برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

منیره پورصالحی

من ارشد صنایع غذایی هستم و حدود دو ساله که کار ترجمه مقالات و کتاب در رشته های مختلف انجام میدم و از دیکشنری آبادیس خیلی کمک میگیرم در کل فوق العاده س

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 بازنگری ١٣٩٩/٠٣/١٤
|

2 the quality in a sound of being deep, full, and reverberating ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

3 (در روانشناسی) منزوی ١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

4 نوعی صمغ به نام صمغ خرنوب ١٣٩٩/٠٢/٢٥
|

5 فرآیند بچ یا غیرمداوم (در صنایع غذایی و شیمی) ١٣٩٩/٠٢/١٨
|

6 گردش
گشت و گذار
سفر تفریحی
تفریح
١٣٩٩/٠١/٢١
|

7 a piece of paper with an adhesive strip on one side, designed to be stuck prominently to an object or surface and easily removed when necessary. ١٣٩٩/٠١/٢١
|

8 تسلط ١٣٩٨/١١/٠١
|

9 پایه و اساس اعتقادی ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

10 را اندازی خودکار ١٣٩٨/١٠/٣٠
|

11 برشته کردن ١٣٩٨/١٠/٢٩
|

12 growing rapidly as a balloon ١٣٩٨/١٠/٢٨
|

13 (در زمین اسبدوانی و غیره) جایگاه سر پوشیده (که معمولا رستوران نیز مجاور آن قرار دارد) ١٣٩٨/١٠/٢٨
|

14 فسخ قرارداد ١٣٩٨/١٠/٢٥
|

15 اهرم
١٣٩٨/١٠/٠٦
|

16 گشتاور پیچشی ١٣٩٨/١٠/٠٣
|

17 نمونه سازی
١٣٩٨/٠٩/٢٩
|

18 چند جسمی.
(multibody dynamics در مکانیک به معنی دینامیک چند جسمی )
١٣٩٨/٠٩/٢٨
|

19 غوطه ور کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٦
|

20 سلول های کبدی ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

21 گرسنه نگهداشتن ، خوراک نخوردن ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

22 پیشمعده در دستگاه گوارش طیور . این عضو بین چینه دان و سنگدان واقع شده است ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

23 مرغهای تخمگذار ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

24 متابولیسمی،قابل سوخت و ساز ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

25 مرغ مادر ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

26 آبخوری ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

27 در پزشکی: گرد شدگی ، تبدیل به ذرات شدن ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

28 مه پاشی (در دامپزشکی) ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

29 مقابله کردن ١٣٩٨/٠٩/٠٥
|

30 public body نهاد عمومی ١٣٩٨/٠٨/٢٥
|

31 در دامپزشکی اشاره به مرغی که تخم میگذارد ١٣٩٨/٠٨/١٢
|

32 شبه نرماده ١٣٩٧/٠٣/٠٩
|

33 دل درد(عامیانه) ١٣٩٦/١١/٠٨
|

34 negatively ١٣٩٦/١٠/٢٤
|

35 رفتار خشونت آمیز ١٣٩٦/١٠/٢٢
|

36 دستگیر شد ١٣٩٦/١٠/١٩
|

37 آب مقطر ١٣٩٦/١٠/١٨
|

38 sounds ١٣٩٦/١٠/١٨
|

39 به مرور زمان ١٣٩٦/١٠/١٢
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 drinker
• I'm a tea drinker really - I don't like coffee.
• من یک چای خور واقعی هستم، قهوه دوست ندارم
١٣٩٨/١٠/٢٩
|