

1197 اورک نام چشمه و آبی در دهستان جهانگیری منجزی
که دشت کنارک در کنار این آب
واقع است
این دشت از تیره اورک*اوراک*
منجزی خلیلی می باشد
١٣٩٦/٠٦/١٨

1198 گلونی در زبان لری به معنی دستمالی
که زنها دور سر می بندند به صورت پیشانی بند
و از پشت سر آویزان است
Gol vani.گل انداختن
١٣٩٦/٠٦/١٨

1199 لحد در زبان لری بختیاری به معنی
لخت.عریان
Lohd
١٣٩٦/٠٦/١٨

1200 زییلا در زبان لری بختیاری به معنی
از این طرف .از این لا
لا::منطقه ای تخت بین دو کوه
لا*لامردون*::محل سکونت بزرگان ایل در بهون
Zila
١٣٩٦/٠٦/١٨

1201 اییلا در زبان لری بختیاری به معنی
این طرف

ila
١٣٩٦/٠٦/١٨

1202 ورگرهدی در زبان لری بختیاری به معنی

بر گفتن.برداشتن

Vargerehdi
١٣٩٦/٠٦/١٨

1203 ولا ولا*مرتوه.کرت*::در زبان لری بختیاری به معنی
چند بار.دفعه.مرتبه


.Vela.martaveh.kerat

یه کرت ویم به دینت::
یکبار اومدم به دنبا ...
١٣٩٦/٠٦/١٨

1204 دوو در زبان لری بختیاری به معنی
دوغ .
Doo
١٣٩٦/٠٦/١٨

1205 گوهد در زبان لری بختیاری به معنی
گفت
Gohd
١٣٩٦/٠٦/١٨

1206 کرزلنگ در زبان لری بختیاری به معنی

خرچنگ


کر::چین و چروک.جمع و جور .منظور پاهای خرچنگ

لنگ::پا

کرزلنگ:::؛موجود که پاهای
...
١٣٩٦/٠٦/١٨

1207 شکوهی طایفه شکوه مقام*مقامی.مقام رهی.مقام رکی.مقمره ای*ایل بهداروند (بختیاروند )
ساکن در شوشتر.مسجدسلیمان.
اهواز.لالی.اندیکا.کوهرنگ
.اصفهان
...
١٣٩٦/٠٦/١٨

1208 درینه دم در زبان لری بختیاری به معنی


در همین دم.در همین لحظه .
زمانی نچندان دور.

Darinh dam

درینه دم ره به ده ::در همین
لحظه ...
١٣٩٦/٠٦/١٨

1209 دمدما در زبان لری بختیاری به معنی
ابتدای صبح.صبح زود
.نزدیک صبح

دمدما صوو وی در هونه::
صبح خیلی زود آمد در خانه

Damdama

١٣٩٦/٠٦/١٨

1210 نورستان نام استانی در افغانستان
.
نام قدیم آن کافرستان بود
با حمله سپاه نادرشاه افشار و علی صالح خان خلیلی منجزی بختیاروند در زمان فتح هند،این من ...
١٣٩٦/٠٦/١٨

1211 پرستوک پرستوک*پرشتوک. پلشتوک.
شاپرستوک.شاپلشتوک *::

در زبان لری بختیاری به معنی
پرستو.مرغی که در حال پرستش است. شاه پرستوها
*پرنده ها*
...
١٣٩٦/٠٦/١٨

1212 پرتک در زبان لری بختیاری به معنی

پروانه ای که به تنهایی پرواز می کند.پروانه های کوچک دور نور چراغ.پروانه ی زیبا

Pertak
١٣٩٦/٠٦/١٨

1213 پروک در زبان لری بختیاری به معنی


پروانه
Parok
١٣٩٦/٠٦/١٨

1214 شوپروک شوپروک*شاهپروک*::در زبان لری بختیاری به معنی
شاپرک است
پروانه ای که شبها نیز پرواز می کند.شاه پروانه ها
Shovparok
.shahparok
١٣٩٦/٠٦/١٨

1215 پرپروک در زبان لری بختیاری به معنی
پروانه
Parparok
١٣٩٦/٠٦/١٨

1216 برشته در زبان لری بختیاری به معنی

پخته شده.آماده شده.

شوم برشته اویی ::شام آماده شده

نونانه برشتوم رو بخور::
نان ها را پختم برو ب ...
١٣٩٦/٠٦/١٨

1217 برشتوک در زبان لری بختیاری به معنی

آرد پخته شده جهت درست کردن حلوا می گویند
Bershtok
١٣٩٦/٠٦/١٨

1218 برشت برشت*پح*::در زبان لری بختیاری به معنی
پخت.درست کردن غذا


هاینه برشتوم سیت::تخم مرغ
پختم برایت

نون پحدم::نان پختم

Be ...
١٣٩٦/٠٦/١٨

1219 عالی مهمید عال مهمید (آل محمود
.آل محمد ) از ایل بهمئی بهداروند

ساکن در بهبهان.دیلم.گچساران
.دهدشت.لیکک
.باغملک.رامهرمز.امیدیه
.میداوود.لردگ ...
١٣٩٦/٠٦/١٨

1220 المیرا در زبان لری بختیاری به معنی
ال*آل *::ایل .خاندان.
میرا::مردن.بمیرد

المیرا *ایلمیرا.آ لمیرا *::ایلی برای تو فدا می شود


مانند ...
١٣٩٦/٠٦/١٨

1221 ولات در زبان لری بختیاری به معنی
ولایت.محل سکونت ایل
.سرزمین مادری
Velat.volat
١٣٩٦/٠٦/١٨

1222 وارگه در زبان لری بختیاری به معنی بارگاه است

جایی که بارها بر زمین گذاشته می شوند .
محل سکونت ایل
بار::وسیله .
گه::گاه.جایگاه.خانه

١٣٩٦/٠٦/١٨

1223 شلوار قری نام دامن زنان لر بختیاری
شلوار قری*تنبون قری .دومن قری*
دامنی که پایین آن چین داشته باشد
قر به معنی چرخش *رقص*
١٣٩٦/٠٦/١٨

1224 شلوار دبیت نام شلوار محلی قوم لر بختیاری است
شبیه شلوار مجسمه مرد شمی اشکانی
در ایذه و نقوش تصاویر هخامنشی در
فارس
١٣٩٦/٠٦/١٨

1225 نمک در زبان لری بختیاری به معنی
Nemek
١٣٩٦/٠٦/١٨

1226 گل در زبان لری بختیاری به معنی

خاک.زمین.

تونه گلمالی کرد::خانه را با گل
تعمیر کرد
Gel.gelmali
١٣٩٦/٠٦/١٨

1227 زومین زومین *ز مین*::در زبان لری بختیاری به معنی
زمین است
Zomine.zemin
١٣٩٦/٠٦/١٨

1228 مخ مخ*مح*::در زبان لری بختیاری به میخ گفته می شود

مخ گانه بکوو به گل::
میخ گاو بکوب به زمین

مح کوفتنه به تیس::
میخ کوبیدند به چشمش< ...
١٣٩٦/٠٦/١٨

1229 شلوار شلوار::شبیه شل


شل::در زبان لری بختیاری نام نوعی خورجین

وار::همانند

شله ::بافتنی توری مانند با طناب و ریسمان جهت حمل
گند ...
١٣٩٦/٠٦/١٧

1230 مقامی طایفه مقامی ایل بهداروند *بختیاروند *لربختیاری
ساکن در مسجدسلیمان
.شوشتر.گتوندجنت مکان
.اهواز.کوهرنگ

نام های دیگر طایفه مقامی
ب ...
١٣٩٦/٠٦/١٧

1231 زیلایی طایفه زیلایی از ایل خلیلی
بیگیوندزیلایی *پلنگ * ایل منجزی ایل بزرگ بهداروند *بختیاروند *

تیره ها
منجزی زیلایی.تقی پور زیلایی.
منجزی ...
١٣٩٦/٠٦/١٧

1232 سینا در زبان لری بختیاری به معنی
سی:؛برای
نا:؛گردن

منظور گردنبند طلا. مدال

یو سینا خووه::این برای آویزان کردن به گردن خوب است
١٣٩٦/٠٦/١٧

1233 نی در زبان لری بختیاری به معنی
؛؛؛نیست
١٣٩٦/٠٦/١٧

1234 راست در زبان لری بختیاری به معنی
درست کردن.صاف بودن.برپا
کردن.بناکردن.ساختن.درست


راستی کردی؛؛درستش کردی
ایی ستونو راست نی:؛
این ست ...
١٣٩٦/٠٦/١٧

1235 تو در زبان فارسی به معنی
داخل::too

در زبان لری بختیاری به معنی
خانه.اتاق.داخل خانه
جمله لری
بیوو من تو::بیا داخل خانه

دو تو ...
١٣٩٦/٠٦/١٧

1236 داراب داراب ::دار ابه.بهی دار.بهترین نژاد.بهترین ریشه

مانند ::ایل بهداروند.به دار
١٣٩٦/٠٦/١٧

1237 بهیگ بهیگ::بهی گل.بهترین گل
در زبان لری بختیاری به معنی
عروس می گویند

Behig
١٣٩٦/٠٦/١٧

1238 دوما در زبان لری بختیاری به داماد
می گویند
Dooma::منتخب اصلی.
.فرد اول مراسم جشن و شادی

١٣٩٦/٠٦/١٧

1239 اوزی در زبان لری بختیاری به معنی
::هدیه عروس
Oozi
١٣٩٦/٠٦/١٧

1240 وارازنیس در زبان لری بختیاری به معنی
::پسندیدن.

یه جووه بردوم سیس وارازنیس::یک جامه برای او بردم پسندید
جووه ::جامه.لباس

Varaz nis

١٣٩٦/٠٦/١٧

1241 خواننده در زبان لری بختیاری به خواننده،خونده گر می گویند

خونده گر(خوانده گر ):::خواننده

مانند
بازی گر::بازیگر
١٣٩٦/٠٦/١٧

1242 منجزی ایل بختیاروند خود را از نسل خورشید می داند
خورشید از نسل جمشید کیانی
سلسله کیانیان



ایل منجزی از ایل بزرگ بهداروند
*بختیار ...
١٣٩٦/٠٦/١٦

1243 حورجین در زبان لری بختیاری به معنی
خورجین
١٣٩٦/٠٦/١٦

1244 آس در زبان لری بختیاری به معنی :
ندار.فقیر.شاکی.بی چیز.عصبانی

زه دستس آسی یه::از دست او
شاکی است
یارو خوس آسه:فلانی خودش
بی چیز اس ...
١٣٩٦/٠٦/١٦

1245 ویلون ویلون*ویر ون*::در زبان لری بختیاری به معنی
::خراب.آواره.سرگردون
.ویرون

در فارسی همان *ویران*است
١٣٩٦/٠٦/١٦

1246 سرو نوایی سوزناک در زبان لر بختیاری که توسط خوانندگان خوانده
می شود
Saroo
١٣٩٦/٠٦/١٦

1247 مارون نام رودی در منطقه ایل بهمئی بهداروند در بهبهان
١٣٩٦/٠٦/١٦

1248 جارو جارو::
جا؛جایگاه.مکان
رو::تمیز کردن.رووبیدن
١٣٩٦/٠٦/١٦

1249 یارو یارو::
یار او.فلانی.غریبه

یارو کجا رفت
١٣٩٦/٠٦/١٦

1250 لف Lef در زبان لری بختیاری به معنی

یار.رفیق.جفت.رگبار باران.شبیه.دوقلو

لفت بات نویه::دوستت با تو
نیامد

لف همی پوتینا داری::شبیه ...
١٣٩٦/٠٦/١٦

1251 پیکل نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
پیکر.
١٣٩٦/٠٦/١٦

1252 گلبس نام دختر در زبان لری بختیاری
١٣٩٦/٠٦/١٦

1253 دوربس نام دختر در زبان لری بختیاری
به معنی
*دختربس*
١٣٩٦/٠٦/١٦

1254 لیلیفر نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
نیلوفر
Lilifar
١٣٩٦/٠٦/١٦

1255 نیلیفر نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
نیلوفر
Nilifar
١٣٩٦/٠٦/١٦

