برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

Angel

subtitle maker:(Angel)
niceway101@gmail.com
سازنده زیرنویس و مترجم(ANGEL)

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Explosive Ordnance Disposal ١٣٩٨/١١/٠٤
|

2 a penis, especially when erect (typically used with reference to male potency or dominance). ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

3 manipulate (someone) by psychological means into doubting their own sanity
بازی دادنِ روح و روانِ یک شخص بطوری که به عقلانیت خودش شک کند
١٣٩٨/١٠/٢٧
|

4 رجوع شود به maraud
غارتگر، دزد، چپاولگر
١٣٩٨/١٠/٢٦
|

5 well-formed formula
[در منطق گزاره ای و استنتاجی] فرمول یا گزاره یِ خوش فرم یا ساده شده، گزاره ای که با حروف و نمادهای منطق گزاره ای نشان داده میش ...
١٣٩٨/١٠/٢٣
|

6 حقه بازی ١٣٩٨/١٠/٢٢
|

7 تماس گرفتن با یک شخص : get ahold of someone
دسترسی به یک چیز : get ahold of something
١٣٩٨/١٠/٢٠
|

8 تکلیف(منظور تکلیف مثل مشق هست) ١٣٩٨/١٠/١٢
|

9 Political Science
علم سیاست ، علمی سیاسی
١٣٩٨/١٠/١٢
|

10 بی سکان، بدون هادی
(رجوع شود به rudder)
١٣٩٨/١٠/١٢
|

11 a member of an elite force within the US Navy, specializing in guerrilla warfare and counter-insurgency
(آمریکا)میشه گفت افسر نیرویِ دریایی
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

12 Ostentatious dress or behaviour employed by a man in an attempt to impress women
میشه گفت خودنمایی
١٣٩٨/١٠/٠٢
|

13 irritable
تندمزاج، بدخلق، بد اخلاق
١٣٩٨/١٠/٠٢
|

14 پر انتهایی تیرِ تیر و کمان ١٣٩٨/٠٩/٣٠
|

15 مشکل کوچک ١٣٩٨/٠٩/٣٠
|

16 سه تار(آلت موسیقی) ١٣٩٨/٠٩/٢٩
|

17 رجوع شود به meditate ١٣٩٨/٠٩/٢٨
|

18 سفرِ رفت و برگشتی به یک مکان(خصوصاً زمانی که مسیر رفت و برگشت یکسان نباشد) ١٣٩٨/٠٩/٢٨
|

19 In Central European folklore, Krampus is a horned, anthropomorphic figure described as "half-goat, half-demon", who, during the Christmas season, pun ... ١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

20 اصطلاحی برای اشاره به شخصی که بدلیل سرگرمِ چیزی مثل موبایل بودن حواسش در حال رانندگی یا راه رفتن پرته، حواس پرت
مثال:
Don't drive intexticated< ...
١٣٩٨/٠٩/١٩
|

21 نامی دیگر برای اودین، خدایی در افسانه هایِ نروژی که بالاتر از بقیه خدایان است ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

22 رجوع شود به snivel ، میتوان گفت دماغو ١٣٩٨/٠٩/١٧
|

23 حقه بازانه، زیرکانه ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

24 the length of time for which an item remains usable, fit for consumption, or saleable
مدت مصرف، تاریخ انقضا
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

25 be the most remarkable or foolish of its kind
شاخص ترین یا احمقانه ترین از گونه یِ خود بودن
١٣٩٨/٠٩/١٥
|

26 کتابخانه(شکلی خام از کلمه library ) ١٣٩٨/٠٩/١٥
|

27 البته فتح کردن معنای دقیقی برای این کلمه نیست و به کار بردنش توصیه نمیشه :) ١٣٩٨/٠٩/١٤
|

28 غلبه کردن یا تحت کنترل درآوردن
غلبه کردن یا تحت کنترل درآوردنِ یک کشور یا مَردمش با زور میشه گفت فتح کردن
١٣٩٨/٠٩/١٤
|

