انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 386 100 1

خراسان

/xorAsAn/

مترادف خراسان: مشرق، خاور

معنی خراسان در لغت نامه دهخدا

خراسان. [ خ ُ ] (اِ) مشرق است که در مقابل مغرب باشد. (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرای ناصری ) (از آنندراج ) (مفاتیح ) :
از خراسان برد مه طاووس وش
سوی خاور میخرامد شاد و خوش.
رودکی.
مهر دیدم بامدادان چون شتافت
از خراسان سوی خاور می شتافت.
رودکی.
|| خورشید. (از شرفنامه ٔ منیری ) :
اگر بر جنابت نه جامی گرفت
خور آسان خراسان کجا می گرفت.

خراسان. [ خ ُ ] (اِخ ) در اساطیر قدیم ما نام شهرها را غالباً نام شخص سازنده ٔ آن می شمردند و مستوفی آرد: خراسان پسر عالم و عالم پسر سام است و عراق پسر خراسان می باشد. (از تاریخ گزیده چ لیدن ص 27).

خراسان. [ خ ُ ] (اِخ ) خراسان در زبان قدیم فارسی بمعنی خاور زمین است. این اسم در اوائل قرون وسطی بطور کلی بر تمام ایالات اسلامی که در سمت خاور کویر لوت تا کوههای هند واقع بودند، اطلاق می گردید و به این ترتیب تمام بلاد ماوراءالنهر را در شمال خاوری به استثنای سیستان و قهستان در جنوب شامل می شد. حدود خارجی خراسان در آسیای وسطی بیابان چین و پامیر و از سمت هند جبال هندوکش بود. ولی بعدها این حدود هم دقیقتر و هم کوچکتر گردید تا آنجا می توان گفت خراسان که یکی از ایالات ایران در قرون وسطی بود از سمت شمال خاوری از رود جیحون به آنطرف را شامل نمی شد ولی همچنان تمام ارتفاعات ماورای هرات را که اکنون قسم شمال باختری افغانستان است ، در برداشت. معالوصف بلادی که در منطقه ٔ علیای رود جیحون ، یعنی در ناحیه ٔ پامیرواقع بودند؛ در نزد اعراب قرون وسطی جزء خراسان ، یعنی داخل در حدود آن ایالت محسوب می شدند. ایالت خراسان در دوره ٔ اعراب ، یعنی در قرون وسطی به چهار قسمت (چهار ربع) تقسیم می گردید و هر ربعی بنام یکی از چهارشهر بزرگی که در زمانهای مختلف کرسی آن ربع یا کرسی تمام ایالت واقع گردیدند و عبارت بودند از: نیشابور، مرو، هرات و بلخ. پس از فتوحات اول اسلامی ، کرسی ایالت خراسان مرو و بلخ بود، ولی بعدها امرای سلسله ٔ طاهریان مرکز فرمانروایی خود را بناحیه ٔ باختر برده ؛ نیشابور را که شهر مهمی در غربی ترین قسمتهای چهارگانه بود، مرکز امارت خویش قرار دادند. (از سرزمینهای خلافت شرقی ترجمه ٔ فارسی ص 408، 409). آنچه در فوق گذشت وضع خراسان بگذشته بوده است و اما پس از جنگ هرات بسال 1249 هَ.ق. خراسان به دو قسمت تجزیه شد، قسمتی که در مغرب هریرود واقع بود؛ جزء ایران و قسمت دیگر به افغانستان ضمیمه گردید و یکی از چهار ایالت ایران نام گرفت و ایالت خراسان (یعنی خراسان واقع در غرب هریرود) بحدود زیر است : شمال : ماوراءالنهر و قسمتهایی که از آن جدا شده است ، مشرق : عراق عجم و استرآباد، طول آن از شمال بجنوب 800 و از مشرق بمغرب 480 کیلومتر و مساحت آن قریب 220000 کیلومتر میباشد (قدری بزرگتر از انگلستان ). زمین خراسان عموماً کوهستانی وارتفاع کوههای آن در شمال و مشرق بیشتر و امتداد آنها عموماً از شمال غربی بجنوب شرقی است و دره های پر آب و حاصلخیز بین این رشته ها قرار گرفت که در هر یک از آنها مراکز پرجمعیتی پی درپی دیده میشود و این مراکز سابقاً آبادتر و پرجمعیت تر بوده است و نیز کوههایی که در شمال واقع شده ، پوشیده از جنگل بوده و بقایای آن جنگلها هنوز دیده میشود. در مغرب خراسان ، کویر نمک و در جنوب کویر لوت واقع است. دره هایی که در این ایالت واقع شده از شمال بجنوب بدین قرارند: 1- دره ٔقوچان ، شیروان و بجنورد. 2- دره ٔ سبزوار، نیشابور ومشهد. 3- دره ٔ قاینات و بیرجند. رودهای مهمی مانند اترک و گرگان و کشف رود و رود ابریشم (قراسو) در آن جاری و قسمتی از آنها بمصرف زراعت می رسد. کرسی آن مشهد و شهرهای آن : سرخس ، دره گز، قوچان ، بجنورد، نیشابور، جوین ، سبزوار، اسفراین ، جام ، باخزر، خواف ، تربت حیدریه ، ترشیز، فردوس ، گلشن (طبس )، قاینات ، شاهرود، سمنان و دامغان است. (از جغرافیایی سیاسی کیهان ص 179، 210). صاحب حدود العالم آرد: خراسان ناحیت مشرق وی هندوستانست و جنوب وی بعضی از حدود خراسانست و بعضی بیابان کرکس کوه و مغرب وی نواحی گرگان است و حدود غور و شمال رود جیحون است و این ناحیتی است بزرگ با خواسته ٔ بسیار و نعمتی فراخ و نزدیک میانه ٔ آبادانی جهان است و اندر وی معدنهای زرست و سیم و گوهرهای کی از کوه خیزد و از این ناحیت اسب خیزد و مردمان جنگی ودر ترکستانست و از او جامه ٔ بسیار خیزد زر و سیم و پیروزه و داروها و این ناحیتی است با هوای درست و مردمان با ترکیب قوی و تن درست و پادشای خراسان اندر قدیم جدا بودی و پادشای ماوراءالنهر جدا و اکنون هر دویکی است و امیر خراسان ببخارا نشیند و از آل سامانست و از فرزندان بهرام چوبین و ایشان را «ملک مشرق » خوانند و اندر همه ٔ خراسان عمال او باشند و اندر حدهای خراسان پادشاهانند و ایشان را «ملوک اطراف » خوانند.(از حدود العالم چ دانشگاه ص 88 ، 89) :
خدایگان خراسان و آفتاب کمال
که وقف کرد بر او ذوالجلال عز و جلال.
عنصری.
از همه شاهان چنین لشکر که آورد و که برد
از عراق اندر خراسان وز خراسان در عراق.
منوچهری.
سلام کن ز من ای باد مر خراسان را.
ناصرخسرو.
خاک خراسان که بود جای ادب
معدن دیوان ناکس اکنون شد.
ناصرخسرو.
بنالم بتو ای علیم قدیر
ز اهل خراسان صغیر و کبیر.
ناصرخسرو.
قد ذکرنا فی کتاب فنون المعارف... ماذهبت الیه الفرس و البسط فی قسمة المعمور من الارض و نسمیهم مشارق الارض و ماقارب و ذلک من مملکتها خراسان و خر الشمس فاضافوا مواضع المطلع الیها. (التنبیه الاشراف مسعودی ).
رهروم مقصدامکان بخراسان یابم
تشنه ام مشرب احسان بخراسان یابم.
خاقانی.
چه سبب سوی خراسان شدنم نگذارند
عندلیبم بگلستان شدنم نگذارند.
خاقانی.
آن کعبه ٔ وفا که خراسانش نام بود
اکنون بپای پیل حوادث خراب شد.
خاقانی.
عاج هندوستان و تحفه های چین و پوستینهای خراسانی. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 53). || نام پرده ای بوده است از پرده های موسیقی :
آواز خوش از کام و دهان و لب شیرین
گر نغمه کند ور نکند دل بفریبد
در پرده ٔ عشاق و خراسان و حجازست
از حنجره ٔ مطرب مکروه نزیبد.
سعدی (گلستان ).

خراسان. [ خ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نجف آباد شهرستان بیجار. واقع در 12هزارگزی جنوب خاوری نجف آباد کنار راه مالرو نجف آباد به شیرکش. این ناحیه کوهستانی و سردسیر و دارای 95 تن سکنه ٔ کرد و فارسی زبانست. آب آن از چشمه و محصولاتش : غلات و لبنیات می باشد. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران می کنند و از صنایع دستی زنان قالیچه ، گلیم و جاجیم می بافند.راه آن مالروست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی خراسان به فارسی

خراسان
۱ - خراسان قدیم شامل تمام خراسان امروزی و ناحیه شرقی و شمالی آن تا ماورا ئالنهر بوده است. ۲ - خراسان امروزی (استان نهم )از شمال محدود است به شوروی از مشرق به افغانستان از جنوب به کرمان و سیتان از مغرب به اصفهان و گرگان . وسعت آن قریب ۳۲٠٠٠٠ کیلومتر مربع و جمعیت آن در حدود ۳۲۶۴۳۹۸ تن است . مرکز آن شهر مشهد است .شهر ستانهای آن عبارتند از :گناباد بیرجند کاشمر قوچان سبزوار تربت حیدریه نیشابور دره گز فردوس و بجنورد .خراسان و سیعترین استانهای ایران و شمال آن تمام کوهستانی و مرکب از سه رشته کوه است که یکرشته از بلخان و دو رشته دیگر آن از البرز منشعب شده است . بطور کلی از شمال بجنوب مندرجا زمین های کوهستانی و دره های عمیق به کوههای منفرد و دشتهای وسیع تبدیل گردیده در مغرب به کویر منتهی میشود . از قوت اقتصادی و درجه تجمع نباتات و حیوانات و درجه اجتماع و آبادی نیز از شمال بجنوب کاسته میشود و در حوالی کویر بصفر میرسید بطوری که از همه وسعت خراسان نصف آن قابل زرع و سکونت نیست . خراسان چون ناحیه پهناوری است قسمتهای شمال آن دارای آب و هوای سرد و جنوب آن دارای آب و هوای گرم است . رودهای مهم آن سمباراترک گرگان کشف رود و هریرود است . معادن آن :مس نقره آهن فیروز سرب نفت لعل پنبه نسوز و طلاست . صنایع و کارخانه های آن : کارگاههای صنعتی بطور تقریب در خراسان بشرح زیر است : ۹ کارخانه پنبه پاک کنی ۵ کارخانه حلاجی پشم ۹۱ کارخانه سماور سازی و ورشو سازی یک کارخانه سیمان ۶ کارخانه چرم سازی ۲۱ کارخانه تهیه آرد ۳ کارخانه قند سازی و یک نوشابه سازی الکلی وده نوشابه سازی غیر الکلی وتعدادزیادی کارگاههای چوب بری وغیره .تعداد کارخانه ها مرتبا در حال ازدیاد است . صنعت قالی بافی در خراسان یکی از صنایع دستی مهم صادراتی است و قالیهای خراسان در بازارهای دنیا معروفیت بسزا دارد .
۱ - مشرق مقابل بابل مغرب . ۲ - نغمه ایست از موسیقی قدیم .
دهی است از دهستان نجف آباد شهرستان بیجار واقع در ۱۲ هزار گزی جنوب خاوری نجف آباد کنار راه مالرو نجف آباد به شیرکش .
خراسان پشته
دهی است جزئ بلوک طارش دهستان اشکور پائین بخش رودسر شهرستان لاهیجان واقع در ۴۸ هزار گزی جنوب رودسر و ۵ هزار گزی شوک .
ام خراسان
لقب شهر مرو است
جاحظ خراسان
ابو زید احمد بن سهل بلخی
سلطان خراسان
لقب حضرت رضا امام هشتم علیه السلام است .
عمید خراسان
محمد ابن منصور وزیر طغرل بیک سلجوقی
دریای خراسان
دریای آبسکون . دریای خزر
شاه خراسان
لقبی است که شیعیان ایران امام هشتم ( ع ) را داده اند .
طریق خراسان
ولایتی معتبر است و شهرش قصبه یعقوبا و آن را دختری از تخم کسری قوبا نام ساخت و بیعت قوبا خواند به مرور زمان بعقو باشد بر کنار آب نهروان است و جویی از آن در میان شهر می گذرد و تمات دیها بر آن نهر زارعت می کنند .

معنی خراسان در فرهنگ معین

خراسان
(خُ) ۱ - مشرق . مق بابل ، مغرب . ۲ - نغمه ای است از موسیقی قدیم .

