انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

Angel

subtitle maker:(Angel)
niceway101@gmail.com
سازنده زیرنویس و مترجم(ANGEL)

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 نوعی غذای برزیلی
١٣٩٨/٠٤/٢٤
|

2 an electrical socket، سوکت الترونیکی یا ورودی و محلِ ارتباطِ افزونه ها(بیشتر در کامپیوتر)(مثلاً سوکتِ میکروفون) ١٣٩٨/٠١/٢٧
|

3 برگرفته از کلمه یِ Obadiah از زبانِ عبری به معنای بنده خدا(اسمِ مذکر) ١٣٩٨/٠١/١٨
|

4 (غیررسمی) احوالات روحی و ذهنیِ یک شخص، افکارِ یک شخص ١٣٩٨/٠١/١٢
|

5 زیورآلاتِ گران قیمت، آویز ١٣٩٨/٠١/٠٩
|

6 شرایطی دارایِ کمترین رضایتمندی
(the least favorable environmental condition under which an organism can survive
)
١٣٩٨/٠١/٠٨
|

7 در بدترین شرایط، شرایطی که کمترین رضایتمندی را داراست ١٣٩٨/٠١/٠٨
|

8 سیاره در واقع planet هستش و نباید با کلمه یِ plant اشتباه گرفته بشه ١٣٩٨/٠١/٠٦
|

9 سِحرها، افسون ها، طلسم ها ١٣٩٨/٠١/٠٦
|

10 وابستگی ١٣٩٨/٠١/٠٢
|

11 اعصاب خورد کن ١٣٩٨/٠١/٠٢
|

12 چای ارل گری ١٣٩٧/١٢/٢٤
|

13 ظاهرسازی هایِ دروغین ١٣٩٧/١٢/١٧
|

14 strongly prejudiced against women زن ستیز ١٣٩٧/١٢/١٧
|

15 کارگرِ اسکله یا لنگرگاه ١٣٩٧/١٢/١٦
|

16 جرئت داشتن، (تخم داشتن)(balls) ١٣٩٧/١٢/١٦
|

17 با بی رحمی، بی رحمانه، نامحترمانه ١٣٩٧/١٢/١٠
|

18 محکم تر، قویتر ١٣٩٧/١٢/٠٣
|

19 When you go beyond the possible and beyond the immpossible ١٣٩٧/١٢/٠١
|

20 جر و بحث کردن ١٣٩٧/١١/١٩
|

21 خارج از برنامه ریزی ١٣٩٧/١١/٠٨
|

22 تسلط یافتن ١٣٩٧/١١/٠٧
|

23 [کامپیوتر] ساخت یافته (سبکِ برنامه نویسی ساخت یافته sequential programming ) ١٣٩٧/١٠/١٤
|

24 a person with an extreme fear of germs and an obsession with cleanliness.
وسواسی(وسواسِ تمیزی)
١٣٩٧/٠٩/١٦
|

25 مشمئز کننده ١٣٩٧/٠٨/١٣
|

26 police constable. افسر پلیس(درجه دار) ١٣٩٧/٠٨/١٣
|

27 خسته کننده ١٣٩٧/٠٨/٠٤
|

28 مربوط به معتقدات واداب ورسوم قدیمی واجدادی ١٣٩٧/٠٨/٠٢
|

29 تبریک و تقدیر ١٣٩٧/٠٨/٠١
|

30 رستوران،بار یا کلابِ کوچک و ارزان قیمت ١٣٩٧/٠٧/٢٩
|

31 مقتولِ(مؤنث)ناشناس ١٣٩٧/٠٧/٢٣
|

32 CIVILIAN OFFICE OF POLICE ACCOUNTABILITY (COPA) ١٣٩٧/٠٧/١٩
|

33 disgrace (مفتضح) ١٣٩٧/٠٧/٠٥
|

34 همه بیایید ١٣٩٧/٠٧/٠٥
|

35 خوب نیست،(no good)(that sucks) ١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

36 لطفاً،خواهش میکنم،،،(please) ١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

37 روز خوش(اسپانیایی) ١٣٩٧/٠٧/٠٣
|

38 Old Age Pensioner(باز نشسته یِ مسن) ١٣٩٧/٠٧/٠١
|

39 Recreational vehicle ١٣٩٧/٠٦/٣٠
|

40 کارِ تمیز (انجام شده)،با برنامه ریزی انجام شده ١٣٩٧/٠٦/٣٠
|

41 ادامه بده،انجامش بده(go for it) ١٣٩٧/٠٦/٢٦
|

42 گنگستری (یا تبهکار یا خلافکار) که خیلی بزرگه و توسطِّ عده یِ زیادی قابل احترامه و هرکاری میکنه،گنده لات ١٣٩٧/٠٦/٢٦
|

43 Chicago Fire Department(بخشِ آتش نشانیِ شیکاگو) ١٣٩٧/٠٦/٢٣
|

44 gangbanger(تبهکار) ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

45 تبریک،،،موفق باشید ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

46 (خودمانی)فدرالی ها،پلیس ها ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

