انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1050 100 1

شام

/SAm/

مترادف شام: شامگاه، شب، عشا، فلق، لیل، غذای شب

متضاد شام: بامداد

معنی شام در لغت نامه دهخدا

شام. (اِ) شبانگاه. بتازیش مغرب خوانند. (شرفنامه ٔ منیری ). آخر روز. (بهار عجم ). اول شب که تاریک است. (فرهنگ نظام ). شبانگاه یعنی وقت مغرب. (مؤید الفضلاء). عشا و زمانی که تاریکی شب بروز کند تا هنگام خفتن. (ناظم الاطباء). عِشاء. اول تاریکی شبانگاه که مابین مغرب و عتمه باشد یا از زوال آفتاب تا طلوع فجر. (منتهی الارب ). مساء. مقابل غداة و بامدادان. عشیة :
از چاشت تا بشام ترا نیست ایمنی
گر مر تراست مملکت از چاچ تا به شام.
ناصرخسرو.
چند پوشاند ز گاه صبح تا هنگام شام
خاک را خورشید صورت گشتن این رنگین ردا.
ناصرخسرو.
دوش تا هنگام صبح از وقت شام
برکف دستم ز فکرت بود جام
آمد از مشرق سپاه شاه زنگ
چون شه رومی فروشد زیر شام.
ناصرخسرو.
رمضان آمد و هر روزه گشا را گه شام
به یکی دست نواله است و دگر دست فقاع.
سوزنی.
هم از شام صبح سعادت رسید
ز اطراف چین تا به اکناف شام.
سوزنی.
فکند بایدم از خدمت مه روزه
جماع صبح بصبح و جماع شام بشام.
سوزنی.
با یاد تو زهر بر شکر خندد
با روی تو شام بر سحر خندد.
خاقانی.
فلک از سرخ و زرد شام و شفق
بر قدت خلعه دوز خواهد بود.
خاقانی.
خاقانی صبح خیز هر شام
نگشاید جز بخون دل روزه.
خاقانی.
بشام و صبح اندر خدمت شاه
کمر می بست چون خورشید و چون ماه.
نظامی.
مشعله ٔ صبح تو بردی به شام
کاذب و صادق تو نهادیش نام.
نظامی.
ثناگوی حق بامدادان و شام.
سعدی.
پرتوی از روی تو گلگونه ٔ رخسار صبح
گردی از میدان قهرت وسمه ٔ گیسوی شام.
کمال اسماعیل (از آنندراج ).
نقل کردند خواجه علاءالحق و الدین عطراﷲ تربته و کثر مرتبته که شامی حضرت خواجه ٔ ما قدس اﷲ روحه در بخارا در محله ٔ کلابادبودند. (انیس الطالبین ص 77). در منزل شیخ خسرو... نزول فرمودند شامی بود و اشراف آن بقعه در خدمت ایشان حاضر بودند. (انیس الطالبین ص 99). شامی حضرت خواجه ٔ ما قدس اﷲ روحه با جمعی از درویشان بربام خانه ٔ دوریش عطا بودند. (انیس الطالبین ص 140). مغرب ؛ گاه نماز شام. (از نصاب ).
- شامت بخیر ؛ این کلام را وقت شام بطریق تفأول با هم گویند از عالم شب بخیر. (آنندراج از بهار عجم ).
- || کنایه از وداع ورخصت و بدین معنی از عالم شب خوش است. (آنندراج بنقل از بهار عجم ) :
ورت شیخ گوید مرو سوی دیر
جوابش چنین گوی شامت بخیر.
حافظ؟ (از آنندراج ).
و در عرف عامه این کلمه به صورت شب بخیر و مساکم اﷲ بالخیر به کار رود.
|| بمجاز تیرگی در زلف. گیسو، دود، سرمه ، انگشت ، اکسون و دیبای سیاه از تشبیهات شام باشد. (آنندراج ).
- به شام آوردن ؛ به پایان رساندن روز :
به شام آورد روز عمر ما را
امید وعده های بامدادت.
خاقانی.
- روز به شام آمدن ؛ کنایه از سپری شدن روز و فرارسیدن شب :
روز عمرست به شام آمده و من چو شفق
غرق خونم که شب غم بسحر می نرسد.
خاقانی.
- شام و سحر ؛ اول شب و بامداد. (از ناظم الاطباء).
- نماز شام ؛ نماز مغرب ، مقابل نماز خفتن و عشاء، نمازی که هنگام عشا خوانند : و این نماز را[ نماز فریضه را ] صلوة الوسطی خوانند بهر آنکه بمیان چهار نماز است نماز بامداد و نماز پیشین و نماز شام و نماز خفتن. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). نماز شام دلیل است بر ثانی ، و وقت نماز او آن است که آفتاب از شرق برآمده است و بمغرب فرو شود. (وجه دین ناصرخسرو چ برلن ص 145).
|| هنگام و وقت خواندن نماز شام و مغرب :
نماز شام ز بهر طلایه پیش برفت
محمد عربی با جماعت اصرار.
فرخی.
نماز شام نزدیک است و امشب
مه و خورشید را بینم مقابل.
منوچهری.
روز را می بسوخت تا نماز شام. (تاریخ بیهقی ). نماز شام ابوالقاسم بخانه ٔ بونصر آمد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 370). و ایشان باز گردیدند و نماز شام با پیش شاه اسکندر آمدند و شاه کید هنگام خفتن او را [ اسکندر ] خوانده بود. (اسکندرنامه ٔ نسخه ٔ نفیسی ).
شاهی که تا دمید فلک صبح دولتش
روز مراد دشمن او شد نماز شام.
سوزنی.
جبرئیل بیامد و دست ابراهیم بگرفت و به منی برد و آنجا نماز پیشین ودیگر و شام و خفتن و بامداد بکرد. (ابوالفتوح رازی ). سلطان نماز شام بماه دیدن بیرون آید. (نظامی عروضی چهارمقاله چ 2 معین ص 68). || طعامی که هنگام شام خورند. (شرفنامه ٔ منیری ). طعام آخر روز. (فرهنگ رشیدی ). طعام آخر روز و اول شب. (رشیدی ) (انجمن آرا) (آنندراج ). شام شب. (بهار عجم ) (آنندراج ). غذایی که در اول شب خورند مقابل چاشت. (ناظم الاطباء). طعام که بشب خورند. مقابل ناهار :
بامدادانت دهد وعده بشامی خوش
شامگاهانت دهد وعده بناهاری.
ناصرخسرو.
زیرا که هم ترا و هم او را همی بسی
بی شام و چاشت باید خفتن بمقبره.
ناصرخسرو.
گفت اندوه شام و محنت چاشت
در دلم حب و بغض کس نگذاشت.
سنائی.
چنان سوخت خاقانی از سوک او
که با شام برمیزند چاشتش.
خاقانی.
به خاوران ز پی چاشت خوان زرگستر
به باختر ز پی شام همچنان برسان.
سلمان ساوجی.
یکی مشت زن بخت روزی نداشت
نه اسباب شامش مهیا نه چاشت.
سعدی.
- شام خداوند ؛ در شب آن روزی که مسیح مصلوب شد با شاگردان خود در جایی فراهم شده فصح را با ایشان تناول فرمود از آن پس نان و شراب بدیشان داد و فرمود «مادام که از این نان خورید و از این شراب آشامید مرا یادآوری کنید و مرگ مراظاهر کرده باشید تا باز آمدنم » اکثر مسیحیان مراعات این قاعده را از جمله فرضیات شمرند که باید تا انقضای جهان در کلیسای مسیح رعایت شود و بجا آوردن آن ازاساس ایمان باشد. و این سنت را اسمهای متعدد است من جمله. عشاء، ولیمه ، عشاء ربانی ، سرمقدس. (از قاموس کتاب مقدس ).
- شام خوردن ؛ رجوع به همین کلمه در ردیف خود شود.
- شام دادن ؛ مقابل نهار دادن. طعام که شب هنگام دهند. طعام شب دادن. (ناظم الاطباء): در فلانجا بمردم شام می دهند.
- بی شام خفتن ؛ غذای شب نخوردن :
شوم است مرغ وام مر او را مگیر صید
بی شام خفته به که چو از وام خورده شام.
ناصرخسرو.
- شام رمضانی ؛ افطار. طعامی که روزه را بدان گشایند : حضرت عزیزان را قدس اﷲ سره شام رمضانی سیزده جای طلبیده اند. (انیس الطالبین ص 102).
- شام شب ؛ طعام شب. نان شب. غذای شب :
هرگز غنی ندانی درویش و پادشه را
او شام شب ندارد این اشتها ندارد.
طاهر وحید(از آنندراج ).
- شام شکستن ؛ رجوع به همین کلمه شود.
- شام غربت ؛ طعام شب که بمفلسان و فقرا و مسافران بی نوا دهند. (ناظم الاطباء).
- شام غریبان . رجوع به همین کلمه در ردیف خود شود.
- شام کردن ؛ شام خوردن. (ناظم الاطباء).
- نان شام ؛ طعام شب. غذای شب ، چه در تداول عامه نان را بمعنی مطلق طعام بکار برند و گویند رفتیم نان خوردیم یعنی غذا خوردیم و نان شام در اینجا بمعنی طعام یا غذای شب است :
گدا را چو حاصل شود نان شام
چنان خوش بخسبد که سلطان شام.
سعدی.