خراسان در دانشنامه اسلامی

خراسان
خراسان ناحیه ای در شرق ایران است و در باب صلات فقه از آن سخن گفته اند .
واژۀ خراسان در فارسی قدیم به معنای مشرق و خاور زمین به کار می رفت. این عنوان در اوائل قرون وسطی بر تمامی ایالات اسلامی، واقع در سمت خاور کویر لوت تا کوههای هند، اطلاق می شد و بدین ترتیب همه بلاد ماوراء النهر را در شمال شرقی- به استثنای سیستان و قُهَستان (ولایتی در جنوب خراسان، شامل قائن، گناباد، طبس و ترشیز) در جنوب- در برمی گرفت؛ لیکن در طول زمان قلمرو آن دستخوش تغییراتی شد.ایالت خراسان در دورۀ اعراب (سده های نخست قرون وسطی) به چهار بخش، نیشابور؛ مرو، هرات و بلخ تقسیم می شد.
کاربرد خراسان در فقه
عنوان یاد شده در باب صلات به کار رفته است.
استحباب تیاسر قبله برای اهل خراسان
برای اهالی خراسان همچون ساکنان عراق تیاسر در قبله مستحب است چنان که نشانه های ذکر شده برای تعیین قبله اهل خراسان همان نشانه های قبله اهل عراق است.
نشانه های تعیین قبله برای اهل خراسان
...
خراسان
از زمان ساسانیان به این طرف به نواحی شرقی ایران امروزی شامل بخش عمده از افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و بخشهایی از قرقیزستان امروزی نام کلی "خُراسان" اطلاق شده است. شواهد تاریخی بیانگر آن است که سرزمین خراسان در طول تاریخ، هیچ گاه دارای مرز ثابت جغرافیایی نبوده و تحت تاثیر عوامل مختلف، محدوده اش همواره کاهش یا گسترش یافته است.
لفظ خراسان در لغت به معنای مشرق، یعنی جای برآمدن آفتاب است. در لغت نامه دهخدا آمده است که کلمه «خراسان » واژه ای پهلوی است که در متون قدیمی به معنی مشرق (خاور) در مقابل مغرب (باختر) به کار رفته است و در منابع دیگر نیز خراسان در زبان قدیم فارسی به معنی خاور زمین مورد استفاده قرار گرفته است.
حافظ ابرو جغرافیدان مشهور، تعبیر دیگری به کار برده و خوراسان را «آفتاب مانند»؛ معنی نموده و نقل کرده است که: بعضی گفته اند خورآسان، یعنی به آسانی بخور. و بعضی نیز خراسان را سرزمین نورانی یا طالع نوشته اند و آن را کلمه ای مرکب از لفظ «خور» به معنی خورشید و «آسان » به معنی شرق دانسته اند.
در معنی واژه خراسان، فخرالدین اسعد گرگانی در مثنوی ویس و رامین خود چنین می نویسد:
به لفظ پهــلوی هرکــو شناسد خوراسان آن بود کز وی خور آید
خوراسان را بود معنی خور آیان کجا از وی خور آید سـوی ایران
از بررسی نظرات ارائه شده چنین استنباط می شود که صورت درست واژه «خراسان »، خورآسان بوده است که بر اثر تطور زمان و شاید از باب تطابق نگارش به خراسان تبدیل شده است.
خُراسان از زمان ساسانیان به این طرف نامی سنتی و کلی برای اشاره به نواحی شرقی ایران امروزی و شامل بخش عمده از افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و بخشهایی از قرقیزستان امروزی بوده است. شواهد تاریخی بیانگر آن است که سرزمین خراسان در طول تاریخ، هیچ گاه دارای مرز ثابت جغرافیایی نبوده و تحت تاثیر عوامل مختلف، محدوده اش همواره کاهش یا گسترش یافته است.
خراسان (ابهام زدایی)
خراسان می‏تواند به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد؛
خراسان بزرگ
خراسان در زمان ساسانیان و اوایل دوره اسلامی، اغلب به منطقه ای بسیار بزرگ اطلاق می شد که نه تنها استانهای فعلی خراسان در ایران، بلکه همه سرزمین های شرقی، از ری و کویر بزرگ تا افغانستان امروزی و حتی تا دره ایندوس علیا و سند یعنی پاکستان امروزی را نیز دربرمی گرفت. امروزه خراسان نام استانی در ایران است که از ۱۳۸۳ش به سه استان (خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی) تقسیم شده است.
خراسان بزرگ، ناحیه ای تاریخی منطبق بر قسمت هایی از مشرق ایران، افغانستان، پاکستان، ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان و قرقیزستان و نیز نام استانی در ایران است که از ۱۳۸۳ش به سه استان (خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی) تقسیم شده است.
در زمان ساسانیان و اوایل دوره اسلامی، خراسان اغلب به منطقه ای بسیار بزرگ اطلاق می شد که نه تنها استان های فعلی خراسان در ایران، بلکه همهٔ سرزمین های شرقی، از ری و کویر بزرگ تا افغانستان امروزی و حتی تا درهٔ ایندوس علیا و سند یعنی پاکستان امروزی را نیز دربرمی گرفت. در برخی دوره ها، علاوه بر این مناطق، ماوراءالنهر و خوارزم یعنی بخشی از جمهوری های ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان نیز جزو خراسان بودند.
خراسان دوره طاهریان
در زمان حکومت طاهریان استان خراسان مهمترین و وسیع ترین استان های ایران به شمار می رفت و شامل همه شمال شرقی ایران آن روز تا مرز چین بود.
حاکم نشین آن نخست شهر مرو بود و سپس نیشابور شد که تازیان به آن نسابور می گفتند. آن را به این نواحی تقسیم می کردند: بست، رخج یا رخد، کابل، زابلستان، طبس، قهستان (کوهستان یا کهستان)، هرات، طالقان، بادغیس، فرشنگ یا بوشنج و یا فوشنج و یا پوشنگ (زادگاه خاندان طاهری)، تخارستان یا طخارستان، طارقان، بلخ، خلم، مرو رود مرو الرود، چغانیان، واشگرد، بخارا، طوس، فاریاب، ابرشهر، سمرقند، چاچ یا شاش، فرغانه، اسروشنه یا سروشنه یا استروشنه، سغد، خجنده، خوارزم، اسبیجاب یا اسفیجاب، ترمذ، نسا، ابیورد، مرو، کش، نوشجان، بتم، اخرون، نسف یا نخشب.
مالیات خراسان در زمان طاهریان
جمع کل خراج خراسان؛ شامل همه نواحی که در فرمان عبدالله بن طاهر بود به ۴۴۸۴۶۰۰۰ درهم می رسید، و گذشته از آن ۱۳ اسب گرانبها و دو هزار گوسفند و دو هزار غلام غز از اسیران جنگی بود که بهای آنها در آن زمان ۶۰۰۰۰۰ درهم حساب می کردند، و ۱۱۸۷ توپ کرباس کندجی و ۱۳۰۰ ورق صفحه آهن که یک نمیه از هر کدام باشد.
عبدالله بن طاهر و جمع آوری مالیات
بذل توجه طاهریان به مساله خراج باعث شده بود تا عبدالله نیز از نظر شعرا در مورد مالیات و خراج، شخصی عالم و بصیر معرفی شود. کمک طاهریان مخصوصا عبدالله به مردم سیستان در وقت قحطی و تنگدستی و همچنین توجه او به رونق کشاورزی و مدارای با بزرگان، سیاست مطلوبی را برای دریافت خراج می طلبید. به همین دلیل گزارش منابع پیرامون مقدار خراج شهرهای مختلف خراسان در زمان عبدالله بن طاهر با توجه به خشنودی از سیرت نیکو و عدل و داد وی، نشانه رضایت آنان از میزان خراج است.علی ابی العباس عبدالله بن طاهر برای دو سال (دویست و یازده) و (دویست و دوازده) مامور جمع آوری خراج خراسان و دیگر نواحی و مناطق مربوطه گشت: ری ده میلیون درهم، قومس دو میلیون و صد و هفتاد و شش هزار درهم، جرجان (گرگان) با شهرهای آباد و دهستانها و آبخورهائی که داراست، ده میلیون و صد و هفتاد و شش هزار و هشتصد درهم، کرمان پنج میلیون درهم و وسعت منطقه کرمان صد و هشتاد فرسخ در صد و هفتاد فرسخ است و برای کسراها (ساسانیان) شصت میلیون درهم خراج می دادند، خراج سجستان پس از کسر خراج دهکده های مورق و رخج و سرزمین داور و زابلستان که از مرزهای طخارستان به شمار می آید و نهصد و هفتاد و شش هزار درهم است، شش میلیون و هفتصد و هفتاد و سه هزار درهم باشد، طبسین صد و سیزده هزار و هشتصد و هشتاد درهم و اضافه بر آن از طبسین پانزده هزار و سیصد و هفتاد درهم از برداشت دوم محصول به دست می آید، قهستان هفتصد و هشتاد و هفت هزار و هشتصد و هشتاد درهم و از برداشت دوم محصول نیز صد و بیست و یک هزار و هشتصد و هفتاد و نه درهم و از غلات کمکی دو هزار و ششصد درهم، نیشابور چهار میلیون و صد و هشت هزار و نهصد درهم و از برداشت دوم محصول هفتصد و پنجاه و هشت هزار و هفتصد و بیست و چهار درهم و همچنین از غلات کمکی هشت هزار درهم، طوس هفتصد و چهل هزار و هشتصد و شصت درهم که صد و سی و نه هزار و بیست درهم از برداشت دوم محصول و هفت هزار و هفتصد درهم از غلات کمکی است، نسا هشتصد و نود و سه هزار و چهار صد درهم که صد و شصت هزار و سیصد و سی و یک و یک سوم و یک پنجم درهم آن از برداشت دوم محصول است. ابیورد هفتصد هزار درهم که سیصد و هفده هزار و هفتصد و چهار درهم آن از برداشت دوم محصول است، سرخس سیصد و هفت هزار و چهارصد و چهل درهم که دویست و نه هزار و ششصد درهم آن از برداشت محصول است، مروشاهجان یک میلیون و صد و چهل و هفت هزار درهم که شصت و هفت هزار و چهل و چهار و یک سوم درهم آن از برداشت دوم محصول است، دوانیق که از جنگل و بیشه زارهای آن چهل و هشت هزار و ششصد و شصت و نه و ثلث و یک پنجم درهم حاصل می شود، مرورود چهارصد و بیست هزار درهم که سیصد و هفده هزار و دویست و بیست و پنج و نیم درهم آن از برداشت دوم محصول است، بادغیس چهار صد و چهل هزار درهم که شصت هزار درهم آن از برداشت دوم محصول است، هرات و اسفزار و اسفیدنج یک میلیون و صد و پنجاه و نه هزار درهم که چهل و پنج هزار و چهار صد و پنجاه و چهار درهم آن از برداشت دوم محصول است، پوشنگ پانصد و پنجاه و نه هزار و سیصد و پنجاه درهم که هشتاد و نه هزار و صد و پنجاه و چهار درهم آن از غلات کمکی است.طالقان بیست و یک هزار و چهار صد درهم، گرجستان صد هزار درهم و از گوسفندان دو هزار گوسفند، کور طخارستان زم صد و شش هزار درهم، فاریاب پنجاه و پنج هزار درهم و جوزجان صد و پنجاه و چهار هزار درهم است.خطلان، بلخ و سعدخره و کوهستان هایش صد و نود و سه هزار و سیصد درهم، خلم دوازده هزار و سیصد درهم، قبروغش چهار هزار درهم، ترمذ دو هزار درهم، روب و سمنگان دوازده هزار درهم، ششصد درهم، ریوشاران ده هزار درهم، بامیان پنج هزار درهم، برمخان و جومرین و بنجار دویست و شش هزار و پانصد درهم و ترمذ چهل و هفت هزار و صد درهم است. بینقان سه هزار و پانصد درهم، کران چهار هزار درهم، شقنان چهل هزار درهم، وخّان بیست هزار درهم، مندجان دو هزار درهم، اخرون سی و دو هزار درهم، کست ده هزار درهم، نهام بیست هزار درهم، چغانیان چهل و هشت هزار و پانصد درهم، باسارا هفت هزار و سیصد درهم، واشجرد هزار درهم، عندمین و زمثان دوازده هزار درهم و سیزده راس چهارپا، کابل دو میلیون و پانصد درهم و از اسرای غز هزار تن که ارزش آنان ششصد هزار درهم است.
کابل و حومه
...
خراسان و سیستان (کتاب)
«خراسان و سیستان»، کتابی است به زبان فارسی که از اصل انگلیسی آن برگردان شده و به موضوع سفرنامه کلنل ییت به ایران و افغانستان می پردازد.
کتاب؛ مشتمل بر مقدمه ای به قلم مترجم، مقدمه مولف و بیست و پنج بخش می باشد.
گزارش محتوا
نویسنده کتاب سفر خود را که جنبه سیاسی داشته، هنگامی به نگارش درآورده که ماموریت داشته، مرزهای بین افغانستان و روسیه را تعیین نماید و چون شناخت مرزهای ایران و آشنایی با آن مراکز برای دولت انگلیس امری حیاتی بوده است، نویسنده به سمت کنسول بریتانیا در مشهد منصوب گردیده است. وی سرتاسر مرزهای ایران و روسیه را پیموده، به داخل ایران سفر می کند و به عنوان اولین سیاح با تراکمه داخل مرز ایران آشنایی پیدا می کند. قبایل مختلف ترکمن، گوکلان، یموت و... را به خوبی معرفی می کند. از طریق خراسان به سیستان سفر می کند. مرز افغانستان با سیستان را مورد مطالعه قرار داده و تمام مسیری را که پیموده، توصیف می کند.
← بخشهای کتاب
کتاب؛ مشتمل بر پاورقی هایی به قلم مترجمان، آقایان قدرت الله روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری و فهرست نام جای ها، ایلات و طوایف و قبایل و سلسله ها، نام های اشخاص و نیز تصاویری از برخی شخصیت ها و اماکنی که در کتاب از آنها نام برده شده می باشد.
منبع
...
خراسان و سیستان سفرنامه کلنل ییت به ایران و افغانستان
«خراسان و سیستان»، کتابی است به زبان فارسی که از اصل انگلیسی آن برگردان شده و به موضوع سفرنامه کلنل ییت به ایران و افغانستان می پردازد.
کتاب؛ مشتمل بر مقدمه ای به قلم مترجم، مقدمه مولف و بیست و پنج بخش می باشد.
نویسنده کتاب سفر خود را که جنبه سیاسی داشته، هنگامی به نگارش درآورده که ماموریت داشته، مرزهای بین افغانستان و روسیه را تعیین نماید و چون شناخت مرزهای ایران و آشنایی با آن مراکز برای دولت انگلیس امری حیاتی بوده است، نویسنده به سمت کنسول بریتانیا در مشهد منصوب گردیده است. وی سرتاسر مرزهای ایران و روسیه را پیموده، به داخل ایران سفر می کند و به عنوان اولین سیّاح با تراکمه داخل مرز ایران آشنایی پیدا می کند. قبایل مختلف ترکمن، گوکلان، یموت و...را به خوبی معرفی می کند. از طریق خراسان به سیستان سفر می کند. مرز افغانستان با سیستان را مورد مطالعه قرار داده و تمام مسیری را که پیموده، توصیف می کند.
مطالب کتاب را می توان به سه بخش تقسیم کرد:
بخش اول، موضوع سیاسی کتاب است که مولف سرتاسر مرزهای شمالی خراسان و شرق ایران با روسیه را پیموده است تا آگاهی کامل از حمله احتمالی روس ها به ایران و افغانستان داشته باشد. به علاوه سپاه ایران را مورد ارزیابی دقیق قرار داده است. با کلیه حکّام شهرستان های خراسان آشنایی کامل پیدا کرده و قدرت نظامی طوایف ایران را به خوبی سنجیده است. بحث سیاسی جالبی راجع به افغانستان دارد که بسیار ارزشمند است و در بخش آخر کتاب آمده است. با مطالعه این بخش می توان به نیّات دو ابر قدرت در آن زمان در مورد تصرف افغانستان پی برد.
آل خراسان
آل خِرسان، خاندانی از عالمان و ادیبان شیعی نجف است.
نسب این خاندان از طریق محمد عابد به فرزند امام موسی کاظم (علیه السلام) می رسد. این خاندان علاوه بر شهرت در علم و ادب، عهده دار نظارت بر حرم مطهر امام علی (علیه السلام) و اداره امور زائران در نجف اشرف بوده اند.
سکونت
خاندان خرسان در آغاز ساکن شهر حلّه بودند، سپس برخی از آنان به کربلا مهاجرت کردند تا این که سیدابوالحسن معصوم در قرن ششم در نجف اشرف اقامت گزید، ازاین رو در قرن پنجم، ششم و اوایل قرن هفتم این خاندان به آل معصوم مشهور بودند، اما شهرت این خاندان به اخرس، از زمان ابوالفتح بن ابی محمد بن ابراهیم بن ابی فتیان غنائم بن عبداللّه بن حسن برکة است که به اخرس شهرت داشته و به فرزندان او بنواخرس گفته شده است.
مشهورترین افراد این خاندان
برخی از مشهورترین افراد این خاندان عبارت اند از:
← جد اعلای آل خرسان
...
امامزاده شاه خراسان
امامزاده بهاالدین معروف به شاه خراسان در 75 کیلومتری جنوب غربی شهر اصفهان و در فاصله 25 کیلومتری زرین شهر مرکز شهرستان لنجان واقع شده است . طبق مدارک و اقوال بزرگان نسب این بزرگوار به امام موسی بن جعفر(ع) می رسد
این امامزاده عظیم الشان در محوطه ای با وسعت 11 هکتار از موقعیت مکانی و آب وهوائی ممتازی برخوردار است .
قرار گرفتن این بارگاه بین دواستان چهارمحال و بختیاری و همچنین واقع شدن آن در جاده اصفهان خوزستان و آب وهوای کوهستانی و معتدل منطقه شرایط ویژه گردشگری و تفریحی را برای این امامزاده بوجود آورده است ..
موقعیت مناسب مکانی امامزاده موجب جلب سالانه حدود 150000 نفر زائر از اقصی نقاط منطقه شده است . این مکان مقدس دارای طرح جامع بوده که 40 درصد طرح در قالب زائر سرا- محوطه ورزشی- خوابگاه صحرائی-تازارچه- رستوران- پمپ بنزین- درمانگاه-سینمای روباز- فضای سبز و... اجرا شده است. از جاذبه های طبیعی این مکان با عظمت می توان به جاری بودن آب چشمه در طول سال در محوطه امامزاده و کوهستانی بودن منطقه اشاره نمود.
بنی خراسان
خراسانیان (بنی خراسان)، از خاندانهای حکومت گر در شهر تونسبودند
در سده های پنجم و ششم هجری. خراسانیان یا بنی خراسان از آشفتگی و هرج ومرج ناشی از یورش اعراب بنی هلال به افریقیه استفاده کردند و در سالهای ۴۵۲ تا ۵۲۲ و ۵۴۳ تا ۵۵۴ در شهر تونس قدرت را به دست گرفتند.گفته شده است که خراسانیان از مردم تونس بودند، ولی به احتمال قوی تر، آنان از قبایل صَنْهَاجه محسوب می شدند. در برخی منابع نیز بر ایرانی تبار بودن آن ها تأکید شده است.
فرمانروایان این خاندان
فرمانروایان این خاندان عبارت بودند از :
← عبدالحق بن عبدالعزیز
خراسانیان در دوره خود اقدامات فرهنگی و عمرانی چندی انجام دادند. احمدبن عبدالعزیز برای فرونشاندن شورش اعراب با آن ها معاهداتی بست و اعراب نیز متعهد شدند که آذوقه شهر را تأمین و از مسافران حمایت کنند. او برای مستحکم کردن شهر تونس برج و باروهایی بنا کرد و قصری در تونس ساخت که به قصر بنی خراسان معروف شد. مسجدجامع القصر نیز از بناهای این دوره است. احمدبن عبدالعزیز به علما و ادبا توجه داشت و آن ها را در اطراف خود جمع می کرد، از جمله ابن حمدیس، شاعر معروف این دوره، که احمدبن عبدالعزیز را در قصیده مفصّلی ستوده است (ص ۱۴۲ـ۱۴۴؛. خراسانیان همچنین توجه خاصی به بازارها و مسافرخانه ها داشتند که به رونق تجارت در افریقیه انجامید. در صنایع تونس و مناسبات آن با دیگر کشورها نیز پیشرفتهایی حاصل شد که نامه عبداللّه بن عبدالعزیز به اسقف اعظم پیزا در ۵۵۲/ ۱۱۵۷، برای تقویت مناسبات تجاری میان دو طرف، شاهدی بر این مدعاست (Banu) Khurasan").خراسانیان با برقراری امنیت در منطقه و ایجاد مناسبات خوب با صقلیه (سیسیل)، شهرهای تونس را برای رفت وآمد تجار ایتالیایی باز کردند تا با آسودگی به بندرهای تونس بروند. همچنین اصلاحاتی برای تسهیل تجارت خارجی به وجود آوردند، به این ترتیب که عُشر برخی از صادرات را بر بازرگانان خارجی بخشیدند یا کاهش دادند. در دوران خراسانیان در تونس، تا قرن هفتم و قبل از تحت الحمایه شدن تونس، در مدارس زیتونه وصادقیه زبان فارسی تدریس می شد. خراسانیان به تجدید بنای جامع زیتونه نیز توجه داشتند و توسعه آن جا را مایه افتخار مرکز حکومت خود می دانستند. به این منظور، بر تعداد دروازه های آن افزودند. بر لوحهای نصب شده بر این دروازه ها نام مؤسسان آن ها از بنی خراسان ذکر شده است. مسجد المهراس نزدیک باب البحر (که براساس کتیبه موجود در آن، به دستور سلطان المنصور باللّه أبی محمد عبدالعزیز و برادرش، أبی طاهر اسماعیل بن خراسان، در جمادی الآخره ۴۸۶ ساخته شده است) و قُبّة سیدی بوخریصان/ بوخریسان، نزدیک جامع القصر، از دیگر بناهای دوران حکومت خراسانیان است. منابع :(۱) ابن ابی دینار، المؤنس فی اخبار افریقیة و تونس.(۲) ابن اثیر، الکامل.(۳) ابن حمدیس، دیوان.(۴) ابن خلدون، تاریخ.(۵) ابن عذاری، البیان المُغرِب فی اخبار الاندلس و المَغرِب.(۶) احمدبن عامر، تونس عبرالتاریخ: منذ اقدم العصور الی اعلان الجمهوریة.(۷) هادی روژه ادریس، الدولة الصنهاجیة.(۸) بن خوجه (محمد)، تاریخ معالم التوحید فی القدیم و فی الجدید.(۹) عبداللّه بن محمد تجانی، رحلة التجانی.(۱۰) علی شابی، العلاقات الثقافیة بین تونس و ایران.(۱۱) احمد طویلی، تاریخ مدینة تونس.(۱۲) عزالدین عمر موسی، النشاط الاقتصادی فی المغرب الاسلامی خلال القرن السادس الهجری.(۱۳) عثمان کعاک، روابط ایران و تونس در گذر زمان.(۱۴) احمدبن عبدالوهاب نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، قاهره.(۱۵) EI۲, sv " (Banu) Khurasan" (by HR Idris).
حوزه علمیه خراسان
حوزه علمیه خراسان یا حوزه علمیه مشهد، مجموعۀ دست اندرکاران، مدارس دینی و مراجع مذهبی در خراسان ایران که آموزش، تربیت و پرورش طلاب علوم دینی شیعه و برخی وظایف مذهبی دیگر را بر عهده دارند.
براساس برخی منابع، فعالیت های علمی در حرم امام رضا(ع) در قرن های پیش از دوره صفویه نیز رواج داشته است و برخی عالمان بزرگ مثل ابن بابویه، شیخ طوسی، ابوعلی فضل بن حسن طَبْرِسی، ابوالبرکات محمدبن اسماعیل مشهدی، ابن ابی جمهور و خواجه نصیرالدین طوسی در این شهر سکونت داشته و محافل علمی تشکیل داده بودند. در دوران صفویه مهاجرت علمایی از جبل عامل به خراسان و شهر مشهد مثل؛ حسین بن عبدالصمد حارثی، پدر شیخ بهائی، شیخ حر عاملی و شیخ لطف الله میسی و توجه دولت صفوی به مسئله تعلیم، تعلم و تبلیغات دینی و ساخت مدارس دینی در خراسان باعث توسعه و تقویت محافل علمی شد و حوزه علمیه مشهد به حوزه علمی پرمایه و نیرومندی تبدیل شد.
در دوران قاجار نیز به توسعه و تقویت حوزه علمیه مشهد رسیدگی می شد. حوزه علمیه مشهد پس از انقلاب مشروطه که واقعه گوهرشاد رخ داد، و خاصه پس از مهاجرت دو روحانی دانشمند به مشهد، آقازاده خراسانی، فرزند آخوند خراسانی، و حاج آقا حسین قمی (متوفی ۱۳۲۶ش) که هر دو درس خوانده نجف بودند، و نیز شیخ مرتضی آشتیانی، به ویژه از حیث دروس خارج فقه و اصول بیش از پیش رونق گرفت.
زبان های رایج خراسان
زبانهای عربی، ترکی و لری در خراسان، رایج است.
درباره تاریخ حضور اقوام ترک در خراسان اقوال مختلفی وجود دارد. ایوانوف ترکهای خراسان را بازمانده مهاجمان ترکی دانسته که در قرن سوم از ترکستان به خراسان حمله کردند. فرای و صاییلی تاریخ حضور ترکان در خراسان و ماوراءالنهر را به قبل از ورود اسلام به ایران نسبت داده اند. در منابع جغرافیایی قرون اولیه هجری نیز درباره حضور ترکان خلج در مناطقی از خراسان بزرگ مطالبی آمده است. به نظر یوهانسون، مت اعظم ترکهای ایران از اخلاف سلجوقیان اند. سلجوقیان از قبایل غز بودند و ترکهای خراسان در اصل بازمانده دسته ای از این ترکان غز محسوب می شوند.شمار ترک زبانان خراسان از قرن چهارم تا ششم افزایش درخور توجهی یافت.
← گویشهای ترکی خراسان
← نخستین کردهای خراسان
...
موقعبت جغرافیایی خراسان
لفظ خراسان در لغت به معنای مشرق، یعنی جای برآمدن آفتاب است. و در این مقاله به بررسی موقعیت جغرافیایی خراسان بحث می شود.
در لغت نامه دهخدا آمده است که کلمه «خراسان» واژه ای پهلوی است که در متون قدیمی به معنی مشرق (خاور) در مقابل مغرب (باختر) به کار رفته است و در منابع دیگر نیز خراسان در زبان قدیم فارسی به معنی خاور زمین مورد استفاده قرار گرفته است.حافظ ابرو جغرافیدان مشهور، تعبیر دیگری به کار برده و خوراسان را «آفتاب مانند»؛ معنی نموده و نقل کرده است که: بعضی گفته اند خورآسان، یعنی به آسانی بخور. و بعضی نیز خراسان را سرزمین نورانی یا طالع نوشته اند و آن را کلمه ای مرکب از لفظ «خور» به معنی خورشید و «آسان» به معنی شرق دانسته اند.در معنی واژه خراسان، فخرالدین اسعد گرگانی در مثنوی ویس و رامین خود چنین می نویسد:به لفظ پهــلوی هرکــو شناسد خوراسان آن بود کز وی خور آیدخوراسان را بود معنی خور آیان کجا از وی خور آید سـوی ایران از بررسی نظرات ارائه شده چنین استنباط می شود که صورت درست واژه «خراسان»، خورآسان بوده است که بر اثر تطور زمان و شاید از باب تطابق نگارش به خراسان تبدیل شده است.
خراسان عهد باستان
مون گیت معتقد است که خراسان، همان کشور پارت است که پس از پیروزی اردشیر بابکان بر پادشاه اشکانی نام خراسان جانشین پارت گردید. در کتیبه بیستون، نام خراسان پرثو آمده و این کشور را یونانیان پارثیا می گفته اند. مرحوم بهار در کتاب سبک شناسی می نویسد: پرثوه، نام قبیله بزرگی یا سرزمین بزرگی است که مسکن قبیله پرثوه بوده است و آن سرزمین خراسان امروزی است که از مشرق به صحرای اتک (دشت خاوران قدیم) و از شمال، به خوارزم و گرگان و از مغرب یه قومس (دامغان کنونی) و از نیمروز به سند و زابل می پیوسته و مردم آن سرزمین، از ایرانیانی بوده اند که بعد از مرگ اسکندر، یونانیان را از ایران رانده دولتی بزرگ و پهناور تشکیل دادند و ما آن را اشکانیان گوئیم، و کلمه پهلو و پهلوان که به معنای شجاع است، از این قوم دلیر، که غالب داستان های افسانه قدیم شاهنامه ظاهرا از کارنامه های ایشان باشد، باقی مانده است.
← مرکز خراسان باستان
خراسان در ادوار مختلف تاریخ، همواره به عنوان یکی از بزرگترین حوزه های تمدن ایران زمین شناخته می شده است، این امر به گونه ای بوده است که یکی از محققان ارمنی قرن پنجم میلادی خراسان را دارای بیست و شش استان معرفی نموده است. خراسان از زمان ساسانیان به این طرف نامی سنتی و کلی برای اشاره به نواحی شرقی ایران امروزی و شامل بخش عمده از افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان و بخشهایی از قرقیزستان امروزی بوده است. شواهد تاریخی بیانگر آن است که سرزمین خراسان در طول تاریخ، هیچ گاه دارای مرز ثابت جغرافیایی نبوده و تحت تاثیر عوامل مختلف، محدوده اش همواره کاهش یا گسترش یافته است.به طور سنتی سرزمین های شرق کویر نمک را خراسان خوانده اند، لیکن حدود شرقی آن در طول تاریخ دستخوش تغییر بوده است. معمولا گفته می شود که خراسان از شرق به ترکستان و هندوستان محدود بوده است. خراسان را از شمال محدود به ماوراءالنهر می دانند، لیکن گاه ماوراءالنهر هم بخشی از خراسان به حساب آمده است. خراسان در زمان ساسانیان یکی از چهار ناحیه اصلی کشور بود و یک مرزبان داشت.هرتسفلد وسعت سرزمین خراسان و حدود آن در دوران ساسانیان را به این شرح معلوم کرده است: دروازه های کاسپین نزدیک ری، کوه های البرز، گوشه جنوبی بحر خزر، دره اترک، خطی مطابق راه آهن ماوراء خزر تا لطف آباد، خطی که از صحرای نجند و مرو گذشته و در زیر کرکی به جیحون می رسد. این خط سرحدی از قله های سلسله جبال حصار گذشته به پامیر می رسیده و از آن جا به سمت جنوب مایل گشته و به امتداد قطعه ای از جیحون که بدخشان را در میان می گرفته، سیر کرده به قله هندوکش می رسیده است. از آن نقطه خط سرحدی به سمت مغرب برگشته و در امتداد سلسله هندوکش و ملحقات آن به جنوب هرات رسیده و در ناحیه جنوب، ترشیز و خواف و قهستان را قطع کرده، باز به دروازه های کاسپین می پیوسته است. در کتاب های دایره المعارف اسلامی و همچنین مصاحب در دیل کلمه (خراسان) چنین آمده است: خراسان در عهد ساسانی جزیی از ایرن شهر به شمار می رفته که تحت فرمان اسپهبدی ملقب به "پادوسپان" و چهار مرزبان اداره می شده است. مرزبانان مزبور هر یک در بخشی از خراسان بوده است، فرمانروائی داشته اند به این شرح: ۱- مرو شاهجان ۲- بلخ و طخارستان ۳- هرات و بوشنج و بادغیس و سجستان (سیستان) ۴- ماوراء النهر.
اهمیت سرزمین خراسان
...
نهضت سربداران خراسان
«نهضت سربداران خراسان» ترجمه کریم کشاورز از یکی از آثار خاورشناس روسی «ای. پ. پطروشفسکی» که در سال 1341ش به فارسی ترجمه شده است. به گفته مترجم این کتاب نخستین اثر مرتب و مستقلی است که درباره خروج سربداران خراسان منتشر شده و بدین سبب به ترجمه آن اقدام شده است .
رساله «مجمل فصیحی درباره سربداران» به انتهای کتاب ضمیمه شده است. این اثر نوشته فصیح احمد بن جلال الدین محمد خوافی (847-777ق) با تصحیح و حواشی محمود فرخ (1339ق) است.
کتاب با مقدمه ای از مترجم آغاز شده است. متن اثر با چند عنوان مقدماتی به بررسی وضع ایران در دوران انقراض هلاکوئیان، ویژگی های کلی نهضت های قرن چهاردهم میلادی و معتقدات این نهضت ها پرداخته است. سپس به صورت خاص به نهضت سربداران پرداخته و منابع و مآخذ تاریخ نهضت سربداران، زمینه های این نهضت و ویژگی های کلی آن و در پایان از انقراض این نهضت و انعکاس آن در مازندران و گیلان و کرمان سخن گفته است.
مترجم در مقدمه اش بر کتاب درباره دلیل و اهمیت ترجمه این اثر می نویسد: «شایسته توجه است که پیروزی شاهزاده دیمتری دانسکوی در جنگ کولیکوف بر ضد مامای خان مغول- که آغاز رهایی روسیه از چنگ مغولان بود- در سپتامبر سال 1380م وقوع یافت و حال آنکه سربداران خراسان 37 سال پیش از آن تاریخ در 16 ذیقعده سال 754ق (13 دسامبر سال 1353م) به سلطه مغولان هلاکوئی در ایران پایان بخشیدند. درباره این خروج تاریخ مستقلی در زبان فارسی وجود ندارد. آقای ای. پ پطروشفسکی که یکی از ایرانشناسان به نام کشور همسایه ما- اتحاد شوروی- می باشد رساله ای در این موضوع گردآورده اند» .
نویسنده در اولین عنوان کتاب در مورد وضع ایران در دوران انقراض دولت هلاکوئیان سخن می گوید و اشاره می کند که بین سال های 1330 و 1380م (731- 782ق) در تاریخ ایران بر اثر افزایش فشار بزرگان چادرنشین مغول و ترک و تشدید بهره کشی امیران و ملوک الطوایف از روستاییان، آتش جنگ های داخلی شعله ور شد. پس از مرگ ایلخان ابوسعید جنگهای داخلی و مبارزه ملوک الطوایف به خاطر کسب قدرت درگرفت و در این گیرودار روستاییان و شهریان از غارت و چپاول و تجاوز لشکریان و برخی از امیران فئودال سخت زیان دیدند. جنگ و ستیز از سال 1330 (731ق) تا سال 1350 (751ق) میلادی بلاقطع در سرزمین ایران و کشورهای هم مرز آن درگیر بود و این خود روزگار مردم را بدتر کرد ولی موعد ورود ایشان را بعرصه مبارزه پیش انداخت .
واژه شناسی خراسان
زبانها و گویشهای خراسان. خراسان قدیم به مراتب گسترده تر از خراسان کنونی، شامل سه استان خراسان جنوبی و رضوی و شمالی، بوده است . اقوام متعددی از دیرباز در این سرزمین ساکن بوده و به زبانها و گویشهای گوناگونی سخن می گفته اند، مانند فارسها، عربها، ترکها، کردها، بلوچها، تاتها و حتی گروههای کوچک تری نظیر یهودیان ، کولیها و بربرها .
سرزمین خراسان قدمتی بسیار دارد. در کتیبه باستانی بیستون ، نام قدیم آن پَرثَوه (parava) ذکر شده است. پرثوه مسکن قبیله ای از نژاد سکاها بود که سالها پس از مرگ اسکندر یونانیان را از ایران بیرون رانده و سلسله قدرتمند اشکانیان (حک: ح ۲۵۰ـ ح۲۸۰ق م) را تشکیل داده اند. زبان این قوم پهلوی نام داشت. واژه «پهلوی» در واقع همان صورت تحول یافته پرثوه است که طبق قوانین تحولات آوایی با تبدیل /r/ به /hl/ و حذف مصوت پایانی این واژه به صورت /pahlav/ درآمده و با افزودن پسوندِ نسبت به صورت /pahlavi/ به کار رفته است.
گونه های فارسی پهلوی
نام پهلوی بعدها برای دو زبان به کار گرفته شد: پهلوی شمالی و شمال شرقی که خاص مردم آذربایجان و خراسان کنونی بوده و آن را پهلوی اشکانی یا پارتی نامیده اند و پهلوی جنوبی و جنوب غربی که با پهلوی اشکانی به لحاظ گویش و خط تفاوت داشته است و به پهلوی ساسانی شهرت دارد . به اعتقاد اورانسکی زبان پارتی شامل تعداد کثیری از لهجه های ایرانی میانه است که در سرزمین خراسان و بخش جنوب غربی آسیای مرکزی و شمال و شمال غربی ایران متداول بوده است. او در خصوص اهمیت و نقش زبان پارتی در خراسان به این مطلب اشاره کرده است که مانی هنگام فرستادن مبلّغ خود به خراسان وی را اکیدآ به یادگیری زبان و خط پارتی سفارش کرده بود. پس از انقراض سلسله اشکانیان، ساسانیان (حک: ۲۲۶ـ۶۵۲میلادی) روی کار آمدند. در آغاز دوره ساسانیان هنوز زبان پارتی از رسمیت نیفتاده بود و کتیبه ها و فرمانهای شاهان نخستین ساسانی علاوه بر زبان فارسی میانه (پهلوی ساسانی) به این زبان نیز نوشته می شد. این دو زبان قرابت خاصی با هم داشتند.
فارسی میانه
...

خراسان در دانشنامه ویکی پدیا

خراسان
خُراسان بخشی از ایران بزرگ و از دوران ساسانیان نامی سنتی و کلی برای اشاره به نواحی شرقی ایران است و نام آن از دوران ساسانیان در ایران مرسوم شد. پیش از این، در زمان هخامنشیان و اشکانیان، این ایالت، پارساوا (پارتاوا، پهلَو، Parthava، یا پرثو) نام داشت. ساسانیان قلمرو خود را به چهار بخش تقسیم کرده بودند که یکی از آن بخش ها خراسان به معنای «سرزمین خورشید» بود. قلمرو تاریخی خراسان شامل استان خراسان در ایران کنونی و بخش های عمده ای از افغانستان و ترکمنستان امروزی بوده است. در مفهوم گسترده تر ازبکستان و تاجیکستان و بخش هایی از قرقیزستان و قزاقستان را هم می توان در قلمرو خراسان بزرگ تاریخی به حساب آورد. برخی نویسندگان همچون علی شریعتی خراسان بزرگ را مهد سیاسی ایران و برخی دیگر آن را حتی سرزمین مادری زبان و فرهنگ فارسی دانسته اند.
ربع ابرشهر با مرکزیت شهر نیشاپور
خراسان سرزمینی است که از غرب از دامغان و سبزوار آغاز می شود، و در شرق تا بلخ و رود جیحون کشیده شده است. از جنوب، تا شمال سیستان و غزنی و از شمال، به بخارا می رسد.
ربع مرو
خراسان بزرگ شامل چهار بخش بوده است و هر بخش به نام فرمانروای آنجا مشهور بوده است. هر کدام از این چهار بخش را یک رب یا ربع می نامیده اند و دربردارنده رب های زیر بوده است:
ربع هرات (دربرگیرندهٔ بادغیس و غور)، بلخ (بشمول شبرغان، جوزجان و اندخوی و فاریاب و و بامیان). مرکز فرماندهی نواحی متذکره نیشابور و زمانی هم بلخ بود.
ربع بلخ که شامل کهندژ (قندوز)، سمنگان، بغلان (بغولانگو)، تخارستان و بدخشان می شده است.
خراسان (ابهام زدایی)
خراسان تاریخی
استان خراسان
استان خراسان رضوی
استان خراسان شمالی
استان خراسان جنوبی
خراسان (روزنامه)
خراسان (بیجار)
خراسان (بیجار)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.
خراسان (روزنامه)
مختصات: ۳۶°۱۸′۵۶″ شمالی ۵۹°۳۴′۳۱″ شرقی / ۳۶.۳۱۵۴۵۱° شمالی ۵۹.۵۷۵۲۶۱° شرقی / 36.315451; 59.575261
روزنامهٔ خراسان (بنیان گذاری در: ۱۹۴۹م/ ۱۳۲۷ش) روزنامه ای فارسی زبان، محلّی گرا و چندگانه است. دو دفتر مرکزی در مشهد و تهران دارد. پوشش خبری آن، گسترهٔ کشور است و رویکردی ویژه به شرق (استان های خراسان، سیستان و بلوچستان) دارد. در رتبه بندی روزنامه های ایران بر پایخ عملکردشان در بازهٔ نیمه دوم ۱۳۹۴ توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ خراسان با ۸۰٬۲۲ امتیاز، رتبهٔ چهارم را داشت.
خراسان کهن ترین روزنامه محلی ایران شمرده می شود. پس از روزنامه های اطلاعات، کیهان و آلیک، چهارمین روزنامه کهن سراسری در ایران است، همچنین این روزنامه پرتیراژترین نشریه شرق کشور و بعد از همشهری و جام جم، سومین روزنامه پرتیراژ در سراسر کشور به شمار می رود و اکنون با ۶۵ سال سابقه به صورت سراسری منتشر می شود. رویکرد اصلی روزنامه «فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، خبری» است و وابسته به هیچ جناح سیاسی نیست. امتیاز روزنامه خراسان پس از انقلاب مدتی در دست بنیاد شهید بود. ولی در حال حاضر صاحب امتیاز آن مؤسسه فرهنگی و هنری خراسان است.
خراسان (شهر)
خراسان (به ترکی استانبولی: Horasan) شهری است در کشور ترکیه که در استان ارزروم واقع شده است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی ۱۷٬۸۳۸ نفر و بر اساس برآوردهای سال ۲۰۰۹ میلادی ۱۷٬۰۱۲ نفر می باشد.
خراسان پشته
خراسان پشته، روستایی از توابع بخش رحیم آباد شهرستان رودسر در استان گیلان ایران است.
خراسان سر
خراسان سر، روستایی از توابع بخش رحیم آباد شهرستان رودسر در استان گیلان ایران است.
خراسان محله
مختصات: ۳۶°۲۸′۵۱″ شمالی ۵۲°۳۵′۴۷″ شرقی / ۳۶.۴۸۰۸۳° شمالی ۵۲.۵۹۶۳۹° شرقی / 36.48083; 52.59639
خراسان محله، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان بابل در استان مازندران ایران.
آرامگاه شاه خراسان
مختصات: ۳۲°۲۱′۵۲″ شمالی ۴۸°۲۳′۴۲″ شرقی / ۳۲.۳۶۴۴۱۴۳° شمالی ۴۸.۳۹۵۰۹۹۹° شرقی / 32.3644143; 48.3950999
بقعه شاه خراسان مربوط به دوره قاجار است و در دزفول، نزدیک بلوار ۴۵ متری واقع شده و این اثر در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۳۸۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آیین نوروز در بین کردهای خراسان
آیین نوروز در بین قوم کرمانج در گذشته از یک ماه مانده به نوروز شروع می شود، کردهای خراسان با آداب خاص خود را برای برپایی هر چه باشکوه تر مراسم نوروز آماده می کردند، ولی تغییرات تدریجی باعث شده تا خیلی از این آداب و سنن در معرض فراموشی باشند. به نظر می رسد ورود فناوری و عناصری از مدرنیته به روستاها، بسیاری از مرزها و ساختارهای کهن شکسته شده است. بخشی از این آداب و آئیین ها که در گذشته معمول بوده عبارتند از.
ابومسلم سردار خراسان
ابومسلم سردار خراسان، کتابی است که توسط غلامحسین یوسفی نوشته شده است.
استان خراسان
استان خراسان استانی از استان های ایران به مرکزیت شهر مشهد بود که تا سال ۱۳۸۳ بزرگ ترین استان ایران بود، اما پس از آن به ۳ استان تقسیم شد.
استان خراسان رضوی که مرکز آن مشهد است.
این استان هم اکنون به سه استان تقسیم شده است:
استان خراسان شمالی که مرکز آن بجنورد است.
اصطلاحاً به مجموع این سه استان استان های خراسان هم گفته می شود.
استان خراسان جنوبی که مرکز آن بیرجند است.
اسلام در خراسان
نمایش
در خراسان،اسلام دین اکثریت مردم است.اسلام با فتح نیشابور توسط مسلمانان به شکلی خاص به خراسان وارد شد.بر خلاف جای های دیگر ایران اسلام در خراسان بدون درگیری های مهمی وارد شد و اکثریت اهالی خراسان پذیرای دین اسلام شدند.
بحث
بناهای اسلامی خراسان آن چندان قدمت دارند که تعدادی ازین بناها به مسجد عتیق(کهن) معروف اند مانند مسجد عتیق تربت جام.اهمیت بناهای اسلامی در خراسان هنری و فرهنگی نیز به شمار می رود.
ویرایش
اقوام خراسان
اقوام خراسان شامل گروه های قومی ساکن در محدوده خراسان می شوند. این قومیت ها غالباً دارای قرینه هایی در آن سوی مرزهای سیاسیِ کنونی خراسان یا استان های خراسان در ایران، همچون ترکمنستان کنونی و افغانستان می باشند. قدیمی ترین قوم شناخته ای که در محدوده خراسان سکونت کرده اند پارت ها و هپتالیان هستند که امروزه تات ها را بازمنده پارت ها می دانند که به زبان تاتی از شاخه زبان های ایرانی شمال غربی سخن می گویند. طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد، تات ها حدود ۸٫۶٪ (۷٫۷٪ مرد، ۹٫۳٪ زن) از ساکنین استان خراسان شمالی را تشکیل می دهند. امروزه گسترده ترین گروه قومی در خراسان فارس ها هستند.
خراسان محل زندگی اقوام گوناگونی است که به رغم تفاوت های نژادی و فرهنگی، به واسطه پیوند محکمی از عوامل پایداری چون دین، تساهل و قومیت با هم متحدند. یکی از دلایل تنوع اقوام خراسان، مهاجرت یا کوچ اختیاری و یا اجباری به این سرزمین بوده است .این مهاجرتها در تمام دوره های تاریخی تا کنون به شکل هایی جاری بوده.شهرهای بزرگ خراسان به واسطه ویژگی های مهاجر پذیر تقریبا از تمامی نقاط ایران و برخی کشورهای دیگر از جمله عراق و افغانستان مهاجر پذیرفته است.طبق آمارها تمام گروه های قومی در خراسان پیروی دین اسلام اند .یکی از بارزترین ویژگی های گروه های قومی غیر فارسی زبانان در خراسان تکلم به زبان مادری، علاقه به موسیقی بومی و پوشیدن پوشاک سنتی است.
التاریخ فی اخبار ولاة خراسان
التاریخ فی اخبار ولاة خراسان اثر ابوعلی سلّامی از تاریخ های معروف عهد سامانیان است که از بین رفته است. گردیزی از این کتاب در زین الاخبار بهره برده است. به درستی روشن نیست این کتاب اثری جداگانه یا عنوانی دیگر برای آثار مشابه بوده است. احتمالاً ابن اثیر در نگارش الکامل فی التاریخ نیز از این کتاب بهره گرفته است.
باشگاه فوتبال ابومسلم خراسان
باشگاه فوتبال ابومسلم خراسان یکی از باشگاه های فرهنگی ورزشی ایران و استان خراسان رضوی است. آخرین فعالیت رسمی این باشگاه، زیر نظر مؤسسه فرهنگی ورزشی مسلم خراسان رضوی و به پاییز سال ۱۳۹۲ بر می گردد. در حال حاضر، تیم فوتبال ابومسلم خراسان در لیگ دسته دوم فوتبال ایران قرار داشته و به دلیل عدم تمایل بخش خصوصی برای احیای مجدد آن و پرداخت بدهی های معوقه، در مسابقات هیچ لیگی حضور ندارد. هم اکنون امتیاز این باشگاه دست هیئت فوتبال خراسان رضوی است.
باشگاه فوتبال پدیده خراسان
باشگاه فوتبال پدیده خراسان یک باشگاه فوتبال در شهر مشهد است. این باشگاه هم اکنون در لیگ برتر فوتبال ایران حضور دارد.
این باشگاه در سال ۱۳۹۲ با خرید امتیاز باشگاه فوتبال مس سرچشمه تأسیس و در مسابقات لیگ آزادگان شرکت کرد.
باشگاه پدیده با قهرمانی در گروه الف لیگ آزادگان فصل ۹۳–۱۳۹۲ به لیگ برتر ایران صعود کرد.
در خرداد ۱۳۹۳ به پاس حمایت و همراهی مردم خراسان با این تیم جهت راهیابی به لیگ برتر، نام این تیم از «پدیده مشهد» به «پدیده خراسان» تغییر کرد.
باشگاه والیبال میزان خراسان
باشگاه والیبال میزان یک باشگاه والیبال ایرانی است که سال ۱۳۸۹ در مشهد، خراسان رضوی تاسیس شد و در سال ۱۳۹۴ منحل شد.
بلوچ های خراسان
بّلوچ های خُراسان به گروهی از مردم بلوچ که در خراسان اند گفته می شود. این گروه از بلوچستان به خراسان مهاجرت کرده اند و عمدتاً در استان های خراسان جنوبی و خراسان رضوی در شهرستان های بیرجند، سبزوار، نیشابور، قوچان، سرخس و کاشمر و شهرهای دیگر خراسان ساکن شدند. بلوچ های ساکن استان گلستان در ایران نیز از مهاجران بلوچ از خراسان اند. فرهنگ و زبان بلوچ های خراسان همانند بلوچ های دیگر می باشد و تفاوت های جرئی دارد.
پلاک وسایل نقلیه استان های خراسان
کدهای استان های خراسان شمالی، خراسان رضوی و خراسان جنوبی ۱٢ و ٢۶ و ۳۲ و ٣۶ و ۴۲ و ۵۲ و ۷۴ می باشد. در خودروهای عمومی، تاکسی ها و خودروهای دولتی حرف پلاک همیشه یکسان است. اما در خودروهای شخصی این حرف (ب) بستگی به شهری دارد که پلاک خودرو در آن ثبت شده است.
در خودروهای عمومی استان خراسان رضوی کدهای ۱٢ و ٣٢ واگذار شده و کد ۴٢ در حال واگذاری است.
در خودروهای عمومی استان خراسان شمالی کد ٢۶ در حال واگذاری است.
در خودروهای عمومی استان خراسان جنوبی کد ۵٢درحال واگذاری است.
ترک های خراسان
ترک های خراسان بخشی از مردمان ترک زبان ساکن خراسان و نواحی همسایه از ترکمنستان تا فراتر از آمودریا هستند که به زبان ترکی خراسانی سخن می گویند و پیرو مذهب شیعهٔ دوازده امامی هستند. جمعیت این گروه در درون ایران و نواحی همسایه با استناد به دانشنامه ایرانیکا بیش از یک میلیون نفر است
ترک های خراسان شامل ترک های قوچانی، درگزی، بجنوردی، بغایری، شیروانی، بیات، سبزواری، جوینی جغتائی کلاتی و... است. دیرینگی سکونت آن ها در خراسان به چند سده می رسد و در کنار زبان مادری، به فارسی نیز سخن می گویند.
ترکمن های خراسان
تُرکَمَن ها در خراسان به مردم ترکمن ساکن خراسان و غرب ترکمن صحرا گفته می شود. آن ها به زبان ترکمنی سخن می گویند و بیشتر آنان مسلمان و پیرو مذهب سنی حنفی هستند و در استان های خراسان رضوی و خراسان شمالی ساکن اند. پیشینه و فرهنگ آن ها با دیگر مردم ترکمن پیوند و شباهت دارد و این تقسیم بندی ترکمن های خراسان بر اساس منطقهٔ جغرافیایی است در مقابل ترکمن های جمهوری ترکمنستان و استان گلستان. در کوهستان های غربی بجنورد و در آن قسمت که طایفه های «گوکلان»، «تکه» و «نخورلی» مستقر هستند دهستان هایی در همسایگی ترکمن ها دیده می شود که مردمش در برخی دهکده ها از گروه های خراسانی هستند.
تقسیم استان خراسان
قانون تقسیم استان خراسان به سه استان پس از چند سال بررسی، در جلسهٔ علنی ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۳ در مجلس شورای اسلامی ایران تصویب شد و در تاریخ ۹ خرداد ۱۳۸۳ به تأیید شورای نگهبان رسید. در ژوئن و اوت ۲۰۰۳، همزمان با گفت وگوهای مقام داران محلی نیشابور در اعتراض به این طرح، آشوب های خیابانی نیز شدت گرفتکه در همهٔ مراکز شهرستان های استان خراسان جز مشهد جریان داشت.
تل شاه خراسان
تل شاه خراسان مربوط به سده های میانه دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان شیراز، بخش کربال، دهستان خیرآباد، بعد از روستای گاوکان، بین زمینهای کشاورزی واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۹۷۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
دانشگاه خراسان
دانشگاه خراسان (پوهنتون خراسان)، دانشگاهی خصوصی در شهر جلال آباد (افغانستان) است.
دولت خودمختار خراسان
دولت خودمختار خراسان یک دولت نظامی در محدوده کشور ایران بود.
تاریخ تاسیس این دولت به طور رسمی در ۲ آوریل، ۱۹۲۱میلادی است. با این حال این دولت چندماه بعد در تاریخ ۶ اکتبر ۱۹۲۱ سقوط کرد. این دولت منطقه ای در محدوده ای ۳۸۸،۳۳۲ کیلومتر مربع به پایتختی مشهد بود.
زمین لرزه ۱۳۱۹ جنوب خراسان
زمین لرزه جنوب خراسان یا زمین لرزه محمدآباد خراسان در تاریخ ۰۱۹۴۱-۰۲-۱۶ ۱۶ فوریه ۱۹۴۱ میلادی، برابر با ‎۲۷ بهمن ۱۳۱۹، ساعت ۱۶:۳۸:۰۰ به زمان یوتی سی در ایران رخ داد. بزرگی آن ۶٫۳ در مقیاس ریشتر اعلام شده است. زمین لرزه به وقت محلی در روز یکشنبه، ساعت ۱۹٫۵ روی داده و منطقه زمانی آن یوتی سی +۳٫۵ بوده است.
سازمان زمین شناسی آمریکا نیز جای این زمین لرزه را در مختصات ۳۳°۳۰′ شمالی ۵۸°۳۶′ شرقی / ۳۳.۵° شمالی ۵۸.۶° شرقی / 33.5; 58.6 و بزرگی آنرا برابر با ۶٫۳ در مقیاس ریشتر اعلام کرده است.
شمار کشتگان زلزله حدود ۶۸۰ نفر بوده است.
زمین لرزه ۱۳۸۹ خراسان
زمین لرزه خراسان در تاریخ ۰۲۰۱۰-۰۷-۳۰ ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۰ میلادی، برابر با ‎۸ مرداد ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۵۰:۱۳٫۳ به زمان یوتی سی در ایران ، منطقه خراسان رخ داد.ژرفای این زلزله ۲۴٫۳ کیلومتر بود. بزرگی آن ۵٫۶ در مقیاس Mn بدست آمده است.
پروژهٔ جهانی تانسور گشتاور مرکزوار پارامتر زمان مرکزوار زمین لرزه را با اختلاف ۲٫۷ ثانیه نسبت به زمان رخداد اشاره شده در بالا و مختصات مرکزوار را در ۳۵°۱۰′ شمالی ۵۹°۲۲′ شرقی / ۳۵.۱۷° شمالی ۵۹.۳۶° شرقی / 35.17; 59.36 محاسبه کرد و همچنین، ژرفا در ۲۸٫۲ کیلومتر بدست آمده است. در این محاسبات زاویه های (راستا، شیب، ریک) گسل سازندهٔ زمین لرزه و صفحه عمود بر آن برابر با (°۱۸۸، °۵۷، ° ۱۵۵) یا (°۲۹۲، °۷۰، ° ۳۶) حاصل شده است.



چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

خراسان در جدول کلمات

خراسان قدیم
مرو
از نقاط دیدنی استان خراسان جنوبی
بنددره
دلاوری از خراسان که در سال ۱۵۰ هجری علیه عباسیان قیام کرد
استادسیس
روستای در خراسان شمالی
ده سلم
شهر خراسان رضوی
سرخس, درگز
شهر خراسان قدیم
مرو
شهری در خراسان شمالی
شیروان
شهری در استان خراسان جنوبی
نهبندان
شهری در استان خراسان رضوی
تایباد, کاشمر, گناباد
شهری در استان خراسان شمالی
فاروج

پیشنهاد کاربران درباره معنی خراسان

اعظمی ١٨:٠٤ - ١٣٩٥/٠٩/٢٧
خور راسان خور : خورشید راسان ( هَلسان ) : بلند شدن و برخاستن هر دو لغت در زبان کردی امروزی است بنابر این به معنی ( محل برخاستن خورشید ) یا همان شرق و هم خانواده خاور

مبینا ١٩:١٨ - ١٣٩٦/٠٣/٢٨
خُراسان بخشی از ایران بزرگ و از دوران ساسانیان نامی سنتی و کلی برای اشاره به نواحی شرقی ایران است و نام آن از دوران ساسانیان در ایران مرسوم شد. ساسانیان قلمرو خود را به چهار بخش تقسیم کرده بودند که یکی از آن بخشها خراسان به معنای «سرزمین خورشید» بود.[۱][۲] قلمرو تاریخی خراسان شامل استان خراسان در ایران کنونی و بخش های عمده ای از افغانستان و ترکمنستان امروزی بوده است. در مفهوم گسترده تر ازبکستان و تاجیکستان و بخش هایی از قرقیزستان و قزاقستان را هم می توان در قلمرو خراسان بزرگ تاریخی به حساب آورد. برخی نویسندگان همچون علی شریعتی خراسان بزرگ را مهد سیاسی ایران[۳] و برخی دیگر آن را حتی سرزمین مادری زبان و فرهنگ پارسی دانسته اند.[۴]
خراسان سرزمینی است که از غرب از دامغان و سبزوار آغاز می شود، و در شرق تا بلخ و رود جیحون کشیده شده است. از جنوب، تا شمال سیستان و غزنی و از شمال، به بخارا می رسد.
خراسان بزرگ شامل چهار بخش بوده است[۵] و هر بخش به نام فرمانروای آنجا مشهور بوده است. هر کدام از این چهار بخش را یک رب یا ربع می نامیده اند و دربردارنده رب های زیر بوده است:
ربع ابرشهر با مرکزیت شهر نیشاپور
ربع مرو
ربع هرات (دربرگیرندهٔ بادغیس و غور)، بلخ (بشمول شبرغان، جوزجان و اندخوی و فاریاب و و بامیان). مرکز فرماندهی نواحی متذکره نیشابور و زمانی هم بلخ بود.
ربع بلخ که شامل کهندژ (قندوز)، سمنگان، بغلان (بغولانگو)، تخارستان و بدخشان می شده است.
نام
در لغت نامه دهخدا آمده است که کلمه «خراسان‏» واژه ای پهلوی است که در متون قدیمی به معنی مشرق (خاور) در مقابل مغرب (باختر) به کار رفته است.[۶] و در منابع دیگر نیز خراسان در زبان قدیم فارسی به معنی خاورزمین مورد استفاده قرار گرفته است.[۷]
فخرالدین اسعد گرگانی در داستان ویس و رامین چنین می گوید:
زبان پهلوی هر کو شناسد//خراسان یعنی آنجا کو «خور آسد»
خراسان را بود معنی خور آیان//کجا از وى خور آید سوى ایران
یاقوت حموی جغرافیدان بزرگ ایرانی چنین نوشته است:
« خُر به فارسی دری، نام خورشید و آسان گویا اصل و جای شی‏ء است »
و سپس در شرح وجه تسمیه خراسان به نقل از دغفل النسابه چنین می نویسد:
« خراسان و هیطل دو پسر عالم بن سام بن نوح، هر یک در شهری که منسوب به آنها شد وارد شدند، هیطل در شهری معروف به هیاطله در بالای رود جیحون و خراسان در شهرهایی که در زیر رود جیحون بود فرود آمدند و هر قطعه ای به نام کسی که در آن فرود آمد نامگذاری شد...[۸] »
حافظ ابرو جغرافیدان مشهور، تعبیر دیگری به کار برده و خوراسان را «آفتاب مانند» معنی نموده و نقل کرده است که:
« بعضی گفته اند خورآسان، یعنی به آسانی بخور.[۹] »
و بعضی نیز خراسان را سرزمین نورانی یا طالع نوشته اند و آن را کلمه ای مرکب از لفظ «خور» به معنی خورشید و «آسان‏» به معنی شرق دانسته اند.[۱۰]
از بررسی نظرات ارائه شده چنین استنباط می شود که صورت درست واژه «خراسان‏»، "خورستان (خور+ستان = سرزمین مطلع خورشید)" بوده است که بر اثر تطور زمان و شاید از باب تطابق نگارش به خراسان تبدیل شده است.[۱۱]
حدود و مرز های خراسان
شواهد تاریخی بیانگر آن است که سرزمین خراسان در طول تاریخ، هیچ گاه دارای مرز ثابت جغرافیایی نبوده و تحت تاثیر عوامل مختلف، محدوده اش همواره کاهش یا گسترش یافته است.
دهستان میامی.
به طور سنتی سرزمین های شرق کویر نمک را خراسان خوانده اند لیکن حدود شرقی آن در طول تاریخ دستخوش تغییر بوده است. معمولاً گفته می شود که خراسان از شرق به ترکستان و هندوستان محدود بوده است. خراسان را از شمال محدود به ماوراءالنهر می دانند لیکن گاه ماوراءالنهر هم بخشی از خراسان به حساب آمده است. خراسان در زمان ساسانیان یکی از چهار ناحیهٔ اصلی کشور بود و یک مرزبان داشت.
در مورد حدود و موقعیت‏ خراسان در عهد ساسانیان، کریستن سن بر طبق کاوشهای هرتسفلد چنین می نویسد:
« دروازه های کاسپین نزدیک ری، کوههای البرز، گوشه جنوب شرقی بحر خزر، دره اترک. خطی که از صحرای تجن گذشته و در زیر قرقی به جیحون می رسد موافق مسکوکات سکایی ساسانی که به دست آمده این خط سرحدی از قلل سلسله جبال حصار گذشته و به پامیر می رسد و از آنجا به سمت جنوب مایل گشته و به امتداد قطعه ای از جیحون که بدخشان را در میان گرفته سیر کرده به قطعه هندوکش می رسیده است از آن نقطه سرحدی به سمت مغرب برگشته و در امتداد سلسله هندوکش و ملحقات آن به جنوب هرات رسیده و در ناحیه جنوب ترشیز و خاف و قهستان (کوهستان) را قطع کرده، باز به دروازه های کاسپین می پیوسته است. »
یاقوت حموی جغرافیدان بزرگ ایرانی در کتاب مراصدلاطلاع بر پایه برخی از پژوهش های خویش می نویسد:
« خراسان سرزمین وسیع است که یک طرف آن از جوین و بیهق به عراق می رسد و طرف دیگرش از طغارستان (طخارستان) و غزنه و سبحستان (سیستان) به هند منتهی می گردد. از شهرهای آن نیشابور و هرات و مرو که قسمتی از بلخ است و طالقان و نساء و ابیورد و سرخس می باشد. جیحون و خوارزم را هم بعضی تابع آن شمرده اند و گفته شده خراسان دارای چهار کرسی بوده:
کرسی اول: ایرانشهر که عبارت باشد از نیشابور، قهستان و طبین و حوادث و پوشنج (از نواحی هرات) و بادغیس (از توابع هرات که در قدیم شهری بزرگ و با صفا بوده است) و طوس که به طابران تصریح شده
کرسی دوم: مرو شاه جهان و سرخس و نساء و ابیورد و مرو رود و طالقان و خوارزم
کرسی سوم: طرف غربی رود جیحون و جرجان و خوارزم و طخارستان علیا و اندرانه (شهری نزدیک هندوکش) و ساسان و بغلدن (شهری از نواحی بلخ) و والج (نام شهری در طخارستان)
کرسی چهارم: ماوراءالنهر، بخارا و شاش (چاچ) (که در آنجا کمان های خوب می ساختند) و سغد (نزدیک سمرقند که آن را به سبب خوشی آب و هوا از بهشت های چهارگانه به شمار آورده اند و بین جیحون و سمرقند).[۱ ...

هانیه ١٣:٣١ - ١٣٩٦/٠٤/١٨
روزنامهٔ خراسان قدیمی تری روزنامه محلی ایران است که اکنون با 63 سال سابقه به صورت سراسری منتشر می شود.[۱]
تأسیس
نخستین شمارهٔ روزنامه خراسان در ۱ تیر ۱۳۲۸ و به صاحب امتیازی و مدیرمسیولی محمدصادق تهرانیان در چهار صفحه و در قطع کوچک منتشر شد. شعار رسمی روزنامه در آن زمان
برادر جان خراسان است این جا سخن گفتن نه آسان است این جا
بود. پیش از این تاریخ، دو روزنامهٔ دیگر نیز با عنوان مشابه خراسان چاپ می شدند که مدت انتشار آن ها چندان طولانی نبود.[۱]
خط مشی
خط مشی اصلی روزنامه «فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، خبری» بوده و منتشر می شود. روزنامهٔ خراسان وابسته به هیچ جناح سیاسی نیست[۱] ولی به طور کل می توان گفت این روزنامه به جناح اصول گرا گرایش دارد.[نیازمند منبع]
مدیریت
صاحب امتیاز روزنامهٔ خراسان موسسهٔ فرهنگی و هنری خراسان می باشد. پس از انقلاب این روزنامه مدتی زیر نظر بنیاد شهید بود. [۱]
چاپ روزنامه
روزنامهٔ خراسان از تاریخ ۵ بهمن ۱۳۷۷ به طور هم زمان در مشهد و تهران چاپ می شود. روزنامه در ۱۶ صفحهٔ تمام رنگی و بصورت سراسری، ۴ صفحهٔ خراسان ورزشی با توزیع سراسری، ۸ صفحه ویژهٔ خراسان رضوی، ۸ صفحه ویژهٔ خراسان شمالی، ۸ صفحه ویژهٔ خراسان جنوبی و ۴۸ صفحه نیازمندی ها در استان های خراسان رضوی، شمالی و جنوبی منتشر می شود.
قیمت این روزنامه هم اکنون ۲۵۰ تومان می باشد و بیشتر نفوذ آن در استان های خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی است.
ضمیمه ها
هفته نامه بایت هر چهارشنبه منتشر می شود و پیرامون فناوری اطلاعات است.
هفته نامه جیم از سال ۸۶ در ۱۶ صفحه هر پنجشنبه منتشر می شود. این هفته نامه هر سال به مناسبت روز جوان جشنی با شکوهی برگزار می کند.
ویژه نامه رصد از سال 89 در قطع ها و تعداد صفحات گوناگون و در فواصل زمانی نامعین با موضوع های خاص منتشر می شود.دفتر پژوهش های موسسه فرهنگی خراسان مدیریت این ویژه نامه ها را بر عهده دارد.
منبع [ویرایش]
↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ «روزنامهٔ فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، خبری صبح ایران». روزنامه خراسان. بازبینی شده در ۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۱.
پیوند به بیرون [ویرایش]
وب گاه رسمی روزنامهٔ خراسان
هفته نامهٔ جیم
هفته نامهٔ بایت
رصد، پایگاه تحلیلی دفتر پژوهش روزنامه خراسان
از ویکی پدیا

آریا بهداروند ١٢:٥٠ - ١٣٩٦/٠٦/٠٨
خراسان::خور آسمان
خورشید آسمان.جایی که خورشید طلوع میکند

پیشنهاد شما درباره معنی خراسان



نام نویسی   |   ورود
فروشگاه کمپونرم افزاری مریم

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی خراسان
کلمه : خراسان
اشتباه تایپی : ovhshk
آوا : xorAsAn
نقش : اسم خاص مکان
عکس خراسان : در گوگل
جستجوی معنی عبارات مرتبط با خراسان در گوگل



آیا معنی خراسان مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 96% )