برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1352 100 1

رهن

/rahn/

مترادف رهن: گرو، مراهنه، وثیقه

برابر پارسی: گرو، گرودادن، گروی

معنی رهن در لغت نامه دهخدا

رهن. [ رَ ] (ع مص ) گرو کردن چیزی را نزد کسی. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). گرو کردن و گرو دادن. (غیاث اللغات ). || بلند کردن زبان را و بازداشتن از ذکر خیر آن را.(از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ثابت و برقرار ماندن چیزی. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ثابت و دایم گردیدن. (آنندراج ). دایم شدن. (المصادر زوزنی ) (تاج المصادربیهقی ) (دهار) (از اقرب الموارد). || لاغرشدن. || ثابت و دایم داشتن. (آنندراج ).

رهن. [ رَ ] (ع اِ) گروی. ج ، رِهان ، رُهون ، رُهن ، رَهین ، رُهُن. (ازمنتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). آنچه در مقابل اخذ چیزی نزد کسی گذاشته شود. ج ، رهان ، رهین ، رهن. (از تاج العروس ). گرو . (ترجمان القرآن ) (ناظم الاطباء) (دهار) (از کشاف زمخشری ) (از مهذب الاسماء). || در لغت به معنی مطلق حبس است. (از تعریفات جرجانی ) (از اقرب الموارد) (از فرهنگ علوم سجادی ). || به مرهون نیز اطلاق شود به اعتبار نامگذاری مفعول به اسم مصدر آن. (از تعریفات جرجانی ). || (اصطلاح فقه ) عقدی است که به موجب آن مدیون ، مالی را جهت وثیقه به داین می دهد. (فرهنگ فارسی معین ). در اصطلاح شرع نگهداری شخص است ، چیزی را در قبال آنچه از او گرفته شده است ، مانند قرض. (از تعریفات جرجانی ). رهن عقدی است که بموجب آن مدیون مالی را برای وثیقه به داین می دهد. رهن دهنده را راهن و طرف دیگر را مرتهن می گویند. (ماده ٔ 771 قانون مدنی از کتاب حقوق مدنی عدل ص 485). رهن عبارت است از دادن وثیقه از طرف مدیون به داین که در خاتمه ٔ موعد اگر دین را رد نکند. داین از قیمت آن دین خود را بردارد و باید زاید بر مقدار دین را به مدیون رد کند. مال مرهونه باید عین خارجی باشد. عقد رهن از عقود لازم است. (فرهنگ حقوقی چ لنگرودی ). رجوع به مآخذ بالا شود. || (اصطلاح حقوق بین الملل ) رهن عبارت است از واگذاری موقت قسمتی از اراضی کشور به دولت طرف برای تضمین اجرای مقررات عهدنامه ٔ منعقد که در صورت تخلف از اجرای آن ، مال مرهونه به تملک مرتهن درآید. حق حکمرانی بر اراضی مرهونه در ایام رهن با مرتهن می باشد. (از فرهنگ حقوقی چ لنگرودی ).

رهن. [ رِ ] (ع اِ) بر ...

معنی رهن به فارسی

رهن
گروگذاشتن، گروی، بقدرارزش آن پول قرض دادن
( اسم ) ۱ - گرو . ۲ - عقدیست که به موجب آن مدیون مالی را جهت وثیقه بد این میدهد جمع رهان رهون .
ده از بخش قمصر شهرستان کاشان
اخیون
ده از بخش فدیشه شهرستان نیشابور

معنی رهن در فرهنگ معین

رهن
(رَ هْ) [ ع . ] (اِ.) گرو، گرو گذاشتن . ج . رهان ، رهون .

معنی رهن در فرهنگ فارسی عمید

رهن
۱. گرو گذاشتن، چیزی را نزد کسی گرو گذاشتن.
۲. (اسم) آنچه نزد کسی بگذارند و به قدر ارزش آن پول قرض کنند، گرو، گروی.

رهن در دانشنامه اسلامی

رهن
رهن وثیقه بدهی است. عنوان رهن بابی مستقل در فقه است که از احکام آن به تفصیل در این باب سخن رفته است.
رهن در لغت به معنای ثبات و دوام و نیز حبس آمده است؛ لیکن کلمات فقها در تعریف آن مختلف است. برخی، از رهن معنای مصدری اراده کرده و در تعریف آن گفته اند: گروگذاشتن مال به جهت وثیقه (و تضمین) نزد طلبکار تا چنانچه وی نتواند در زمان مقرر، حق خود را از بدهکار استیفا کند، آن را از مال گرو گذاشته شده یا قیمت آن استیفا نماید؛ یا دادن وثیقه بر دین و یا عقدی که جهت وثیقه نهادن بر دین تشریع شده است. برخی، از رهن اسم مفعول (مرهون) اراده نموده و آن را به مالی که به عنوان وثیقه بر دین گرو گذاشته می شود تا در صورت عدم امکان استیفای بدهی از مدیون، از قیمت آن استیفای دین شود، و یا وثیقه برای طلب مرتهن تعریف کرده اند. البته بنابر تصریح برخی، واژه رهن در شرع، مفهوم ویژه ای پیدا نکرده؛ بلکه در همان معنای لغوی خود به کار رفته است؛ از این رو، رهن نزد شارع مقدس و نیز متشرعه دارای اصطلاح و مفهومی خاص نیست. برخی در تعریف رهن، تعبیر عین ضمانت شده را در کنار دین آورده و گفته اند: رهن عبارت است از قرار دادن وثیقه بر دین یا عین مضمون. بنابر این تعریف، رهن به مورد وثیقه بر دین اختصاص نمی یابد؛ بلکه شامل وثیقه بر عین ضمانت شده همچون عاریه مضمون نیز می شود. البته در صحّت رهن بر عین مضمون اختلاف است که خواهد آمد.به گروگذار «راهن» به گرو گیرنده «مرتهن» و به مالی که گرو گذاشته می شود «مرهون» یا «رهن» گویند.
حکم تکلیفی رهن
رهن، امری جایز است - نه واجب- و در قرآن کریم آمده است: «وَإنْ کنْتُم عَلی سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا کاتِبَاً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ؛ و اگر در سفر بودید و نویسنده ای نیافتید، پس گرویی بستانید». البتّه در سفر بودن و نیافتن نویسنده شرط جواز رهن نیست؛ اما از آنجا که در سفر، بیشتر از حضر به رهن نیاز پیدا می شود و از سوی دیگر در سفر مظنّه نیافتن کاتبی که دین را بنویسد و بر آن شاهد باشد، وجود دارد، قید سفر و عدم وجود کاتب در آیه ذکر شده است.عقد رهن از طرف گروگذار لازم است. از این رو، وی نمی تواند آن را برهم زند، لیکن از طرف گروگیرنده، جایز می باشد و او هر زمان که بخواهد می تواند آن را فسخ کند.
ارکان رهن
صیغه (ایجاب و قبول)، مال رهنی ( ...