شام. (اِخ ) نام مملکتی است که در گذشته شامل اردن و سوریه و لبنان و فلسطین بود و درباره ٔ وجه تسمیه و تاریخ جغرافیایی آن لغویان و جغرافی نویسان و مورخان اقوالی دارند که فشرده ای از آن را در این جا می آوریم. صاحب تاج العروس در وجه تسمیه ٔ آن گوید: شهری که در جهت چپ قبله قرارگرفته باشد یا آن شهری که فرزندان کنعان چون بر سر دوراهی رسیدند بسمت چپ رفتند و یا آنکه منسوب باشد به سام بن نوح و اصلاً این کلمه سام بوده است و سپس سین تبدیل به شین گشته است : ولی این قول را بسیاری از مورخان نامی نادرست دانسته اند زیرا گویند که سام هرگز پای بدانجا ننهاده و آن را ندیده است چه رسد به آنکه او آن را ساخته باشد. و وجه دیگر آن زمین را که شامات است اینکه برنگ سپید و سرخ و سیاه است و پس از تحقیق درباره ٔ وجوه فوق وجه اول را پسندیده اند. مؤلفان انجمن آرا و آنندراج نویسند که نام قدیم آن اراضی سوریه بود و اکنون نیز آن را سیریه نامند و لغت سریانی (یا سوریانی ) منسوب به اهالی آنجا است. صاحب معجم البلدان نویسد: احتمال میرود شام مشتق از الید الشؤمی بمعنی دست چپ باشد و اما قول به این که چون در جهت قبله قرارگرفته بدین نام خوانده شده است نادرست باشد زیرا قبله را راست و چپ نباشد و در یکی از کتب فارسی قدیم دیده است که آن را شامین میگفتند و عرب آن را باختصار شام خوانده است. صاحب اقرب الموارد گوید: بمعنی آن زمین باشد که شامات است یعنی سپید و سرخ و سیاه و بنابراین مشتق از شامه بمعنی خال باشد. مؤلف قاموس کتاب مقدس و فرید وجدی پس از ذکر شرح مفصلی در تاریخ جغرافیایی شام گویند: نام مملکتی است که عبرانیان آن را آرام میخواندند و شام پیش از سال 333 ق. م. تابع ایران بوده و در 300 ق. م. در تحت تصرف سلوکس افتاد و سپس در سال 164 ق. م. پارتیان بعضی از مقاطعه های مشرق شام را به دستیاری متریداتس اول بتصرف درآوردند. و از آن پس در سال 64 ق. م. تمام شام به دست رومیان افتاد و در سال 632 م. به دست لشکریان اسلام فتح گردید و از آن پس به دست صلیبیها افتاد و در سال 1517 م. سلاطین عثمانی آن را بتصرف خویش درآوردند. وپس از پایان جنگ جهانی اول تحت قیمومیت فرانسه درآمد و حدود شام در این هنگام بشرح زیر بوده است : از شمال به آسیای صغیر؛ از مشرق به رود فرات و کویر؛ و ازجنوب به جزیرة العرب و از غرب بدریای مدیترانه. و مساحت آن یکصدهزار کیلومتر مربع بود و شصت میلیون تن سکنه ٔ آن را اقوامی با مذاهب گوناگون تشکیل میدادند.و پس از جنگ جهانی اول به کشورهای متعددی بنامهای : اردن ، فلسطین ، سوریه و لبنان تقسیم گردید. نام شام در شعرهای پارسی بسیار آمده است از جمله :
از این ظفر که توکردی بترک رفت بشار
از این هنر که تو جستی بشام رفت خبر.
رودکی.
تو ایدری و شم تو رسیده است بشام
رواست که شمنان پیش روی تو بشمند.
رودکی.
زین بند بیابی تو بدل ناحیت روم
چون یافت وی از بند بدل ناحیت شام.
رودکی.
از چاشت تا بشام ترا نیست ایمنی
گر مرتراست مملکت از چاچ تا بشام.
ناصرخسرو.
شام کنی طمع چو گیری عراق
مصرت پیشست چو رفتی بشام.
ناصرخسرو.
هم از شام صبح سعادت رسید
ز اطراف چین تا به اکناف شام.
سوزنی.
شاه شرف امیر خراسان که نام او
گسترده شد بجود و هنر در عراق و شام.
سوزنی.
به شام یا خراسان بمصر یا توران
به روم یا حبشستان بهند یا سقلاب.
خاقانی.
چون نه شعری نه سهیل است و نه مهر
یمن و شام و خراسان چه کنم.
خاقانی.
که نیست چون تو سخن پروری بشرق و به غرب
نه چون من است ثناگستری بشام و عراق.
خاقانی.
خردمند مردی در اقصای شام
گرفت از جهان کنج غاری مقام.
سعدی.
گدا را چو حاصل شود نان شام
چنان خوش بخسبد که سلطان شام.
سعدی.
|| در تداول عامه بر شهر دمشق نیز اطلاق شود و ترکیبات خرابه ٔ شام. بازار شام. شهر شام. اسراء یا اسیران شام. در تداول عامه خاصه در سوگواری شیعیان بر واقعه ٔ جانگداز کربلا و اسارت بازماندگان حضرت امام حسین (ع ) سخت رائج و زبانزد است.
- امثال :
شام اصغر ؛ در این شعر مراد ابهر است که خاقانی آن را بشام اکبر یعنی خود شام تشبیه کرده است :
تا کنون از قدس خاک اولیا
گفتم ابهر بین که شام اصغر است.
خاقانی.
مثل بازار شام ؛ اسباب و ادواتی آشفته و درهم.(امثال و حکم دهخدا). رجوع به دمشق و سوریه شود.

شأم. [ ش َءْ م ْ ] (ع مص ) بدفالی آوردن کسی بر قوم خود و با «علی » نیز متعدی شود چون ؛ شأم علی قومه و شئم علیهم (مجهول )؛ بدفال گردید بر قوم خود و بدفال گردید بر ایشان. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || سربلند راه رفتن. (از اقرب الموارد).

شأم. [ ش َءْم ْ ] (اِخ ) نام کشوری است. (از صحاح اللغة). ملک شام و آن شهری است که در سمت چپ قبله قرار گرفته است. (از اقرب الموارد). رجوع به شام شود.

معنی شام به فارسی

شام
کمونی در سویس در ساحل دریاچه زوگ ۵۵٠٠ تن سکنه . فلز سازی و کاغذ سازی .
اول شب، آغازشب، سرشب که تازه هواتاریک شده است
۱ - آغاز شب اول لیل . ۲ - زمانی از آغاز پیدایش تاریکی شب تا گاه خفتن . ۳ - غذایی که در شب خورند مقابل ناهار . یا شام غریبان . ۱ - شب اول که در غربت گذارند . ۲ - شب یازدهم محرم ( به مناسبت شهادت شهدای کربلا و غربت اهل بیت حسین ع یا شام غریبان گرفتن . در تاریکی و بدون چراغ ماندن . یا نماز شام . نماز مغرب .
نام کشوری است ملک شام و آن شهری است که در سمت چپ قبله قرار گرفته است .
[MFI] [مهندسی بسپار] ← شاخص مذاب
ده از دهستان کربال بخش زرقان شهرستان شیراز دارای ۱۹۸ سکنه آب : از رود کر محصول : غلات برنج و چغندر شغل : زراعت.
ده از بخش مرکزی شهرستان اردبیل ۱۵۷۹ تن سکنه . آب : چشمه محصول : غلات و حبوب .
طعام خوردن در اول شب طعام شب خوردن
[supper] [گردشگری و جهانگردی] وعدۀ غذایی سبک و غیررسمی که آخر شب صرف می شود
شام خوردن
چون غازان خان دین اسلام پذیرفت خواست مانند بزرگان دینی و سلاطین اسلامی برای خود مقبره ای بسازد تا زاهدان و عابدان در آنجا زندگی کنند و او را پس از مرگ بذکر خیر یاد نمایند. بهمین منظور در مغرب تبریز در محلی که شام غازان یا شنب غازان نامیده میشود عمارتی ساخت که قبه آن بسیار عظیم بود و بنای آن در سال سوم سلطنت او شروع شد و در ۷٠۲ ه.ق . بپایان رسید . شکل قبه ۱۲ ضلعی و بر هر ضلع آن صورت برجی را نقش کرده بودند . این قبه از داخل و خارج بنقوش بسیار زیبا مزین بود . گویند سیصد من لاجورد در نقش و نگار های سقف آن بکار رفته . غازان پس از اتمام قبه املاکی در ایران و عراق وقف کرد و تولیت آنرا بخواجه صدرالدین ساوجی و خواجه رشیدالدین فضل الله سپرد و بعد بنا های بسیار در اطراف قبه بنا نهاد و عایدات این موقوفات تقریبا در سال بدو کرور تومان میرسید . توضیح از فحوای عبارات تاریخ غازانی بر میاید که [ شم ] قبل از ساختن قبه و ابواب البر نام محلی بود که بعدا از طریق تسمیه حال باسم محل به شام غازان معروف شده .
شب مردم غریب و از یار و دیار دور افتاده شام مسافران که وحشتناک می باشد بخصوص در مفلسی .
[ گویش مازنی ] /shaam goderaa/ شباهنگام – شب هنگام - هنگام شب
[ گویش مازنی ] /shaam mal/ غروب – هنگام شام
[ گویش مازنی ] /shaam o shoor/ شام و شور - شم و شور
قضقاض
بی غذای شب سر بی شام زمین گذاردن ٠ شب هنگام گرسنه خفتن ٠
( اسم ) چیزی که روزه گیران پیش از بامداد خورند طعام سحری سحور .
[ گویش مازنی ] /pe shaam/ خوراکی و تنقلات پس از شام
گیراگیر شام . نزدیک شام .
کنایه از شب . کنایه از شب سیاه
چراغ که هنگام شام روشن کنند .
دهی است از دهستان ارسکنار بخش پلدشت ماکو
بحر الشام . بحر الروم

معنی شام در فرهنگ معین

شام
[ په . ] (اِ.) ۱ - آغاز شب ،سرشب . ۲ - غذایی که در شب خورند.
( ~.) (اِمر.) سحری ، غذای سحر.

معنی شام در فرهنگ فارسی عمید

شام
۱. اول شب، آغاز شب، سر شب که تازه هوا تاریک شده.
۲. غذایی که شب می خورند.
* شام غریبان: غروب روز عاشورا برای اهل بیت سیدالشهدا زیرا در آن روز حضرت امام حسین و یارانش در کربلا شهید شدند و اهل بیت آن حضرت غریب و بی کس ماندند.
* شام غریبان گرفتن: نوحه خوانی و عزاداری دسته جمعی در شب یازدهم ماه محرم به یاد شهیدان کربلا و اهل بیت سیدالشهدا که در مکانی تاریک یا در کوچه و خیابان صورت می گیرد.

شام در دانشنامه اسلامی

شام
شام یا شامات یکی از مناطق و کشورهایی است که به دست مسلمانان فتح شد و الان یکی از کشورهای اسلامی است.
شام نام سرزمینی که در گذشته، شامل اردن، سوریه، لبنان و فلسطین می شد
محل بحث از شام در فقه
از شام به معنای نخست در باب صلات و جهاد سخن گفته اند.
قبله مردم شام
قبله کسانی که از مکه دورند، جهت کعبه است. بنابر این، مردم هر منطقه ای به سمت یکی از ارکان کعبه که در جهت آنان واقع شده، توجه می کنند. جهت قبله مردم شام، رکن شامی (رکن غربی) کعبه است. فقها جهت دستیابی مردم شام به قبله نشانه هایی بیان کرده اند، از جمله: قرار دادن «بنات النعش»، هنگام غایب شدن (نهایت پایین آمدن آنها به سمت مغرب) در پشت گوش راست و قرار دادن ستاره جُدَی هنگام طلوع (اوج ارتفاع آن) و هنگام غروب (پایین ترین وضعیت آن در افق) پشت شانه چپ.
چگونگی فتح سرزمین شام
...
شام
شام یا شامات منطقه وسیع‏ی که شامل سوریه، لبنان، اردن و بخشی از فلسطین می‏ شده است. پایتخت پادشاهان اموی، دمشق بود. به دمشق شام نیز گفته می شود. اسرای اهل ‏بیت را پس از حادثه کربلا، به کوفه و شام بردند. شام، سرزمینی باستانی است و اماکن زیارتی و سیاحتی فراوان دارد.
زائران قبر حضرت زینب و حضرت رقیه به شام می‏ روند. قبرستان باب‏ الصغیر که محلّ دفن عده‏ ای از شهدا، از جمله سرهای مطهّر شهدای کربلا است و نیز قبر عبدالله بن جعفر و بلال حبشی و مسجد جامع اموی و مساجد و مدارس و بناهای قدیمی بسیاری در این سرزمین قرار دارد.
در گذشته، سوریه کنونی بخش عمده ‏ای از سرزمین شام بوده و این سرزمین، شامل کشورهای کنونیِ سوریه، لبنان، فلسطین و اردن می ‏شده است. «الشأْم و الشَأم و الشآم» نامی بوده که جغرافی ‏دانان عرب بر این منطقه نهاده ‏اند. منطقه ‏ای که از طرف غرب به دریای روم (مدیترانه امروزی) و از طرف شرق به بیابانی کشیده شده از منطقه أیله تا فرات‏ و از سوی دیگراز فرات تا مرز روم ‏منتهی می ‏شود. بدین‏ صورت، سرزمین‏ های روم در شمال، مرز مصر و بیابان بنی ‏اسرائیل در جنوب آن واقع شده و آخرین محدوده آن ‏در سمت مصر «رَفَحْ» و سمت روم «الثغور» است.
شام
در گذشته منظور از این نام سرزمین وسیعی بود که شامل فلسطین، اردن، لبنان و سوریه امروزی می شد. و به آن شمامات هم گفته می شد و امروزه این نام فقط بر شهر دمشق اطلاق می شود و اگر در سوریه کسی اهل دمشق باشد به وی «شامی» می گویند.
مرزبندی جدید سرزمین شامات در تحولات پس از جنگ جهانی اول روی داده است.
منطقه شامات پیش از آن که تحت سلطه مسلمانان درآید، در تصرف امپراتوری روم شرقی بود. قبل از اسلام قبایل بزرگ عربی از جزیرة العرب به این دیار کوچیده بودند که مهمترین آن قبایل عبارت بودند از قضاعه، جذام، لخم، کلب، تَنوخ، سلیح، و بهراء. آنان به دلیل زندگی طولانی در جوار رومیان، غالباً به کیش نصرانی درآمده و آداب و رسوم آنها را پذیرفته بودند.
پس از بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، دو جنگ به نامهای سریه موته و غزوه تبوک بر ضد رومیان در منطقه شامات درگرفت. پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، شام در سال چهاردهم هجرت در عصر خلافت ابوبکر فتح شد و باقی مناطق نیز به مرور زمان در عصر خلافت عمر تصرف شد.
پس از فتح شام، حکومت آنجا به معاویه بن ابی سفیان واگذار شد. وی از آن تاریخ تا سال 35 قمری از سوی خلفای سه گانه حاکم بود تا این که در سال 35 با خلافت امام علی علیه السلام، از حکمرانی شام عزل شد ولی او زیربار نرفت و این نزاع به جنگ صفین منتهی شد.
پس از شهادت امام علی علیه السلام، معاویه با نیرنگ به حکومت رسید و شام را مرکز حکومت امویان قرار داد و تا سال 127 قمری پایتخت باقی ماند. از آن پس عباسیان، همدانیان، فاطمیان مصر، سلاجقه و عثمانیان بر آن دیار حکومت کردند تا این که در قرون اخیر پس از سلطه غربیان، این سرزمین از هم متلاشی و به چند کشور عربی تقسیم شد.
شام خوردن به غذا خوردن در شب گفته می شود.
از شام خوردن در باب اطعمه و اشربه سخن گفته‏ اند.
احکام شام خوردن
ترک شام، بویژه برای کسی که پا به سن گذاشته، مکروه است. مستحب است شام پس از اقامه نماز عشا خورده شود.

شام غریبان، در ادبیات و مرثیه های پارسی زبان به غروب آفتاب روز عاشورا و سوگواری این شب گفته می شود. نوحه های این مراسم یادآور آوارگی اهل بیت امام حسین(ع) و اسیران و کودکان بازمانده از واقعه کربلا است که در غروب عاشورا، بی پناه در تاریکی شب، در بیابان کربلا به سر می بردند. بعضی رسوم خاص، مانند روشن کردن شمع یا نشستن در تاریکی، باعث تفاوت عزاداری این شب با دیگر شب های محرم می شود.
یکی از معانی واژه غریب، دور افتاده از وطن است و گاهی برای کسی که بی یار و یاور مانده است نیز از واژه غریب استفاده می شود. شام غریبان نیز به معنای شب ِ مردم غریب و دورافتاده از یار و دیار آمده است.
در اصطلاح و در مرثیه های پارسی زبان ، به غروب آفتاب روز عاشورا و سوگواریِ شبانه این شب گفته می شود
این صفحه مدخلی از کتاب فرهنگ عاشورا است
در لغت، به معنای شب مردم غریب و از یار و دیار دور افتاده است، شام مسافران که وحشتناک می باشد. شام غریبان گرفتن: زاری کردن به درد، چنان که بر وفات کسی گریستن و غم نمودن. شب اول وفات کسی برای خانواده آن کس، شب یازدهم محرم و عزاداری بعد از آن شب.
در اصطلاح، به مراسم سوگواری شبانه در شب یازدهم محرم گفته می شود که مردم به صورت دو گروه مجزا، پس از غروب آفتاب عاشورا در مسجدها و تکیه ها، با خواندن نوحه های غمگین، یاد اسرای اهل بیت را گرامی می دارند.
این برنامه، اغلب با در دست داشتن شمع هایی و در شب تاریک یازدهم محرم انجام می گیرد و بیشتر از کودکان و نونهالان در این سوگواری تمثیلی استفاده می شود. یاد کردی است از آوارگی اهل بیت امام حسین علیه السلام و کودکان بازمانده از شهدای کربلا که در غروب عاشورا، بی پناه و درمانده در ظلمت اندوهبار شب، در دشت و بیابان کربلا به سر آوردند.
در این شب، «مراسمی ساده و غم انگیز برپا می شود و عزاداران با لباس های سیاه و شمعی افروخته در دست گرفته، کاه بر سر می پاشند و نوحه های غم انگیز می خوانند و دسته دسته در معابر حرکت می کنند و هر چند قدم، مدتی می نشینند و می گریند، آرام و غمناک. در این مراسم به کلی سینه زنی نمی شود و علم و بیرق نیز حرکت داده نمی شود».
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف.
نقل شده که پس از ورود اسرا به شام، یزید دستور داد تا آنان را در خانه ای که متصل به کاخ یزید بود، جای دادند. این خانه در شرف ویران شدن بود و اهل بیت (علیهم السّلام) می گفتند: «ما را در این خانه جای داد تا بر سر ما خراب شود و کشته شویم.» اسرای اهل بیت (علیهم السّلام) در این خانه که نه آن ها را از گرما حفظ می کرد و نه از سرما، به نقل از برخی از منابع چند روز و به نقل دیگر منابع یک ماه و نیم و به نقل برخی دیگر بیش از چهل روز به سر بردند.
در پی فرمان یزید بن معاویه که به واسطه نامه، از عبیدالله بن زیاد خواسته بود تا اسرا را به همراه سرهای شهدا به دمشق انتقال دهد، عبیدالله دستور داد تا اسرای اهل بیت (علیهم السّلام) را آماده کرده، در حالی که غل و زنجیر بر گردن امام سجاد (علیه السّلام) انداخته بودند و حرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) را به مانند اسیران روم و دیلم سوار بر محمل های برهنه و بدون پوشش و سایبان کرده بودند از شهری به شهری و از منزلی به منزلی حرکت دادند و سپس راهی شام کردند. (فرستادن اسرای اهل بیت (علیهم السّلام) با چنان وضع رقت باری، چنان قلب ابن عباس را جریحه دار ساخت که او را بر آن داشت تا طی نامه ای خطاب به یزید به او اعتراض کرده چنین بنویسد: «بدان که از عجیب ترین عجائب در روزگار تو این بود که دختران عبدالمطلب و کودکان خردسالش را مانند اسیر در شام بردی تا به مردم نشان دهی که بر ما چیره شده ای و بر ما حکم می رانی. به خدا سوگند اگر تو از زخم شمشیر من در امان باشی یقین بدان که روز و شب از دست زخم زبانم آسوده نخواهی بود... - )
ورود اهل بیت به شام
با رسیدن کاروان اسرا به شام، دمشق غرق در شادی و سرور شد. ساکنان شهر به مانند اعیاد بر در و دیوار شهر پرده های دیبا آویخته بودند و به یکدیگر تبریک می گفتند و زنانشان دف می زدند و بر طبل می کوبیدند. در توصیف چگونگی ورود اسرای اهل بیت (علیهم السّلام) به شام از یکی از اصحاب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) به نام سهل بن سعد ساعدی روایت شده که می گفت: «در راه بیت المقدس به شام رسیدم. در آن جا شهری دیدم پر از درخت با جویبارهای فراوان؛ در و دیوارش با پرده های دیبا آذین بسته شده بود و مردم گرم شادی و سرور بودند و زنان نوازنده را دیدم که دف و طبل به دست، می نوازند. با خود گفتم گویا اهل شام عیدی دارند که ما نمی دانیم. (در همین فکرها بودم که) به گروهی از مردم دمشق برخوردم که مشغول صحبت بودند، پس به آنان گفتم: «آیا شما عیدی دارید که ما نمی دانیم؟» گفتند: «پیرمرد؛ به نظر غریب می نمایی.» گفتم: «آری؛ من سهل ساعدی هستم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) را دیده و احادیث او را می دانم.» گفتند: «ای سهل آیا در شگفت نیستی که چرا از آسمان خون نمی بارد و زمین اهلش را فرو نمی برد؟» گفتم: «مگر چه شده است؟» گفتند: «ای سهل، سر حسین (علیه السّلام) را از عراق به هدیه می آورند.» گفتم: «عجبا سر حسین (علیه السّلام) را می آورند و این مردم چنین شادمانی می کنند؟ از کدام دروازه وارد می شوند؟» گفتند: «از دروازه ساعات.» (برخی از منابع ورود اسراء به شام را از دروازه توماء دانسته اند. ) هنوز گفتگوهایمان به پایان نرسیده بود که دیدم بیرق ها یکی پس از دیگری از راه می رسند. پس مردی را دیدم که سری بر نیزه داشت که سیمایش بسیار شبیه سیمای رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) بود و از پی آن دختری را دیدم که بر شتری برهنه و بی محمل سوار بود. خود را شتابان به او رساندم و گفتم: «دخترم شما کیستی؟» گفت: «سکینه دختر حسین (علیه السّلام)» گفتم: «آیا از من کاری ساخته است؟ من سهل بن سعد هستم که جدت را دیده سخن او را شنیده ام» گفت: «ای سهل اگر برای تو ممکن است بگو تا این سرها را از اطراف ما کنار ببرند تا مردم به تماشای این سرها مشغول شده کمتر به حرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) نگاه کنند.» سهل ساعدی می گوید: «من خود را به حامل آن سر شریف رساندم و گفتم: «آیا برای تو ممکن است که برای حاجتی که من به تو دارم چهل دینار زر سرخ (چهار صد دینار) بگیری و حاجت مرا بپذیری؟» گفت: «حاجتت چیست؟» گفتم: «این پول ها را بگیر و این سر را جلوتر و دور از این زنان ببر.» آن مرد پذیرفت و پول ها را گرفت و آن سر را از زنان اهل حرم دور کرد.»
احتجاج امام سجاد با پیرمرد شامی
