انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Angel

subtitle maker:(Angel)<br>niceway101@gmail.com<br>سازنده زیرنویس و مترجم(ANGEL)

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 اصطلاحی برای اشاره به شخصی که بدلیل سرگرمِ چیزی مثل موبایل بودن حواسش در حال رانندگی یا راه رفتن پرته، حواس پرت
مثال:
Don't drive intexticated< ...
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

2 نامی دیگر برای اودین، خدایی در افسانه هایِ نروژی که بالاتر از بقیه خدایان است ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

3 رجوع شود به snivel ، میتوان گفت دماغو ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

4 حقه بازانه، زیرکانه ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

5 the length of time for which an item remains usable, fit for consumption, or saleable
مدت مصرف، تاریخ انقضا
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

6 be the most remarkable or foolish of its kind
شاخص ترین یا احمقانه ترین از گونه یِ خود بودن
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

7 کتابخانه(شکلی خام از کلمه library ) ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

8 البته فتح کردن معنای دقیقی برای این کلمه نیست و به کار بردنش توصیه نمیشه :) ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

9 غلبه کردن یا تحت کنترل درآوردن
غلبه کردن یا تحت کنترل درآوردنِ یک کشور یا مَردمش با زور میشه گفت فتح کردن
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

10 خبردار شدن ١٣٩٨/٠٩/١١
|

11 Technical Engineering
١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

12 رقابت ها ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

13 رجوع شود به Shed ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

14 mentally prepare (oneself) to do or face something difficult
آماده سازیِ ذهنی و روحی برایِ رویارویی با یه چیز سخت
میشه یه جورایی گفت تسلی خاطر ...
١٣٩٨/٠٩/٠١
|

15 دوست دختر ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

16 درمورد کشتی یا چنین چیزهایی، جدا از مهارگاه
مثلاً برایِ کشتی
it's unmoored : یعنی از لنگرگاه جداست
١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

17 بحث، جدال، دعوا یا مخالفت ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

18 California
کالیفرنیا (آمریکا، خودمانی)
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

19 (شمالِ آمریکا)محله، جاده اصلی یا جاده ای اصلی از شهر که به بیرون از شهر هدایت میکند و در کناره هایِ آن مغازه هایِ متعدد(یا ساختمان های دیگر) وجود د ... ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

20 "screw you" or "go to hell"
(عامیانه، خودمانی) لعنت به تو، برو به جهنم، ...
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

21 نوعی سرویسِ پیکِ رستوران ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

22 (غیررسمی) مواد (معمولاً به مقداری برایِ استفاده شخصی اشاره داره) ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

23 نیمه پُرِ یک چیز، طرفِ یا زاویه یِ مثبتِ یک چیز،
upside to sth
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

24 شکل ماضی strike down ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

25 برایِ اشاره به نگرش مثبت به پدیده ها، نگاه عاشقانه و مثبت به همه چیز ، در برخی اصطلاحات استفاده میشود ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

26 Centro de Investigaci�n y Seguridad Nacional
Spanish: Center for Investigation and National Security
مرکزِ تحقیقات و امنیت ملی
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

27 (United States) Immigration and Customs Enforcement
اداره گمرک و مهاجرت
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

28 Estimated Time of Arrival
زمانِ تخمینیِ رسیدن
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

29 notice or watch
توجه کردن
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

30 آماده شدن
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

31 زیورآلات
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

32 دوطبقه ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

33 (خودمانی) یک کیلومتر ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

34 مسیر تندرو ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

35 لنگیدن ١٣٩٨/٠٨/١٢
|

36 فلات ١٣٩٨/٠٨/١٢
|

37 خواسته ها ١٣٩٨/٠٨/١١
|

38 مقاصد، نیات(نیت ها) ١٣٩٨/٠٨/١١
|

39 خرناس کشیدن ١٣٩٨/٠٨/١١
|

40 (غیررسمی-شمال آمریکا) دزدیدن، کلاهبرداری یا گول زدنِ یک نفر
(غیررسمی-مربوط به دسته های خلافکاری) قتل، کشتن
١٣٩٨/٠٨/١٠
|

41 oxycodone
(فارسیش میشه اکسی کدئین اگه اشتباه نکنم)
اسم یه دارو شبیه به مورفین هست

١٣٩٨/٠٨/١٠
|

42 نوعی جلیقه که موتورسواران_اکثراً مکزیکی و آمریکایی_(مثلاً متالهدها) میپوشند ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

43 Department Of Justice
دیوان عدالت
١٣٩٨/٠٨/١٠
|

44 (غیررسمی) عضلانی ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

45 قصابی ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

46 Miss, unmarried woman
اسپانیایی برایِ خانم ازدواج نکرده، دوشیزه
١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

47 باز ارائه، بازثبت ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

48 لوبیا(به مکزیکی) ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

49 (غیررسمی) هروئین ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

50 چراغهایِ عقب ماشین ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

51 تحمل کردن ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

52 واکنش بد :) ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

53 Post Office(مخفف) به معنای دفتر پست ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

54 نوعی دارویِ مسکن ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

55 در گلف به معنایِ ضربه یِ بَد ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

56 فهمیدن ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

57 زیادی فکر کردن به چیزی ١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

58 شرخر ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

59 چیزی شبیه همون "اتل متل توتوله" خودمونه هر کلمه به یک نفر اشاره میکنه و کلمه یِ moe آخر به هرکی افتاد همون انتخاب میشه شعر کاملش اینه:
Eeny, meen ...
١٣٩٨/٠٧/١٢
|

60 درمانده ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

61 نوعی دستگاه تایپ دستیِ قدیمی ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

62 to arrange the features of (a garden or other area of land) in a way that inhibits the spread of fire, for example by increasing the amount of open s ... ١٣٩٨/٠٦/٣١
|

63 انصراف، استعفا، لغو، صورتِ منفیِ Enroll (Enrollment ١٣٩٨/٠٦/٣١
|

64 برداشت(بعضاً دلالت بر دانلود دارد) ١٣٩٨/٠٦/٣١
|

65 a kind of lightweight belted raincoat, typically beige in colour, with a distinctive tartan lining
نوعی کُت
١٣٩٨/٠٦/٢٤
|

66 جعبه یِ حملِ تجهیزات جنگی ١٣٩٨/٠٦/٢٣
|

67 جعبه (یا کیسه) حملِ تجهیزات (A bag used by soldiers to carry equipment) ١٣٩٨/٠٦/٢٣
|

68 INFORMAL
a boring or tiresome person or thing.
مزخرف، خسته کننده
١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

69 تمیز و برّاق ١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

70 زندانی کردن، نگه داشتن،نگهداری(شخص یا حیوان) در فضایی کوچک بمدت طولانی ١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

71 بازدارنده ١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

72 نوعی غذای برزیلی
١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

73 an electrical socket، سوکت الترونیکی یا ورودی و محلِ ارتباطِ افزونه ها(بیشتر در کامپیوتر)(مثلاً سوکتِ میکروفون) ١٣٩٨/٠١/٢٧
|

74 برگرفته از کلمه یِ Obadiah از زبانِ عبری به معنای بنده خدا(اسمِ مذکر) ١٣٩٨/٠١/١٨
|

75 (غیررسمی) احوالات روحی و ذهنیِ یک شخص، افکارِ یک شخص ١٣٩٨/٠١/١٢
|

76 زیورآلاتِ گران قیمت، آویز ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

77 شرایطی دارایِ کمترین رضایتمندی
(the least favorable environmental condition under which an organism can survive
)
١٣٩٨/٠١/٠٨
|

78 در بدترین شرایط، شرایطی که کمترین رضایتمندی را داراست ١٣٩٨/٠١/٠٨
|

79 سیاره در واقع planet هستش و نباید با کلمه یِ plant اشتباه گرفته بشه ١٣٩٨/٠١/٠٦
|

80 سِحرها، افسون ها، طلسم ها ١٣٩٨/٠١/٠٦
|

81 وابستگی ١٣٩٨/٠١/٠٢
|

82 اعصاب خورد کن ١٣٩٨/٠١/٠٢
|

83 چای ارل گری ١٣٩٧/١٢/٢٤
|

84 ظاهرسازی هایِ دروغین ١٣٩٧/١٢/١٧
|

85 strongly prejudiced against women زن ستیز ١٣٩٧/١٢/١٧
|

86 کارگرِ اسکله یا لنگرگاه ١٣٩٧/١٢/١٦
|

87 جرئت داشتن، (تخم داشتن)(balls) ١٣٩٧/١٢/١٦
|

88 با بی رحمی، بی رحمانه، نامحترمانه ١٣٩٧/١٢/١٠
|

89 محکم تر، قویتر ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

90 When you go beyond the possible and beyond the immpossible ١٣٩٧/١٢/٠١
|

91 جر و بحث کردن ١٣٩٧/١١/١٩
|

92 خارج از برنامه ریزی ١٣٩٧/١١/٠٨
|

93 تسلط یافتن ١٣٩٧/١١/٠٧
|

94 [کامپیوتر] ساخت یافته (سبکِ برنامه نویسی ساخت یافته sequential programming ) ١٣٩٧/١٠/١٤
|

95 a person with an extreme fear of germs and an obsession with cleanliness.
وسواسی(وسواسِ تمیزی)
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

96 مشمئز کننده ١٣٩٧/٠٨/١٣
|

97 police constable. افسر پلیس(درجه دار) ١٣٩٧/٠٨/١٣
|

98 خسته کننده ١٣٩٧/٠٨/٠٤
|

99 مربوط به معتقدات واداب ورسوم قدیمی واجدادی ١٣٩٧/٠٨/٠٢
|

100 تبریک و تقدیر ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

101 رستوران،بار یا کلابِ کوچک و ارزان قیمت ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

102 مقتولِ(مؤنث)ناشناس ١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

103 CIVILIAN OFFICE OF POLICE ACCOUNTABILITY (COPA) ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

104 disgrace (مفتضح) ١٣٩٧/٠٧/٠٥
|

105 همه بیایید ١٣٩٧/٠٧/٠٥
|

106 خوب نیست،(no good)(that sucks) ١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

107 لطفاً،خواهش میکنم،،،(please) ١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

108 روز خوش(اسپانیایی) ١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

109 Old Age Pensioner(باز نشسته یِ مسن) ١٣٩٧/٠٧/٠١
|

110 Recreational vehicle ١٣٩٧/٠٦/٣٠
|

111 کارِ تمیز (انجام شده)،با برنامه ریزی انجام شده ١٣٩٧/٠٦/٣٠
|

112 ادامه بده،انجامش بده(go for it) ١٣٩٧/٠٦/٢٦
|

113 گنگستری (یا تبهکار یا خلافکار) که خیلی بزرگه و توسطِّ عده یِ زیادی قابل احترامه و هرکاری میکنه،گنده لات ١٣٩٧/٠٦/٢٦
|

114 Chicago Fire Department(بخشِ آتش نشانیِ شیکاگو) ١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

115 gangbanger(تبهکار) ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

116 تبریک،،،موفق باشید ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

117 (خودمانی)فدرالی ها،پلیس ها ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

118 (اسپانیایی)احمق،کودن،نفهم ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

119 هوادارانِ وست ساید(بخش غربی) ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

120 International Affairs Directorate(هیئت مدیره یِ امور بین الملل) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

121 Transfer On Death(مُردن) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

122 Gun Shot Wound(زخم گلوله) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

123 The Federal Bureau of Alcohol, Tobacco, and Firearms. ١٣٩٧/٠٦/١٦
|

124 (خودمانی)همکار ١٣٩٧/٠٦/١٦
|

125 نوعی ماشین بزرگ برایِ پیمودنِ مسیر هایِ صعب العبور ١٣٩٧/٠٦/١٥
|

126 Yes or affirmative------بله،حرفِ تأیید ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

127 Juvenile hall; children's prison---------زندانِ کودکان ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

128 کویینسس (به لاتین: Quincea�era)(همچنین خوانده می شود Fiesta Quincea�era یا ساده تر quinces)جشن تولّد پانزده سالگی دختران تلقّی می شود. این جشن معمولا ... ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

129 (US GOVERNMENT) Department of Homeland Security (بخش امنیت محلی) ١٣٩٧/٠٦/١١
|

130 information of military or political value.
اطلاعات
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

131 Baltimore Orioles
Baseball team
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

132 دعوا یا لجبازی با کسی داشتن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

133 Vehicle Id Number(شماره شناسه یِ خودرو) ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

134 مخفف چپ گراهایِ مبارز ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

135 Terrorism Act0(واحدِ تروریسم) ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

136 موقت(مثلاً گوشیِ موقتburner phone) ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

137 Transportation Security Agency(آژانسِ امنیتِ حمل و نقل) ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

138 تحتِ تعقیب(بودن) ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

139 Also Known As ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

140 Columbus Police Department ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

141 پوزر،مقلِّد،کسی که رفتارِ دیگری را تقلید میکند،مقلِّدِ تازه کار ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

142 (خودمانی شیکاگو/لاتین)به معنایِ اسلحه/تپانچه ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

143 هیچوقت،تو خواب ببینی،وقتِ گلِ نِی ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

144 Organized Crime Division(بخش جرائم سازمان یافته) ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

145 آچار چرخ ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

146 قوی شدن/جدی شدن و جدی برخورد کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

147 confidential informant(خبر چینِ محرمانه) ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

148 Bull Shit(چرندیات/مزخرف) ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

149 Bull Shit(چرندیات/مزخرف) ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

150 correctional officer:C.O. ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

151 ستاره دنباله دار ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

152 گداختن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

153 The Defense Advanced Research Projects Agency ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

154 رفیق،مَرد،(dude/homie/man/homeboy) ١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

155 پیشگیری ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

156 نره غول/گنده بک ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

157 (اسپانیایی) به معنای درحالِ سوختن(on fire) ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

158 نامِ یک برند از ردیابِ ماشین ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

159 شوک خورده با taser ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

160 نام یک رستوران
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

161 break and enter به معنای ورودِ غیرقانونی ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

162 استفاده از نشان(شأن و جایگاه) واسه ارجحیت دادنِ دستور ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

163 حق داشتن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

164 مخفف"Police Department" به معنای بخشِ پلیس ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

165 مخفف"Be On Look Out" به معنای در دید بودن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

166 also exfiltration or Extraction ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

167 بدونِ ارتباط اینترنتی ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

168 انگشتان پا ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

169 هرمکانِ ناخواسته ای ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

170 ترکیب(Combo is short for Combination) ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

171 یک شبکه اجتماعی ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

172 کسی که ازدواج کرده و رابطه غیرمشروع داره ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

173 مقدمات/مقدماتی ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

174 سه عمل/بُرد پیاپی ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

175 تماس/درخواست شبانه برای رابطه مخفیانه ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

176 کمیسیونِ تبادل و امنیت : Security and Exchange Commission ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

177 فلنگ رو بستن
١٣٩٧/٠٥/١٤
|

178 بی عرضه/مترداف nerd
١٣٩٧/٠٥/١٤
|

179 نوعی ساعت ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

180 درخواست/تلاش برای برقراریِ رابطه جنسی ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

181 رویِ هم ریختن ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

182 پیتزایی ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

183 کلی کار انباشته رو هم داشتن و مضطرب بودن از این بابت ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

184 کودن
١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

185 به راحتی تحت کنترل کسی بودن ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

186 عصبانی شدن ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

187 رجوع شود به letterman ١٣٩٧/٠٤/١٦
|

188 درگذشته ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

189 توانش/توان (انجام) داشتن
١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

190 مجازاً ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

191 شامل مفهوم یا چیزی شدن
١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

192 احمق/کودن ١٣٩٧/٠٣/٢٨
|

193 یادآوریِ موضوعی که تلاش برای فراموشیِ آن را دارید
١٣٩٧/٠٣/١٦
|

194 توپ را در سبد انداختن در بازی هایی همچون بسکتبال و یا گلف ١٣٩٧/٠٣/١٦
|

195 drive-by shooting/killing:موقعیتی که در آن یک نفر توسط فردی که درماشینِ درحال حرکتی است تیرمیخورد ١٣٩٧/٠٣/١٦
|

196 ایده ی عالی ١٣٩٧/٠٣/١٤
|

197 ساختگی ١٣٩٧/٠٣/١٤
|

198 چرند گفتن ١٣٩٧/٠٢/٢٩
|

199 کسی که گاهی ماری جوانا میکشد ١٣٩٧/٠٢/٢٧
|

200 نویسنده ی فیلم،(کسی که نقش ها و بازی فیلم رو مینویسه) ١٣٩٧/٠٢/٢٧
|

201 افزایش هیجان ١٣٩٧/٠٢/٢٧
|

202 بسیار بزرگ و حماسی ١٣٩٧/٠٢/٠٦
|

203 مقدار زیادی از چیز های خوب(literary: a lot of good things)، مقدار زیاد ١٣٩٦/١٢/٠٦
|

204 عسلی(eggs benedict) تخم مرغ عسلی ١٣٩٦/١٢/٠٦
|

205 سواری(رفتن از جایی به جای دیگر) با ماشین های عبوری ١٣٩٦/١١/١١
|

206 از پس چیزی بر آمدن
١٣٩٦/١٠/٢٥
|

207 فیتوسیدرفور ١٣٩٦/١٠/١٠
|

208 مورد توجه واقع شده ١٣٩٦/١٠/١٠
|

209 رجوع شود به dispense with ١٣٩٦/١٠/١٠
|

210 صرفنظر یا حذف کردن به دلیل کم ضرورتی ١٣٩٦/١٠/١٠
|

211 پروسه
١٣٩٦/١٠/١٠
|

212 ضربه ی آخر، مشکلی که بعد از مشکلات بسیار باعث ناامیدی و زدن ضربه آخر میشود
١٣٩٦/١٠/٠٤
|

213 سرگرم کردن ١٣٩٦/١٠/٠٤
|

214 قسر در رفتن ١٣٩٦/١٠/٠٣
|

215 بچه کبوتر
١٣٩٦/٠٩/٣٠
|

216 فلوگوپیت(از خانواده ی میکا) ١٣٩٦/٠٩/٢٢
|

217 {تخصصی خاک شناسی}(Lolium perenne)چمن چچم (مراجعه به ویکی پدیا)،(Lolium perenne. cv.Taptoe)چمن چاودار ١٣٩٦/٠٩/١٩
|

218 ماده تشکیل دهنده،ترکیبات ١٣٩٦/٠٩/١٦
|

219 به گستردگی
١٣٩٦/٠٩/١٦
|

220 کنایه،باکنایه حرف زدن(talk/speak in riddle)در لفاف سخن گویی ١٣٩٦/٠٩/١٦
|

221 کسیکه برای مدتی مشخص دنبال کسی میوفتد و او را دید میزند،تعقیب کننده،فضول،مفتش ١٣٩٦/٠٩/١٦
|

222 ایده گرفتن ١٣٩٦/٠٩/١٥
|

223 شرتک کوچولوی سفید،(نوعی شرت) ١٣٩٦/٠٩/١٥
|

224 (in the throes of something)،درموقعیت خیلی سختی بودن ١٣٩٦/٠٩/٠٤
|

225 نام قبیله ای در جنوب غربی آمریکا(پایوت) ١٣٩٦/٠٩/٠٤
|

226 (عامیانه) رجوع شود به: breeches ١٣٩٦/٠٩/٠٤
|

227 دلبستگی ١٣٩٦/٠٨/٢٨
|

228 کنار اسکله
١٣٩٦/٠٨/٢٨
|

229 وارداتی مستقیم،از آب گذشته،اونورآبی ١٣٩٦/٠٨/٢٨
|

230 رپ خوندن
١٣٩٦/٠٦/٢٥
|

231 دیدن، ملاقات بادیگری، صحبت کردن ١٣٩٦/٠٦/٢٥
|