رهن در دانشنامه ویکی پدیا

رهن
رهن عقدی است که به موجب آن شخصی (مدیون) مالی را برای وثیقه یا ضمانت به شخص دیگر (داین) می دهد. به گروگذار اصطلاحاً راهن و به گرو گیرنده مرتهن و به مالی که گرو گذاشته می شود مال مرهونه یا رهنیه گفته می شود. عقد رهن از طرف راهن لازم است. از این رو، وی نمی تواند آن را برهم زند، اما از طرف مرتهن، جایز می باشد و او علی الاصول می تواند آن را فسخ کند. مال مرهونه می تواند در مقابل چند دین مورد رهن قرار گیرد. و همچنین چند راهن می توانند یک مال را نزد یک مرتهن گرو بگذارند.
رهن در عرف اجاره نشینی : اجاره#قوانین اجاره نشینی
رهن ممکن است اشاره ای به موارد زیر باشد:
روستای رهن
یخدان رهن
قنات رهن، گناباد
رهن، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان گناباد در استان خراسان رضوی ایران است. نام رهن به روستایی در دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان گناباد در استان خراسان رضوی اطلاق می شود. این روستا در فاصلۀ سه کیلومتری جنوب غربی شهر گناباد و فاصله یک و نیم کیلومتری غرب جاده مواصلاتی گناباد به فردوس واقع شده است.
این روستا در دهستان حومه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۴۱ نفر (۲۶۴خانوار) بوده است.
رهن در لغت به معنای گرو کردن و گرو دادن است. در گذشته به این مکان نهر گفته می شده است زیرا در قدیم نهر بزرگی در این حوالی جاری بوده است (احتمالاً همان قنات روستا که خیلی پر آب بوده است). این قنات در اثر زلزله ای بزرگ تخریب و بند شده است ازآنجاکه مالکین برای باز کردن قنات پول لازم را نداشته اند مقداری از آب آن را (دو شبانه روز) به صورت رهن به مغنیانی داده اند تا دوباره قنات را احیا نمایند بعدازآن این قنات به نام قنات رهن مشهور می شود و منطقه را به نام رهن نام گذاری می کنند.
«کانون صبای روستای رهن = http://canoonsaba.ir». پیوند خارجی در |title= وجود دارد (کمک) «پیوند بایگانی = http://rahn20.ir». پیوند خارجی در |title= وجود دارد ( ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

رهن در دانشنامه آزاد پارسی

رَهن
عقدی که در آن برای تأمین دین یا عین که در ذمۀ کسی است وثیقه قرار می دهند. به کسی که رهن می سپرد، راهن و کسی که رهن می گیرد مرتهن و به وثیقه ای که گذاشته می شود رهن یا مرهون گویند. این عقد از سوی راهن لازم است، ولی مرتهن می تواند آن را به هم بزند. رهن باید عین قابل تملک باشد. در صحت عقد رهن شرط است که مرتهن، رهن را قبض کند (بگیرد). منافع رهن به راهن تعلق دارد؛ اما راهن نمی تواند بدون اجازۀ مرتهن، آن را بفروشد. رهن چه از ناحیۀ راهن و چه از ناحیۀ مرتهن، بعد از مرگ آنان، از ناحیۀ ورّاث می تواند اعمال شود. رهن در اصطلاح دیگر به مالی گویند که در مسابقه قرار می دهند تا به برنده بدهند.

ارتباط محتوایی با رهن

رهن در جدول کلمات

رهن
گرو
در رهن بودن
گرو

معنی رهن به انگلیسی

mortgage (اسم)
گرو ، رهن ، گرونامه

معنی کلمه رهن به عربی

رهن
قرض عقاري
بيدق
اِرتَهَنَ

رهن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رهن و اجاره آپارتمان دیوار   • رهن کامل آپارتمان در غرب تهران   • رهن و اجاره آپارتمان در تهران دیوار   • دیوار املاک تهران رهن و اجاره   • رهن کامل آپارتمان در تهران   • معنی رهن   • رهن و اجاره تهران   • رهن کامل آپارتمان در جنت آباد   • مفهوم رهن   • تعریف رهن   • معرفی رهن   • رهن چیست   • رهن یعنی چی   • رهن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رهن
کلمه : رهن
اشتباه تایپی : vik
آوا : rahn
نقش : اسم
عکس رهن : در گوگل

آیا معنی رهن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )