برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Saeid ٠١:٤٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی observation: نظارت
مراقبت

مهدی خانی ٠١:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی worn out: زدوده شدن

حدیثه ٠١:٣١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی سینا: گشایش دهنده دل و البته باشخصیت

خراسانی ٠١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی چشمه گوراب: با اطلاعاتی که بنده جمع آوری نموده ام متن صحیح است فقط در مقادیر املح موجود در آب قدری اغراق شده است

صالح بهبودی ٠١:١٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧

صبا ٠١:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧

صالح بهبودی ٠١:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧

:(:) ٠١:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی lambda: یک موسسه که از بیمارانHIVو LGBT همایت میکنه!

:(:) ٠١:١٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی Bisexual: دوجنس گرا

f.darya ٠١:١٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی guince: میوه ای به نام 《به》

:(:) ٠١:١٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی Trans feminist: ترنس هایی که طرفدار حقوق زنان هستند

وحید نریمانی ٠١:٠٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی on all fours: چارچنگولی (یا) چهارچنگولی

عزت اله حسینی ٠١:٠٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧

علیه ٠٠:٥٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی non delivery: عدم تحویل

مهدی ٠٠:٥٣ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی ملیکا: بهزاد _ کامیار _ میراث _ کاملیا _ ملیکا

اکرم ٠٠:٥١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧

محمد ٠٠:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی اوکاتی: اوکاتی یعنی بهترین مردم در جهان

م.طباطبائی ٠٠:٣٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی ضام: ضام (الضام): به معنی �خوار� و �فرومایه� می باشد �در یکی از جمله های دعای جوشن کبیر ، خطاب به پروردگار،چنین آمده است: �یا عزیزاً لا یضام�: �ای گرانقدری که هرگز خوار نمی شوی�.

مرتضی بزرگیان ٠٠:٣٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی ball bearing: بلبرینگ

انصاری ٠٠:٣٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧

nazanin ٠٠:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی problem: معضل

پ ٠٠:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی اریادنی: اسم زنی در افسانه هایی یونانی که به تیسوس کمک کرد مینوتورو
شکست بده

میلاد ٠٠:٢٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی موچش: راه باریک ،

Originals ٠٠:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی Metamorphmagus: تغییر شکل دهنده

آیسان محبوب الکران ٠٠:٢٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی خیر سر: خوبی کردن

فهیمه چاکرالحسینی ٠٠:٢٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی concomitant: پیامد

سهیلا نخعی ٠٠:٠٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی Drive a law: هدایت یک قانون

Aliverdinia ٠٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی undertone: رنگ و بو

great maz ٠٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی qualified: فارغ التحصیل شدن

سید امیر معصومیان ٠٠:٠٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧
معنی double whammy: بد بیاری پشت بد بیاری

پارمیس ٢٣:٥٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی پارميس: فرشته زمینی

آکحان ٢٣:٥٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی at a low ebb: پریشان
درمانده
درشرایط بد
بی سروسامان

سارینا ٢٣:٥٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی مهرسانا: خورشید تابان
الهی قربون اسم آبجیم برم من

آکحان ٢٣:٥٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی forlornly: پریشان و درمانده

آرمان فلاح ٢٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی dumb down: ساده جلوه دادن
The media was accused of dumbing down the issue.

ناصر خوش رو ٢٣:٥١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی گرزین: گرزین یعنی شاه

یاسمین فیروزی ٢٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی ایمان: اعتقاد به وجود خداوند مهربان ،باور

الهام ٢٣:٣٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی garbage man: پاکبان

علی نیک سرشت ٢٣:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی rearchitect: معماری سازی مجدد

علی نیک سرشت ٢٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی mainframe: کامپیوتر های مرکزی با قدرت پردازش خیلی بالا برای استفاده عموم

P ٢٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی dead line: مهلت زمانی، فرصت انجام‌کاری مانند ثبت نام برای پذیرش دانشگاه، موعد مقرر

پویا ٢٣:٢٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی Leave from: عازم شدن

ابوذر ٢٣:٢٤ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی affordability: قیمت به صرفه

nasim ٢٣:١٨ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی keep a tight rein: کنترل دقیق
مثلا در بیماری دیابت

میترا ٢٣:١٦ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی الهه: یعنی معبود یعنی بت
هرکسی لیاقت این اسمو نداره

nasim ٢٣:١٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی keep a tight rein: کنترل شدید (از کسی یا از چیزی)

حمیدرضاداعی ٢٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی اثر جرج برنارد شاو: ژان مقدس
کسب و کار میسیز وارن
مرد و اسلحه / سرباز شکلاتی
کاندیدا
سزار و کلئوپاترا
ماژور باربارا
خواستگاری به سبک روستایی
مرد تقدیر / مرد سرنوشت
کاسه کوزه(گاری سیب)
نمایش های خوشایند
بریده های جراید
هالوی جزایر پیش بینی نشده
هفت نمایشنامۀ تک پرده ای
چگونه آن مرد به شوهرش دروغ گفت

عبدالله عصام. ٢٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی یلونکم: یلونکم فعل است یعنی به نزدیکی شما می آیند و معنی جوارکم را تداعی نمیکند تا توجیه کننده غارتگری و چپاولگری باشد اسلام دین تدافعی است و این معنی فعلی آن با سنت پیامبر و احادیث مطابقت دارد و آن معنی جوارکم با روش چپاولگری مغولی و تاتاری عمر بن الخطاب و خلفای غاصب بنی آیه و بنی عباس که به نام جهاد به ملت های مظلوم جهان تهاجم نموده و مردان و جوانان آنها را به قتل رسانیده و اموال آنها را تاراج کرده و به نوامیس آنها تجاوز کرده اند

محمدحسین ٢٢:٥٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی entrenchment: جبهه گیری

امیر ٢٢:٤٠ - ١٣٩٩/٠٣/٠٦
معنی mountainous area: منطقه کوهستانی