پس از ورود اسرا به دمشق، آنان را وارد مسجد جامع شهر کردند و در کنار پلکان مسجد - جایی که اسرا را برای دیدن مردم نگه می داشتند- نگه داشتند و منتظر ماندند تا یزید به آنان اجازه ورود به مجلس بدهد. در این هنگام پیرمردی به آنان نزدیک شد و گفت: «خدای را سپاس که شما را هلاک کرد و مردم را از ستم شما آسوده ساخت و امیرمؤمنان را بر شما چیره ساخت.»امام سجاد (علیه السّلام) به آن مرد فرمود: «ای پیرمرد آیا قرآن خوانده ای؟» گفت: «بله خوانده ام» امام (علیه السّلام) فرمود: «آیا این آیه قرآن را خوانده ای؟ «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی؛ بگو من هیچ پاداشی از شما برای رسالتم در خواست نمی کنم، جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم).» پیرمرد گفت: «آری آن را خوانده ام.» امام (علیه السّلام) فرمود: «خویشان و نزدیکان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) ماییم که خداوند دوستی ما را مزد رسالت خویش قرار داده است.»حضرت (علیه السّلام) فرمود: «آیا آیه «و ءات ذوی القربی حقه؛ و حق نزدیکان را بپرداز.» را در قرآن خوانده ای؟» پیرمرد گفت: «آری آن را نیز خوانده ام.» امام (علیه السّلام) فرمود: «ای پیرمرد خویشان رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) ماییم.»بار دیگر امام (علیه السّلام) پرسید: «ای پیرمرد آیا این آیه از قرآن را خوانده ای؟ «واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه وللرسول ولذی القربی و الیتمی و المسکین وابن السبیل.... بدانید هر گونه غنیمتی که به دست آوردید، خمس آن برای خدا و برای پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) و برای ذی القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه (از آن ها) است...» » گفت: «این آیه را هم خوانده ام.» امام (علیه السّلام) فرمود: «بدان که منظور از ذوی القربی در این آیه ما هستیم.»باز امام (علیه السّلام) پرسیدند: «آیا این آیه از قرآن را هم خوانده ای که «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا، خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت (علیهم السّلام) دور کند و کاملا شما را پاک سازد.» » پیرمرد گفت: «این آیه را هم خوانده ام.» امام (علیه السّلام) فرمود: «منظور از اهل بیتی که خداوند آنان را از رجس و پلیدی پاک کرد ماییم.»در این هنگام پیرمرد اندکی خاموش شد و در حالی که از گفته هایش پشیمان شده بود، سرش را به آسمان بلند کرد و گفت: «پروردگارا من به پیشگاه تو از آن چه گفته ام و از دشمنی با آل محمد (صلی الله علیه و آله وسلّم) توبه می کنم و از دشمنان خاندان محمد (صلی الله علیه و آله وسلّم) از انس و جن بیزاری می جویم.» نقل شده که جاسوسان جریان این واقعه را به اطلاع یزید رساندند و او دستور قتل آن پیرمرد را صادر کرد.
ورود اهل بیت به دربار یزید
...
بازار شام یا بازار حمیدیه، بازاری تاریخی در شهر دمشق است که به دستور یزید بن معاویه، اسیران کربلا را در آن گرداندند. در مجالس عزاداری محرم از آن بسیار یاد می شود. بازار شام مهم ترین بازار دمشق است و در بخش قدیمی شهر، نزدیک به مسجد جامع اموی قرار دارد.
بازار شام مهم ترین بازار دمشق است که در بخش قدیمی شهر واقع شده است. این بازار، حدود ۶۰۰ متر طول و ۱۵ متر عرض و ۸ متر ارتفاع دارد و در انتهای بازار، مسجد جامع اموی قرار دارد.
بنای فعلی آن به دوره عثمانی برمی گردد؛ سلطان عبدالحمید عثمانی در سال ۱۷۸۰م، آن را در دو طبقه ایجاد کرده و پس از آن زمان، به بازار حمیدیه معروف شده است. البته در برخی از کتاب های فارسی، دلیل نامگذاری آن به حمیدیه وجود خانقاه یا مدرسه احمدیه و همچنین مسجد حمیدیه در آن دانسته شده است. گفته می شود که هنوز بقایایی از ستون های معبد ژوپیتر مربوط به دوران امپراتوری روم در انتهای آن موجود است. بازار شام از مکان های مورد توجه زائران و گردشگران خارجی است و معمولا از آن بازدید می کنند.
تاریخ شیعه در شام ترجمه فارسی کتاب «تاریخ الشیعة فی ساحل بلاد الشام الشمالی» اثر هاشم عثمان می باشد که به بررسی مذهب تشیع و ادوار تاریخی آن در سواحل شام پرداخته است. این کتاب، به قلم روان و سلیس حسن حسین زاده شانه چی، به فارسی برگردان شده است.
مترجم تنها به ترجمه مقدمه نویسنده اکتفا کرده و چه خوب بود که شیوه ترجمه خود از کتاب را در ضمن مقدمه ای توضیح می داد.
مترجم، ضمن مراعات اصل حفظ امانت در ترجمه کلمات و عبارات، ترتیب فصول و مطالب کتاب را نیز بر اساس ترتیب و چینش کتاب اصلی آورده است.
وی همانند برخی مترجمین تنها به ذکر ترجمه اشعار بسنده نکرده و ضمن ذکر متن عربی اشعار در متن، ترجمه آنها را در پاورقی های کتاب ذکر کرده است. البته به جز ترجمه اشعار و ذکر منابع مطالب کتاب، توضیحات اندک مترجم در پاورقی ها با لفظ «مترجم» مشخص شده است.
فهرست مطالب، در ابتدای کتاب آمده است.
مطالعه کتاب تاریخ شیعه در شام در پایگاه کتابخانه دیجیتال نور
تصوف در منطقۀ شام از نخستین سده های هجری، هم زمان با شکل گیری تصوف در عراق و ایران پدید آمد و در ۴ سده پس از ورود اسلام به این سرزمین، به تدریج و تحت تأثیر فرهنگ بومی آن جا شکلی منسجم یافت و از همان ابتدا به سبب شرایط فرهنگی، سیاسی و اقلیمی خاص این منطقه، رنگ و بویی متمایز از تصوف دیگر مناطق، چون بغداد و بصره پیدا کرد.
سرزمین تاریخی شام منطقه ای را تشکیل می داد که از ساحل شرقی دریای مدیترانه تا سواحل غربی رود فرات گسترده بود و از شمال به سرزمین روم (ترکیۀ کنونی)، از جنوب به جزیرة العرب، و از غرب به سرزمین مصر منتهی می شد و امروزه شامل کشورهای سوریه، اردن، فلسطین، لبنان و قسمت هایی از جنوب کشور ترکیه است. باورهای دینی در منطقۀ شام تاریخی دیرینه داشت و علاوه بر ادیان کهن کنعانی و باورهای بومی، این سرزمین دو دین یهودی و مسیحی را نیز در خود پرورده بود. عاموس نبی ، اِشَعیاء، اِرِمیا و بسیاری از انبیای دیگر بنی اسرائیل در این منطقه به ظهور رسیدند و به تبلیغ یکتاپرستی پرداختند و در دوره های بعد، این سرزمین محل انتشار اندیشه های فلسفی نوافلاطونی، و خاست گاه ادیان رمزی و باورهای گنوسی بود که از آن جا به دیگر مناطق راه می یافتند.
دوره ورود اسلام به شام
در سده های ۴ تا ۷ م، در فترت میان فرمان روایی رومیان و عرب های مسلمان، حکومت بیزانس در منطقۀ شام محیطی کاملاً مسیحی پدید آورده بود. نه تنها سرتاسر این سرزمین مسیحی بود، بلکه این دین در اوج شکوفایی و رواج خود به سر می برد. کلیساها مهم ترین مراکز دینی به شمار می آمدند و قدیسان مسیحی از احترام بسیار برخوردار بودند. رهبانیت به عنوان بهترین شیوۀ زندگی پذیرفته شده بود و راهبان بی شماری در تجرد، زهد و عبادت و با هدف انقیاد نفس و زنده کردن روح، دور از شهرها و در بیابان ها به تنهایی زندگی می کردند. در چنین شرایط معنوی بود که دین اسلام به این سرزمین راه یافت.پس از فتح شام به دست مسلمانان برخی از صحابه چون ابوذر غفاری، معاذ بن جبل و دیگران به این منطقه رفتند و بخشی از عمر خود را در آن جا سپری کردند. اینان کانون های اولیۀ زاهدانه را در شام پدید آوردند و به الگوهای معنوی در تصوف آن جا تبدیل شدند. در مساجد حلقه هایی شکل گرفت که در آن ها احادیث نبوی جمع آوری می شد و زاهدان به مطالعۀ منابع و اسناد احادیث می پرداختند.
ریشه
در اوایل دورۀ اسلامی، مسیحیان فعالانه در جامعۀ شام حضور داشتند و حتی در زمینۀ انتقال علوم و آموزش به مسلمانان، نقش مهمی ایفا می کردند.مناسبات میان مسلمانان و مسیحیان با احترام متقابل همراه بود. مسلمانان اغلب به راهبان و قدیسان مسیحی به دیدۀ احترام می نگریستند و از شنیدن نصایح معنوی و مشاهدۀ ریاضت های آنان روی گردان نبودند، چندان که برخی از سنت های زاهدانه و صوفیانۀ شام چون گوشه نشینی و جوع را می توان متأثر از شیوۀ زهدورزی ساکنان مسیحی آن سرزمین دانست. با این حال تصوف در سرزمین شام، هم چون دیگر سرزمین های اسلامی، ریشه در قرآن و حدیث و سنت پیامبر داشت.
ابودرداء
...



شام در دانشنامه ویکی پدیا

شام
شام یا نان شب خوراکی است که شب خورده می شود. شام سومین وعده اصلی غذایی انسانها است و با توجه به فرهنگ مردم هر کشور، در ساعات مخصوصی خورده می شود. در وعده شام از انواع غذاها همچون گوشت و سبزیجات می توان استفاده کرد. خوردن دسر بعد از خوردن شام در بسیاری از فرهنگ ها مرسوم می باشد. البته برخی افراد برای کاهش وزن، وعده غذایی شام را حذف می کنند که توسط متخصصان تغذیه توصیه نمی شود.
شام شب
پر شدن ناگهانی حجم معده ای که ساعت های طولانی خالی مانده فشار زیادی را به قلب تحمیل می کند و اگر فرد سابقه بیماری قلبی داشته باشد، قلب در خونرسانی دچار مشکل می شود و سکته قلبی رخ می دهد. یکی از باورهای عموم مردم این است که بعد از غذا نباید حمّام رفت، زیرا احتمال از حال رفتن در حمام بالاست، این حرف تا حدی اساس علمی دارد. افراد مسن و کسانیکه سرخرگ های اصلی خون رسان به مغز و شریان های گردن در آنها تنگ است، بهتر است حداقل تا ۳۰ دقیقه بعد از خوردن غذای سنگین، به حمّام نروند. زیرا بعد از خوردن غذای نسبتاً سنگین، خون به سمت دستگاه گوارش می رود و خون رسانی به مغز کاهش می یابد. حداقل نیم ساعت فاصله بین غذاخوردن و استحمام قرار دهید، ورزش بعد از صرف شام نیز ممکن است به قلب افراد دچار بیماری های قلبی- عروقی، فشار وارد کند. مصرف غذای سنگین و ورزش فوری بعد از آن، این فشار را چند برابر می کند. اگر غذای سبکی خورده اید حداقل دو تا سه ساعت، و در صورت مصرف غذای سنگین، حدّاقل سه تا چهار ساعت، می باید از انجام ورزش و فعالیت بدنی، خودداری کنید و همچنین حداقل نیم یا یک ساعت بعد از صرف غذا پیاده روی طولانی نیز نکنید، تا هضم غذا بهتر صورت گیرد.
عکس شام
شام (به آلمانی: Landkreis Cham) یک ناحیه در آلمان است که در فالتس علیا واقع شده است. شام ۱۳۱٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای آلمان
شام ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
شام (سرزمین)
شام، وعده غذای شبانه یا وعدهٔ اصلی غذا در یک شبانه روز.
شام شب، شام یا میان وعدهٔ شبانه و غیررسمی.
میهمانی شام
شام یا شامات اصطلاحی تاریخی جغرافیایی است که به منطقه ای کمابیش گسترده گفته می شود در جنوب غرب آسیا، که از شمال به رشته کوه های توروس، از جنوب به صحرای عرب، از خاور به میانرودان و از باختر به دریای مدیترانه محدود است.مصر  یونان  لیبی (برقه)  ترکیه (تمام قلمرو)
قبرس اردن لبنان فلسطین اسرائیل سوریه ترکیه(استان ختای)
مصر • مصر باستانایران • شاهنشاهی هخامنشی • ایلام (تمدن) • مادآناتولی • هیتی ها • هوری ها • ممالک سوری-هیتی • اورارتوشام (سرزمین) • تاریخ قوم اسرائیل • فنیقی ها
این منطقه دربرگیرنده سرزمین هایی است که امروزه کشورهای سوریه، اردن، لبنان، فلسطین، قبرس، بخش هایی از جنوب ترکیه و شرق مصر در آن جای دارند. گاهی بخش هایی از غرب عراق را نیز جزو سرزمین شام به شمار می آورند.
شام (به ایتالیایی: La cena) محصول ۱۹۹۸ ایتالیا فیلمی کمدی به سبک ایتالیایی به کارگردانی اتوره اسکولا است. به برای اجرای همگی بازیگران مرد برنده جایزه روبان نقره ای به خاطر بهترین نقش مکمل مرد شدند. هنگامی که استفانیا ساندرلی جایزه روبان نقره ای بهترین بازیگر زن نقش مکمل را برنده شد.
«شام» (هلندی: Het Diner) فیلمی در ژانر درام به کارگردانی منو میس است که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد.
۹ سپتامبر ۲۰۱۳ (۲۰۱۳-09-۰۹) (TIFF)
۷ نوامبر ۲۰۱۳ (۲۰۱۳-11-۰۷) (Netherlands)
«شام» ( بچه های ما) (ایتالیایی: I nostri ragazzi) یک فیلم درام محصول کشور ایتالیا و با کارگردانی ایوانو دی متئو است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد.
۴ سپتامبر ۲۰۱۴ (۲۰۱۴-09-۰۴) (جشنواره فیلم ونیز)
۵ سپتامبر ۲۰۱۴ (۲۰۱۴-09-۰۵)
شام (به زبان انگلیسی: Dinner) نام سریالی است که در سال ۲۰۱۳ میلادی از شبکه فوجی تلویژن کشور ژاپن پخش شد. این سریال از اول فروردین سال ۱۳۹۳ خورشیدی از شبکه تماشا سیمای جمهوری اسلامی ایران به روی آنتن رفت.
شام (به زبان انگلیسی: Dinner) نام سریالی است که در سال ۲۰۱۳ میلادی از شبکه فوجی تلویژن کشور ژاپن پخش شد. این سریال از اول فروردین سال ۱۳۹۳ خورشیدی از شبکه تماشا سیمای جمهوری اسلامی ایران به روی آنتن رفت.
یوسوکه اگوچی در نقش سرآشپز موتومو ازاکی
کانا کوراشینا در نقش سائوری تاتسومی
یوسوکه سانتاماریا در نقش سویچی سگاوا
موریو کازاما در نقش هیدئو تاتسومی
کوتارو شیگا در نقش کوتارو
نوریتو یاشیما در نقش کیمورا
مگومی سکی در نقش هازوکی
یوکی شیباموتو در نقش موتومیا
داستان این مینی سریال در مورد رستورانی ایتالیایی به نام "ستاره دریایی" است که توسط هیدئو تاتسومی به عنوان سرآشپز و دخترش سائوری تاتسومی به عنوان مدیر رستوران اداره می شود. تاتسومی آشپزی را در یکی از مدارس مشهور آشپزی در ایتالیا به نام "ترزا" آموخته که افراد معدودی قادر به تحصیل در آنجا بوده اند و رستوران او هم اکنون از بهترین و محبوب ترین رستوران های توکیو به شمار میرود. اما ناگهان تاتسومی دچار ضایعه مغزی شده و به کما میرود و دخترش به ناچار برای ادامه کار رستوران اقدام به استخدام یک سرآشپز ماهر دیگر به نام موتومو ازاکی می کند.
شام آباد، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان انار در استان کرمان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان بیاض قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۵۴ نفر (۲۳۸ خانوار) بوده است.
شام آخر (به انگلیسی: Last Supper) منشأ آیین «عشای ربانی» (شام خداوندی) در میان مسیحیان است و به طور ویژه به وعده شامی در باغ جتسیمانی، اطلاق می گردد که عیسی مسیح در شبی که یهودا او را تسلیم کرد به عنوان آخرین «غذای زمینی» خورد.
یادآوری بسیاری از تعالیمی که پیشتر به شاگردان داده بود.
تأکید بر محبت بی قید و شرط.
خبر دادن از قیام او از مردگان در روز سوم پس از مرگش.
مژده آمدن و نزول روح القدس بر رسولان.
چنان که بر اساس انجیل عیسی مسیح به رسولان (حواریان) گفت: دیگر از این محصول مو نخواهم نوشید تا روزی که آنرا با شما در پادشاهی پدر خود تازه بنوشم.»
اهمیت این اتفاق در مسیحیت به خاطر تعالیم خاصی است که مسیح در آن به شاگردان داد. از آن جمله است:
نقاشی دیواری شام آخر لئوناردو دا وینچی، در سالن ناهار خوری کلیسای سانتا ماریا دله گرتزیه در میلان، ایتالیا واقع شده است.
پس از واقعه کربلا، عبیدالله بن زیاد سر بریدهٔ حسین بن علی را به زحر بن قیس داد و به شام فرستاد و بدنبال آنها زین العابدین را زیر غل جامعه قرار داده و دست به گردن بسته و اهل بیتش را بر شتران برهنه سوار کرده روانه کرد. و به روایتی، پس از آنکه عبیدالله بن زیاد سر حسین را به شام فرستاد فرمان داد زنان و کودکان را مهیای سفر به شام کرده و دستور ویژه ای راجع به سجاد داد مبنی بر اینکه روی غلی که بر گردن او بود غل دیگری قرار دادند و سپس همه را به دنبال سرهای کشته شدگان همراه با محفر بن ثعلبه عائذی و شمر بن ذی الجوشن روانه نمود کاروان زنان و اطفال همه جا طی طریق نموده تا به جماعتی که حامل سرهای کشته شدگان بودند ملحق شدند.
ذهنی تهرانی محمدجواد، مقتل الحسین از مدینه تا مدینه، فصل۱۵
روزی که لشکر ابن زیاد از کوفه بیرون آمدند منزل اول قادسیه بود که از آن اهل بیت حسین را عبور دادند. پس از آن منازل طی شده به ترتیب عبارتند از: ۱. شهرتکریت، ۲. منزل کحیله، ۳. منزل جهنیه، ۴. منزل موصل، ۵. منزل نصیبین، ۶. شهر حلب، ۷. شهر سرمدین، ۸. منزل حرّان، ۹. منزل اندرین، ۱۰. معرة النعمان، ۱۱. شیزر، ۱۲. قلعه کفر طاب، ۱۳. سیبور، ۱۴. منزل حماة، ۱۵. شهر حمص، ۱۶. شهربعلبک، ۱۷. صومعه راهب، ۱۸. شهر عسقلان. پس از این منازل اسرا به شهر شام رسیدند.