47 (اسپانیایی)احمق،کودن،نفهم ١٣٩٧/٠٦/٢٢
|

48 هوادارانِ وست ساید(بخش غربی) ١٣٩٧/٠٦/٢١
|

49 International Affairs Directorate(هیئت مدیره یِ امور بین الملل) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

50 Transfer On Death(مُردن) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

51 Gun Shot Wound(زخم گلوله) ١٣٩٧/٠٦/٢٠
|

52 The Federal Bureau of Alcohol, Tobacco, and Firearms. ١٣٩٧/٠٦/١٦
|

53 (خودمانی)همکار ١٣٩٧/٠٦/١٦
|

54 نوعی ماشین بزرگ برایِ پیمودنِ مسیر هایِ صعب العبور ١٣٩٧/٠٦/١٥
|

55 Yes or affirmative------بله،حرفِ تأیید ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

56 Juvenile hall; children's prison---------زندانِ کودکان ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

57 کویینسس (به لاتین: Quincea�era)(همچنین خوانده می شود Fiesta Quincea�era یا ساده تر quinces)جشن تولّد پانزده سالگی دختران تلقّی می شود. این جشن معمولا ... ١٣٩٧/٠٦/١٣
|

58 (US GOVERNMENT) Department of Homeland Security (بخش امنیت محلی) ١٣٩٧/٠٦/١١
|

59 information of military or political value.
اطلاعات
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

60 Baltimore Orioles
Baseball team
١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

61 دعوا یا لجبازی با کسی داشتن ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

62 Vehicle Id Number(شماره شناسه یِ خودرو) ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

63 مخفف چپ گراهایِ مبارز ١٣٩٧/٠٦/٠٩
|

64 Terrorism Act0(واحدِ تروریسم) ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

65 موقت(مثلاً گوشیِ موقتburner phone) ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

66 Transportation Security Agency(آژانسِ امنیتِ حمل و نقل) ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

67 تحتِ تعقیب(بودن) ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

68 Also Known As ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

69 Columbus Police Department ١٣٩٧/٠٦/٠٨
|

70 پوزر،مقلِّد،کسی که رفتارِ دیگری را تقلید میکند،مقلِّدِ تازه کار ١٣٩٧/٠٦/٠٦
|

71 (خودمانی شیکاگو/لاتین)به معنایِ اسلحه/تپانچه ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

72 هیچوقت،تو خواب ببینی،وقتِ گلِ نِی ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

73 Organized Crime Division(بخش جرائم سازمان یافته) ١٣٩٧/٠٦/٠٥
|

74 آچار چرخ ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

75 قوی شدن/جدی شدن و جدی برخورد کردن ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

76 confidential informant(خبر چینِ محرمانه) ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

77 Bull Shit(چرندیات/مزخرف) ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

78 Bull Shit(چرندیات/مزخرف) ١٣٩٧/٠٦/٠٤
|

79 correctional officer:C.O. ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

80 ستاره دنباله دار ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

81 گداختن ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

82 The Defense Advanced Research Projects Agency ١٣٩٧/٠٦/٠٢
|

83 رفیق،مَرد،(dude/homie/man/homeboy) ١٣٩٧/٠٥/٢٨
|

84 پیشگیری ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

85 نره غول/گنده بک ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

86 (اسپانیایی) به معنای درحالِ سوختن(on fire) ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

87 نامِ یک برند از ردیابِ ماشین ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

88 شوک خورده با taser ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

89 نام یک رستوران
١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

90 break and enter به معنای ورودِ غیرقانونی ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

91 استفاده از نشان(شأن و جایگاه) واسه ارجحیت دادنِ دستور ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

92 حق داشتن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

93 مخفف"Police Department" به معنای بخشِ پلیس ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

94 مخفف"Be On Look Out" به معنای در دید بودن ١٣٩٧/٠٥/٢٣
|

95 also exfiltration or Extraction ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

96 بدونِ ارتباط اینترنتی ١٣٩٧/٠٥/٢٠
|

97 انگشتان پا ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

98 هرمکانِ ناخواسته ای ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

99 ترکیب(Combo is short for Combination) ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

100 یک شبکه اجتماعی ١٣٩٧/٠٥/١٨
|

101 کسی که ازدواج کرده و رابطه غیرمشروع داره ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

102 مقدمات/مقدماتی ١٣٩٧/٠٥/١٦
|

103 سه عمل/بُرد پیاپی ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

104 تماس/درخواست شبانه برای رابطه مخفیانه ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

105 کمیسیونِ تبادل و امنیت : Security and Exchange Commission ١٣٩٧/٠٥/١٤
|

106 فلنگ رو بستن
١٣٩٧/٠٥/١٤
|

107 بی عرضه/مترداف nerd
١٣٩٧/٠٥/١٤
|

108 نوعی ساعت ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

109 درخواست/تلاش برای برقراریِ رابطه جنسی ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