1256 حقیق در زبان لری بختیاری به معنی
عقیق
Haqiq
١٣٩٦/٠٦/١٦

1257 الماس نما در زبان لری بختیاری به معنی
انگشتری که از الماس درست شده
١٣٩٦/٠٦/١٦

1258 سینریز سینریز *سینه ریز*::در زبان لری بختیاری به معنی
گردنبندی که به گردن می بندند
و به دلیل بزرگی در روی سینه
قرار می گیرد
Sineh rez
١٣٩٦/٠٦/١٦

1259 ناونده در زبان لری بختیاری به معنی
گردنبند
*نای بند*
١٣٩٦/٠٦/١٦

1260 گلی بنده در زبان لری بختیاری به معنی
گردن بند
*گلوبند*
١٣٩٦/٠٦/١٦

1261 نا در زبان لری بختیاری به معنی
گردن

ناوندن بنه به نات::گردنبند را
به گردنت بگذار

١٣٩٦/٠٦/١٦

1262 فرورتیش نامی آریایی است و آریایی ها با زبان پارسی تکلم می کردند

و به معنی ::
فر:شکوه
ور::ورای.بزرگی
تیش::کیش.دین
١٣٩٦/٠٦/١٥

1263 ورپام در زبان لری بختیاری به معنی
جلوی پایم

کوشه بنه ور پام ::کفش را در جلوی پایم بگذار
Varepam
١٣٩٦/٠٦/١٥

1264 ور در زبان لری بختیاری به معنی
جلو.روبروی

جو وه بنه ور افتو::جامه*لباس*را در جلوی
آفتاب تا خشک شود
١٣٩٦/٠٦/١٥

1265 بر در زبان لری بختیاری به معنی
روبروی.جلو
١٣٩٦/٠٦/١٥

1266 ایران ایران::ایرانج.ایرج
نیای مردم ایران ،ایرج بود
١٣٩٦/٠٦/١٤

1267 لر قوم لر فرزندان لهراسب جد داریوش هخامنشی هستند

قوم طالش فرزندان گشتاسب
*ویشتاسب *پسر لهراسب هستند

ویشتاسب پدر داریوش هخامنشی
١٣٩٦/٠٦/١٤

1268 آستاره آستاره*آساره*::در زبان لری بختیاری به معنی
ستاره
١٣٩٦/٠٦/١٤

1269 آساره نام دختر به زبان لری بختیاری به معنی ::ستاره ١٣٩٦/٠٦/١٤

1270 دیدار نام پسر در زبان لری بختیاری ١٣٩٦/٠٦/١٤

1271 کوهیار نام پسر در زبان لری بختیاری ١٣٩٦/٠٦/١٤

1272 جم در زبان لری بختیاری به معنی
جام.لیوان
Jom
١٣٩٦/٠٦/١٣

1273 دوری در زبان لری بختیاری به معنی
بشقاب بزرگ
١٣٩٦/٠٦/١٣

1274 پیاله پیاله*کاله.گاله*::در زبان لری بختیاری به معنی
کاسه
١٣٩٦/٠٦/١٣

1275 گاله پشت گاله*کاله.کاسه *
در زبان لری بختیاری به معنی
لاک پشت
١٣٩٦/٠٦/١٣

1276 مرزنگ در زبان لری بختیاری به معنی
مژه
١٣٩٦/٠٦/١٣

1277 کاسه پشت در زبان لری بختیاری به معنی
لاک پشت
١٣٩٦/٠٦/١٣

1278 ترنه در زبان لری بختیاری به معنی
موی زن
Torneh
١٣٩٦/٠٦/١٣

1279 پل در زبان لری بختیاری به معنی
موهای بافته شده ی زنان
Pal
١٣٩٦/٠٦/١٣

1280 گیس در زبان لری بختیاری به معنی
گیسو
١٣٩٦/٠٦/١٣

1281 شنگلو شنگلو*شنگل*::در زبان لری بختیاری به معنی

شن::شنگول.سرحال
گلو::گوساله
Shangolo
١٣٩٦/٠٦/١٣

1282 فاب در زبان لری بختیاری به معنی
تاید
Fab
ف::کف
اب ::آب
١٣٩٦/٠٦/١٣

1283 گنگه در زبان لری بختیاری به معنی

کسی که نتواند حرف بزند
Gonegeh
١٣٩٦/٠٦/١٣

1284 صاوین در زبان لری بختیاری به معنی
صابون
١٣٩٦/٠٦/١٣

1285 کفت در زبان لری بختیاری به معنی


گردنه ی بین دوکوه.گره دادن.
Keft
١٣٩٦/٠٦/١٣

1286 چال در زبان لری بختیاری به معنی

گودی.گودال.جایی سرسبز
در بین دو کوه
١٣٩٦/٠٦/١٣

1287 چلوی نام مرد در زبان لری بختیاری به معنی
چلوی::
چله :چهلمین روز سرما
وی(اوی )::شد
کسی که چهلمین روز سرما به دنیا آمده
١٣٩٦/٠٦/١٣

1288 فاطومه نام دختر در زبان گفتاری لری بختیاری

به معنی ::فاطمه..
Fatomah
١٣٩٦/٠٦/١٣

1289 اردیبهشت ارد::راستی.پاکی
به ::بهترین
هشت ::هشت در
بهترین هشت در راستی

Ordi Beh hesht
١٣٩٦/٠٦/١٣

1290 بهشت بهشت(به.هشت )
به::بهترین
هشت ::هشت در
بهشت دارای هشت در است
١٣٩٦/٠٦/١٣

1291 ارد ارد::راستی.پاکی
Ord
١٣٩٦/٠٦/١٣

1292 چونه در زبان لری بختیاری به معنی

چانه.چانه زدن.حرف زدن.چانه
خمیر جهت پخت نان
١٣٩٦/٠٦/١٣

1293 هیوه هیوه::در زبان لری بختیاری به معنی

هیمه.سوخت .چوب درخت جهت سوختن
Hivah
١٣٩٦/٠٦/١٣

1294 کم در زبان لری بختیاری به معنی

شکم. Kom
١٣٩٦/٠٦/١٣

1295 کمین در زبان لری بختیاری به معنی

شکمو.komin
١٣٩٦/٠٦/١٣

1296 گم در زبان لری بختیاری به معنی

گاز گرفتن.gam
١٣٩٦/٠٦/١٣

1297 گم در زبان لری بختیاری به معنی

پرش.گم شدنgom
١٣٩٦/٠٦/١٣

1298 هیز در زبان لری بختیاری به معنی
خیز.خیزش.پرش
Hez
١٣٩٦/٠٦/١٣

1299 بیل در زبان لری بختیاری به معنی

بگذار.bel
١٣٩٦/٠٦/١٣

1300 بهل در زبان لری بختیاری به معنی

بگذار
١٣٩٦/٠٦/١٣

1301 هشت در زبان لری بختیاری به معنی
گذاشت
.hesht
١٣٩٦/٠٦/١٣

1302 چقو در زبان لری بختیاری به معنی


چاقو
١٣٩٦/٠٦/١٣

1303 قلف در زبان لری بختیاری به معنی

قفل
Qolf
١٣٩٦/٠٦/١٣

1304 کلی در زبان لری بختیاری به معنی
کلید
کلیتانه اوردی::کلیدها را آوردی
Keli
١٣٩٦/٠٦/١٣

1305 لک در زبان لری بختیاری به معنی

شاخهlek
١٣٩٦/٠٦/١٣

1306 گپ در زبان لری بختیاری به معنی

بزرگ.درشت.حرف.گفتگو.صحبت

یو پیا گپ یه::این مرد بزرگی است

باس گپ زیم::با او حرف زدم

١٣٩٦/٠٦/١٣

1307 تشنی تشنی*گردن*::در زبان لری بختیاری به معنی
گردن
Garden.teshni
١٣٩٦/٠٦/١٣

1308 گلی در زبان لری بختیاری به معنی

گلو.geli
١٣٩٦/٠٦/١٣

1309 بایی بایی*باهی*::در زبان لری بختیاری به معنی

بازو
١٣٩٦/٠٦/١٣

1310 زونی زونی*زانی*::در زبان لری بختیاری به معنی

زانو
١٣٩٦/٠٦/١٣

1311 پسین در زبان لری بختیاری به معنی

عصر
١٣٩٦/٠٦/١٣

1312 آفرت در زبان لری بختیاری به معنی

آفریدن

آفریت ::آفریدت
آفری::آفرید

این کلمه از زبان پارسی پهلوی
است
و در ایران ...
١٣٩٦/٠٦/١٣

1313 الا بستنک الا بستنک*الا بستک.الا بختک*
::در زبان لری بختیاری به معنی


موجودی خیالی برای ترساندن بچه‌ها.موجودی که سایه شوم
خود را بر زندگی مردم ...
١٣٩٦/٠٦/١٣

1314 کلکو در زبان لری بختیاری به معنی

کل::تکه چوب کوتاه
کو::کوبیدن

تکه چوبی برای تکاندن لباس
و گلیم
١٣٩٦/٠٦/١٣

1315 اجاق کور در زبان لری بختیاری به معنی

عقیم
١٣٩٦/٠٦/١٣

1316 شره در زبان لری بختیاری به معنی


پارچه کهنهshereh
١٣٩٦/٠٦/١٣

1317 خرید خرید*حرید*::در زبان لری بختیاری به معنی

فرو ریختن.korid.horid
١٣٩٦/٠٦/١٣

1318 اخمالو در زبان لری بختیاری به معنی


اخمو
١٣٩٦/٠٦/١٣

1319 حلا در زبان لری بختیاری به معنی


اکنون
١٣٩٦/٠٦/١٣

1320 ننه ننه*دالو*::در زبان لری بختیاری به معنی

مادر بزرگ
دالو::مادر بزرگ.پیر زن
١٣٩٦/٠٦/١٣

1321 بوآ در زبان لری بختیاری به معنی


پدر
١٣٩٦/٠٦/١٣

1322 اگر اگر*ایر*::در زبان لری بختیاری به معنی

شرط
١٣٩٦/٠٦/١٣

1323 پوت در زبان لری بختیاری به معنی


فوت
١٣٩٦/٠٦/١٣

1324 کجانا کجانا*کجانه*::در زبان لری بختیاری به معنی

کجا است
١٣٩٦/٠٦/١٣

1325 آله آ له*اله*::در زبان لری بختیاری
به معنی

سرخ کم رنگ.aloh
١٣٩٦/٠٦/١٣

1326 کل در زبان لری بختیاری به معنی

کوتاه kol
١٣٩٦/٠٦/١٣

1327 ترت در زبان لری بختیاری به معنی

ترد .tord
١٣٩٦/٠٦/١٣

1328 بش بش*بس*::در زبان لری بختیاری به معنی

بهش
١٣٩٦/٠٦/١٣

1329 بش بش*بس*::در زبان لری بختیاری به معنی

بهش
١٣٩٦/٠٦/١٣

1330 قزقان قزقان*قزقون*::در زبان لری بختیاری به معنی
دیگ بزرگ مسی
١٣٩٦/٠٦/١٣

1331 تیتا نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
تی ::چشم
تا::تک.بهترین
١٣٩٦/٠٦/١٢

1332 برکی نام طایفه در سیستان و پاکستان
Beraki
١٣٩٦/٠٦/١٢

1333 اور شم نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
ابریشم.avorshom
١٣٩٦/٠٦/١٢

1334 ساتیار نام مرد به زبان لری بختیاری
به معنی
سا::آرامش
تی ::چشم
یار::رفیق.دوست
آرامش چشم همسر.
١٣٩٦/٠٦/١٢

1335 همگل نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
همه ی گل
١٣٩٦/٠٦/١٢

1336 رازونه نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
رازیانه
١٣٩٦/٠٦/١٢

1337 بورکی طایفه بورکی جز ایل زلکی چهارلنگ لر بختیاری
ساکن در بروجرد و ملایر بود
که در زمان صفوی به استان فارس کوچ داده شد
زبان آنها لری بختیاری است
١٣٩٦/٠٦/١٢

1338 ماهجان نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
ماه زندگی من
١٣٩٦/٠٦/١٢

1339 ماهی نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
ماه هستی
١٣٩٦/٠٦/١٢

1340 شاپری نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
شاه پریان
١٣٩٦/٠٦/١٢

1341 شاهیناز نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
شاهین ناز
١٣٩٦/٠٦/١٢

1342 شاهیگل نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
شاهین گل
١٣٩٦/٠٦/١٢

1343 شاهیجان نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی
شاهی::شاهین
جان::دوست داشتنی
١٣٩٦/٠٦/١٢

1344 صوفیان روستای در استان سمنان
محل سکونت طایفه خلیلی لر

طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ
معروف به صفی خانی
در خوزستان. اصفهان
.چهارمحال و بختیاری ...
١٣٩٦/٠٦/١٢

1345 شهمار نام قدیم شهمیرزاد سمنان
طوایفی از لر بختیاری در این شهر زندگی می کنند
تیره شهماروند در طایفه اسیوند
ساکن در لالی.مسجدسلیمان
.چغاخور.دشتک
١٣٩٦/٠٦/١٢

1346 ترکاشوند ایل لر ترکاشوند ساکن در اهواز.مسجدسلیمان.شوشتر
.لرستان.همدان
تر::مسیر.دنباله رو
کاش::قوم کاشی لر*کاسی ها*
وند ::پسوند طوایف لر به معنی ن ...
١٣٩٦/٠٦/١٢

1347 تراو تراو*تراب*::نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی
::مسیر آب.منظور همان پاکی آب است
١٣٩٦/٠٦/١٢

1348 تر در زبان لری بختیاری به مسیر و راه باریک می گویند
جمله لری::
تر اونه بگر رو من باغ ::
مسیر آب را دنبال کن برو داخل
باغ
١٣٩٦/٠٦/١٢

1349 گردله گردله(گرداله ):::در زبان لری بختیاری به* کلیه
*می گویند
١٣٩٦/٠٦/١٢

1350 پنجه در زبان لری بختیاری به انگشت
می گویند

دست و پنجت درد نکنه::
دست و پنجه ات درد نکند.
*منظور تشکر کردن است*
١٣٩٦/٠٦/١٢

1351 چاشت در زبان لری بختیاری به معنی صبح زود است

چاشت رهم به دینس در هونه::صبح زود رفتم دنبالش
در خانه
١٣٩٦/٠٦/١٢

1352 صوا در زبان لری بختیاری به معنی
فردا است
١٣٩٦/٠٦/١٢

1353 صوو گه در زبان لری بختیاری به معنی
صبح زود است
Sove gah
١٣٩٦/٠٦/١٢

1354 صوو در زبان لری بختیاری به صبح
می گویند
١٣٩٦/٠٦/١٢

1355 میلوم در زبان لری بختیاری به لثه
می گویند
Milom
١٣٩٦/٠٦/١١

1356 گرمست در زبان لری بختیاری
گر::گره
مست::مشت
مشت گره کرده
١٣٩٦/٠٦/١١

1357 ترکه نام چوب کوچک در آئین چوب بازی محلی قوم لر
::تیر کوچک رها شده از کمان دشمن
١٣٩٦/٠٦/١١

1358 درک دار زبان لری بختیاری به معنی ::پشتیبان.سپر.
نام چوب بزرگ در آئین لری چوب
بازی*ترکه بازی.هو بازی*
١٣٩٦/٠٦/١١

1359 کوسه نام دعای باران در ایل لر بختیاری *هل هل کوسه* ١٣٩٦/٠٦/١١

1360 هاشو نام عقابی در زبان لری بختیاری ١٣٩٦/٠٦/١١

1361 منج بخش منج محل سکونت ایل منجزی در لردگان.فلارد ١٣٩٦/٠٦/١١

1362 آبگرمه محل سکونت ایل منجزی در آبگرمه شوشتر ١٣٩٦/٠٦/١١

1363 سرقنات محل سکونت ایل منجزی در ایذه ١٣٩٦/٠٦/١١

1364 کوه زر محل سکونت ایل منجزی در
کوه زر شوشتر
١٣٩٦/٠٦/١١

1365 بیرگان منطقه بیرگان*برگان.برغان *
محل سکونت ایل منجزی در کوهرنگ
١٣٩٦/٠٦/١١

1366 بیبیان نام محله ای در مسجدسلیمان
Bibiean
١٣٩٦/٠٦/١١

1367 چم آسیاب دشتی سرسبز در مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/١١

1368 خش در زبان لری بختیاری به خوش
می گویند
١٣٩٦/٠٦/١١

1369 کچی گپی نام پرنده ای شبیه کبوتر در زبان لری بختیاری ١٣٩٦/٠٦/١١

1370 اویا نام ماری به زبان لری بختیاری ١٣٩٦/٠٦/١١

1371 حفین نام ماری به زبان لری بختیاری ١٣٩٦/٠٦/١١

1372 آشتیان تیره آشتیان *هاشتی وند
.آشتی وند.آشتیانی *
از طایفه خلیلی بیگیوند از ایل منجزی ایل بزرگ بختیاروند *بهداروند *لربختیاری

تش ها::
علی ...
١٣٩٦/٠٦/١١

1373 ویر در زبان لری بختیاری به یاد و خاطرت
می گویند
Vir
١٣٩٦/٠٦/١١

1374 مندلی نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی ::
مند:: زنده ماند
لی::ایل

زنده ماند ایل.ایل صاحب
آینده خود را بدست آورد
١٣٩٦/٠٦/١١

1375 شهرم نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی ::شهرام

١٣٩٦/٠٦/١١

1376 شهولی نام پسر در زبان لری بختیاری

نام یکی از ایل های لر بود که اتحاد ایل آن از بین رفت
و در سایر طوایف بختیاری زندگی میکنند

١٣٩٦/٠٦/١١

1377 خیره نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::خیر و برکت
Kaehrh
١٣٩٦/٠٦/١١

1378 سلبناز نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::سرو ناز ١٣٩٦/٠٦/١١

1379 سنگیجان نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::سنگین جان
.جان سخت
١٣٩٦/٠٦/١١

1380 سنگیما نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::سنگین ماه.ماه باوقار ١٣٩٦/٠٦/١١

1381 برفی نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی ::سفید و پاکی ١٣٩٦/٠٦/١١

1382 شوچراغ نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::شب چراغ ١٣٩٦/٠٦/١١

1383 شولی نام پسر در زبان لری بختیاری ١٣٩٦/٠٦/١١

1384 کرملا نام پسر در زبان لری بختیاری
به معنی ::کرم الله
Karmola
١٣٩٦/٠٦/١١

1385 نیولا نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی ::نبی الله
Naivela
١٣٩٦/٠٦/١١

1386 خیور نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی ::خیبر ١٣٩٦/٠٦/١١

1387 اوول نام پسر در زبان لری بختیاری
Avool
١٣٩٦/٠٦/١١

1388 شیرول نام پسر در زبان لری بختیاری به معنی ::شیر آزاد ١٣٩٦/٠٦/١١

1389 شیریگل نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::شیرین گل ١٣٩٦/٠٦/١١

1390 شیریناز نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::شیرین ناز ١٣٩٦/٠٦/١١

1391 کشور نام دختر در زبان لری بختیاری
١٣٩٦/٠٦/١١

1392 بی زنون نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::بی بی زنان ١٣٩٦/٠٦/١١

1393 بیما نام دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::بی بی ماه
Bima
١٣٩٦/٠٦/١١

1394 ایموم در زبان لری بختیاری به امام
می گویند
١٣٩٦/٠٦/١١

1395 سرلک طایفه سرلک جز ایل موگویی ایل چهارلنگ لربختیاری

ساکن در الیگودرز.ازنا.شوشتر
.دزفول.چهارمحال و بختیاری
اندیمشک .صالح شهر.اهواز
١٣٩٦/٠٦/١١

1396 کت نوت در زبان لری بختیاری به
به کتک زدن می گویند
Kot not
١٣٩٦/٠٦/١١

1397 کت کت در زبان لری بختیاری به پاره
پاره می گویند kot kot
١٣٩٦/٠٦/١١

1398 کاوو در زبان لری بختیاری به آبی
می گویند kau
١٣٩٦/٠٦/١١

1399 کلک در زبان لری بختیاری به انگشت
می گویند kelek
١٣٩٦/٠٦/١١

1400 ورست در زبان لری بختیاری به سقوط کردن می گویند varast ١٣٩٦/٠٦/١١

1401 بون در زبان لری بختیاری به بالا می گویند
ره بون که::رفت بالای کوه

زه هم بونو ورست::از همان
بالا سقوط کرد
١٣٩٦/٠٦/١١

1402 ئایل در زبان لری بختیاری به فرزند
می گویند
جمله لری
چن سر ئایل داری::چند فرزند داری
ائیال باره::فرزندان زیادی دارد
آ ئله::فرزند
١٣٩٦/٠٦/١١

1403 اورامی تیره اورامی*اورامه وند*در طایفه خلیلی بیگیوند پلنگ در ایل منجزی ایل بزرگ بختیاروند لر بختیاری

ساکن در خوزستان.چهارمحال و بختیاری
.اصفهان. ...
١٣٩٦/٠٦/١١

1404 بر آفتاب بر آفتاب *بر فتان.برافتو*در زبان لری بختیاری به (بر::روبرو
.. جایی روبروی آفتاب.جایی آفتاب گیر )
طایفه بر آفتاب در ایلام

روستای برفتان ...
١٣٩٦/٠٦/١١

1405 نسار در زبان لری بختیاری به *پاچه کوه.سربالایی کوه.*می گویند
طایفه نسار در ایلام
١٣٩٦/٠٦/١١

1406 کی لر طایفه کی لر*کلهر* جز ایل بابادی لر بختیاری

ساکن در مسجدسلیمان.لالی
شوشتر .گتوند

طایفه کی لر*کلهر * در ایل مکوندی لر بختیاری
< ...
١٣٩٦/٠٦/١١

1407 زنگنه طایفه زنگنه از ایل جانکی گرمسیر لر بختیاری
ساکن در باغملک.ایذه
مسجدسلیمان.شوشتر
.گتوند.رامهرمز.اهواز

ایل جانکی گرمسیر جزئی از ...
١٣٩٦/٠٦/١١

1408 مانجی مانجی *منجی*
نام ایل منجزی ایل بزرگ بختیاروند *بهداروند *لر
بختیاری است


به معنی::معجزه
١٣٩٦/٠٦/١١

1409 سی گل اسم دختر ::معنی به زبان لری بختیاری
::برای گل
١٣٩٦/٠٦/١١

1410 سی در زبان لری بختیاری به *برای *
می گویند
١٣٩٦/٠٦/١١

1411 صوو در زبان لری بختیاری به *صبح *می گویند ١٣٩٦/٠٦/١١

1412 دید دید*دی*::در زبان لری بختیاری به (دود )می گویند ١٣٩٦/٠٦/١١

1413 دینیشت در زبان لری بختیاری به *اسفند*می گویند ١٣٩٦/٠٦/١١

1414 اوسا در زبان لری بختیاری به * بعدا
*می گویند
١٣٩٦/٠٦/١١

1415 وخشه در زبان لری بختیاری به *عطسه *می گویند ١٣٩٦/٠٦/١١

1416 بیگ در زبان لری بختیاری به بزغاله کوچک می گویند big ١٣٩٦/٠٦/١٠

1417 تی تی در زبان بختیاری به بزغاله می گویند ١٣٩٦/٠٦/١٠

1418 لا در زبان بختیاری به بین دو کوه
می گویند
١٣٩٦/٠٦/١٠

1419 تیز در زبان لری بختیاری به
به کوهی که سربالایی تند
دارد می گویند
١٣٩٦/٠٦/١٠

1420 بختیاری کلمه بختاری*بختیاری*
از نام ایل بختاروند*بختیاروند *گرفته شده

به معنی
بخت:اقبال.سعید.خوشبختی

آری::آریایی
١٣٩٦/٠٦/١٠

1421 بهرام به ::بهترین
رام::رام کننده
١٣٩٦/٠٦/١٠

1422 بهمن
به::بهترین
من::اندیشه.فکر
١٣٩٦/٠٦/١٠

1423 بهمن علفی خود رو در مناطق گرمسیر لر بختیاری
١٣٩٦/٠٦/١٠

1424 آسماری رشته کوهی در جنوب مسجدسلیمان
١٣٩٦/٠٦/١٠

1425 منار کوهی در مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/١٠

1426 لیله کوهی در منطقه اندیکا مسجدسلیمان

١٣٩٦/٠٦/١٠

1427 چاله دون در زبان لری بختیاری به جای پختن نان در خانه های روستایی
می گویند
١٣٩٦/٠٦/١٠

1428 تونگ در زبان لری بختیاری به پارچ آب می گویند ١٣٩٦/٠٦/١٠

1429 کوپ در زبان لری بختیاری به لیوان
شیشه ای چای می گویند
١٣٩٦/٠٦/١٠

1430 ترات در زبان لری بختیاری به
دویدن اسب می گویند
١٣٩٦/٠٦/١٠

1431 قیل در زبان لری بختیاری به عمیق
می گویند
١٣٩٦/٠٦/١٠

1432 لالی شهر لالی::معنی به لری بختیاری
لالی ::لاله ای.دشت لاله
١٣٩٦/٠٦/١٠

1433 اندیمشک نام شهر اندیمشک به لری
اندی::مقداری
مشک::ماده خوشبو .عطر
١٣٩٦/٠٦/١٠

1434 صفی خانی شجرنامه ایل منجزی بختیاروند *بهداروند *
1-شیخ محمد عالی بختیاروند

2-ملکشاه بختیاروند

3-محمد خورشید خان بختیاروند


4-ابو ...
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1435 خلیلی وارگه چله در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1436 خلیلی وارگه چله در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1437 خلیلی کنارستان زینب در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1438 خلیلی تلخاب گرازی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1439 خلیلی تلخاب کلات در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1440 خلیلی روستای غریبی در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1441 خلیلی کویرستان در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1442 خلیلی لادرازه در چغاسور در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1443 خلیلی جعفر بن زید در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1444 خلیلی هفت شهیدان در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1445 خلیلی شاه منگشت در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1446 خلیلی کوه حضرت عباس در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1447 خلیلی بی بی بتولی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1448 خلیلی بی بی فاطمه زهرا در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1449 خلیلی امامزاده عبدالله در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1450 خلیلی کوه سلام گاه در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1451 خلیلی شاه چراغ در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1452 خلیلی کری دوستعلی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1453 خلیلی چغاسور در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1454 خلیلی کری سرده در کنارک دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1455 خلیلی دره غارچینه در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1456 خلیلی وارگه منصور خلیلی در دهستان زیلایی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1457 خلیلی چه گرگینه در دهستان زیلایی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1458 خلیلی کوه الله اکبر در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1459 خلیلی وارگه غار در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1460 خلیلی کوه تیس در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1461 خلیلی کوه زرده در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1462 خلیلی چه قلموو در تقی آباد در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1463 خلیلی چه پیایل در روستای بنه خلیلی در دهستان زیلایی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1464 خلیلی چه راک در بنه خلیلی در دهستان زیلایی ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1465 خلیلی چشمه کوره در بنه محمد حسین در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1466 خلیلی تلخاب نیلیه *تحلو *در دهستان زیلایی ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1467 خلیلی چشمه روغنی در روستای پلنگان در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1468 خلیلی چشمه راک در روستای تاج الدین جهانگیری در دهستان جهانگیری ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1469 خلیلی دشت کنارک اوراک*اورک* در دهستان جهانگیری ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1470 خلیلی دشت پلنگ در دهستان زیلایی ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1471 خلیلی دشت کنارک دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1472 خلیلی کوه علاوش در دهستان زیلایی ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1473 خلیلی دشت برو در دهستان زیلایی ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1474 خلیلی کوه سر قل در دهستان زیلایی
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1475 خلیلی دشت شیاس در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1476 خلیلی محله مال جونکی در مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1477 خلیلی منطقه لملمی در تاراز اندیکا
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1478 خلیلی محله لملمی در مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1479 خلیلی بخش منج در لردگان
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1480 خلیلی روستای پرشوشتری در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1481 خلیلی روستای سرچشمه در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1482 خلیلی روستای یگا هه در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1483 خلیلی روستای گاوداران در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1484 خلیلی روستای بنه تیمور خلیلی در دهستان زیلایی ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1485 خلیلی روستای سرپر در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1486 خلیلی روستای پرنوشته بالا در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1487 خلیلی روستای پرنوشته پایین در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1488 خلیلی روستای پرنوشته پایین در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1489 خلیلی روستای پرزرد در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1490 خلیلی روستای علمداری مال احمدی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1491 خلیلی روستای آب کاسه در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1492 خلیلی روستای پر چک جهانگیری در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1493 خلیلی روستای بنه راک در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1494 خلیلی روستای توگه جهانگیری در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1495 خلیلی روستای بنه غلامحسین خلیلی در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1496 خلیلی روستای بنه هارونی خلیلی در دهستان زیلایی مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1497 خلیلی روستای شمس آباد خلیلی در دهستان زیلایی مسجدسلیمان
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1498 خلیلی روستای علی آباد خلیلی در دهستان زیلایی مسجدسلیمان
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1499 خلیلی روستای زلفعلی آباد خلیلی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1500 خلیلی روستای دیمچه خلیلی در صالح شهر
شوشتر
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1501 خلیلی روستای بیرگان خلیلی در بیرگان شهر کوهرنگ
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1502 خلیلی روستای بیدامین خلیلی در بیرگان کوهرنگ
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1503 خلیلی روستای زاهد گیلانی خلیلی در بخش
چلو اندیکا
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1504 خلیلی روستای جاجو پایین خلیلی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1505 خلیلی روستای سلیرون علیا خلیلی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1506 خلیلی روستای گزستون خلیلی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1507 خلیلی روستای چشمه شیرین خلیلی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1508 خلیلی روستای سلیرون سفلی خلیلی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1509 خلیلی روستای شیخ آباد خلیلی در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1510 خلیلی روستای بنه خلیلی جهانگیری در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1511 خلیلی روستای بنه خلیلی لاطان در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1512 خلیلی روستای بنه خلیلی چیتی لالی
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1513 خلیلی روستای بنه خلیلی پلنگان در دهستان زیلایی مسجدسلیمان
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1514 خلیلی روستای بنه خلیلی جاجو در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1515 خلیلی روستای چه خلیل*خلیلی* دهستان آب ماهیک لالی
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1516 خلیلی روستای رگ خلیل*خلیلی*در دهستان آب ماهیک لالی
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1517 خلیلی روستای تنگ خلیل *خلیلی *دهستان جهانگیری مسجدسلیمان
ایل منجزی
١٣٩٦/٠٦/٠٩

1518 خلیلی روستای خلیلی بیگیوند در دهستان جهانگیری مسجدسلیمان ١٣٩٦/٠٦/٠٩

1519 سیستان سیستان::
به زبان لری
سی::برای
ستان::دستان جد رستم
١٣٩٦/٠٦/٠٨

1520 خراسان خراسان::خور آسمان
خورشید آسمان.جایی که خورشید طلوع میکند
١٣٩٦/٠٦/٠٨

1521 مازندران مازندران::ما زند ایرانیم
.ما ایران را زنده نگه میداریم،ما از ایران دفاع می کنیم
١٣٩٦/٠٦/٠٨

1522 کی ونو در زبان لری بختیاری به کد بانو
می گویند
کی :بزرگ.پادشاه
ونو::بانو
١٣٩٦/٠٦/٠٨

1523 کتک منطقه ای در مسجدسلیمان
و به معنی ::بزرگ
کتک:کت.
١٣٩٦/٠٦/٠٨

1524 کارون نام رودی که از استان چهارمحال و بختیاری سرچشمه می گیرد
و در استان خوزستان به دریا
می ریزد

معنی کارون به زبان لری بختیاری

کا::کو ...
١٣٩٦/٠٦/٠٨

1525 دینارون در زبان لری بختیاری
به عشایری که آخر همه ایل ها
کوچ می کنند می گویند
دین::دم.دنبال.دنباله.آخر
رون::روانه شدن.کوچ

کوه دینارون در ...
١٣٩٦/٠٦/٠٨

1526 هانیه معنی به زبانه لری بختیاری
ها::بله.جواب
نیه::نمی دهد
کسی که قهر کرده می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٨

1527 ها در زبان لری به بله می گویند

هوه:: در زبان ترکمنی به بله می گویند

هیه::در زبان ترکی به بله می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٨

1528 شوخوس در زبان بختیاری به مکانی که
می خوابند میگویند
شو::شب
خوس::خواب
١٣٩٦/٠٦/٠٨

1529 لک ایل لک یکی از ایلهای قوم لر است ساکن در لرستان.کرمانشاه.ایلام.مسجدسلیمان.لالی.شوشتر.
اندیمشک.دزفول.کرمان.قزوین.همدان.بهشهر.کردستان
.فارس.گیلان< ...
١٣٩٦/٠٦/٠٨

1530 سغد سغد*سکد.سکا*
نام ایالت سین کیان چین در زبان پارسی است

مردم این منطقه از اقوام ایرانی
هستند که در کنار اقوام مغولی
زندگی می کن ...
١٣٩٦/٠٦/٠٧

1531 سلت قومی از *هند و اروپایی* در اسکاتلند و فرانسه.یونان ١٣٩٦/٠٦/٠٧

1532 واندال قوم واندال *آندال*از قوم ژرمن های شرقی از اقوام آریایی
ساکن در ایالت آندلس درجنوب اسپانیا و مراکش.شمال آفریقا

منطقه آندال در ایالت
بن ...
١٣٩٦/٠٦/٠٧

1533 کاتالانیا نام ایالتی در اسپانیا با مرکزیت
شهر بارسلونا

که از دو قوم آریایی تشکیل شده

گوت*گوتی.ماساژت
ماساگت*::از اقوام سکا(سیستان )
< ...
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1534 یاس نام قومی آریایی و از آلان ها
در رومانی.مجارستان
در شهر یاس و یاشی
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1535 آینو قومی آریایی در شمال کره شمالی و در خاک چین
و در جزیره هوکایدو ژاپن بود

١٣٩٦/٠٦/٠٦

1536 کامبوج نام کشوری در جنوب شرق آسیا که از نام کمبوجیه پادشاه ایران گرفته شده ١٣٩٦/٠٦/٠٦

1537 کامبوجیا *کامبوژیا*
فرانسوی ها به کمبوجیه می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1538 کامبیز امروزه به کمبوجیه می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٦

1539 کمبوجیه نام یکی از پادشاهان هخامنشی بود ١٣٩٦/٠٦/٠٦

1540 سیروس در زبان یونانی به کوروش می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٦

1541 سایروس در زبان انگلیسی به کوروش
می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1542 راکی راکی به معنی صخره است

ایل مستقل راکی هفت لنگ
این ایل یکی از متحدان ایل بزرگ بختیاروند *بهداروند *
بود و سواران راکی در تیپ سوار بختیارون ...
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1543 کر نام رودی در فارس
به معنی پسر
کر::در زبان لری به معنی پسر
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1544 کورا کورا*کر*رودی در جمهوری آذربایجان
کورا::کوروش
کر::در زبان لری پسر
در زبان لری به کوروش .
کروش می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1545 کرواسی نام کشوری در شبه جزیره بالکان در اروپای شرقی
مردم این کشور نام کشور خود را
از نام کوروش پادشاه ایران می دانند و نژاد خود را آریایی می دانند
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1546 الاغ الاغ بیگ *الغ بیک*نام پادشاه مغول در ایران که به دلیل
نفهم بودن
مردم ایران نام او را بر خر گذاشتند
الاغ ::خر
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1547 پارینه پارینه::به گاوی که پارسال به دنیا آمده می گویند در زبان لری بختیاری ١٣٩٦/٠٦/٠٦

1548 ورزا به گاوی که گاو آهن را می کشد
در زبان لری بختیاری
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1549 تا در زبان لری بختیاری
به گراز وحشی می گویند
که بدون حامی به مزرعه
حمله می کند
تا::تنها.با همه فرق دارد
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1550 براز در زبان لری به گراز می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٦

1551 هلاهل نام عقرب کشنده و کوچک
به رنگ سبز و زرد
در زبان لری بختیاری
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1552 گادین نام عقرب بزرگ در زبان لری بختیاری
گا::گاو آهن
دین::دم
دمی شبیه گاو آهن
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1553 کژدین در زبان لری بختیاری به عقرب
می گویند
کژ::کج
دین ::دم
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1554 دیدومک در زبان لری بختیاری ::نام پرنده ای ماهی خوار که در شب آواز می خواند
نام این پرند از آواز او گرفته شده
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1555 کوکولاتی کوکولاتی یا*گلالی *::نام پرنده ای قهوه ای رنگ با کاکلی کوچک

گلالی::در زبان لری بختیاری به کاکل گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1556 شونه به سر شونه به سر.هت هت::در زبان
لری بختیاری به هدهد می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1557 توسین نام پرنده ای کوچک به رنگ
توسی در مزارع به زبان لری
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1558 ملیچک ملیچک*بنگشک*::نام گنجشک به زبان لری ١٣٩٦/٠٦/٠٦

1559 فاطولک در زبان لری بختیاری به قمری
*کوکو*می گویند
به معنی
فاط::فاخته
و
لک::شاخه درخت
فاخته درختی
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1560 کوکوونگ در زبان لری بختیاری
::
کوکو:کوه کوه
ونگ::بونگ،صدا
صدایی که از کوه در می آید
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1561 ایل شوهان ایل شوهان با طوایف کاووسی
.کاید خورده..کاید ها دیناروند
برادر است و خود را پسران بختیار*بختیاروند.بهداروند * موسس ایل لر بختیاری
می دانند
١٣٩٦/٠٦/٠٦

1562 مازنون اسم دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::ماه زن ها ١٣٩٦/٠٦/٠٥

1563 بی طلا اسم دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::بی بی طلا ١٣٩٦/٠٦/٠٥

1564 شازنون اسم دختر در زبان لری بختیاری به معنی ::شاه زن ها ١٣٩٦/٠٦/٠٥

1565 گل گیس نام دختر است در زبان لری بختیاری
به معنی ::گل گیسو
و همچنین نام ترانه معروف به
زبان لری بختیاری
١٣٩٦/٠٦/٠٥

1566 آمخته در زبان لری بختیاری به
عادت می گویند *همان آموخته
است*
١٣٩٦/٠٦/٠٥

1567 توویی توویی*تیوی.تیهو*در زبان لری بختیاری به پرنده ای شبیه
کبک می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٥

1568 کوگ در زبان لری بختیاری به کبک
،می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٥

1569 بق بق* وک*در زبان لری بختیاری به قورباغه،می گویند
در زبان مازنی داروک*قورباغه درختی *می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٥

1570 شیرالی ایل شیرعالی ایل بهداروند*بختیاروند هفت لنگ ساکن در کهگیلویه و بهبهان
ایل شهرویی شیرعالی در بهبهان

طایفه شیرالی در باغملک

طایفه شی ...
١٣٩٦/٠٦/٠٥

1571 کوروارکان منطقه مستقل در حکومت اتابکان لر بزرگ در بین کهگیلویه و بویراحمد و بهبهان بود
معنی بهبهان ::
به::بهدار
بهان*بهون*::سیاه چادر بختیاری ها
ب ...
١٣٩٦/٠٦/٠٥

1572 کوار طایفه کوار*کرایی *بانی نام شهر کوار در استان فارس است
محل کوارکان در بین کهگیلویه و بهبهان منطقه اصلی سکونت ایل کرایی*کوروش عالی*بهداروند (بختیارو ...
١٣٩٦/٠٦/٠٤

1573 کرایی تیره کهوایی و تیره کهواده در ایل چهارلنگ ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1574 کرایی طایفه کهرازهی*کرایی*در سیستان
تعدادی از طایفه کرایی بهداروند بعد از فتح هند در حال برگشت به منطقه ایلی خود،
در سیستان ماندگار شدند
١٣٩٦/٠٦/٠٤

1575 کرایی طایفه کران در منطقه کران*کرایی* در کنار منطقه منجان*منجزیان* در استان نورستان افغانستان و کشمیر
زبان منجی برغانی در افغانستان. خیبر پاکستان.
کش ...
١٣٩٦/٠٦/٠٤

1576 کرایی طایفه آل بوکر*کرایی*در کوت عبدالله ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1577 کرایی طایفه کرایی پاپری در برازجان ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1578 کرایی طایفه کرایی در کازرون ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1579 کرایی طایفه کردونی *کرایی*در اهواز ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1580 کرایی طایفه کره ای*کرایی*در فاروق فارس ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1581 کرایی طایفه کران*کرایی*لر در سیرجان ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1582 کرایی تیره های کرونی*کورانلی*.کرانلی
در ایل قشقایی
١٣٩٦/٠٦/٠٤

1583 کرایی طایفه کران *کرایی *بهداروند در فارسان ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1584 کرایی طایفه کرایی راهدار*کره ای* ::این طایفه در روستاهای کرایی سفلی و علیا .راهدار مسجدسلیمان زندگی می کنند ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1585 کرایی طایفه کرایی در روستای آب گنجی در شوشتر ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1586 کرایی طایفه کرایی *کرویی*در کنار طایفه هو تک در قلعه گنج کرمان زندگی می کند
این طایفه جز ایل کرایی بهداروند بود که از بهبهان
کوچ داده شد
١٣٩٦/٠٦/٠٤

1587 انویسوم در زبان لری به کلمه ی می نویسم ،می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1588 ادونی ادونی::در زبان لری به می دانی
می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٤

1589 رشمیز رشمیز*رمیز*::در زبان لری به موریانه می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1590 ببه در زبان لری به بچه ای که عزیز است می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٤

1591 سی کردن سی کردن ::در زبان لری به نگاه
کردن می گویند
سی کن::نگاه کن
١٣٩٦/٠٦/٠٤

1592 زیلایی بعد از سرکوب تاجمیر خان استرکی ایل بیگی لر بزرگ و سرکوب او توسط شاه صفوی
و دستگیری پسران تاجمیر *احمد .محمد.مومد*
و تبعید تعدادی از خاندان او ...
١٣٩٦/٠٦/٠٤

1593 آناهیتا آناهیتا ::پاک و بی آلایش
فرشته آب و باران در دین زرتشت است
و در زبان پارسی پهلوی آناهیدا

و در زبان امروزی ناهید نام دارد
سیاره ناه ...
١٣٩٦/٠٦/٠٤

1594 بیله در زبان لری به گروه،،بیله
می گویند baeleh
١٣٩٦/٠٦/٠٣

1595 فر در زبان لری به پرواز،،فر
Fer می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٣

1596 گرت لیله در زبان لری به گردباد،،گرت و لیله می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٣

1597 کمین در زبان لری به شکمو،،کمین
Komin می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٣

1598 قیل در زبان لری به عمیق ،،قیل می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٣

1599 شور در زبان لری به شل و ول،،شور
Shever می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٣

1600 بون در زبان لری به پشت بام،بون
می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٣

1601 بون در زبان لری به پشت بام،،بدن
می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٣

1602 طوم در زبان لری به طمع و مزه،،طوم
می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٣

1603 هنی در زبان لری به هنوز،،هنی می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٣

1604 مازه در زبان لری به کمر،،مازه می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٣

1605 جار در زبان لری به فریاد،،جار می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٣

1606 پیل در زبان لری به پول،،پیل می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٣

1607 دریچه در زبان لری به پنجره،دریچه می گویند *در کوچک * ١٣٩٦/٠٦/٠٣

1608 کواو در زبان لری به کباب،کواو می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٣

1609 سوز در زبان لری به سبز می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٣

1610 دی دی *دا*در زبان لری به مادر می گویند

دی نام فرشته ماه دی است
١٣٩٦/٠٦/٠٣

1611 کاکا کاکا*برار*در زبان لری به برادر می گویند
کاکات هونیه::برادرت خانه است
طایفه کاکاوند لر ساکن در لرستان.اندیمشک.همدان.
قزوین.مازندران.فارس
١٣٩٦/٠٦/٠٣

1612 تته تته*تاته*به زبان لری بختیاری می شود:::عمو
تته زا::عموزاده
١٣٩٦/٠٦/٠٣

1613 تش در زبان لری به آتش می گویند ١٣٩٦/٠٦/٠٣

1614 ناکوت کلمه ناکوت به زبا لری بختیاری
می شود::از بین رفتن.پاره شدن

پیرنوم ناکوت اویی (پیراهن
من پاره شده است)


١٣٩٦/٠٦/٠٣

1615 همریش همریش*هم ریشه*در زبان لری بختیاری است و به فارسی می شود
باجناق
١٣٩٦/٠٦/٠٣

1616 اوشه اوشه*هوشه*::به زبان لری بختیاری
به حیاط می گویند
١٣٩٦/٠٦/٠٣

1617 للری طایفه للری ایل بختیاروند در مسجدسلیمان.اندیکا.دزفول ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1618 صالح ابراهیم طایفه صالح ابراهیم ایل بختیاروند*بهداروند *ساکن در مسجدسلیمان.اندیکا ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1619 احمد بلد طایفه احمد بلد*بلدی*ایل بختیاروند *بهداروند *
ساکن در مسجدسلیمان.شوشتر
.اندیکا.اصفهان
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1620 استکی طایفه استکی*اسنکی.حسنکی* ایل بختیاروند *بهداروند *ساکن در مسجدسلیمان.اندیکا.اصفهان
تیره استکی در ایل چهار لنگ
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1621 علاءالدینی ایل علاءالدینی ایل بهمئی بهداروند ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1622 احمدی ایل احمدی ایل بهمئی بهداروند ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1623 محمدی طایفه محمدی*مهمدی *در ایل لیراوی بهمئی ایل بختیاروند *بهداروند * ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1624 سوند تیره سوند *شاسوند*در طایفه خلیلی بیگیوند از ایل منجزی ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1625 بیدله طایفه بیدله در ایل جانکی سردسیر بختیاروند در لردگان ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1626 شهسواری طایفه شهسواری در ایل جانکی سردسیر بختیاروند در لردگان ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1627 خلیلی طایفه خلیلی در ایل جانکی سردسیر ایل بختیاروند در لردگان ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1628 آقایی طایفه آقایی در ایل جانکی سردسیر ایل بختیاروند در لردگان ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1629 میلاسی طایفه میلاسی در ایل جانکی سردسیر ایل بختیاروند در لردگان

تیره میلاس در طایفه بساک ایل چهارلنگ
اولاد میلاس در تیره ورناصری طایفه گندلی ایل ...
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1630 معموری طایفه معموری*ماموری*در ایل جانکی سردسیر ایل بختیاروند در لردگان
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1631 هارونی طایفه هارونی ایل بختیاروند
ساکن در شهر هارونی شهرکرد

تیره هارونی در طایفه خلیلی بیگیوند از ایل منجزی بختیاروند در مسجدسلیمان.شوشتر
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1632 مارزی طایفه مارزی بختیاری در ایل جانکی سردسیر بختیاروند در لردگان ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1633 بارزی طایفه بارزی بختیاری در ایل جانکی سردسیر بختیاروند *بهداروند *
ساکن لردگان.اردل
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1634 ریگی طایفه ریگی ایل جانکی سردسیر بختیاروند *بهداروند *

ساکن در لردگان.اردل.
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1635 اشکی طایفه اشکی در ایل لر بختیاروند در مسجدسلیمان.شوشتر
.گتوند
طایفه اشکی در ایل ترک گرایلی در مازندران
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1636 تردی طایفه تردی*ترادی.تیردی*ایل بختیاروند *بهداروند *ساکن در مسجدسلیمان .لالی.اندیکا

طایفه تردی ساکن در شاهرود سمنان
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1637 فرگنی طایفه فرگنی ایل بختیاروند *بهداروند *ساکن در مسجدسلیمان.اندیکا ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1638 فرگ معنی به زبان لری بختیاری ::فکر
فرگ شوم بوو::فکر درست کردن شام باش
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1639 شرگ معنی به زبان لری بختیاری ::شکر.
خدایا شرگ::خدایا شکر
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1640 آفریت در زبان لری بختیاری به معنی
آفرید
جمله به لری::
خدا تونه آفریت::خداوند تو را آفرید
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1641 سرقلی سرقل::نام کوهی در دهستان زیلایی
به معنی .بلندترین قله
منجزی در مسجدسلیمان
تیره زیلایی در طایفه خلیلی بیگیوند از ایل منجزی

تیره تق ...
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1642 دده دده::در زبان لری به خواهر گفته می‌شود ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1643 مرزنگ مرزنگ::در زبان لری به مژه گفته می شود ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1644 کیچه کیچه::در زبان لری به کوچه گفته می شود ١٣٩٦/٠٦/٠٢

1645 چوب بازی تمرین جنگی.جنگ نامه
آئین چوب بازی *چوبازیی.هوبازی*از رسوم قوم
لر است که در آن از دو چوب
بزرگ*درک*و چوب کوچک *ترکه.تیرکه*استفاده می شود
ای ...
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1646 چوقا لباس چوقا*چغا*لباس مردان لر
بختیاری
چوقا ::به معنی تپه.جایی بلندی.فر.بزرگ

کلمه چوقا از نام چغازنبیل گرفته شده
نقوش سفید روی چوقا به ...
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1647 سزار رود سزار در لرستان
در کنار این رود لشکر روم از ساسانیان شکست خورد
منطقه روم اشکان در لرستان ::به معنی جایی که رومی ها
شکست خوردند
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1648 چم گلک شهر چم گلک در شهرستان اندیمشک
طوایف ساکن از ایل میوند
*ممیوند*ایل چهار لنگ لربختیاری هستند
طوایف میوند شامل ::حاجیوند.عبدالوند
.عیسی و ...
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1649 شیاس دشت شیاس در دهستان جهانگیری منجزی در مسجدسلیمان

محل سکونت طایفه شیاس
از ایل جانکی سردسیر بختیاروند بوده

طایفه شیاس امروزه در لردگا ...
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1650 ده لاطان محل سکونت اولیه طایفه
خیریوند طایفه خلیلی بیگیوند از ایل منجزی

ساکن در بنه خلیلی بیگیوند
.سلیرون.جاجو.جهانگیری
.
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1651 کوهی تیره کوهی در طایفه بامدی
ایل دور کی لر بختیاری
ساکن در مسجدسلیمان
لالی.اهواز.شوشتر. فلاورجان
.چهار محال و بختیاری
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1652 ملاسزار بزرگ تیره شیخ حموله در طایفه حاجیوند
در فتح قندهار

این تیره امروزه در شهر چم گلک زندگی می کنند
رئیس ایل بختیاروند علی صالح خان بختیارو ...
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1653 سیل سیل::به زبان لری
یعنی نگاه
سیل کن::نگاه کن
سیل کرد ره::نگاه کرد و رفت
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1654 بورکی طایفه بورکی از طوایف لر کوچک،کوچ داده شده از ملایر و بروجرد
در زمان صفوی به استان فارس
است
که در فیروزآباد.سروستان
.سپیدان.کازرون.شیراز.< ...
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1655 کار مند معنی به زبان لری بختیاری
کار ::شغل.پیشه
مند::ماند
کار مند'::کسی که کارها روی
دستش مانده و انجام نداده
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1656 کارگر معنی کارگر در زبان لری بختیاری
کار::شغل.پیشه
گر::کسی که موهایش ریخته
.کسی که پیر می شود
کارگر::کسی که بر اثر کار موهایش ریخته و دارد پیر ...
١٣٩٦/٠٦/٠٢

1657 شاهین پرنده شکاری است
معنی شاهین به زبان لری بختیاری
شاهین ::
شا::شاه .شاه آسمان
هین::خون
شاهین ::شاه خون ریز.پرنده ای که خون پرندگان کوچک ...
١٣٩٦/٠٦/٠١

1658 گشتیل طایفه گشتیل ایل بختیاروند *بهداروند *ساکن در مسجدسلیمان.شوشتر.گتوند

تیره گشتیل در ایل چهارلنگ

طایفه گشتیل در ایل لر آقاجری
ساکن د ...
١٣٩٦/٠٦/٠١

1659 قره باغی طایفه قره باغی از ایل لر آقاجری

ساکن در بهبهان.آقاجری .مسجدسلیمان.شوشتر .باغملک
١٣٩٦/٠٦/٠١

1660 مال احمدی طایفه مال احمدی ایل منجزی
تیره ها*نه کر تش مال*
شیخ علی وند
مصطفی وند
شیخ سوند
خواجه وند
سهمائی
دوسنی
جلال وند
کلاوند ...
١٣٩٦/٠٦/٠١

1661 مال احمدی گردگرد این طایفه از اتحاد تیره هایی
از طایفه مال احمدی ایل منجزی
و تیره گرد گرد طایفه مش مرداسی بهداروند تشکیل شده و در شهرستان لردگان ساکن هستند
١٣٩٦/٠٦/٠١

1662 منجی طایفه منجی*منجزی * ایل جانکی سردسیر ایل بختیاروند
این طایفه از ایل منجزی بود
بخش منج در لردگان
١٣٩٦/٠٦/٠١

1663 بهزادی تیره بهزادی در طایفه شیخ رباط
ایل بابادی
این تیره از نوادگان مهمدخدر
تیره خدروند طایفه ابوالحسنی
*بولسنی*منجزی می باشد

و برادر خد ...
١٣٩٦/٠٦/٠١

1664 علاسوند طایفه علاسوند
تیره ها ::
مرادوند.غلام وند.نظر وند
.علادی وند.زیلاوند.جهانگیر وند

وجود تیرهای زیلاوند *زیلایی *و جهانگیر وند نشان ا ...
١٣٩٦/٠٦/٠١

1665 زیلایی سرقلی تیره زیلایی در طایفه سرقلی ایل بابادی

دهستان زیلایی محل سکونت طایفه خلیلی بیگیوند ایل منجزی است
و تیره زیلایی پلنگ طایفه خلیلی بیگیوند ای ...
١٣٩٦/٠٦/٠١

1666 مهسا مهسا ::معنی به زبان لری
مه::ماه
سا::آرام .
مهسا ::ماه آرامش دهنده

جملات لر
روله سا گر::فرزندم آرام بگیر

درسا::
در*دور* ...
١٣٩٦/٠٦/٠١

1667 پیروند تیره پیروند در طایفه موری
این تیره نوادگان جمال الدین مرید برهان عالی هستند
جمال الدین فرزند بختیار *بهدار *است
ایل عالی جمالی ایل بختیارو ...
١٣٩٦/٠٦/٠١

1668 برهان عالی طایفه برهان عالی ایل عالی جمالی بختیاروند *بهداروند *
مسجدسلیمان. لالی
اصفهان.اندیکا .اهواز
١٣٩٦/٠٦/٠١

1669 عکاشه طایفه عکاشه*گاشه*
ایل بابادی

تیره شهرویی ،گرماوند.خدر

در این طایفه بهداروند هستند
این طایفه در خان میرزا لردگان ساکن است
ط ...
١٣٩٦/٠٦/٠١

1670 کیارسی طایفه کیارسی ایل بختیاروند *بهداروند *
تیره ها ::حاجیوند.نورالدین وند.درویش وند.سوری وند
لباس چوقا توسط زنان این
طایفه بافته می شود
چوقا ...
١٣٩٦/٠٦/٠١

1671 جمالوند طایفه جمالوند *آلی جمالی *از ایل عالی جمالی ایل بختیاروند *بهداروند *
لالی.مسجدسلیمان
١٣٩٦/٠٦/٠١

1672 علی صالح طایفه علی صالح ایل عالی جمالی ایل بختیاروند *بهداروند *

١٣٩٦/٠٦/٠١

1673 کوهکن طایفه کوهکن ایل عالی جمالی ایل بختیاروند *بهداروند *
لالی
١٣٩٦/٠٦/٠١

1674 چنگایی طایفه چنگایی *چنگاهی*
ایل عالی جمالی ایل بختیاروند *بهداروند *
قلعه چنگایی لالی
١٣٩٦/٠٦/٠١

1675 شیط طایفه شیط ایل عالی جمالی ایل بختیاروند *بهداروند *
لالی
١٣٩٦/٠٦/٠١

1676 گندلی طایفه گندلی ایل عالی جمالی ایل بختیاروند *بهداروند *
ساکن در لالی.مسجدسلیمان
.شوشتر
١٣٩٦/٠٦/٠١

1677 شهلایی طایفه شهلایی ایل عالی جمالی ایل بختیاروند *بهداروند *
مسجدسلیمان
١٣٩٦/٠٦/٠١

1678 بردی طایفه بردی ایل عالی جمالی ایل بختیاروند *بهداروند *
ساکن لالی.مسجدسلیمان
.شوشتر
١٣٩٦/٠٦/٠١

1679 عیسی وند طایفه عیسی وند ایل عالی جمالی ایل بختیاروند &بهداروند *
ساکن لالی.مسجدسلیمان
١٣٩٦/٠٦/٠١

1680 تقی وند تیره تقی وند طایفه خلیلی بیگیوند ایل منجزی
تش ها::
حسین وند.کلبعلی وند .حیات وند.قبادوند.اسکندر وند.اسفندیار وند.
١٣٩٦/٠٥/٣١

1681 شاهمنصوروند تیره شاهمنصوروند طایفه خلیلی بیگیوند ایل منجزی
تش ها::
رضا وند.علی یار وند.حسین وند.رضی وند.غلام وند.
جمعه وند.حسن وند.رحیم
وند.رستم وند ...
١٣٩٦/٠٥/٣١

1682 چهاربنیچه تیره چهاربنیچه طایفه خلیلی بیگیوند ایل منجزی
تش ها::
شنبه وند.کریم وند.احمدوند
.حسن وند.کرم وند.بختیاروند
.علیداد وند.سبزی وند

...
١٣٩٦/٠٥/٣١

1683 احمدوند تیره احمدوند طایفه خلیلی بیگیوند ایل منجزی
تش ها::
غلامحسین وند.هادیوند
.رمضان وند.برام وند
.ارسلان گیلانی
١٣٩٦/٠٥/٣١

1684 سید صالح تیره سیدصالح طایفه خلیلی بیگیوند ایل منجزی
تش ها::
جوادوند.امیروند.قبادوند
.
١٣٩٦/٠٥/٣١

1685 خیریوند تیره خیریوند طایفه خلیلی بیگیوند ایل منجزی
تش ها::
دوست علی وند.فرض علی وند.خیری زاده.سلطان وند
.شیرمحمدوند.سیاه.شنبه وند
.غلامی.سید صال ...
١٣٩٦/٠٥/٣١

1686 هاشتی وند شاهمنصور خان ایلخانی پسر خلیل خان ایل بیگی
جد طایفه آشتیانی خلیلی

تیره هاشتیوند*آشتی
.آشتیانی *
طایفه خلیلی بیگیوند ایل منجزی
ت ...
١٣٩٦/٠٥/٣١

1687 تاج الدین وند تیره تاج الدین وندطایفه خلیلی بیگیوندایل منجزی
تش ها::
بابا خان وند.خسرووند.علی مراد وند.علی مردان وند.
غفور وند.مرادوند

ساکن در مسج ...
١٣٩٦/٠٥/٣١

1688 تکی طایفه تکی از ایل بختیاروند
*بهداروند *
ساکن در اندیکا.چهارمحال و بختیاری.اصفهان
تیرهای از ایل طایفه در ایل
منجزی است
بطوری که این طا ...
١٣٩٦/٠٥/٣١

1689 تکی طایفه تکی از ایل بختیاروند
*بهداروند *
ساکن در اندیکا.چهارمحال و بختیاری.اصفهان
تیرهای از ایل طایفه در ایل
منجزی است
بطوری که این طا ...
١٣٩٦/٠٥/٣١

1690 تکی طایفه تکی از ایل بختیاروند
*بهداروند *
ساکن در اندیکا.چهارمحال و بختیاری.اصفهان
تیرهای از ایل طایفه در ایل
منجزی است
بطوری که این طا ...
١٣٩٦/٠٥/٣١

1691 بردبر طایفه بردبر*بردبور*
از ایل بختیاروند *بهداروند *
ساکن در لردگان.اصفهان
.مسجدسلیمان
١٣٩٦/٠٥/٣١

1692 اولکی طایفه اولکی از ایل بختیاروند
*بهداروند *
ساکن در مسجدسلیمان.شوشتر.گتوند
١٣٩٦/٠٥/٣١

1693 شیخ احمد بلد طایفه شیخ احمد بلد
از ایل بختیاروند
ساکن در مسجدسلیمان.اهواز
.فولادشهر .چهارمحال و بختیاری
١٣٩٦/٠٥/٣١

1694 سید صالح ابراهیم طایفه سید صالح ابراهیم
از ایل بختیاروند *بهداروند *
ساکن در شهر اندیکا
١٣٩٦/٠٥/٣١

1695 کرائی استاد نور محمد مجیدی کرائی
در کتاب خود با نام
ایل باستانی کرایی
نام کرایی ::به معنی
کوروش پسر عالی(کرالی.کرآیی.کرانی
.کرویی.)پسر لیر ...
١٣٩٦/٠٥/٣١

1696 سوره میری ایل سوره میری(سرخه مهری.
سورمیلی. )لر ساکن در نهاوند.همدان .سلسله.
ایلام.ملکشاهی.
طوایف سوره میری نهاوند
. سوره مهری سلسله.ممیوند
همدا ...
١٣٩٦/٠٥/٣١

1697 رضا پور اولاد رضا قلی زیلایی بختیاوند
در طایفه بامدی ایل دور کی
لر بختیاری زندگی می کنند
این اولاد با نام خانوادگی رضایی.رضاپور
ساکن در مسجدسلی ...
١٣٩٦/٠٥/٣١

1698 طایفه پلنگ این طایفه در علی آباد کتول بخش
کمالان سکونت دارند
تیره ها::
پلنگ.اسفندیار

روستای محل سکونت این طایفه
روستای برفتان است
که به ...
١٣٩٦/٠٥/٢٩

1699 برفتان برفتان*برافتو.برفتون*::به زبان لری بختیاری
بر::برابر.روبرو
فتان::آفتاب
١٣٩٦/٠٥/٢٩

1700 برهان عالی طایفه برهان عالی
از ایل عالی جمالی ایل بختیاروند لربختیاری
جد ایل عالی جمالی
جمال الدین فرزند بهدار
بود او مرید شیخ برهان عالی
بود ج ...
١٣٩٦/٠٥/٢٩

1701 هلیلی تش هلیلی در طایفه باورصاد
طایفه سهونی ایل کیانرسی

این تیره از طایفه خلیلی بیگیوند ایل منجزی ایل بختیاروند است
که در راه برگشت از هند
١٣٩٦/٠٥/٢٩

1702 علاوشوند اولاد علاوشوند در تیره پیروند
بوری طایفه موری زندگی می کنند
این اولاد از ایل علاءالدین وند
بختیاروند هستند
١٣٩٦/٠٥/٢٩

1703 اولاد درویشوند زیلایی این اولاد از طایفه زیلایی بختیاوند است
و در بین تیره بوری طایفه موری
زندگی می کنند
١٣٩٦/٠٥/٢٩

1704 حسن عالی تش حسن عالی در تیره
کریموند طایفه موری
نام خانوادگی آنها ناصری
است
ساکن در بخش چلو شهرستان اندیکا

تش حسن عالی از طایفه بلیوند بهدا ...
١٣٩٦/٠٥/٢٩

1705 زیلابی تیره زیلابی*زئیلایی *در طایفه علاسوند زراسوندایل دورکی
این تیره از طایفه زیلایی بختیاوند است
محل سکونت مسجدسلیمان
١٣٩٦/٠٥/٢٩

1706 جوبریز تیره جوبریز طایفه بلیوند بهداروند

تیره جوبریز در طایفه کهیش
این تیره نیز از طایفه بلیوند بهداروند است
١٣٩٦/٠٥/٢٩

1707 الگی تیره الگی از طایفه کیارسی
ایل بختیاروند *بهداروند *
این تیره هم اکنون با نام فامیلی شاهپور ی در طایفه
سعید ایل دینارونی در ایذه
زندگی می ...
١٣٩٦/٠٥/٢٩

1708 هارونی طایفه هارونی بختیاروند لر بختیاری در فتح هند شرکت کرد و در برگشت به وطن در
سیستان و کرمان و فارس ماندگار شد

تیره هارونی طایفه خلیلی بیگیوند ...
١٣٩٦/٠٥/٢٨

1709 عبدالهی طایفه عبداللهی بهداروند
ساکن در شهر هارونی.فارسان.شوشتر
١٣٩٦/٠٥/٢٨

1710 باوی طایفه باوی عرب در شهر ملاثانی اهواز ١٣٩٦/٠٥/٢٨

1711 شیخ رباط طایفه شیخ رباط ایل بابادی هفت لنگ لر بختیاری
محل سکونت اولیه در مورز بازفت در کوهرنگ
ساکن در مسجدسلیمان.
لالی.اهواز.چهار محال و بختیاری.شو ...
١٣٩٦/٠٥/٢٧

1712 خزل طایفه خزل لر در همدان
طایفه کرد در ایلام
طایفه خزل عرب در اهواز
طایفه خزل لر در مازندران.خراسان.فارس
١٣٩٦/٠٥/٢٧

1713 باوی ایل باوی لر در کهگیلویه

طایفه باوی عرب در شهر ملاقاتی
طایفه باوی ربیعه بهداروند
١٣٩٦/٠٥/٢٧

1714 سواری طایفه سواری بختیاری در قلعه تل

طایفه سواری عرب در اهواز و
شادگان
١٣٩٦/٠٥/٢٧

1715 ساکی طایفه ساکی از قوم لر کوچک
ساکن در اندیمشک.دزفول
.خرم آباد.
طایفه ساکی عرب در سوسنگرد
١٣٩٦/٠٥/٢٧

1716 پلنگ نام یکی از تیره های طایفه خلیلی بیگیوند ایل منجزی
است
ساکن در روستاهای علی آباد
.شمش آباد .بنه غلام حسین.
هارونی
این روستاها در دهس ...
١٣٩٦/٠٥/٢٧

1717 زنگنه زنگنه ::زنگه پسر شاهپوران پسر
شاهپور ساسانی
پایتخت شاهپور شهر شوشتر بود
شاهپوران حاکم میشان بود
(دشت میشان *دشت آزادگان *و استان لرنشین ...
١٣٩٦/٠٥/٢٦

1718 بهلوری ایل بختیاروند
نام های دیگر این ایل
بهداروند.بیداروند.به لر وند
*بهلوروند*
نام قوم لر بختیاری از این ایل
گرفته شده
شاه تهماسب صفوی ...
١٣٩٦/٠٥/٢٦

1719 حموله طایفه حموله جز طایفه سهونی
ایل کیانرسی چهار لنگ
ساکن در مسجدسلیمان.گتوند.شوشتر
.اهواز.کوهرنگ .اندیکا.
محل ییلاق در خوربه و آب بکاسه در ...
١٣٩٦/٠٥/٢٦

1720 حموله طایفه حموله جز ایل سهونی
ایل کیانرسی چهار لنگ لر بختیاری
حموله::به معنی
حم::حمله
له::یعنی له کردن.شکست دادن دشمن
١٣٩٦/٠٥/٢٦

1721 بابادی بابادی::به معنی جنگجویانی که با سرعتی فراتر از باد به دشمن حمله
می کنند
این ایل به همراه ایل بختیاروند به فرماندهی علی صالح خان بختیاروند و
١٣٩٦/٠٥/٢٦

1722 کاله طایفه کاله جز ایل بختیاروند *بهداروند *
ساکن در مسجدسلیمان.شوشتر.
جنت مکان.فارسان
اندیکا.

این طایفه جز ایل علاءالدین وند ایل بختیارون ...
١٣٩٦/٠٥/٢٦

1723 لرزانی طایفه لرزانی(لرزنی.لراوزونی)
این طایفه جز ایل بختیاروند *بهداروند *
ساکن در مسجدسلیمان.شوشتر.
جنت مکان.ایذه
این طایفه جنگجو بودند
و ب ...
١٣٩٦/٠٥/٢٦

1724 راکی ایل راکی جز ایل بزرگ بابادی
هفت لنگ لر بختیاری است
طوایف ایل راکی
-راکی.گمار.شهنی.برجوئی.
نصیر.مدملیل.ململی-
این ایل در قدیم مستقل
١٣٩٦/٠٥/٢٦

1725 گندلی گندلی::
گند::به معنی گنداور.جنگاور.سرباز
لی::ایلی
شهر گندی شاهپور::که به عربی جندی شاهپور است
به معنی جنگاوران شاهپور
این شهر در نزدیک ...
١٣٩٦/٠٥/٢٦

1726 موری طایفه موری *مه ری*به لری بختیاری به معنی
مه::ماه
ری::صورت
شجرنامه (مه ری.بله.مشری
پسران مرد اس بهداروند هستند.
این طایفه هم اکنون در ...
١٣٩٦/٠٥/٢٦

1727 هلیساد عالی پسر سغد پسر بهدار *بختیار*
هلیساد*عالی سعد*یکی از طوایف ایل جانکی سردسیر بختیاروند است
ساکن در لردگان.اردل.ایذه.
مسجدسلیمان.شوشتر
١٣٩٦/٠٥/٢٦

1728 ایلمیرا ایلمیرا(المیرا)در زبان لری بختیاری نامی برای دختران است
به معنی ::
ایل::طایفه.خاندان.
میرا::مردن.جان فدا کردن
ایلمیرا:::تمام طایفه برای ت ...
١٣٩٦/٠٥/٢٦

1729 جهانگیری نام دو دهستان جهانگیری
و جهانگیری شمالی در مسجدسلیمان است
محل سکونت ایل منجزی
طوایف خلیلی بیگیوند.
تاج الدین عبدالهی.
نیم بنیچه.مال ...
١٣٩٦/٠٥/٢٥

1730 هفتکل هفتکل::به زبان لری بختیاری
هفت ستون
شهری در جنوب مسجدسلیمان
اردشیر ساسانی در جنگ با رومیان پیروز می‌شود
و برای یادبود آن
و زنده ن ...
١٣٩٦/٠٥/٢٥

1731 طبس هخامنشیان هنگام فتح مصر
از شهر زیبای تبس را نیز تصرف
می کنند و به یاد آن فتح
نام طبس را در ایران بر شهری
گذاشتند
١٣٩٦/٠٥/٢٥

1732 بم بم::بهمن.بمن
بهمن نام پادشاه ساسانی
١٣٩٦/٠٥/٢٥

1733 شیراز شیراز ::چی راز
معنی به لری
شی::چی.مانند.
راز::راز.
شیراز::شهری مانند راز.شهراسرار آمیز.شهر رازها
١٣٩٦/٠٥/٢٥

1734 دزفول دزفول::به زبان لری دزفیل.دزپیل

دز::دژ.قلعه
فول::فیل
محل زندگی ایل لر فیلی
ساکنین این شهر از ایل
لر بختیاری و ایل لر کوچک
هستند ...
١٣٩٦/٠٥/٢٥

1735 غیاثوند نام طایفه ای از لرها و متحد کریم خان زند در شیراز
ساکن در .اندیمشک.تهران.قزوین
خرم آباد.دزفول.شیراز
١٣٩٦/٠٥/٢٥

1736 دلوار دلوار::ده الوار.ده لرها
زادگاه رئیس علی دلواری
از طایفه خلیلی
این طایفه از طایفه خلیلی بیگیوند *ایل بیگی بختیاری *
از ایل منجزی بختیارون ...
١٣٩٦/٠٥/٢٥

1737 بهبهون بهبهون *بهبهان *

در زبان لری بختیاری ::به معنی
به::بهداروند
بهون ::بهترین خانه
بهبهون ::بهترین خانه بهداروند ها*بختیاروند *

١٣٩٦/٠٥/٢٥

1738 بهون بهون*به هون*در زبان لری بختیاری به معنی بهترین خانه
به ::بهترین
هون::خانه
١٣٩٦/٠٥/٢٥

1739 شیردنگ طنابی تسمه ای شکل با رنگ های قرمز و سفید
برای زیبایی جلوی بهون*سیاه چادر*که به آن منگوله های رنگی می بندند
و بر روی گهواره بچه*تهده*
می بند ...
١٣٩٦/٠٥/٢٥

1740 هونه در زبان لربختیاری به معنی خانه
است
١٣٩٦/٠٥/٢٥

1741 وریس وریس::طنابی تسمه ای شکل که توسط زنان لر بختیاری بافته
می شود برای بستن بار روی
چهار پایان و بستن بهون*سیاه چادر *

١٣٩٦/٠٥/٢٥

1742 بامدی طایفه بامدی *بابا احمدی *
یکی از طایفه های ایل دورکی
از شاخه هفت لنگ قوم لر بختیاری است
نام های طایفه بابا احمدی
به زبان لری بختیاری
١٣٩٦/٠٥/٢٥

1743 زیلایی زیلایی (ذیلایی.ذئیلایی.زیلائی)
نام طایفه از اایل بختیاروند *بهداروند *است
دهستان زیلایی در مسجدسلیمان
محل سکونت طایفه زیلایی در
شهرهای ...
١٣٩٦/٠٥/٢٢

1744 شهنی طایفه شهنی::شینی
این طایفه خود را از نسل فردی به نام اردشیر می داند

شهنی همان طایفه شهرونی*شهرویی.شیرونی *
از ایل شیرعالی (اردشیر عالی. ...
١٣٩٦/٠٥/٢٢

1745 ارومیه ار::اور.ابر
میه::آمیه،آمده
ارومیه::اورآمیه (ابرها آمده اند).ار آویده
ار ،اور::به زبان لری به معنی ابر
آمیه::به زبان لری آویده .آمی ده.او ...
١٣٩٦/٠٥/٢٢

1746 خلیلی ایل لر بختیاروند از نسل جمشید کیانی

خلیلی ::به زبان لری حلیلی.هلیلی نیز گفته می‌شود

در زمان فتح هند توسط نادرشاه با همکاری ایل بختیار ...
١٣٩٦/٠٥/٢٢

1747 جنگ کرنال نام جنگ نادرشاه افشار با هندوها بود
نادر شاه با فهمیدن خبر فتح
قندهار توسط نیروهای لر بختیاری به فرماندهی
علی صالح خان بختیاروند
و حاتم ...
١٣٩٦/٠٥/١٤

1748 تازی تازی::اعراب.سگ شکاری
در حمله اعراب به ایران
دانشگاه چندی شاهپور
در شهر جندی شاهپور
ویران شد و تمام کتب
ارزشمند ایران نابود شدند
فر ...
١٣٩٦/٠٥/١٤

1749 منگول منگول:::منگولستان.مغولستان است
منگول یعنی کسی که اختیار
کارهای بد انجام داده شده خود را نیز قبول نمی کند.

قوم مغول در حمله به ایران
...
١٣٩٦/٠٥/١٤

1750 گوتی گوتی::کرد
این قوم بازمانده ماساژ ت ها
*ماساگت ها* و جز اقوام سکا هستند
شهر سقز::.سکز. سکا
اقوام ویز گوت ها در آلمان
سیستان:::سکستان.سک ...
١٣٩٦/٠٥/١٤

1751 کرایی کرایی*کره ای.کرویی.کرانی*
شجرنامه ایلی
کوروش.بهمن.اردشیر.طیب
.خدر.یوسف::پسران عالی پسر
لیراو پسر بایوجمان*بایزمان*
پسر بهدار هستن ...
١٣٩٦/٠٥/١٣

1752 ممسنی ممسنی *شول*
ممسنی ::نام یکی از شاخه های
اصلی قوم لر است
اولین بار نام ممسنی در تاریخ
قدیم یونان آورده شد
در حمله اسکندر مقدونی به ...
١٣٩٦/٠٥/١٣

1753 بامدی بامدی*بامری،باهمدی*::نام طایفه بابااحمدی از ایل دور کی لر بختیاری است
ساکن در مسجدسلیمان.لالی
.شوشتر.گتوند.اهواز.چهار محال و بختیاری
١٣٩٦/٠٥/١٣

1754 انشان انشان::مسجدسلیمان
اولین پایتخت عیلامی ها
شوش بود بعد از ویرانی
شوش..شهر شوشتر را بنا
نهادند و دومین پایتخت عیلامی
عیلامی ها شهر ...
١٣٩٦/٠٥/١٣

1755 زنجان زنجان :::همان زنگانه است
زنگه پسر شاهپوران پسر شاهپور ساسانی
زنگه *زنگنه. زندنه.زنگانه *در شهر شاوور *شاهپور *
شوش در خوزستان به دنیا آمد < ...
١٣٩٦/٠٥/٠٧

1756 شامصیر در زبان لری یختیاری شامصیر به معنی
شا::شاه
مصیر::منصور
شاه منصور ایل بیگی بختیاری ها
از طایفه خلیلی بیگیوند ایل منجزی بختیاروند
( ...
١٣٩٦/٠٥/٠٧

1757 اردبیل نام قدیم اردبیل ( آرتاویل)
ارد::به زبان اوستایی به معنی
راستی و درستی
بیل::به زبان لری بختیاری
به معنی بگذار
اردبیل::جایگاه مقدس
١٣٩٦/٠٥/٠٦

1758 هوار در زبان لری بختیاری
هوار ::فریاد.آرام.یواش

صودا یه داد و هواری ایا::
صدا یک داد و فریاد می آید

هوار اسباوانه بنه به گل::
آ ...
١٣٩٦/٠٥/٠١

1759 شوم در زبان لری بختیاری ::شام.شخم.به هم.اختلاف.شورش
شخم::شوم.شهم.
شوم نخردی::شام نخوردی
ره شومنیسو به یک::رفت بین آنها را به هم زد
شوم وس بس ...
١٣٩٦/٠٤/٣٠

1760 داو کلمه ای لری بختیاری است و در مناطق بختیاری نشین و در اصفهان استفاده می شود
داو:::کرت.نوبت.دفعه.مرحله
چند جمله:::
داو تونه::نوبت تو هست
١٣٩٦/٠٤/٣٠

1761 بهبهان بهبهان*بهبهون در زبان لری بختیاری *
به:::بهداروند*بختیاروند *
بهون*به هون*:::بهترین خانه*سیاه چادر
بهبهان ::::بهترین خانه ی بهداروند
١٣٩٦/٠٤/٣٠

1762 بهون بهون *به هون*
در زبان لری بختیاری
سیاه چادر را بهون می گویند
به:::بهترین
هون*هونه *:::خانه
بهون :::بهترین خانه

چند جمله؛
١٣٩٦/٠٤/٢٨

1763 هیمالیا در زبان لری بختیاری
هی::همیشه
مال::عشایر
یا::می آید

در جمله
هیمالیا ره::همیشه عشایر می آیند و
می روند.منظور کوچ به ییلاق ...
١٣٩٦/٠٤/٢٨

1764 طایفه خلیلی بیگیوند ایل لر بختیاروند کرمنجزی خود را از نسل خورشید می داند
* جمشید کیانی *

طایفه خلیلی بیگیوند یکی از طوایف ایل منجزی از ایل بزرگ بختیاروند ...
١٣٩٦/٠٤/٢٧

1765 قلعه اوپاتان قلعه اوپاتان *اوپاتون*
اوپاتان نام قدیم آبادان است
و به عربی عبادان است
معنی اوپاتان به زبان لری بختیاری
او:::آب*دریا و رود *
پا::پا ...
١٣٩٦/٠٤/٢٧

1766 پیان پیان ^پیا^
معنی به زبان لری بختیاری
پیا::مرد
پیان :: مرد هستند
نام قدیم خرمشهر پیان بود
با آمدن اعراب نام آن بیان شد
بعد به معم ...
١٣٩٦/٠٤/٢٧

1767 گئومات معنی گئومات*گومات*در زبان لربختیاری ::
گئو^گو*::برادر
مات:::کسی که در انجام کار خود اسرار می ورزد.مسر. پی گیر.زور پشت سر کسی گذاشتن. خواسته ی خ ...
١٣٩٦/٠٤/٢٧

1768 زورا نی کونوم ای متن در کتیبه داریوش آمده.به معنی ستم نمی کنم
در زبان لری بختیاری.معنی زورا:ستم
معنی نی کونوم::نمی کنم
١٣٩٦/٠٤/٢٧

1769 هدم معنی هدم در زبان لری بختیاری
:: هستم. منم
در کتیبه های بیستون و قانون کوروش هخامنشی .
کوروش و داریوش در معرفی خود
گفته اند::هدم کوروش ش ...
١٣٩٦/٠٤/٢٧

1770 طایفه کی لر بختیاری طایفه کی لر *کلهر* بختیاری
در زبان لری بختیاری.کی لر می گویند
که از نام کی لهراسب کیانی نیای قوم
لر گرفته شده
طایفه کی لر ساکن در مسجد ...
١٣٩٦/٠٤/٢٧

1771 طایفه لر لک بختیاری اسم لک از نام لهراسب کیانی نیای قوم لر گرفته شده
طایفه لر لک بختیاری در مسجدسلیمان و لالی.باغملک.شوشتر زندگی می کند
١٣٩٦/٠٤/٢٧

1772 طایفه لر لک اسم لک از نام لهراسب کیانی نیای
قوم لر گرفته شده است
طایفه لر لک بختیاری ساکن در مسجدسلیمان و لالی
١٣٩٦/٠٤/٢٧

1773 سورنا به معنی کسی که پیروزی را بوجود آورد
سور ::شادی.پیروزی
نا::نهادن
١٣٩٦/٠٤/٢٦

1774 تیه تی در زبان لری بختیاری به چشم...تی *تیه*گفته می‌شود
چند اسم برای پسر و دختر ..لربختیاری
تیامی::اسم لری بختیاری به معنی چشم های من هستی
تیام: ...
١٣٩٦/٠٤/٢٥

1775 اورامی معنی اورامی در زبان لری بختیاری می شود :::
جایی که ابرها می آیند
اور::.به معنی ابر در لری بختیاری
امی::آمد
در لری بختیاری امه *اویه*
...
١٣٩٦/٠٤/٢٥

1776 تکریت معنی تکریت به زبان لری بختیاری
:::نیمه ی صورت تو
تک::نصف.نیمه.
ری::صورت
ت::تو
١٣٩٦/٠٤/٢٥

1777 گناوه گناوه کلمه لری است به معنی
گن::جنب.کنار
اوه::آب.آبه.منظور از آب همان دریاست
و در فارسی::شهری در کنار آب *جنب آب.جنب آبه.جنابه*
ساکنین ش ...
١٣٩٦/٠٤/٢٤

1778 شوهان معنی شبان.چوپان
به زبان بختیاری شون .شوهان. شوهن.شوهانکاره
طوایف شوهان.کاووسی.دیناروند.
جودکی از نسل بختیار موسس ایل بختیاروند در ایلام
...
١٣٩٦/٠٤/٢٣

1779 گمار به معنی گو هر*گئو هرمز.پهلوان هرمز*
1-طایفه گمار در ایل بهداروند
2-تیره گهار *گوهر.گمار*در طایفه تردی بهداروند*بختیاروند * لربختیاری
3-طا ...
١٣٩٦/٠٤/٢٣

1780 بهیگ به معنی بهترین گل
*همان عروس است*
١٣٩٦/٠٤/٢٣

1781 lord به معنی دارنده برتر.صاحب.نجیب زاده.اصیل زاده
لرد همان لر است
لهراسب:لراسب:لرداسب:لراب:لیراو
:لوراب:لهراب::
معنی لهراسپ::دارنده ی اسب بر ...
١٣٩٦/٠٤/٢٢

1782 گهرما گهرما*گرما*
معنی پهلوان هرمز آریایی
طایفه گهرما از ایل بهداروند* فارسان*
تیره گهرما در طایفه مش مرداسی بهداروند

تیره گرما در طایفه زر ...
١٣٩٦/٠٤/٢١