29 خبردار شدن ١٣٩٨/٠٩/١١
|

30 Technical Engineering
١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

31 رقابت ها ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

32 رجوع شود به Shed ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

33 mentally prepare (oneself) to do or face something difficult
آماده سازیِ ذهنی و روحی برایِ رویارویی با یه چیز سخت
میشه یه جورایی گفت تسلی خاطر ...
١٣٩٨/٠٩/٠١
|

34 دوست دختر ١٣٩٨/٠٩/٠١
|

35 درمورد کشتی یا چنین چیزهایی، جدا از مهارگاه
مثلاً برایِ کشتی
it's unmoored : یعنی از لنگرگاه جداست
١٣٩٨/٠٨/٢٤
|

36 بحث، جدال، دعوا یا مخالفت ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

37 California
کالیفرنیا (آمریکا، خودمانی)
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

38 (شمالِ آمریکا)محله، جاده اصلی یا جاده ای اصلی از شهر که به بیرون از شهر هدایت میکند و در کناره هایِ آن مغازه هایِ متعدد(یا ساختمان های دیگر) وجود د ... ١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

39 "screw you" or "go to hell"
(عامیانه، خودمانی) لعنت به تو، برو به جهنم، ...
١٣٩٨/٠٨/٢٠
|

40 نوعی سرویسِ پیکِ رستوران ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

41 (غیررسمی) مواد (معمولاً به مقداری برایِ استفاده شخصی اشاره داره) ١٣٩٨/٠٨/١٨
|

42 نیمه پُرِ یک چیز، طرفِ یا زاویه یِ مثبتِ یک چیز،
upside to sth
١٣٩٨/٠٨/١٨
|

43 شکل ماضی strike down ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

44 برایِ اشاره به نگرش مثبت به پدیده ها، نگاه عاشقانه و مثبت به همه چیز ، در برخی اصطلاحات استفاده میشود ١٣٩٨/٠٨/١٧
|

45 Centro de Investigaci�n y Seguridad Nacional
Spanish: Center for Investigation and National Security
مرکزِ تحقیقات و امنیت ملی
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

46 (United States) Immigration and Customs Enforcement
اداره گمرک و مهاجرت
١٣٩٨/٠٨/١٦
|

47 Estimated Time of Arrival
زمانِ تخمینیِ رسیدن
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

48 notice or watch
توجه کردن
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

49 آماده شدن
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

50 زیورآلات
١٣٩٨/٠٨/١٥
|

51 دوطبقه ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

52 (خودمانی) یک کیلومتر ١٣٩٨/٠٨/١٥
|

53 مسیر تندرو ١٣٩٨/٠٨/١٤
|

54 لنگیدن ١٣٩٨/٠٨/١٢
|

55 فلات ١٣٩٨/٠٨/١٢
|

56 خواسته ها ١٣٩٨/٠٨/١١
|

57 مقاصد، نیات(نیت ها) ١٣٩٨/٠٨/١١
|

58 خرناس کشیدن ١٣٩٨/٠٨/١١
|

59 (غیررسمی-شمال آمریکا) دزدیدن، کلاهبرداری یا گول زدنِ یک نفر
(غیررسمی-مربوط به دسته های خلافکاری) قتل، کشتن
١٣٩٨/٠٨/١٠
|

60 oxycodone
(فارسیش میشه اکسی کدئین اگه اشتباه نکنم)
اسم یه دارو شبیه به مورفین هست

١٣٩٨/٠٨/١٠
|

61 نوعی جلیقه که موتورسواران_اکثراً مکزیکی و آمریکایی_(مثلاً متالهدها) میپوشند ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

62 Department Of Justice
دیوان عدالت
١٣٩٨/٠٨/١٠
|

63 (غیررسمی) عضلانی ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

64 قصابی ١٣٩٨/٠٨/١٠
|

65 Miss, unmarried woman
اسپانیایی برایِ خانم ازدواج نکرده، دوشیزه
١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

66 باز ارائه، بازثبت ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

67 لوبیا(به مکزیکی) ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

68 (غیررسمی) هروئین ١٣٩٨/٠٨/٠٩
|

69 چراغهایِ عقب ماشین ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

70 تحمل کردن ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

71 واکنش بد :) ١٣٩٨/٠٨/٠٨
|

72 Post Office(مخفف) به معنای دفتر پست ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

73 نوعی دارویِ مسکن ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

74 در گلف به معنایِ ضربه یِ بَد ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

75 فهمیدن ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

76 زیادی فکر کردن به چیزی ١٣٩٨/٠٨/٠٥
|

77 شرخر ١٣٩٨/٠٨/٠٣
|

78 چیزی شبیه همون "اتل متل توتوله" خودمونه هر کلمه به یک نفر اشاره میکنه و کلمه یِ moe آخر به هرکی افتاد همون انتخاب میشه شعر کاملش اینه:
Eeny, meen ...
١٣٩٨/٠٧/١٢
|

79 درمانده ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

80 نوعی دستگاه تایپ دستیِ قدیمی ١٣٩٨/٠٧/١٢
|

81 to arrange the features of (a garden or other area of land) in a way that inhibits the spread of fire, for example by increasing the amount of open s ... ١٣٩٨/٠٦/٣١
|

82 انصراف، استعفا، لغو، صورتِ منفیِ Enroll (Enrollment ١٣٩٨/٠٦/٣١
|

83 برداشت(بعضاً دلالت بر دانلود دارد) ١٣٩٨/٠٦/٣١
|

84 a kind of lightweight belted raincoat, typically beige in colour, with a distinctive tartan lining
نوعی کُت
١٣٩٨/٠٦/٢٤
|

85 جعبه یِ حملِ تجهیزات جنگی ١٣٩٨/٠٦/٢٣
|

86 جعبه (یا کیسه) حملِ تجهیزات (A bag used by soldiers to carry equipment) ١٣٩٨/٠٦/٢٣
|

87 INFORMAL
a boring or tiresome person or thing.
مزخرف، خسته کننده
١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

88 تمیز و برّاق ١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

89 زندانی کردن، نگه داشتن،نگهداری(شخص یا حیوان) در فضایی کوچک بمدت طولانی ١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

90 بازدارنده ١٣٩٨/٠٦/٢٢
|

91 نوعی غذای برزیلی
١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

92 an electrical socket، سوکت الترونیکی یا ورودی و محلِ ارتباطِ افزونه ها(بیشتر در کامپیوتر)(مثلاً سوکتِ میکروفون) ١٣٩٨/٠١/٢٧
|

93 برگرفته از کلمه یِ Obadiah از زبانِ عبری به معنای بنده خدا(اسمِ مذکر) ١٣٩٨/٠١/١٨
|

94 (غیررسمی) احوالات روحی و ذهنیِ یک شخص، افکارِ یک شخص ١٣٩٨/٠١/١٢
|

95 زیورآلاتِ گران قیمت، آویز ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

96 شرایطی دارایِ کمترین رضایتمندی
(the least favorable environmental condition under which an organism can survive
)
١٣٩٨/٠١/٠٨
|

97 در بدترین شرایط، شرایطی که کمترین رضایتمندی را داراست ١٣٩٨/٠١/٠٨
|

98 سیاره در واقع planet هستش و نباید با کلمه یِ plant اشتباه گرفته بشه ١٣٩٨/٠١/٠٦
|

99 سِحرها، افسون ها، طلسم ها ١٣٩٨/٠١/٠٦
|

100 وابستگی ١٣٩٨/٠١/٠٢
|

101 اعصاب خورد کن ١٣٩٨/٠١/٠٢
|

102 چای ارل گری ١٣٩٧/١٢/٢٤
|

103 ظاهرسازی هایِ دروغین ١٣٩٧/١٢/١٧
|

104 strongly prejudiced against women زن ستیز ١٣٩٧/١٢/١٧
|

105 کارگرِ اسکله یا لنگرگاه ١٣٩٧/١٢/١٦
|

106 جرئت داشتن، (تخم داشتن)(balls) ١٣٩٧/١٢/١٦
|

107 با بی رحمی، بی رحمانه، نامحترمانه ١٣٩٧/١٢/١٠
|

108 محکم تر، قویتر ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

109 When you go beyond the possible and beyond the immpossible ١٣٩٧/١٢/٠١
|

110 جر و بحث کردن ١٣٩٧/١١/١٩
|

111 خارج از برنامه ریزی ١٣٩٧/١١/٠٨
|

112 تسلط یافتن ١٣٩٧/١١/٠٧
|

113 [کامپیوتر] ساخت یافته (سبکِ برنامه نویسی ساخت یافته sequential programming ) ١٣٩٧/١٠/١٤
|

114 a person with an extreme fear of germs and an obsession with cleanliness.
وسواسی(وسواسِ تمیزی)
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

115 مشمئز کننده ١٣٩٧/٠٨/١٣
|

116 police constable. افسر پلیس(درجه دار) ١٣٩٧/٠٨/١٣
|

117 خسته کننده ١٣٩٧/٠٨/٠٤
|

118 مربوط به معتقدات واداب ورسوم قدیمی واجدادی ١٣٩٧/٠٨/٠٢
|

119 تبریک و تقدیر ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

120 رستوران،بار یا کلابِ کوچک و ارزان قیمت ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

121 مقتولِ(مؤنث)ناشناس ١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

122 CIVILIAN OFFICE OF POLICE ACCOUNTABILITY (COPA) ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

123 disgrace (مفتضح) ١٣٩٧/٠٧/٠٥
|

124 همه بیایید ١٣٩٧/٠٧/٠٥
|

125 خوب نیست،(no good)(that sucks) ١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

126 لطفاً،خواهش میکنم،،،(please) ١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

127 روز خوش(اسپانیایی) ١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

128 Old Age Pensioner(باز نشسته یِ مسن) ١٣٩٧/٠٧/٠١
|

129 Recreational vehicle ١٣٩٧/٠٦/٣٠
|

130 کارِ تمیز (انجام شده)،با برنامه ریزی انجام شده ١٣٩٧/٠٦/٣٠
|

131 ادامه بده،انجامش بده(go for it) ١٣٩٧/٠٦/٢٦
|

132 گنگستری (یا تبهکار یا خلافکار) که خیلی بزرگه و توسطِّ عده یِ زیادی قابل احترامه و هرکاری میکنه،گنده لات ١٣٩٧/٠٦/٢٦
|

133 Chicago Fire Department(بخشِ آتش نشانیِ شیکاگو) ١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

134 gangbanger(تبهکار) ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

135 تبریک،،،موفق باشید ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

136 (خودمانی)فدرالی ها،پلیس ها ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

137 (اسپانیایی)احمق،کودن،نفهم ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

138 هوادارانِ وست ساید(بخش غربی) ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

139 International Affairs Directorate(هیئت مدیره یِ امور بین الملل) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

140 Transfer On Death(مُردن) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

141 Gun Shot Wound(زخم گلوله) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

142 The Federal Bureau of Alcohol, Tobacco, and Firearms. ١٣٩٧/٠٦/١٦
|

143 (خودمانی)همکار ١٣٩٧/٠٦/١٦
|

144 نوعی ماشین بزرگ برایِ پیمودنِ مسیر هایِ صعب العبور ١٣٩٧/٠٦/١٥
|

145 Yes or affirmative------بله،حرفِ تأیید ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

146 Juvenile hall; children's prison---------زندانِ کودکان ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

147 کویینسس (به لاتین: Quincea�era)(همچنین خوانده می شود Fiesta Quincea�era یا ساده تر quinces)جشن تولّد پانزده سالگی دختران تلقّی می شود. این جشن معمولا ... ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

148 (US GOVERNMENT) Department of Homeland Security (بخش امنیت محلی) ١٣٩٧/٠٦/١١
|

149 information of military or political value.
اطلاعات
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

150 Baltimore Orioles
Baseball team
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

151 دعوا یا لجبازی با کسی داشتن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

152 Vehicle Id Number(شماره شناسه یِ خودرو) ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

153 مخفف چپ گراهایِ مبارز ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

154 Terrorism Act0(واحدِ تروریسم) ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

155 موقت(مثلاً گوشیِ موقتburner phone) ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

156 Transportation Security Agency(آژانسِ امنیتِ حمل و نقل) ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

157 تحتِ تعقیب(بودن) ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

158 Also Known As ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

159 Columbus Police Department ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

160 پوزر،مقلِّد،کسی که رفتارِ دیگری را تقلید میکند،مقلِّدِ تازه کار ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

161 (خودمانی شیکاگو/لاتین)به معنایِ اسلحه/تپانچه ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

162 هیچوقت،تو خواب ببینی،وقتِ گلِ نِی ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

163 Organized Crime Division(بخش جرائم سازمان یافته) ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

164 آچار چرخ ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

165 قوی شدن/جدی شدن و جدی برخورد کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

166 confidential informant(خبر چینِ محرمانه) ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

167 Bull Shit(چرندیات/مزخرف) ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

168 Bull Shit(چرندیات/مزخرف) ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

169 correctional officer:C.O. ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

170 ستاره دنباله دار ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

171 گداختن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

172 The Defense Advanced Research Projects Agency ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

173 رفیق،مَرد،(dude/homie/man/homeboy) ١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

174 پیشگیری ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

175 نره غول/گنده بک ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

176 (اسپانیایی) به معنای درحالِ سوختن(on fire) ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

177 نامِ یک برند از ردیابِ ماشین ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

178 شوک خورده با taser ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

179 نام یک رستوران
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

180 break and enter به معنای ورودِ غیرقانونی ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

181 استفاده از نشان(شأن و جایگاه) واسه ارجحیت دادنِ دستور ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

182 حق داشتن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

183 مخفف"Police Department" به معنای بخشِ پلیس ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

184 مخفف"Be On Look Out" به معنای در دید بودن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

185 also exfiltration or Extraction ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

186 بدونِ ارتباط اینترنتی ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

187 انگشتان پا ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

188 هرمکانِ ناخواسته ای ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

189 ترکیب(Combo is short for Combination) ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

190 یک شبکه اجتماعی ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

191 کسی که ازدواج کرده و رابطه غیرمشروع داره ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

192 مقدمات/مقدماتی ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

193 سه عمل/بُرد پیاپی ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

194 تماس/درخواست شبانه برای رابطه مخفیانه ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

195 کمیسیونِ تبادل و امنیت : Security and Exchange Commission ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

196 فلنگ رو بستن
١٣٩٧/٠٥/١٤
|

197 بی عرضه/مترداف nerd
١٣٩٧/٠٥/١٤
|

198 نوعی ساعت ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

199 درخواست/تلاش برای برقراریِ رابطه جنسی ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

200 رویِ هم ریختن ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

201 پیتزایی ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

202 کلی کار انباشته رو هم داشتن و مضطرب بودن از این بابت ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

203 کودن
١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

204 به راحتی تحت کنترل کسی بودن ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

205 عصبانی شدن ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

206 رجوع شود به letterman ١٣٩٧/٠٤/١٦
|

207 درگذشته ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

208 توانش/توان (انجام) داشتن
١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

209 مجازاً ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

210 شامل مفهوم یا چیزی شدن
١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

211 احمق/کودن ١٣٩٧/٠٣/٢٨
|

212 یادآوریِ موضوعی که تلاش برای فراموشیِ آن را دارید
١٣٩٧/٠٣/١٦
|

213 توپ را در سبد انداختن در بازی هایی همچون بسکتبال و یا گلف ١٣٩٧/٠٣/١٦
|

214 drive-by shooting/killing:موقعیتی که در آن یک نفر توسط فردی که درماشینِ درحال حرکتی است تیرمیخورد ١٣٩٧/٠٣/١٦
|

