برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مصیب مهرآشیان مسکنی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 نابکار بهانه جو ١٣٩٩/٠١/٢١
|

2 پلید و نابکار و به بچه بهانه گیر هم جَنَس میگویند هنوز در خراسان مرسوم است مثلا میگویند گم کن آن ادم جَنَس را ١٣٩٩/٠١/٢١
|

3 طوع =اطاعت فرمانبرداریبا میل و رغبت است نه از ترس و واهمه و لذا زمین و اراضی که از روی میل و رغبت و اطاعت امر واگذار میشود اراضی طوع می نامند و این ... ١٣٩٩/٠١/٢٠
|

4 فرق عاصو با آسو عاصو سرپیچی از فرمان حق است. ولی آسو یک عمل سو و نیت سو و سرپیچی از قانون مدنی است ١٣٩٩/٠١/١٨
|

5 سرپیچی از فرمان ١٣٩٩/٠١/١٨
|

6 عمل گناه ١٣٩٩/٠١/١٨
|

7 گناه کوچک و جرم ١٣٩٩/٠١/١٨
|

8 آسو=قسمتی از اضراص و فک و آرواره

١٣٩٩/٠١/١٨
|

9 آسو=دندان کرسی و سنن طحنه ١٣٩٩/٠١/١٨
|

10 ریزه کاری های غیر قابل قبول ١٣٩٩/٠١/١٨
|

11 آسو= نقطه ضعف و در اصل آسوء است یعنی عمل سیئه و سوء و بد و هنوز در خراسان زیاد کار برد دارد مخصوصا شهر بیهق که خاستگاه فرهنگ پارسی تاج المصادر بیهقی ... ١٣٩٩/٠١/١٨
|

12 هیکل کردن و رشد بچه شتر و قوت و توان گرفتن حشی ١٣٩٩/٠١/١٦
|

13 قد کشیدن و جستن گیاه و نباتات استرشحاً قد کشید جستن کرد ١٣٩٩/٠١/١٦
|

14 خیس شدن بدن از عرق ١٣٩٩/٠١/١٦
|

15 جست زدن آهو ١٣٩٩/٠١/١٦
|

16 رشحات=جمع رشح تراوشات و تراودات نوک قلم نوشته ها چک نویس ها ١٣٩٩/٠١/١٦
|

17 رشح=تراودات و نوشتجات نوک قلم را نیز گویند اثر قلم بر کاغذ نوشته ها ١٣٩٩/٠١/١٦
|

18 رشح =تراوش و تراویدن میعانات و جمع ان رشحات
و عرق برگونه و بدن را گویند
١٣٩٩/٠١/١٦
|

19 در اصل جستن است و لذا جستن مایعات از منافذ مشک و سبو و عرق از پوست بدن انسان و رشح الظبی=جستن آهو و استرشحا جستن و قدکشزن نباتات و بلند شدن وقادر شد ... ١٣٩٩/٠١/١٦
|

20 خيره چشمی و خیره سری و نا فرمانی کسی که با مافوق خود خیره چشمی و خیره سری میکند ١٣٩٩/٠١/١٢
|

21 کسی که ذاتا خیره سر و خیره چشم است. مثلا درخراسان میگویند فلانی آدم چشم لَأسي است ١٣٩٩/٠١/١٢
|

22 خیره چشم. چشمش را لَأس كرد و به من نگاه کرد چشمانش را خیره خیره کرد. هنوز در خراسان مرسوم است امتلاس چشم ١٣٩٩/٠١/١٢
|

23 کسیکه بینیش پین شده و بر اثر بسته شدن بینی نمیتواند واضح سخن بگوید چون ف بدل پ است الان فینگو بسیار مشهور است مثل فیل و پیل ١٣٩٩/٠١/١١
|

24 نام گاو ماهی خیام بازخشم آنرا مردود نموده است
گاویست درآسمان بنام پروین/یک گاو دگر نهفته در زیر زمین/بگشا دو دیده از خرد نیز همی/زیر و زبر دو گاو ...
١٣٩٩/٠١/١١
|

25 نام زمین و اول از سخاوت خاک ثری نام گرفت ولی بعدا شکل افسانه گرفت و گفتند بخاطر گاوی که کره زمین را روی شاخ خود گرفته به آن ثری می گویند ١٣٩٩/٠١/١١
|

26 نام دیگر کره زمین است که به خاطر سخاوتمندی آن ثری میگویند ١٣٩٩/٠١/١١
|

27 خاک و تراب سخاوتمند و مرغوب را که واژه سخاوتمند به خاطر مساعد بودن ان برای کشت و زرع است ١٣٩٩/٠١/١١
|

28 قندیل سماوات و قندیل ایوان و تالار هم از روی او ساخته شده و لذا امروز لوسترها را همه به شکل قندیل های قدیمی می سازند ١٣٩٩/٠١/١١
|

29 چلچراغ و لوستر خانه و تالار که مانند چلچراغ فلکی از مجموع چراغ ها و درست به شکل خوشه پروین هم درست میکنند ١٣٩٩/٠١/١١
|

30 ستاره دور دست و بعید
١٣٩٩/٠١/١١
|

31 گوشواره یا گلوبند فلکی ١٣٩٩/٠١/١١
|

32 دومین ستاره بعید و دور که اول ستاره عیوق از همه دور تر است دوم ستاره ثریا منجمان قدیم چنین می پنداشتند که بعداز ستاره جلودار یا عیوق دورترین ستار ... ١٣٩٩/٠١/١١
|

33 دو ثور دو گاو و نام دوگاو فلک را به این خاطر ثریا گفته اند که صور دو گاو را در مجمع ستارگان خود دارد ١٣٩٩/٠١/١١
|

34 ایثار گر و منتقم و خونخواه هم میتواند باشد چون کسی که امکانات خونخواهی خون بناحق ریخته شده را فراهم میکند ثریا میگویند ١٣٩٩/٠١/١١
|

35 نامی برای انسانها بود و بیشتر مرد ها را ثریا نام می نهادند ولی از وقتی که همسر مطلقه محمدرضاشاه دومین شاه خاندان پهلوی که انقلاب او را سرنگون کرد ثری ... ١٣٩٩/٠١/١١
|

36 به مرد و زن بخشنده و ثروتمند ثریا میگویند ١٣٩٩/٠١/١١
|

37 ساقی ستارگان که کنایه از مجموع ستارگان به شکل خوشه انگور است ١٣٩٩/٠١/١١
|

38 نام دیگر فرقدین دو ستاره ای که به شکل گاو بالای فرق سر دیده میشود و ثریا بر یال فرقدین اکبر میدرخشد ١٣٩٩/٠١/١١
|

39 نام دیگر ستارگان پرن در خوشه پروین ستارگان پر نور خوشه پروین را پرن می نامند که در خراسان به ستاره از همه پر نور تر پرن اصلی میگویند ١٣٩٩/٠١/١١
|

40 نام دو ثور دو گاو فلکی که ثریای بر یال یکی جای گرفته است ١٣٩٩/٠١/١١
|

41 ثروتمند کواکب چون ستارگان زیادی در یک صور فلکی با خود دارد ١٣٩٩/٠١/١١
|

42 مجمع تعداد زیادی ستاره که بالای یال گاو فلک در تابستان در نیمه کره شمالی طلوع میکند و در نیمه شب تقریبا در بالای سر دیده میشود ١٣٩٩/٠١/١١
|

43 خوشه پروین و که بر گرد ستاره نورانی خوشه پروین جمع شده اند ١٣٩٩/٠١/١١
|

44 ثروتمند و دولتمند بخشنده ١٣٩٩/٠١/١١
|

45 ابر بخشنده و پر باران را هم سحاب ثرء میگویند پس ثروتمندی لایق افراد خسیس و لعیم نیست و شخص صاحب مال و منال بخشنده و جواد را باید ثروتمند گفت ١٣٩٩/٠١/١١
|

46 تبذیر و ریزش هم هست چون اگر یک چیز خیس را در حایی خشک بگذاریم مقداری از رطوبت خود را اثر تری میگذارد ١٣٩٩/٠١/١١
|

47 ثرء بخشندگی از وجود خود است که واژه اثر و ایثار از آن گرفته شده است ١٣٩٩/٠١/١١
|

48 بسیار فراوان و مادر واژه ثروت و کثیر و کوثر است ١٣٩٩/٠١/١١
|

49 پیه که روده ها و معده را احاطه کرده و کار دستگاه گوارش را مشکل کرده و برداشتن ان با عمل جراحی هم کار خطر ناکی است و هیچ عمل موفقیت آمیزی نداشته است ١٣٩٩/٠١/١١
|

50 کسی که کشتن شتر را آسان میکند چون یک نیزه و کارد بلند در زیر گلوی شتر وحشتناک میزندو شتر را نحر میکند کشنده شتر ١٣٩٩/٠١/١١
|