برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

هادی سلیمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 آرام کردن، تمام کردن، فرونشاندن (خصوصا سوال یا مشکل را)
To settle or finish, especially a question or discussion
١٣٩٨/١٢/٢٧
|

2 چنددرمانگری، درمانگری چندنفری
عموما در روان‌درمانی و خانواده درمانی استفاده می‌شود و اشاره به همکاری دو الی چند درمانگر برای درمان مراجع اشاره دا ...
١٣٩٨/١٢/٢٦
|

3 تأمل در خویشتن ١٣٩٨/١٢/٢٦
|

4 معنی کاهش اعتماد به نفس و شهامت هم میده؛ اینکه فردی باعث شود تا اعتماد به نفس و شهامتمون کم بشه
causing a loss of courage or self-confidence
١٣٩٨/١٢/٢٦
|

5 خودپسند، مغرور
one becomes conceited.
١٣٩٨/١٢/٢٦
|

6 حفظ تعادل، تلو تلو نخوردن
دیدید مثلا میخواهید سوار قایق بشید هی تلو تلو میخورید و تعادلتون رو حفظ می‌کنید که توی آب نیفتید، یا وقتی قایق حرکت میکن ...
١٣٩٨/١٢/٢٦
|

7 همانندسازی افراطی ١٣٩٨/١٢/٢٦
|

8 تحلیلی یا بازخورد از یک فرد دارای منصب
"Armchair Analysis" refers to an analysis coming from an onlooker observing from an armchair instead of som ...
١٣٩٨/١٢/٢٤
|

9 دلایل مخالفت، نقد، دلیل نقد ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

10 نجوش ١٣٩٨/١٢/٢٣
|

11 پیش رفتن با احتیاط (مثلا کسی که خجالت می‌کشه و با احتیاط داره میره خونه فامیل)
To move forward, especially in a courageous but cautious or wary ma ...
١٣٩٨/١٢/٢٣
|

12 به معنای خجالت یا ترس و عدم راحتی با موقعیت‌ها و افراد غریبه که عمدتا در کودکان شایع است، ترس از موقعیت‌های ناآشنا
Slow to warm up" is just a phra ...
١٣٩٨/١٢/٢٣
|

13 با گستاخی جواب دادن، عمدتا در مورد کودکان به کار می‌رود در زمانی که والدین چیزی به آن ها می گویند و‌آن‌ها پررویی و گستاخی می‌کنند
If a child talks ...
١٣٩٨/١٢/٢٣
|

14 در کنترل چیزی بودن، تحت کنترل بودن
To remain completely in control of, aware about, or on schedule with something.
١٣٩٨/١٢/٢٣
|

15 راست و بی‌پرده، بدون هیجان
without showing emotion
١٣٩٨/١٢/٢٣
|

16 به دردسر افتادن، مشکل پیدا کردن
to fail to be noticed, resulting in problems
١٣٩٨/١٢/٢٢
|

17 بزرگسال گونه، بالغ گونه، شبیه بزرگسال
Resembling or characteristic of an adult
١٣٩٨/١٢/٢٢
|

18 دوست داشتنی، عزیز، محبوب،نورچشمی
If someone is the apple of your eye, you love them very much and are very proud of them.
١٣٩٨/١٢/٢٢
|

19 به معنی نظرخواهی کردن، بازخورد گرفتن
Of a person, to tell something to someone in order to solicit feedback about it. In this usage, a noun is us ...
١٣٩٨/١٢/٢١
|

20 انجام کاری بدون تاخیر و معطلی و به شکل درست
“Jump right in” means to do something without delay.
١٣٩٨/١٢/٢١
|

21 گرفتار، تحول نیافتگی
مفهومی است در روان شناسی و خانواده درمانی که به معنای عدم وجود مرزهای شخصی است و عمدتا خودمختاری فرد از بین می‌رود و اعتقاد ...
١٣٩٨/١٢/٢١
|

22 خانواده همسر ١٣٩٨/١٢/٢١
|

23 مغلوب ساختن، پیشی جستن، آدم خوب، نیروی ذخیره، در ورق بازی هم از این اصطلاح استفاده می‌شود (خال حکم).

a helpful or admirable person.
١٣٩٨/١٢/١٩
|

24 افسردگی آشفته‌وار ؛ یک اصطلاح پزشکی نیست و عمدتا برای توصیف افرادی به کار می‌رود که ترکیبی از نشانگان اضطراب و افسردگی را دارند ١٣٩٨/١٢/١٨
|

25 یک نوع نگرش است که چرا به خودم زحمت بدم، دلیلی نداره خودمو اذیت کنم ١٣٩٨/١٢/١٨
|

26 با انگیزه کرده کسی یا چیزی برای رفتار کردن در یک روش خاص
The things that motivate one or make one behave in a certain way.
١٣٩٨/١٢/١٦
|

27 جنبه تأکیدی دارد، سفت و سخت، مؤکدا
unvarying in tone or emphasis
١٣٩٨/١٢/١٦
|

28 بدتر شدن، از کنترل خارج شدن
To get someone or something under control.
١٣٩٨/١٢/١٦
|

29 خرج کردن پول در زمانی کوتاه
یه نوع ولخرجی و خوشگذرانی

An expensive series of purchases made in a short time
١٣٩٨/٠٩/١٢
|

30 مورد توجه سیستم نبودن، مورد حمایت قرار نگرفتن
To fall through the cracks or to slip through the cracks means to remain unnoticed or unaddressed, ...
١٣٩٨/٠٩/٠٦
|

31 پذیرش مسئولیت به خاطر نبود کسی، مسئولیت‌پذیری
to have responsibility for something while someone is absent
١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

32 شیوه، سبک ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

33 (دوره) نامزدبازی
a period during which a couple develop a romantic relationship, especially with a view to marriage.
١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

34 غافلگیر شدن، جا خوردن، انتظار نداشتن

to surprise someone, esp. in a way that makes the person feel confused or uncertain
١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

35 رابطه جدید
این نوع رابطه زمانی آغاز می‌شود که شما برای حواسپرتی و کم کردن فشار یک رابطه عاشقانه و نزدیک پایان یافته شده، با فرد دیگری رابطه جدیدی ...
١٣٩٨/٠٩/٠١
|

36 به طور کلیشه‌ای
در حالت کلی
١٣٩٨/٠٩/٠١
|

37 حرکت کردن ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

38 مبنای مورد نیاز

مثلا پزشک می گوید که هرماه یکبار بیاید تا شما را ملاقات کنم، این تاریخ درواقع مبنای مورد نیاز را نشان می دهد

مثالهای زی ...
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

39 تاریخ پایانی، آخرین مهلت
The drop-dead date is the last possible date on which something must be completed and, in most circumstances, an extensi ...
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

40 دشوار بودن درک، عدم فهمیدن، قابل فهم نبودن
too difficult or strange for you to understand
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

41 معنیش تقریبا اینه �وقتی چیزی سابقه اش اونقدر بده که شما شک دارید تغییر کنه�
مشکلاتی که خیلی وقته بودند و فکر می کنید درست نمی شوند
عدم اطمنیان ...
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

42 ریز ریز کردن، تکه تکه کردن ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

43 کوپن، حق بیمه ١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

44 مثل بیمه تکمیلی هست،
وقتی بیمه شونده توی درمان پولی پرداخت می کنه، تقریبا یه مبلغی رو بیمه‌گذار به بیمه شونده پرداخت می کنه
a small fixed amou ...
١٣٩٨/٠٨/٢٣
|

45 دیده نشدن، پشت کاری مخفی شدن و دیده نشدن، غیبت داشتن

گاهی وقتا میگیم خیلی وقته ندیدمت.. بعد میگیم کار داشتم
To fall behind another object o ...
١٣٩٨/٠٨/٢٢
|

46 جواب سربالا دادن، یا توی زبان عامیانه خودمون گاهی می‌گوییم که فلانی جواب داد (یعنی گستاخی و پررویی کرد)
To respond angrily or rudely at an inappro ...
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

47 انجام دادن کار یا پروژه
to complete a project, transaction, or task
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

48 شناگری که به جای عمیق رفته و درجا پا می‌زند تا سرش را بالای آب نگه دارد
swimmer can do while in a vertical position to keep their head above the ...
١٣٩٨/٠٨/١٢
|

49 پذیرش رفتار اشتباه، درواقع مهر تأیید به یک چیز غلط زدن
approve or sanction (something), especially with reluctance
accept (behaviour that is co ...
١٣٩٨/٠٨/١١
|

50 بیان هیجان یا احساسی به صورت خیلی شدید و غلو کردن در آن، جوسازی، غلو کردن، اغراق کردن،
to express a feeling in a much stronger way than is necessa ...
١٣٩٨/٠٨/١١
|