215 ایده ی عالی ١٣٩٧/٠٣/١٤
|

216 ساختگی ١٣٩٧/٠٣/١٤
|

217 چرند گفتن ١٣٩٧/٠٢/٢٩
|

218 کسی که گاهی ماری جوانا میکشد ١٣٩٧/٠٢/٢٧
|

219 نویسنده ی فیلم،(کسی که نقش ها و بازی فیلم رو مینویسه) ١٣٩٧/٠٢/٢٧
|

220 افزایش هیجان ١٣٩٧/٠٢/٢٧
|

221 بسیار بزرگ و حماسی ١٣٩٧/٠٢/٠٦
|

222 مقدار زیادی از چیز های خوب(literary: a lot of good things)، مقدار زیاد ١٣٩٦/١٢/٠٦
|

223 عسلی(eggs benedict) تخم مرغ عسلی ١٣٩٦/١٢/٠٦
|

224 سواری(رفتن از جایی به جای دیگر) با ماشین های عبوری ١٣٩٦/١١/١١
|

225 از پس چیزی بر آمدن
١٣٩٦/١٠/٢٥
|

226 فیتوسیدرفور ١٣٩٦/١٠/١٠
|

227 مورد توجه واقع شده ١٣٩٦/١٠/١٠
|

228 رجوع شود به dispense with ١٣٩٦/١٠/١٠
|

229 صرفنظر یا حذف کردن به دلیل کم ضرورتی ١٣٩٦/١٠/١٠
|

230 پروسه
١٣٩٦/١٠/١٠
|

231 ضربه ی آخر، مشکلی که بعد از مشکلات بسیار باعث ناامیدی و زدن ضربه آخر میشود
١٣٩٦/١٠/٠٤
|

232 سرگرم کردن ١٣٩٦/١٠/٠٤
|

233 قسر در رفتن ١٣٩٦/١٠/٠٣
|

234 بچه کبوتر
١٣٩٦/٠٩/٣٠
|

235 فلوگوپیت(از خانواده ی میکا) ١٣٩٦/٠٩/٢٢
|

236 {تخصصی خاک شناسی}(Lolium perenne)چمن چچم (مراجعه به ویکی پدیا)،(Lolium perenne. cv.Taptoe)چمن چاودار ١٣٩٦/٠٩/١٩
|

237 ماده تشکیل دهنده،ترکیبات ١٣٩٦/٠٩/١٦
|

238 به گستردگی
١٣٩٦/٠٩/١٦
|

239 کنایه،باکنایه حرف زدن(talk/speak in riddle)در لفاف سخن گویی ١٣٩٦/٠٩/١٦
|

240 کسیکه برای مدتی مشخص دنبال کسی میوفتد و او را دید میزند،تعقیب کننده،فضول،مفتش ١٣٩٦/٠٩/١٦
|

241 ایده گرفتن ١٣٩٦/٠٩/١٥
|

242 شرتک کوچولوی سفید،(نوعی شرت) ١٣٩٦/٠٩/١٥
|

243 (in the throes of something)،درموقعیت خیلی سختی بودن ١٣٩٦/٠٩/٠٤
|

244 نام قبیله ای در جنوب غربی آمریکا(پایوت) ١٣٩٦/٠٩/٠٤
|

245 (عامیانه) رجوع شود به: breeches ١٣٩٦/٠٩/٠٤
|

246 دلبستگی ١٣٩٦/٠٨/٢٨
|

247 کنار اسکله
١٣٩٦/٠٨/٢٨
|

248 وارداتی مستقیم،از آب گذشته،اونورآبی ١٣٩٦/٠٨/٢٨
|

249 رپ خوندن
١٣٩٦/٠٦/٢٥
|

250 دیدن، ملاقات بادیگری، صحبت کردن ١٣٩٦/٠٦/٢٥
|