سرها و اسرا وارد شام شدند سر حسین را بر رمح بلندی زده بودند و خولی آن رمح را می کشید و به آواز بلند می گفت: «منم آن کسی که دشمنان یزید را کشتم و بخون آغشتم» ام کلثوم با چشم گریان گفت: «ای دشمن خدا فخر می کنی به کشتن کسی که جبرئیل گهواره جنبان او بوده و میکائیل ذکر خواب گوینده و اسرافیل بدوش کشنده و اسمش در عرش خدا نوشته جدش خاتم الانبیاء بوده و مادرش فاطمه زهراء است و پدرش قاتل مشرکین است». سرهای جوانان اهل بیت هیجده سر بود، بعد از سر حسین سر علی اکبر را آوردند پس از او سر عباس بن علی بر نیزه بود و حامل آن سر قشعم جعفی بود بعد از او سر عون بود نیزه دار سنان بن انس نخعی بود همین نحو سرها را پشت سر هم وارد می کردند. پشت سرها اسیران وارد شدند پیشاپیش آنها زین العابدین بود.
پس از آنکه سپاه یزید اسراء را به شهر شام وارد کردند، کثرت جمعیت و ازدحام تماشاچیان بقدری بود که راه نمی دادند سرها و اسراء را سریع حرکت دهند. هر چه خواستند اسراء را از دروازه ساعات داخل کنند انبوه جمعیت مانع شد و این امر ممکن نگردید لذا بالاجبار ایشان را از دروازه نودِر وارد کردند، ظهر بود که آن ها را به مسجد جامع شهر رساندند و از آنجا به طرف دارالاماره یزید انتقال دادند. مقدار سه ساعت آن ها را درب دارالاماره نگاهداشتند و به همین جهت آنجا را باب الساعات نامیدند. آن روز اهل بیت را به مجلس یزید وارد نکرده اند بلکه ایشان را در خرابه ای اسکان دادند و روز بعد آنها را به مجلس یزید وارد کردند. علامه مجلسی می نویسد: «حلبی از حضرت جعفر صادق روایت می کند چون زین العابدین را با اهل بیتش به شام بردند اسراء به یکدیگر می گفتند ما را بدین منزل ویرانه جای داده اند که خانه بر سر ما فرود آید، پاسبانان که رفت وآمد به آن خانه می کردند به یکدیگر می گفتند: اینها از سقف شکسته می ترسند مبادا بر سرشان خراب شود و خبر ندارند که فردا چون به حضور امیر رسند حکم بقتل ایشان می نماید.» آن شب را اسرا در آن خرابه بسر بردند.
ژول اولیویه ان شام (فرانسوی: Jules Olivier Ntcham؛ زادهٔ ۹ فوریهٔ ۱۹۹۶) یک بازیکن فوتبال اهل فرانسه است که در پست هافبک در سلتیک بازی می کند.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۲۱:۲۹, ۲۴ آوریل ۲۰۱۶ (UTC).
باد شام یا خاوَرباد (انگلیسی: Levant) نام بادی است که در غرب مدیترانه و جنوب فرانسه می وزد. خاستگاه این باد مرکز مدیترانه یا پیرامون جزایر بالئاریک است. این باد از آن نقاط به سمت غرب می وزد و بیشترین شدت آن زمانی است که از تنگه جبل الطارق می گذرد.
در باور عموم، محل آغاز وزش این باد سرزمین شام تصور می شود.
بفرمایید شام مسابقه ای تلویزیونی است که شبکهٔ فارسی زبان من و تو امتیاز آن را از شبکه ITV انگلستان خریداری کرده و آن را به زبان فارسی اجرا و پخش می کند.
هر هفته ۴ شرکت کننده که تا به حال یک دیگر را ندیده اند در خانه هایشان برای هم شام تهیه می کنند و مخفیانه به هم امتیاز می دهند. در شب آخر مسابقه، هر کس که بیشترین امتیاز را کسب کرده باشد، برنده مسابقه می شود. شرکت کنندهٔ برنده در فصل نخست این برنامه در انگلستان، ۱۰۰۰ پوند و در فصل دوم در سوئد، ۱۰۰۰۰ کرون دریافت می کند.
از سوی راوی برنامه (با نام مستعار طغرل ایرادپرور)، دو تن از شرکت کنندگان به عنوان «شخصیت جذاب هفته» و «شخصیت شیرین هفته» نیز معرفی می شوند. به گفتهٔ کارگردان این برنامه، طغرل صرفاً یک شخصیت ساختگی است که یکی از مجریان همین شبکه (امید خلیلی) به جای آن صحبت می کند.
به وقت شام فیلمی به کارگردانی و نویسندگی ابراهیم حاتمی کیا محصول سال ۱۳۹۶ می باشد. این فیلم موفق به دریافت ۳ سیمرغ بلورین در سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر شد.
هادی حجازی فر (نقش: یونس)
بابک حمیدیان (نقش: علی)
عبدالرضا نصاری
رزاق رادان
ژاله کاظمی
منصور نواصری
افشین طالبی
وحید عبدالله زاده
عزیز نقدی
قدرت الله بیات
مالک آبسالان
جلال نجفی
علی عبادی
جلال زندش
لاله مرزبان (نقش: همسر علی)
حسین حسینی پناه
یونس و علی، پدر و پسر خلبانی هستند که مأموریت ویژه آن ها به پرواز درآوردن یک هواپیمای ایلوشین در تَدمُر به سمت دمشق است، آن ها باید مردم تحت ظلم داعش را به وسیله این پرواز نجات دهند اما در این راه مشکلات زیادی در انتظار آنها است....
فیلمبرداری به وقت شام در اوایل خرداد ماه ۱۳۹۶ در لوکیشن مربوط به یکی از فرودگاه های نظامی در تهران آغاز شد و در ادامه در لوکیشن های متعددی از جمله شهرک سینمایی دفاع مقدس، پایگاه هوایی شیراز، اصفهان، روستاهای اطراف شهریار و شهر دمشق در سوریه پیگیری شد و در روز ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ به پایان رسید. همزمان با فیلمبرداری، تدوین این فیلم نیز توسط مهرداد خوشبخت انجام گردید. هزینهٔ ساخت این فیلم به گفتهٔ احسان محمدحسنی، رئیس سازمان اوج، در حدود ۸ میلیارد تومان برآورد شده است.
این فیلم ۲۳ اسفند ۱۳۹۶ در سینماهای ایران اکران شده است.
بیابان شام (به عربی: بادية الشام) ترکیبی از استپ و بیابان است که در شمال شبه جزیره عربستان، ناحیه ای به وسعت ۵۰۰٬۰۰۰ کیلومترمربع را تحت پوشش قرار می دهد. این بیابان بسیار صخره ای و مسطح است.
بیابان عربستان
هلال حاصل خیز
بادیه
تسخیر اسلامی شام (انگلیسی: Muslim conquest of the Levant) یا تسخیر اسلامی سوریه در نیمه آغازین قرن هفتم میلادی رخ داد، که به فتح سرزمینی مشهور به شام اشاره می کند که بعداً استان اسلامی بلاد الشام ‏(en)‏. نیروهای اسلامی عرب حتی پیش از مرگ محمد (در سال ۶۳۲ میلادی) در مرزهای جنوبی حاضر شده بودند که به غزوه مؤته در سال ۶۲۹م. منجر شده بود اما حمله واقعی در سال ۶۳۴ تحت فرماندهی جانشینان محمد، خلفای راشدین، ابوبکر و عمر بن خطاب با خالد بن ولید به عنوان اصلی ترین سردار نظامی آنها انجام شد.
هراکلیوس
جبله ابن ایهم ‏(en)‏
تئودور تریتیروس ‏(en)‏
واهان ‏(en)‏
وردان یا وارتان
توماس
باکسیناتور
گرگوری
ابوبکر
عمر بن خطاب
خالد بن ولید
ابوعبیده جراح
عمرو عاص
یزید پسر ابی سفیان
شرحبیل بن حسنه
تیپ بازهای شام (به عربی: لواء صقور الشام) یکی از گروه های سلفی میانه رو درگیر در جنگ داخلی سوریه است که از اعضای ائتلاف جبهه اسلامی به شمار می رود. این گروه از قدرتمندترین گروه های موجود در استان ادلب است. شمار نفراتش ۴ هزار نفر برآورد می شود. احمد عیسی احمد شیخ با نام مستعار ابوعیسی رهبری آن را بر عهده دارد. هرچند این گروه ماهیتا یک گروه سلفی است ولی با اخوان المسلمین بیشتر رابطه دارد تا با دیگر سلفی ها. بازهای شام هدفش از ورود به جنگ داخلی سوریه را برپایی یک حکومت اسلامی با رعایت حقوق دموکراتیک اقلیت ها عنوان کرده است. این گروه در نوامبر ۲۰۱۱ تأسیس شد. تیپ بازهای شام در نوامبر سال ۲۰۱۳ به ائتلاف جبهه اسلامی پیوست. ولی سپس در مارس ۲۰۱۵ با جنبش احرارالشام ائتلاف کرد و به صورت یک گروه واحد درآمدند. اما در سپتامبر ۲۰۱۶ میلادی، صف خود را از احرارالشام جدا کرده و به عضویت در جیش الفتح درآمدند.
جنگ حلب
جبهه فتح شام (به عربی: جبهة فتح الشام) یک گروه جهادگرای سلفی است که در جنگ داخلی سوریه علیه حکومت سوریه می جنگد. این گروه جدید، همان جبهةالنصره است که در تاریخ ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۶ نام خود را تغییر داد و اعلام کرد که از القاعده جدا شده است. به گفته رهبر این گروه، این جدایی برای آنچه وی آن را «انقلاب سوریه» می نامد، انجام شده است.
جنگ حلب
نبرد حلب (سپتامبر-اکتبر ۲۰۱۶)
نبرد حلب (نوامبر و دسامبر ۲۰۱۶)
این گروه در ۲۸ ژانویه ۲۰۱۷ ضمن اتحاد با چندین گروه اسلامگرا، هیئت تحریر شام را تشکیل داد.
اگرچه رهبر این گروه اعلام کرد که به القاعده وابسته نیست، ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا این گروه را شاخه ای از القاعده، و سازمانی که باید در مورد آن نگران بود می داند.
سازمان ملل متحد و کشورهای ایران، روسیه و آمریکا این سازمان را به عنوان یک سازمان تروریستی می شناسند.
دعوت به شام فیلمی به کارگردانی و نویسندگی داوود موثقی ساختهٔ سال ۱۳۷۹ است.
یوسف مرادیان
نگار فروزنده
یارتا یاران
محمود پاک نیت
پرویز بزرگی
مهدی میامی
محمد برسوزیان
علی برجسته
شهلا ریاحی
فرشید نوابی
هما یگانه، خبرنگاری که به طور اتفاقی شاهد سرقت از یک فرش فروشی است، از سردسته دزدها عکس می گیرد...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

شام در دانشنامه آزاد پارسی

نام قدیمی منطقه ای جغرافیایی در خاورمیانه، در کنارۀ شرقی دریای مدیترانه که امروزه شامل سوریه، لبنان، اردن و فلسطین می شود. در زبان عربی شام به معنی «دست چپ» است. همچنانکه یمن به معنی «دست راست» است. علت این وجه تسمیه آنست که از نظر اعراب عربستان خورشید از سمت راست آنان (= یمن) در شرق طلوع می کند و از سمت چپ آنان در غرب (= شام) غروب می کند. شام به معنی آغاز شب در مقابل بام (بامداد) نیز اشاره به همین مطلب دارد. این منطقه را بلاد شام هم می نامیدند و در اوایل قرن ۲۰ اصطلاح سوریه بزرگ برای آن به کار می رفت. مرکز این ناحیه را هم که شهر دمشق است شام می گویند. نیز ← دمشق

شام در جدول کلمات

شام بی آخر
شا
حاکم نافرمان شام که به مخالفت با حضرت علی (ع) پرداخت و جنگ صفین را به راه انداخت•
معاویه
درختی در شام با برگ و ریشه دارویی
مالیا
شاهکار شام آخر اثراین نقاش است
لئوناردو داوینچی
کارگردان شام عروسی
وحیدزاده

معنی شام به انگلیسی

evening (اسم)
عصر ، شام ، شب ، سرشب ، غروب
dinner (اسم)
مهمانی ، شام ، ناهار ، غذای مفصل
supper (اسم)
شام ، عشای ربانی یا شام خداوند

معنی کلمه شام به عربی

شام
عشاء , لحم
تعش
تعش
وجبة الطعام

شام را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

پارسا ٠٠:١٦ - ١٣٩٥/٠٨/٠٥
شام لفظی است تاریخی جغرافیایی که به منطقه نسبتاً گسترده ای از خاورمیانه اطلاق می شود که در جنوب رشته کوههای توروس، شمال صحرای عرب، غرب میانرودان (بین النهرین) و در جوار کرانهٔ شرقی دریای مدیترانه قرار دارد.
این منطقه دربرگیرنده سرزمین هایی است که کشورهای کنونی سوریه، اردن، لبنان، فلسطین و اسرائیل برآن بنا شده هستند. گاهی بخش هایی از غرب عراق را نیز جزو سرزمین شام به شمار می آورند.
شام خود بخشی از خاور نزدیک به شمار می آید و اصطلاحی که در زبان های اروپایی برای شام استفاده می شود Levant است که واژه ای فرانسوی و به معنای طلوع کننده است. در زبان های خاورمیانه برای اشاره به Levant عبارت شرق طالع نیز به کار رفته است.[۱]
از شهر های مهم ناحیه شام می توان به دمشق، انطاکیه و حلب اشاره کرد.
این سرزمین در زمان ابوبکر ضمیمه قلمرو اسلام گشت و بعد از خلفای راشدین، تا زمان عباسیان، موقعی که امویان حاکم بر بلاد اسلام بودند مرکز خلافت اسلامی در این خطه قرار داشت.
این یک نوشتار خُرد پیرامون یک مکان جغرافیایی است. با گسترش آن به ویکی پدیا کمک کنید.
منابع [ویرایش]
↑ مرزبان، پرویز و معروف، حبیب، فرهنگ مصور هنرهای تجسمی (معماری، پیکره سازی، نقاشی)، ویرایش سوم، تهران: سروش ۱۳۷۷.
رده های صفحه: جغرافیای اردنجغرافیای اسرائیلجغرافیای سوریهجغرافیای فلسطینجغرافیای لبنانخاور نزدیکخاورمیانهسرزمین های کهن شرقمدیترانههلال حاصلخیز
قس شام در دهخدا
شام . (اِخ ) نام مملکتی است که در گذشته شامل اردن و سوریه و لبنان و فلسطین بود و درباره ٔ وجه تسمیه و تاریخ جغرافیایی آن لغویان و جغرافی نویسان و مورخان اقوالی دارند که فشرده ای از آن را در این جا می آوریم . صاحب تاج العروس در وجه تسمیه ٔ آن گوید: شهری که در جهت چپ قبله قرارگرفته باشد یا آن شهری که فرزندان کنعان چون بر سر دوراهی رسیدند بسمت چپ رفتند و یا آنکه منسوب باشد به سام بن نوح و اصلاً این کلمه سام بوده است و سپس سین تبدیل به شین گشته است : ولی این قول را بسیاری از مورخان نامی نادرست دانسته اند زیرا گویند که سام هرگز پای بدانجا ننهاده و آن را ندیده است چه رسد به آنکه او آن را ساخته باشد. و وجه دیگر آن زمین را که شامات است اینکه برنگ سپید و سرخ و سیاه است و پس از تحقیق درباره ٔ وجوه فوق وجه اول را پسندیده اند. مؤلفان انجمن آرا و آنندراج نویسند که نام قدیم آن اراضی سوریه بود و اکنون نیز آن را سیریه نامند و لغت سریانی (یا سوریانی ) منسوب به اهالی آنجا است . صاحب معجم البلدان نویسد: احتمال میرود شام مشتق از الید الشؤمی بمعنی دست چپ باشد و اما قول به این که چون در جهت قبله قرارگرفته بدین نام خوانده شده است نادرست باشد زیرا قبله را راست و چپ نباشد و در یکی از کتب فارسی قدیم دیده است که آن را شامین میگفتند و عرب آن را باختصار شام خوانده است . صاحب اقرب الموارد گوید: بمعنی آن زمین باشد که شامات است یعنی سپید و سرخ و سیاه و بنابراین مشتق از شامه بمعنی خال باشد. مؤلف قاموس کتاب مقدس و فرید وجدی پس از ذکر شرح مفصلی در تاریخ جغرافیایی شام گویند: نام مملکتی است که عبرانیان آن را آرام میخواندند و شام پیش از سال 333 ق . م . تابع ایران بوده و در 300 ق . م . در تحت تصرف سلوکس افتاد و سپس در سال 164 ق . م . پارتیان بعضی از مقاطعه های مشرق شام را به دستیاری متریداتس اول بتصرف درآوردند. و از آن پس در سال 64 ق . م . تمام شام به دست رومیان افتاد و در سال 632 م . به دست لشکریان اسلام فتح گردید و از آن پس به دست صلیبیها افتاد و در سال 1517 م . سلاطین عثمانی آن را بتصرف خویش درآوردند. وپس از پایان جنگ جهانی اول تحت قیمومیت فرانسه درآمد و حدود شام در این هنگام بشرح زیر بوده است : از شمال به آسیای صغیر؛ از مشرق به رود فرات و کویر؛ و ازجنوب به جزیرة العرب و از غرب بدریای مدیترانه . و مساحت آن یکصدهزار کیلومتر مربع بود و شصت میلیون تن سکنه ٔ آن را اقوامی با مذاهب گوناگون تشکیل میدادند.و پس از جنگ جهانی اول به کشورهای متعددی بنامهای : اردن ، فلسطین ، سوریه و لبنان تقسیم گردید. نام شام در شعرهای پارسی بسیار آمده است از جمله :
از این ظفر که توکردی بترک رفت بشار
از این هنر که تو جستی بشام رفت خبر.
رودکی .
تو ایدری و شم تو رسیده است بشام
رواست که شمنان پیش روی تو بشمند.
رودکی .
زین بند بیابی تو بدل ناحیت روم
چون یافت وی از بند بدل ناحیت شام .
رودکی .
از چاشت تا بشام ترا نیست ایمنی
گر مرتراست مملکت از چاچ تا بشام .
ناصرخسرو.
شام کنی طمع چو گیری عراق
مصرت پیشست چو رفتی بشام .
ناصرخسرو.
هم از شام صبح سعادت رسید
ز اطراف چین تا به اکناف شام .
سوزنی .
شاه شرف امیر خراسان که نام او
گسترده شد بجود و هنر در عراق و شام .
سوزنی .
به شام یا خراسان بمصر یا توران
به روم یا حبشستان بهند یا سقلاب .
خاقانی .
چون نه شعری نه سهیل است و نه مهر
یمن و شام و خراسان چه کنم .
خاقانی .
که نیست چون تو سخن پروری بشرق و به غرب
نه چون من است ثناگستری بشام و عراق .
خاقانی .
خردمند مردی در اقصای شام
گرفت از جهان کنج غاری مقام .
سعدی .
گدا را چو حاصل شود نان شام
چنان خوش بخسبد که سلطان شام .
سعدی .
|| در تداول عامه بر شهر دمشق نیز اطلاق شود و ترکیبات خرابه ٔ شام . بازار شام . شهر شام . اسراء یا اسیران شام . در تداول عامه خاصه در سوگواری شیعیان بر واقعه ٔ جانگداز کربلا و اسارت بازماندگان حضرت امام حسین (ع ) سخت رائج و زبانزد است .
- امثال :
شام اصغر ؛ در این شعر مراد ابهر است که خاقانی آن را بشام اکبر یعنی خود شام تشبیه کرده است :
تا کنون از قدس خاک اولیا
گفتم ابهر بین که شام اصغر است .
خاقانی .
مث ...
|

عمار ٠٤:٠١ - ١٣٩٦/١٠/٠٧
به فردی که چیزی را بو کرده اطلاق میشود،کسی چیزی استشمام کرده
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شهر شام   • شام ساده   • شام سریع   • شام نونی   • انواع شام   • شام چی بخوریم   • شام چی بپزم مهمون دارم   • شام چی بپزم با مرغ   • معنی شام   • مفهوم شام   • تعریف شام   • معرفی شام   • شام چیست   • شام یعنی چی   • شام یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی شام
کلمه : شام
اشتباه تایپی : ahl
آوا : SAm
نقش : اسم
عکس شام : در گوگل


آیا معنی شام مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )