برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمد رومزی

محمد رومزی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 کسی یا چیزی را با خود آوردن ( بردن )
Somebody brought along some dance music
یه نفر آهنگ شاد با خودش آورده بود.
١٣٩٩/٠١/١٣
|

2 بیشتر وقت ها
اغلب اوقات
١٣٩٩/٠١/١١
|

3 نان خمیر ترش
نانی که با خمیر ترش درست شده باشد
١٣٩٩/٠١/١١
|

4 به عنوان فعل :
شخم زدن
١٣٩٩/٠١/١٠
|

5 راحتی
دلنشینی
گرمی ( صمیمیت‌)
دنج بودن
١٣٩٩/٠١/١٠
|

6 سر و صدا ( noun ) ١٣٩٩/٠١/٠٩
|

7 دلپذیر ١٣٩٩/٠١/٠٩
|

8 زنبور گاوی ١٣٩٩/٠١/٠٨
|

9 در مورد اشخاص :
پر از میل و علاقه ، پر شور و هیجان ، سرزنده
١٣٩٩/٠١/٠٧
|

10 بدون فاق یا خشتک
Crotchless pantyhose
١٣٩٩/٠١/٠٦
|

11 حامی
اسپانسر
مشتری دائمی
١٣٩٩/٠١/٠١
|

12 لطافت
شادابی
١٣٩٨/١٢/٢٩
|

13 رونویسی ١٣٩٨/١٢/٢٩
|

14 زر نزن
حرف اضافه نزن
Just cut the shit and get to the point.
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

15 مبتلا ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

16 مبتلا به ایدز ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

17 بازداشتی
بازداشت شده
١٣٩٨/١٢/٢٧
|

18 در مورد غذا و خوراکی :
مدت دار
غذایی که دیر فاسد می شود
١٣٩٨/١٢/٢٥
|

19 از دستم ناراحت نشو
ازم ناراحت نشو
١٣٩٨/١٢/٢٤
|

20 جهان شمول ١٣٩٨/١٢/٢٤
|

21 قوت قلب دادن ١٣٩٨/١٢/٢٢
|

22 اوضاع مالی خوب نیست
دست و بالم بستس
١٣٩٨/١٢/٢١
|

23 دلگرم کردن ١٣٩٨/١٢/٢١
|

24 نظر سنجی
به‌ ویژه در مورد مسائل سیاسی
١٣٩٨/١٢/٢١
|

25 با آرزوی بهترین ها
معمولا در پایان نامه ها استفاده می شود
١٣٩٨/١٢/٢٠
|

26 خود بزرگ بینی
غرور بیش از حد
١٣٩٨/١٢/١٩
|

27 وسایل با ارزش
چیزهای گرانبها
اشیای قیمتی
١٣٩٨/١٢/١٦
|

28 رکب زدن ١٣٩٨/١٢/١٢
|

29 با شک و تردید
با دو دلی
١٣٩٨/١٢/١٢
|

30 به طور مختلط
مختلط ( شامل پسر و دختر )
١٣٩٨/١٢/١١
|

31 بی ادبانه
با بی نزاکتی
با بی تدبیری
١٣٩٨/١٢/١١
|

32 در مورد شلوار و لباس :
کوتاه
نامناسب
١٣٩٨/١٢/١٠
|

33 یهودی گرایی
یهودیت
١٣٩٨/١٢/١٠
|

34 نیروی محرکه ١٣٩٨/١٢/٠٨
|

35 لش کردن ١٣٩٨/١٢/٠٦
|

36 قطع کردن ( تماس )
قطع کردن تلفن
١٣٩٨/١٢/٠٥
|

37 چک کردن
بررسی دقیق جهت پیدا کردن خطا ، ایراد یا اشکال
١٣٩٨/١٢/٠٥
|

38 دید مثبت ١٣٩٨/١٢/٠٤
|

39 پیش رو
In the years to come
در سال های پیش رو
١٣٩٨/١٢/٠٤
|

40 خصوصی سازی ١٣٩٨/١٢/٠٣
|

41 دزدکی ١٣٩٨/١٢/٠٣
|

42 خصوصی شده
خصوصی سازی شده
بخصوص شرکت ها یا هر چیزی که قبلا دولتی بوده
١٣٩٨/١٢/٠٢
|

43 با خستگی ١٣٩٨/١٢/٠١
|

44 یه نگاه اجمالی انداختن ١٣٩٨/١٢/٠١
|

45 به دفعات
چندین بار
١٣٩٨/١٢/٠١
|

46 یه چند باری
چند بار
١٣٩٨/١٢/٠١
|

47 ضد عفونی کننده ١٣٩٨/١٢/٠١
|

48 پایین مرتبه ( به خصوص از نظر موقعیت شغلی ) ١٣٩٨/١١/٣٠
|

49 تیک عصبی ١٣٩٨/١١/٢٩
|

50 مهندسی شده ١٣٩٨/١١/٢٦
|

51 اجباری بودن
بی اختیاری
١٣٩٨/١١/٢٦
|

52 خسته
وامانده
Exhausted
Worn down
منبع : oxford
١٣٩٨/١١/٢٥
|

53 ول نکن (: ١٣٩٨/١١/٢٠
|

54 چغر و بد بدن (: ١٣٩٨/١١/٢٠
|

55 اتفاق نظر ١٣٩٨/١١/١٨
|

56 در تاریخ ثبت شدن ١٣٩٨/١١/١٧
|

57 سر تا سر کشور
سراسر کشور
همه جا ی کشور
١٣٩٨/١١/١٧
|

58 به تناوب ١٣٩٨/١١/١٥
|

59 بی شوق
بی ذوق
بدون شور و حرارت
١٣٩٨/١١/١٤
|

60 راجع به
١٣٩٨/١١/١٤
|

61 گرایش دار - منحرف - متمایل
متمایل به سمت جناح یا گروهی در سیاست
١٣٩٨/١١/١٤
|

62 بدون غرض ورزی ١٣٩٨/١١/١٤
|

63 نمونه بارز
نمونه برجسته از چیزی
مثال واضح
١٣٩٨/١١/١٣
|

64 قضاوت بر مبنای ارزشهای شخصی
ارزشگذاری شخصی
قضاوت
داوری
١٣٩٨/١١/١٣
|

65 سکوی پرتاب
موقعیت هایی در زندگی که باعث پیشرفت و ترقی می شوند.
١٣٩٨/١١/١٠
|

66 *اختلاف نظر داشتن با کسی *
They were often at odds
آنها اغلب با هم اختلاف نظر داشتند
١٣٩٨/١١/٠٩
|

67 مسخره باز ( معمولا با شوخی های عملی ) ١٣٩٨/١١/٠٩
|

68 درست بعد از
بلافاصله بعد از
١٣٩٨/١١/٠٩
|

69 جسورانه ١٣٩٨/١١/٠٥
|

70 تماما
کاملا
١٣٩٨/١١/٠٥
|

71 به بیان دیگر
زمانی استفاده می شود که می خواهید چیزی را به شکل دیگری توضیح دهید تا فهم آن ساده تر شود.
١٣٩٨/١١/٠٥
|

72 هر طوری شده
به هر طریقی
١٣٩٨/١١/٠٥
|

73 مسیر چیزی را تغییر دادن
Redirect
١٣٩٨/١١/٠٢
|

74 اجلاس ١٣٩٨/١١/٠١
|

75 کمبود
نقطه ضعف
١٣٩٨/١٠/٣٠
|

76 نت برداری کردن ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

77 شکست
هر چیزی که موفق عمل نکند : مثل باتری ،ترقه ، بمب و ...
١٣٩٨/١٠/٣٠
|

78 علت و معلولی ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

79 ریشه ای
اساسی
ضروری
١٣٩٨/١٠/٢٩
|

80 کم شنوا ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

81 ماندگار ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

82 در باطن
عمیقا
١٣٩٨/١٠/٢٩
|

83 از نظر هندسی ١٣٩٨/١٠/٢٨
|

84 ورودی ١٣٩٨/١٠/٢٦
|

85 ستایش شده
تحسین شده
١٣٩٨/١٠/٢٦
|

86 به عنوان اسم : مهار ١٣٩٨/١٠/٢٥
|

87 سرنگون شدن ١٣٩٨/١٠/٢٥
|

88 پاک سازی یک منطقه از نیروهای نظامی
خارج کردن نیروهای نظامی ( در راستای صلح )
١٣٩٨/١٠/٢٣
|

89 تزویر ١٣٩٨/١٠/٢٣
|

90 از کشور خود فرار کردن
ترک کردن
پناهنده ی سیاسی شدن
١٣٩٨/١٠/٢٣
|

91 با سرعت رفتن ( زمان )
به سرعت سپری شدن
Life is flashing by
١٣٩٨/١٠/٢٢
|

92 پسا کمونیستی
دوران بعد از تفکرات کمونیستی
١٣٩٨/١٠/٢٢
|

93 خندیدن ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

94 یابو
الاغ
١٣٩٨/١٠/٢٢
|

95 خاتمه
پایان
اتمام
١٣٩٨/١٠/٢٢
|

96 برده داری ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

97 تاسف‌ ( noun ) ١٣٩٨/١٠/٢٠
|

98 اصرار داشتن ١٣٩٨/١٠/١٩
|

99 سرگردان بودن
چرخیدن
اینور اونور رفتن
١٣٩٨/١٠/١٧
|

100 یکجا نشستن
تکون نخوردن
بدون حرکت باقی ماندن
١٣٩٨/١٠/١٧
|

101 منحوس ١٣٩٨/١٠/١٥
|

102 مقابله به مثل کردن
١٣٩٨/١٠/١٥
|

103 با دوام ١٣٩٨/١٠/١٥
|

104 بدخواهانه
Malign activities : اقدامات بدخواهانه
١٣٩٨/١٠/١٣
|

105 بخشودنی ١٣٩٨/١٠/١١
|

106 با حواس پرتی
از روی غفلت
١٣٩٨/١٠/١١
|

107 دلچسب
ملیح
دل نشین
١٣٩٨/١٠/١١
|

108 یه ذره ، یکم ، کمی ١٣٩٨/١٠/١١
|

109 گرم
پرشور
١٣٩٨/١٠/١١
|

110 صورتحساب غلطه
همون" منو" درسته یا فهرست غذاهای موجود
١٣٩٨/١٠/١٠
|

111 صورتحساب ١٣٩٨/١٠/١٠
|

112 attentive listener : شنونده خوب ، شنونده ی با دقت ١٣٩٨/١٠/١٠
|

113 در حال حاضر ١٣٩٨/١٠/١٠
|

114 در فوتبال : بین دو نیمه ١٣٩٨/١٠/١٠
|

115 عناصر داستان
عناصر قصه
١٣٩٨/١٠/١٠
|

116 پر طرفدار ١٣٩٨/١٠/١٠
|

117 میزان یا مقدار فروش پیش بینی شده
١٣٩٨/١٠/٠٩
|

118 به یاد داشته باشید ١٣٩٨/١٠/٠٩
|

119 به معنی گونه هایی از انواع غذا یا سایر محصولات که خاص هستند ١٣٩٨/١٠/٠٨
|

120 کامیابی
موفقیت یا شکوفایی ( معمولا تجاری )
١٣٩٨/١٠/٠٨
|

121 Becoming modern
در حال مدرن شدن
١٣٩٨/١٠/٠٨
|

122 هدر دادن پول ١٣٩٨/١٠/٠٧
|

123 به فروش گذاشتن ، برای فروش گذاشتن
برای مزایده گذاشتن...up for sale
از این عبارت بیشتر آمریکایی ها و کانادایی ها استفاده میکنند.
عبارت بریتی ...
١٣٩٨/١٠/٠٧
|

124 Rhetorical question:
استفهام انکاری
به این معنی که گوینده معنی سوال خود را میداند اما برای کنایه آن را به کار می برد.
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

125 غیر قابل لمس
نا مشهود
غیر قابل دیدن
١٣٩٨/١٠/٠٣
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 abide by
• He's a hypocrite, as he is incapable of abiding by his own principles.
• او یک ریاکار است، چون نمی تواند از اصول خودش پیروی کند.
١٣٩٩/٠١/١٥
|

2 wear
• This child is wearing my patience.
• این بچه داره صبر منو لبریز میکنه.
١٣٩٩/٠١/١٥
|

3 tender
• a tender piece of meat
• یک تیکه گوشت ترد.
١٣٩٩/٠١/١٣
|

4 have nothing to do with
• We have nothing to do with each other.
• کاری به کار همدیگه نداریم.
١٣٩٩/٠١/١٢
|

5 respected
• The old should be well respected.
• سالمندان باید به خوبی مورد احترام قرار گیرند.
١٣٩٩/٠١/١١
|

6 expel
• Fighting can get you expelled from the game.
• دعوا کردن میتونه باعث اخراج شما از بازی بشه.
١٣٩٩/٠١/٠٦
|

7 risk
• He risked embarrassing himself by asking such a question, but he had to have an answer.
• او ریسک خجالت زده شدن رو با پرسیدن چنین سوالی پذیرفت، ولی خب مجبور بود که جوابو داشته باشه
١٣٩٨/١٢/٢٧
|

8 catastrophically
• But Panama was all jungle, torrential rain, malaria and yellow fever, and the French failed catastrophically.
• اما پاناما همش جنگل بود ، باران های سیل آسا ، مالاریا و تب زرد. و فرانسوی ها به طرز فاجعه باری شکست خوردند.
١٣٩٨/١٢/١١
|

9 overwhelmingly
• The local economy is overwhelmingly dependent on oil and gas extraction.
• اقتصاد محلی کاملا ( تمام و کمال ) به استخراج نفت و گاز وابسته است.
١٣٩٨/١٢/٠٤
|

10 overwhelmingly
• The people of this country overwhelmingly support their president.
• مردم این کشور اکثرا از ریئس جمهورشان حمایت می کنند.
١٣٩٨/١٢/٠٤
|

11 overwhelmingly
• Congress voted overwhelmingly in favor of the bill.
• کنگره با اکثریت آرا رای به حمایت از لایحه داد.
١٣٩٨/١٢/٠٤
|

12 wherewithal
• He didn't have the wherewithal to repay the loan.
• او استطاعت بازپرداخت وام را نداشت
١٣٩٨/١١/١٩
|

13 in this regard
• In this regard nothing has changed.
• از این بابت ، هیچ چیزی تغییر نکرده است
١٣٩٨/١١/١٧
|

14 dedication
• The country's greatest resource is the dedication of its workers.
• بزرگترین دارایی کشور از خودگذشتی کارگرانش است.
١٣٩٨/١١/٠٢
|

15 waste of money
• I think that is a total waste of money.
• من فکر میکنم که ( آن کار ) فقط هدر دادن پول است
١٣٩٨/١٠/٠٧
|