110 رویِ هم ریختن ١٣٩٧/٠٥/١٣
|

111 پیتزایی ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

112 کلی کار انباشته رو هم داشتن و مضطرب بودن از این بابت ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

113 کودن
١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

114 به راحتی تحت کنترل کسی بودن ١٣٩٧/٠٤/٣٠
|

115 عصبانی شدن ١٣٩٧/٠٤/٢٢
|

116 رجوع شود به letterman ١٣٩٧/٠٤/١٦
|

117 درگذشته ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

118 توانش/توان (انجام) داشتن
١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

119 مجازاً ١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

120 شامل مفهوم یا چیزی شدن
١٣٩٧/٠٤/٠٨
|

121 احمق/کودن ١٣٩٧/٠٣/٢٨
|

122 یادآوریِ موضوعی که تلاش برای فراموشیِ آن را دارید
١٣٩٧/٠٣/١٦
|

123 توپ را در سبد انداختن در بازی هایی همچون بسکتبال و یا گلف ١٣٩٧/٠٣/١٦
|

124 drive-by shooting/killing:موقعیتی که در آن یک نفر توسط فردی که درماشینِ درحال حرکتی است تیرمیخورد ١٣٩٧/٠٣/١٦
|

125 ایده ی عالی ١٣٩٧/٠٣/١٤
|

126 ساختگی ١٣٩٧/٠٣/١٤
|

127 چرند گفتن ١٣٩٧/٠٢/٢٩
|

128 کسی که گاهی ماری جوانا میکشد ١٣٩٧/٠٢/٢٧
|

129 نویسنده ی فیلم،(کسی که نقش ها و بازی فیلم رو مینویسه) ١٣٩٧/٠٢/٢٧
|

130 افزایش هیجان ١٣٩٧/٠٢/٢٧
|

131 بسیار بزرگ و حماسی ١٣٩٧/٠٢/٠٦
|

132 مقدار زیادی از چیز های خوب(literary: a lot of good things)، مقدار زیاد ١٣٩٦/١٢/٠٦
|

133 عسلی(eggs benedict) تخم مرغ عسلی ١٣٩٦/١٢/٠٦
|

134 سواری(رفتن از جایی به جای دیگر) با ماشین های عبوری ١٣٩٦/١١/١١
|

135 از پس چیزی بر آمدن
١٣٩٦/١٠/٢٥
|

136 فیتوسیدرفور ١٣٩٦/١٠/١٠
|

137 مورد توجه واقع شده ١٣٩٦/١٠/١٠
|

138 رجوع شود به dispense with ١٣٩٦/١٠/١٠
|

139 صرفنظر یا حذف کردن به دلیل کم ضرورتی ١٣٩٦/١٠/١٠
|

140 پروسه
١٣٩٦/١٠/١٠
|

141 ضربه ی آخر، مشکلی که بعد از مشکلات بسیار باعث ناامیدی و زدن ضربه آخر میشود
١٣٩٦/١٠/٠٤
|

142 سرگرم کردن ١٣٩٦/١٠/٠٤
|

143 قسر در رفتن ١٣٩٦/١٠/٠٣
|

144 بچه کبوتر
١٣٩٦/٠٩/٣٠
|

145 فلوگوپیت(از خانواده ی میکا) ١٣٩٦/٠٩/٢٢
|

146 {تخصصی خاک شناسی}(Lolium perenne)چمن چچم (مراجعه به ویکی پدیا)،(Lolium perenne. cv.Taptoe)چمن چاودار ١٣٩٦/٠٩/١٩
|

147 ماده تشکیل دهنده،ترکیبات ١٣٩٦/٠٩/١٦
|

148 به گستردگی
١٣٩٦/٠٩/١٦
|

149 کنایه،باکنایه حرف زدن(talk/speak in riddle)در لفاف سخن گویی ١٣٩٦/٠٩/١٦
|

150 کسیکه برای مدتی مشخص دنبال کسی میوفتد و او را دید میزند،تعقیب کننده،فضول،مفتش ١٣٩٦/٠٩/١٦
|

151 ایده گرفتن ١٣٩٦/٠٩/١٥
|

152 شرتک کوچولوی سفید،(نوعی شرت) ١٣٩٦/٠٩/١٥
|

153 (in the throes of something)،درموقعیت خیلی سختی بودن ١٣٩٦/٠٩/٠٤
|

154 نام قبیله ای در جنوب غربی آمریکا(پایوت) ١٣٩٦/٠٩/٠٤
|

155 (عامیانه) رجوع شود به: breeches ١٣٩٦/٠٩/٠٤
|

156 دلبستگی ١٣٩٦/٠٨/٢٨
|

157 کنار اسکله
١٣٩٦/٠٨/٢٨
|

158 وارداتی مستقیم،از آب گذشته،اونورآبی ١٣٩٦/٠٨/٢٨
|

159 رپ خوندن
١٣٩٦/٠٦/٢٥
|

160 دیدن، ملاقات بادیگری، صحبت کردن ١٣٩٦/٠٦/٢٥
|